(۴۷۷۵) سوال: مقداری طلا دارم که با خدای خود عهد نمودهام که باز هم بر آن بیفزایم و سرانجام مسجدی بنا نهم و چیزی از آن نفروشم تا روزی که فرآیند احداث مسجد آغاز میگردد. هر سال زکات این مقدار طلا را پرداخت میکردم. حال به تازگی فهمیدم که بر مال وقفی زکات واجب نیست و امسال دیگر زکات آن را پرداخت نکردم. آیا این پرداخت نکردن زکات در این مال درست است؟ سوال دیگری نیز دارم جناب شیخ! آیا میتوانم در این طلاها دست ببرم (مثلا با آنها کسابت کنم) تا بیشتر شوند، زیرا به اجبار دو سال است شغلم را ترک کردهام و نتوانستهام چیزی به طلاها اضافه کنم.
جواب:
این سوال از من دو چیز طلب میکند: اول پاسخ به خود سوال و دوم توضیح درباره حکم معاهده با خدای تعالی بر سر اعمال صالح. ابتدا از معاهده شروع میکنم و میگویم: معامله با خدای تعالی بر سر اعمال صالح همان نذر است و پیامبر گرامی ما صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم از نذر نهی فرمودهاند و در حدیث آمده که: »أنه نهى عن النذر، وقال: إنّ النَّذْرَ لا يأتي بخير، وإنما يُسْتَخْرَجُ به من البخيل« »نذر هيچ خيری برای انسان ندارد و تنها به وسيله ی آن چيزی از دست بخيل بيرون می آيد«
و بسیاری از مردم برای خدای عزوجل نذر میکنند یا با او بر سر انجام طاعات عهد میبندند تا خود را بر انجام واجبات ملزم سازند. در حالی که خداوند سبحان از این کار نهی کرده و فرموده است: {وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَيَخْرُجُنَّ ۖ قُلْ لَا تُقْسِمُوا ۖ طَاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ}{منافقان با (نهایت تاکید و) سخت ترین سوگندهای شان، به خدا سوگند یاد کردند که اگر به آنها فرمان دهی (برای جهاد) بیرون می روند، (ای پیامبر ! به آنها) بگو : سوگند یاد نکنید، طاعت پسندیده (و خالصانه مطلوب) است، بی گمان خداوند به آنچه انجام می دهید؛ آگاه است}(نور ٥٣). یعنی باید به نیکویی و با نفوس مطمئنه و نه از سر اجبار طاعت خدا را به جای آورید. سوای این ممکن است عاقبت نذر بسیار وخیم باشد. یعنی اینکه انسان در مقابل حصول نعمتی عهدی با خدا ببندد و سپس از عهده وفای به آن عهد برنیاید که در این صورت عاقبتی دردناک در انتظار او خواهد بود چنان که خداوند منان میفرماید:{ وَمِنْهُمْ مَنْ عَاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتَانَا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِينَ*فَلَمَّا آتَاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَتَوَلَّوْا وَهُمْ مُعْرِضُونَ*فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَىٰ يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُوا اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ}{بعضی از آنها با خدا (عهد و) پیمان بستند که: اگر (خداوند) از فضل خود (نصیبی) به ما دهد, قطعاً صدقه (وزکات) خواهیم داد, واز نیکوکاران خواهیم بود.* پس چون (خداوند) از فضل خود به آنها (نصیبی) بخشید, به آن بخل ورزیدند, واعراض کنان روی گرداندند (وسر پیچی کردن)* پس (این عمل) نفاق را تا روزی که او (= خدا) را ملاقات کنند, در دلهایشان بر قرار ساخت, به (سبب) آنچه که با خدا وعده کرده بودند, خلاف نمودند, (وعهد شکنی کردند) وبه (سبب) آنکه دروغ می گفتند. } (توبه ٧٥ -٧٧)
بسیاری از کسانی که نذر میکنند نیز نذر خود را در برابر کسب نعمتی الهی یا دفع یک بلا عهد میکنند و پس از آن پشیمان شده و احتمالا به نذر خود وفا نمیکنند. مثلا کسی که از شفای بیماری خود یا پدر و مادرش ناامید شده میگوید: اگر خداوند شفا عنایت بفرماید چنان میکنم و چنین میکنم؛ مثلا یک سال روزه میگیرم یا دو ماه روزه میگیرم یا سه روز یا … . اما وقتی از بیماری نجات یافتند از نذر خود پشیمان شده و به دامن تمام علما میافتند تا شاید به نحوی آنها را از این نذر رها کند!
برای همی به عموم برادران و خواهران به خصوص این خانم سوال کننده توصیه میکنیم که از نذر پرهیز کنند و از دستورات خداوند تعالی بدون نذر پیروی نمایند و خداوند تعالی را پس از هر نعمت و دفع هر بلا بدون نذر شکر کنند. اما در جواب سوال اول میگوییم: این خانم نذر کرده که طلاهایش را برای ساخت یک مسجد جمع آوری کند و بر او واجب است که هر طلایی که به دست میآورد جمع کرده و صرف این کار نماید و بر او حلال نیست که از این طلا به جز برای این نذر استفاده دیگری داشته باشد مگر اینکه این استفاده باز در جهت بنای همین مسجد و در واقع وفای به نظر باشد. یعنی با این طلاها تجارت کند تا مقدار آن بیشتر شود (اگر از سوددهی آن مطمئن است) و بتواند آنچه را با خدای خود عهد کرده به انجام برساند که در این صورت بلامانع است. درباره اینکه گفتند وقف مشمول زکات نیست؛ بله کاملا درست است. اما مساله این است که این طلا هنوز وقف نشده است و تنها با خدا عهد بسته که پس از رسیدن آن به حدی معین مسجدی بنا نهد. پس هنوز وقفی محسوب نشده و باید چنان که پیشتر زکات آن را پرداخت کرده، این کار را همچنان ادامه دهد.