یکشنبه 9 ربیع‌الثانی 1448
۲۹ شهریور ۱۴۰۵
20 سپتامبر 2026

(۶۰۲۶) حکم طلب کردن به وجه الله در غیر از بهشت

(۶۰۲۶) سوال: آیا طلب نمودن به وجه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ غیر از بهشت جایز است، از این جهت که در حدیثی که آلبانی آن را تصحیح نموده آمده: «ملعون من سأل بوجه الله، وملعون من سئل بوجه الله ولم یعط»[۱]: (ملعون است کسی که به وجه الله طلب کند و ملعون است کسی که به وجه الله از او طلب شود اما ندهد) آیا این حدیث صحیح است؟

جواب:

در حال حاضرحکم صحیح بودن یا نبودن این حدیث را به یاد ندارم و نظرم این بوده که بر طالب علم شایسته است هرگاه یکی از علمای حدیث، حدیثی را تصحیح نمود و آن حدیث در کتاب‌‌هایی که به صحت شهرت دارد و اهل علم آن را قبول نموده، نبود؛ نظرم این است که خود پیرامون حدیث و سندش تحقیق نموده تا اینکه صحت آن حدیث بر وی آشکار گردد، زیرا انسان بشر است و چه بسا به خطا برود همان‌‌طور که به درستی می‌‌رود. اما حکم این حدیث را در حال حاضر به یاد ندارم. اگر این حدیث صحیح باشد، معنای آن این است که زمانی که وجه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ موصوف به عظمت، شکوه، فضل و بخشش است شایسته نیست با آن جز بزرگ‌‌ترین چیزها درخواست نمود که آن چیز بهشت است. اما چیزهایی که کمتر از آن باشد، شایسته نیست با وجه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ طلب شود. همان‌‌طور هرگاه کسی با وجه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ یعنی وجه با عظمت که موصوف به شکوه، بزرگی، بخشش و جود است