جمعه 4 محرم 1448
۲۹ خرداد ۱۴۰۵
19 ژوئن 2026

(۴۳۸۲) حكم تکرار عمره در رمضان

(۴۳۸۲) سوال: در مورد تکرار عمره در رمضان سوال دارم؟

جواب:

تکرار عمره در یک سفر از روش رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و اصحابش تا جایی که می‌دانیم نیست و خود رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم هنگامی که مکه را فتح کردند حدود ۲۰ رمضان بود و ۹ روز از رمضان باقی بود که او در مکه باشد اما وارد نشده است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به تنعیم رفته تا این که عمره کند با وجود این که این امر میسر و آسان بود و همچنین در عمره‌ی قضاء که قبل از فتح مکه بود، وارد مکه شدند و سه روز ماندن اما غیر از عمره‌ی اولی، عمره‌ی دیگری ننمودند با وجود این که یقین داریم هیچ کس به اندازه‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم محبت طاعت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را ندارد و همچنین یقین داریم که اگر این از شریعت بود که انسان در یک سفری که مدت آن کم است، چندین بار عمره کند، رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آن را با قولش یا فعلش یا تقریرش بیان می‌کرد پس زمانی که قول و فعل و تقریر ایشان بر این نیست دانسته می‌شود که آن از شریعت ایشان نیست و از سنت نیست که انسان در یک سفر چندین بار عمره کند بلکه همان عمر‌ه‌ی اولی که از بلدش برای آن آمده است کافی است.

و همچنین چیزی که بر این دلالت دارد زمانی است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم عبدالرحمن بن ابوبکر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ را همراه خواهرش عائشه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا به تنعیم فرستاد تا این که عائشه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا ، احرام عمره ببندد اما عبدالرحمن رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ احرام نبست و اگر این نزدشان معروف بود که چندین بار عمره کند چرا باید خودش را از این اجر محروم کند با وجود این که برایش راحت بود احرام نبست و عجیب این است کسانی این را انجام می‌دهند یعنی در یک سفر چندین بار عمره می‌کنند به حدیث عائشه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا احتجاج می‌کنند اما در حقیقت حدیث عائشه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا حجتی بر علیه ایشان می‌باشد نه این که برای ایشان باشد چون عائشه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا این کار را کرد چون که عمره اولی از او فوت شده بود و او از ذو الحُلیفه، اولی که همراه رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به مکه می‌آمدند احرام بسته بود اما در مسیر دچار حیض شد و هنگامی که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بر او وارد شد گریه می‌کرد و او را با خبر ساخت که به آنچه زنان دچار می‌شوند یعنی حیض دوار شده است لذا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به او امر نمود که حج را بر عمره داخل کند پس او احرام به حج بست و هنگامی که به مکه رسیدند طواف و سعی نکرد و بعد آنها را انجام داد پس زنان رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم عمره‌ و حج مستقل به جا آوردند، پس هنگامی که عائشه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا از حج فارغ شد از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم خواست که که عمره کند و گفت: مردم حج و عمره را انجام می‌دهند و من حج را انجام می‌دهم پس رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به او اجازه داد که عمره را انجام دهد لذا عائشه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا رفت و احرام به عمره بست و برادرش عبدالرحمن رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا همراه او بود ولی احرام نبست و اگر این از سنت برای همه‌ی مردم می‌بود رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به عبدالرحمن رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ نیز راهنمایی می‌رکدرکه همراه خواهرش رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا احرام ببندد یا اگر او همراه خواهرش احرام می‌بست این تقریری از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بر این عمره‌ای که عبدالرحمن رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ می‌کرد می‌بود و در هر صورت چنین نشده است.

و ما می‌گوییم: اگر برای زنی مثل آنچه برای عائشه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا رخ داد، رخ دهد یعنی احرام به عمره بسته بود که با آن به سوی حج برود ولی قبل از این که به مکه برسد دچار حیض گشت و حج را بر عمره داخل کرد و عمره‌ی مستقلی انجام نداده بود و راحت نبود که بدون این که عمره‌ی مستقلی را انجام دهد به سوی خانواده برگردد بنابراین مثل عائشه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا عمره را به جا می‌آورد و این در قضیه‌ی معینی می‌باشد و برای همه نیست و در این صورت به سوال کننده می‌گوییم: در یک سفر عمره را تکرار نکن و فقط آن عمره‌ای که برای آن به مکه آمدی انجام بده و کافی است و بهترین روش، روش رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است و این حق در این مسئله می‌باشد.

و در این مناسبت می‌گویم که بسیاری از مردم حریص هستند که در شب ۲۷ رمضان عمره انجام دهند و از کشورشان برای همین می‌آیند و این از بدعت‌ها می‌باشد زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم هیچ وقت بر عمره کردن شب ۲۷ رمضان تشویق نکردند و تا جایی که می‌دانیم صحابه نیز چنین نکردند و شب قدر اختصاص به قیام دارد که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بر آن تشویق نیز کرده است هنگامی که فرمود: «مَنْ يَقُمْ لَيْلَةَ الْقَدْرِ – إِيمَانًا وَاحْتِسَابًا – غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ»[۱] : (هر كسى شب قدر را از روى ايمان و براى كسب پاداش آن با عبادت كردن زنده كند، گناهان گذشته اش بخشيده می شوند): و قیام در شب ۲۷ رمضان بهتر از عمره می‌باشد که از مکه خارج شود تا عمره کند یا آن شب از بلدش بیاید که در آن شب عمره کند.

اما اگر از روی تصادف این‌گونه رخ داد یعنی از بلدش مسافرت می‌کند و هنگامی که به مکه می‌رسد مصادف با شب ۲۷ می‌شود که در این صورت چیزی به او نمی‌گوییم و به او نمی‌گوییم: عمره را به جا نیاور و این فرق دارد که بگوییم: عمره در شب ۲۷ مستحب است و بین این که بگوییم: شب ۲۷ به عمره نیا و ما نمی‌گوییم: شب ۲۷ عمره نکن، انجام بده اما قصد شب ۲۷ نکن زیرا اگر قصد آن را بکنی چیزی را در آن شب شرع قراردادی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و رسولش آن را شرع قرار نداده‌اند و همانطور که گفتیم در شب ۲۷ فقط قیام مشروع می‌باشد و برای همین از برادران طالب علم امید دارم که مردم را در این مورد متوجه سازند تا این که دعوتگر بر بصیرت و خیر و امر به معروف و نهی از منکر باشیم و تا این که مردم آگاه شوند زیرا مردم به یک‌دیگر اقتدا می‌کنند و اگر طالب علمی در بلدش موفق شود و مردم در این مسئله‌ای که سنت نیست را سنت گرفته‌اند را متوجه سازد در آن خیر بسیاری حاصل می‌شود؛ علما رهبران و چراغ امت هستند همانطور که نبی ایشان چراغ روشنی بود بر ایشان نیز واجب است که این وصف جلیل را به ارث ببرند و چراغ روشنی برای اطرافیان خود شوند، و از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌خواهیم که همه‌ی ما را در دینمان با بصیرت بگرداند.


[۱] رواه البخاری (۳۵) و مسلم (۷۶۰).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: أسأل عن حكم تكرار الْعُمْرَةِ في رمضان؟

فأجاب رحمه الله تعالى: تكرار الْعُمْرَةِ في سفر واحد ليس من هدي النبي – عليه الصلاة والسلام – ولا من هدي أصحابه – فيما نعلم، فها هو النبي -عليه الصلاة والسلام – فتح مَكَّةَ في رمضان في العشرين من رمضان، أو قريباً من ذلك، وبقي – عليه الصلاة والسلام- تسعة عشر يوما في مكة، ولم يحفظ عنه أنه خرج إلى التَّنْعِيمِ ليأتي بالْعُمْرَةِ، مع تيسر ذلك عليه وسهولته، وكذلك أيضًا في عُمْرَةِ القضاء التي صالح عليها المشركين قبل فتح مكة، دخل مَكَّةَ وبقي فيها ثلاثة أيام، ولم يأتِ بغير الْعُمْرَةِ الأولى، مع أننا نعلم علم اليقين أنه ليس أحد من

الناس أشد حبًا لطاعة الله من رسول الله صلى الله عليه وعلى آله وسلم ونعلم علم اليقين أنه لو كان من شريعته -صلى الله عليه وعلى آله وسلم- أن يكرر الإنسان العُمْرَةَ في سفرة واحدة في هذه المدة الوجيزة، لبينه لأمته، إما بقوله، أو فعله، أو إقراره، نعلم هذا، فلما لم يكن ذلك لا من قوله، ولا من فعله، ولا من إقراره، عُلم أنه ليس من شريعته، وأنه ليس من السُّنَّةِ أن يكرر الإنسان الْعُمْرَةَ فِي سفرة واحدة، بل تكفي الْعُمْرَةُ الأولى التي قدم بها من بلاده.

ويدل لهذا أيضًا أن الرسول -صلى الله عليه وعلى آله وسلم- لما أرسل عبد الرحمن بن أبي بكر مع أخته عائشة رضي الله عنها إلى التَّنْعِيمِ أَحْرَمَتْ عائشة بالْعُمْرَةِ، ولم يحرم عبد الرحمن، ولو كان معروفًا عندهم أن الإنسان يكرر الْعُمْرَةَ لأَحْرَمَ لئلا يَحْرِمَ نفسه الأجر والأمر متيسر، ومع ذلك لم يخرم، والعجب أن الذين يفعلون ذلك، أي يكررون الْعُمْرَةَ في سَفَرٍ واحد يحتجون بحديث عائشة رضي الله عنها، والحقيقة أن حديث عائشة رضي الله عنها حجة عليهم وليس لهم، لأن عائشة رضي الله عنها إنها فعلت ذلك حيث فاتتها العُمْرَةُ الأولى فهي رضي الله عنها أَحْرَمَتْ من ذي الْحُلَيْفَةِ أول ما قدم النبي -عليه الصلاة والسلام- مكة، وفي أثناء الطريق حاضت بِسَرِف، فدخل عليها النبي -صلى الله عليه وعلى آله وسلم- وهي تبكي، وأخبرته أنه أصابها ما يصيب النساء من الحيض، فأمرها -صلى الله عليه وعلى آله وسلم- أن تُدْخِلَ الْحَجَّ على الْعُمْرَةِ، فأحرمت بالْحَجِّ، ولم تطف، ولم تشع حين قدومهم إلى مَكَّةَ، وإنما طافت وسعت بعد ذلك، فصار نساء الرسول -عليه الصلاة والسلام- أتين بعُمْرَةٍ مستقلة، وحج مستقل، فلما فرغت من الحَج طلبت من النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم- أن تأتي بِعُمْرَةٍ، وقالت: يذهب الناس بعُمْرَةٍ وحج، وأذهب بِحَجِّ، فأذن لها النبي -عليه الصلاة والسلام- أن تأتي بِعُمْرَةٍ، فذهبت وأحرمت بِعُمْرَةٍ، ومعها أخوها عبد الرحمن، ولم يُحرم معها، ولو كان هذا من السُّنَّةِ المطلقة لعامة الناس، لأرشد النبي -صلى الله عليه وعلى آله وسلم- عبد الرحمن أن يُحرم مع أخته، أو لأحرم عبد الرحمن مع أخته حتى يكون في ذلك إقرار الرسول – صلى الله عليه وعلى آله وسلم – على هذه الْعُمْرَةِ التي فعلها عبد الرحمن، وكل ذلك لم يكن.

ونحن نقول: إذا حصل لامرأة مثل ما حصل لعائشة، يعني أحرمت بالْعُمْرَةِ متمتعة بها إلى الْحَجّ، ولكن جاءها الحيض قبل أن تَصِلَ إلى مَكَّةَ، وأدخلت الحَجَّ على الْعُمْرَةِ، ولم يكن لها عُمْرَةٌ مستقلة، ولم تَطِب نفسها أن ترجع إلى أهلها إلا بِعُمْرَةٍ مستقلة، فإن لها أن تفعل ذلك كما فعلت عائشة، فتكون القضية قضية معينة، وليست عامة لكل أحد، وحينئذ نقول لهذا السائل: لا تُكَرّر الْعُمْرَةَ في سفر واحد انت بالْعُمْرَةِ الأُولى التي قدمت بها إلى مَكَّةَ وكفى، وخير الْهَدْي هدي النبي -صلى الله عليه وعلى آله وسلم-، هذا هو الحق في هذه المسألة.

وإنه بهذه المناسبة أرى كثيرًا من الناس يحرصون على الْعُمْرَةِ في ليلة سبع وعشرين من رمضان، ويقدمون من بلادهم لهذا، وهذا أيضًا من البدع، لأن النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم – لم يحثّ يوما من الأيام على فعل الْعُمْرَةِ في ليلة سبع وعشرين في رمضان ولا كان الصحابة يقصدون ذلك فيما نعلم، وليلة القدر إنها تختص بالقيام الذي حَتَّ النبي صلى الله عليه وسلم عليه حيث قال: «من قَامَ لَيْلَةَ القَدْرِ إيمانا واحْتِسَابًا غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ من ذَنْبِهِ»، والقيام في ليلة السابع والعشرين من رمضان أفضل من الْعُمْرَةِ، خلافًا لمن يخرج من مَكَّةَ إلى الْعُمْرَةِ فِي هذه الليلة، أو يقدم بها من بلده قاصدًا هذه الليلة.

أما لو كان ذلك من وجه المصادفة، بأن يكون الإنسان سافر من بلده في وقت صادف أن وصل إلى مَكَّةَ ليلة سبع وعشرين، فهذا لا نقول له شيئا، لا نقول له: لا تؤدي الْعُمْرَةَ، وفَرْقٌ بين أن نقول: يستحب أن يأتي بالْعُمْرَةِ في ليلة سبع وعشرين، وبين أن نقول: لا تأت بالْعُمْرَةِ في ليلة سبع وعشرين، نحن لا نقول: لا تأت بالْعُمْرَةِ ليلة سبع وعشرين انت بها لكن لا تتقصد أن تكون ليلة سبع وعشرين، لأنك إذا قصدت أن تكون ليلة سبع وعشرين فقد شَرَّعْتَ في هذه الليلة ما لم يُشرعه الله ورسوله والمشروع في ليلة سبع وعشرين إنما هو القيام كما أسلفنا، لذلك أرجو من إخواني طلبة العلم أن يُنبهوا العامة على هذه المسألة، حتى نكون داعين إلى الله على بصيرة، داعين إلى الخير آمرين بالمعروف، ناهين عن المنكر، وحتى يَتَبَصَّرَ العامة، لأن العامة يحمل بعضهم بعضا، ويقتدي بعضهم ببعض، فإذا وُفِّقَ طلبة العلم في البلاد، وكل إنسان في بلده على أن ينبهوا الناس على مثل هذه المسائل التي اتخذها العامة سُنّة، وليست بُسُنَّةٍ حصل في هذا خير كثير، والعلماء هم قادة الأمة هم سُرُجُ الأمة كما كان نبيهم -صلى الله عليه وعلى آله وسلم- سراجًا منيرا، فإنه يجب أن يَرِثُوه صلى الله عليه وسلم في هذا الوصف الجليل، وأن يكونوا سُرجًا منيرة لمن حولهم، ونسأل الله تعالى أن يبصرنا جميعا في ديننا.

مطالب مرتبط:

(۴۳۱۶) آیا برای غیر مُحرِم جایز است که از حج‌کننده‌ای كه از رمی عاجز است رمی به جا آورد؟

اولا قبل از این کم به این سوال جواب دهم دوست دارم مسئله‌ی وکیل گرفتن در رمی را مورد توجه قرار دهم که مردم آن را بسیار دست‌کم می‌گیرند تا جایی که به آن اهمیت نمی‌دهنددر صورتی که رمی جمرات یکی از واجبات حج است و بر کسی که لباس حج را بر تن کرده واجب است که خودش آن را به جا آورد زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌فرماید: {وَأَتِمُّوا۟ ٱلۡحَجَّ وَٱلۡعُمۡرَةَ لِلَّهِ} [سوره البقرة: ۱۹۶] : (و حج و عمره را برای الله به اتمام برسانید): و این اقتضای این را دارد که انسان تمام اعمال حج را باید بدون این که کسی را وکیل خود قرار دهد انجام دهد ولی با تأسف بسیار بعضی از مردم این را دست‌کم می‌گیرند تا جایی که جوانی را می‌یابی که از جانب خود برای رمی وکیل گرفته است یا زنی که می‌تواند که خودش رمی به جا آورد کسی را از جانب خود وکیل گرفته است و این خطای بزرگی است و برای کسی که خودش می‌تواند رمی به جا آورد با وکیل گرفتن رمی او به جا نمی‌آید. بعضی از مردم می‌گویند: زنان به خاطر شلوغی و اختلاط به مردان به وکیل گرفتن نیاز دارند. می‌گوییم: برای زنان نیز وکیل گرفتن جایز نیست زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به سوده دختر زمعه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا (یکی از همسرانش) که سنگین و کند رو بود اجازه نداد که وکیل بگیرد بلکه به او اجازه داد از مزدلفه در آخر شب، قبل از شلوغی مردم خارج شود. و ما می‌گوییم: مسئله‌ی شلوعی در طواف و سعی نیز می‌باشد بلکه در طواف و سعی بیشتر و خطرناکتر است زیرا مردم در رمی کردن سمت یکسانی ندارند یکی می‌آید و یکی می‌رود و با عجله این کار را انجام می‌دهند به خلاف طواف که به یک سمت می‌روند و با آرامی این کار را انجام می‌دهند بنابراین فتنه در آن از این که فاسقان در آن باشند العیاذ بالله خطرناک‌تر است که از اول تا آخر طواف در مجاورت این زن قرار می‌گیرد و خطر در آن بیشتر وجود دارد و با این وجود هیچ کس نگفته است که در حالت شلوغی از جانب زن برای طواف کردن وکیل گرفته می‌شود. و برای همین نیز حج کننده در حج فرض و نفل باید خودش رمی را به جا آورد و اگر مانند زن حامله یا مریض یا شخص مسن که از این کار عاجز هستند در این حالت از جانب خودشان وکیل می‌گیرند و اگر از صحابه روایت نشده بود که از جانب کودکانشان رمی می‌کردند می‌گفتیم اگر نمی‌تواند رمی را به جا آورد وکیل گرفته نمی‌شود بلکه از او ساقط می‌شود زیرا که واجبات برای کسی که توانایی آن را ندارد از گردنش ساقط می‌شود ولی وقتی در توکیل در اصل حج برای کسی که عجزی که امید به بهبود آن نیست دچار شده است آمده و از صحابه روایت شده است که از جانب کودکانشان رمی را به جا می‌آوردند گفتیم که توکیل در رمی کردن برای کسی که نمی‌تواند جایز است. و اما کسی که به سبب شلوغی رکی کردن برایش سخت می‌آید عذری برای وکیل گرفتن نیست بلکه می‌گوییم اگر می‌توانی در شلوغی رمی کنی خودت در روز رمی کن و اگر با وجود شلوغی برایت سخت می‌آید در شب رمی را به جا بیاور و امر در این باره سخت‌گیری نیست زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم اول وقت رمی در ایام تشریق را مشخص کردند و آخر آن را مشخص نکردند و این دلالت بر این دارد که آخر آن وقت محدودی ندارد و انسان براساس آنچه برایش میسر است در شب رمی می‌کند و این ممنوع نیست و رمی عبادت روز نیست بلکه رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به ایشان اجازه داده است که در آخر شب از مزدلفه خارج شوند و هنگامی که رسیدند رمی کنند همانطور که از اسماء رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا دختر ابوبکر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ روایت شده است: «أنها كانت ترمي ثم تُصلي الفجر» : (او رمی را به جا می‌آورد سپس نماز صبح را می‌خواند): و این دلیل بر این است که امر در آن واسع است بنابراین در چیزی که شرع آن را محدود کرده است به آن ملزم هستیم و در چیزی که شرع در آن مطلق آورده است از رحمت و کَرَم الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است؛ بله اگر انسانی منزلش دور است و برایش سخت است که هر روز به سوی جمرات برود می‌تواند آن را در روز آخر جمع کند زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به شتربانان اجازه داد که روزی رمی کنند و روزی رمی نکنند سپس در روز سوم برای دو روز رمی کنند. اما در صورتی که مشقتی نمی‌باشد جایز نیست که رمی روزی را به روز دیگر به تأخیر بیاندازد. اما جواب سوال: آیا جایز کسی که در احرام نیست را برای رمی جمرات وکیل کرد؟ فقها گفته‌اند: فقط برای کسی که در آن سال حج می‌کند جایز است. والله الموفق....

ادامه مطلب …

(۴۳۲۱) حکم خروج از احرام با تقصیر جزئی در روز دهم

آنچه متعلق به کوتاه کردن موی سر می‌باشد از این جهت که فقط قسمت کمی از آن را به خاطر اینکه جهل داشته‌ای کوتاه کرده‌ای و سپس از احرام بیرون آمده‌ای چیزی بر گردنت نمی‌باشد زیرا که جاهل بوده‌ای اما باید سر خود را تمام کوتاه کنی...

ادامه مطلب …

(۴۲۹۰) توقف نادرست در عرفه و تأثیر آن بر صحت حج

اگر حجاج از روی خطا و اشتباه در روز هشتم و نهم در عرفه بمانند کفایتشان می‌کند زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ کسی را بیش‌تر از توانش تکلیف نمی‌کند...

ادامه مطلب …

(۴۲۹۹) آیا ترک مزدلفه در نیمه‌شب برای جلوگیری از ازدحام جایز است؟

اگر که ماه غروب کرد اشکالی ندارد و ماه در شب دهم غایب نمی‌شود مگر اگر این که اکثر شب گذشته باشد و در این حالت اشکالی ندارد که از مزدلفه خارج شده و برای رمی جمره‌ی عقبه به منی برود...

ادامه مطلب …

(۴۲۹۷) توضیح درباره مشعرالحرام و حکم دعا و وقوف بر کوه آن

مکان معینی است که مسجد بر آن بنا شده است و آن مکانی که است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم هنگامی که نماز صبح در مزدلفه را خواند و تا مشعر الحرام سوار بر سواره شده است و نزد آن ایستادن و دعا، تکبیر تهلیل گفته است....

ادامه مطلب …

(۴۳۴۷) حکم وکالت در رمی جمرات برای مسافرِ غیر معذور از جهت بیماری

نظر ما این است که آن به جا نیامده است و واجبی از واجبات حج را ترک کرده...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه