یکشنبه 3 شوال 1447
۲ فروردین ۱۴۰۵
22 مارس 2026

(۴۱۹۷) فایده‌ی شرط گذاشتن در حج چیست؟

(۴۱۹۷) سوال: فایده­‌ی شرط گذاشتن در حج چیست؟

جواب:

شرط گذاشتن در حج بدین معنا است که انسان هنگام احرام بستنن شرط کند که در صورتی که چیزی مانع او شد خروج او از احرام جایی است که آن چیز مانع او (از اتمام اعمال حج) شده است.

علما رَحِمَهُمُ‌الله در مشروعیت شرط گذاشتن اختلاف نموده­اند:

برخی می­گویند: مطلقا مشروع نیست زیرا پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم حج و عمره را انجام دادند اما از ایشان نقل نشده که چه در حج و چه در عمره شرط را ذکر کرده باشند و معلوم است که همراه او بیمار بوده اما مردم را به شرط گذاشتن راهنمایی نکرده است مثلا کعب بن عجرة در عمره­ی  حدیبیه در حالی نزد رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آورده شد که شپش از سر او بر روی صورتش جاری بود رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: «ما كنت أرى الوجع بلغ بك ما أرى، أما تجد شاة؟» قال: لا. فقال صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم : «فاحلق، و صم ثلاثة أيام، أو أطعم ستة مساكين، أو انسك نسيكة»[۱]: (فکر نمی­کردم این­گونه دچار مشکل شده­ای؛ آیا می­توانی گوسفندی پیدا کنی؟ گفت: نه. پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: موی سر خود را بتراش و سه روز روزه­ بگیر یا شش مسکین غذا بده یا قربانی کن) و این داستان در صحیح بخاری و مسلم و … مشهور است بنابراین این گروه از علما نظرشان این است که شرط گذاشتن مطلقا مشروع نیست.

گروهی می­گویند: مطلقا مشروع است و برای انسان مستحب است هنگام بستن احرام شرط را ذکر کند که اگر چیزی مانع او شد خروج او از احرام همان زمان باشد و دلیل آن­ها این است که انسان از عوارضی که در اثنای احرام برای او پیش می­آید و او را به سمت خروج از احرام می­کشاند در امان نیست لذا اگر شرط گذاشته باشد خروج از احرام برای او آسان می­شود.

صحیح این است که شرط گذاشتن مشروعه نیست مگر این که انسان ترس از وجود مانعی که دور او و کامل کردن اعمال حجش می­چرخد داشته باشد مثل این که شدیدا بیمار شود و نتواند اعمال حج خود را کامل کند در این جا شرط می­کند اما اگر ترس از مانعی که او را منع کند یا مانعی که بین او و اتمام اعمال حج می­چرخد نداشته باشد شرط را ذکر نمی­کند و با این قول ادله جمع می­شود و وجه آن این است که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم عمره و حج را ادا نمودند اما شرط را ذکر نکردند و برای مردم به صورت عموم نفرمود: هنگام احرام شرط را ذکر کنید اما هنگامی که ضبابة بنت زبیر بن عبدالمطلب به او خبر داد قصد حج دارد در حالی که بیمار است پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به او فرمود: «حجي واشترطي أن محلي حيث حبستني، فإن لك عللى ربك ما استثنيت»: (حج را ادا کن و شرط بگذار که خروج من از احرام همان جایی است که مانع مرا از اتمام حج منع کرد در این صورت استثنا کردی) لذا کسی که در چنین حالی باشد شرط می­گذارد و کسی که این­گونه نباشد شرط نمی­گذارد.

فایده­ی شرط گذاشتن این است که هرگاه برای انسان مانعی پیش آمد که اعمال حج خود را کامل کند بدون هیچ چیزی از احرام خارج می­شود یعنی از احرام خارج شده در حالی که فدیه و قضا بر او واجب نیست.


[۱] بخاري: كتاب المحصر، باب الإطعام في الفدية نصف صاع، شماره­ى (۱۸۱۶)، و مسلم: كتاب الحج، باب جواز حلق الرأس للمحرم إذا كان به أذى، شماره­ى (۱۲۰۱).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما هي فائدة الاشتراطِ فِي الْحَجِّ؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: الاشتراط في الْحَجِّ هو أن يشترط الإنسان عند د الْإِحْرَام إِن حَبَسَهُ حابس فمحله حيث حُبَسَ.

وقد اختلف العلماء – رحمهم الله – في مشروعية الاشتراط.

فمنهم من قال: إنه ليس بمشروع مطلقا، لأن النبي -صلى الله عليه وعلى آله وسلم – حَجَّ واعْتَمَرَ ، ولم ينقل عنه أنه اشترط لا فِي حَجَّهِ ولا فِي عُمْرَتِهِ، ومن المعلوم أنه يكون معه الْمَرْضَى، ولم يُرْشِدِ الناس إلى الاشتراط فها هو كَعْبُ بْنُ عُجْرَة في عُمْرَةِ الْحُدَيْبِيَّةِ أَتي به إلى الرسول صلى الله عليه وسلم وفيه مرض والقمل يتناثر على وجهه من رأسه فقال صلى الله عليه وسلم: «مَا كُنتُ أرى الوَجَعَ بلغ بك ما أرى، أما تَجِدُ شاة؟» قال: لا. فقال: «فاحْلِقُ، وصم ثلاثة أيام، أو أطعم ستة مساكين، أو انْسُكْ نَسِيكَة»، والقصة معروفة في الصحيحين وغيرهما، ويرى هؤلاء الطائفة من العلماء أن الاشتراط ليس بمشروع مطلقا.

ويرى آخرون أنه مشروع مطلقًا وأن الإنسان يستحب له عند عقد الْإِحْرَامِ أن يشترط إن حَبَسَنِي حابس فَمَحِلِّي حيث حَبْسَتْني، وعللوا ذلك بأنه لا يأمن العوارض التي تحدث له في أثناء إحرامه وتلجئه إلى التحلل، فإذا كان قد اشترط على الله سَهُلَ عليه التحلل.

والصحيح أن الاشتراط ليس بمشروع إلا أن يخاف الإنسان من عائق يحول دونه وإتمام نُسُكِهِ، مثل أن يكون مريضًا ويشتد به المرض، فلا يستطيع أن يُتِمَّ نُسُكَهُ فهنا يشترط، وأما إذا لم يكن خائفًا من عائق يمنعه، أو من عائق يحول بينه وبين إتمام نُسُكِهِ فلا يشترط، وهذا القول تجتمع به الأدلة، ووجه ذلك أن النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم- اعْتَمَرَ وحَجَّ ولم يشترط، ولم يقل للناس على سبيل العموم اشترطوا عند الْإِحْرَامِ، ولكن لما أخبرته ضُبَاعَةُ بنت الزُّبَيْرِ بن عبد المطلب أنها تريد الْحَجَّ، وهي شاكية، أي مريضة. قال لها النبي -صلى الله عليه وعلى آله وسلم- «حُجِّي واشْتَرِطي أن يَحِلِّي حيث حَبَسْتَني، فإن لك على ربك ما اسْتَثْنَيْتِ»، فمن كان في مثل حالها فإنه يشترط، ومن لم يكن فإنه لا يشترط.

أما فائدة الاشتراط: أنه إذا حصل للإنسان ما يمنع من إتمام نُسُكِهِ تَحَلَّلَ بدون شيء، يعني: يتحلل وليس عليه فدية ولا قضاء.

مطالب مرتبط:

(۴۱۹۴) حکم حیض قبل یا هنگام احرام

اگر زن قبل از احرام حیض شود هنگامی که به میقات رسید نیت احرام می­کند هر چند که حیض باشد....

ادامه مطلب …

(۴۱۷۵) حکم ناتمام ماندن سعی حج تمتع به دلیل بیماری

در چنین حالتی که ضرورت است حکم به صحت وارد ساختن حج بر عمره می­شود و بدین­ وسیله حج او قران محسوب می­شود و یک سعی برای او کفایت می­کند امید داشتم که اشکالی در این کار نباشد....

ادامه مطلب …

(۴۱۸۳) حکم اشتباه در ترتیب مناسک حج تمتع

اگر انسان فعل حرامی را بدون عذر انجام دهد این فدیه­ ی او نیست بلکه انجام دادن حرام غیر از صید و فدیه­ ی جماع در حج قبل از خارج شدن اول از احرام بین سه چیز حق اختیار دارد: ....

ادامه مطلب …

(۴۱۷۱) حکم کامل نکردن حج تمتع به دلیل گم کردن همراهان

چیزی بر تو نیست ...

ادامه مطلب …

(۴۱۶۶) چه تفاوتی میان حج تمتع، افراد و قران وجود دارد؟

فرق بین این مناسک به این صورت است: ...

ادامه مطلب …

(۴۱۸۱) حکم تأخیر سعی پس از طواف قدوم در حج افراد

برای کسی که به نیت حج افراد به مکه آمده جایز است طواف قدوم را انجام دهد و سعی را یک یا دو روز یا بیشر به تأخیر بیندازد...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه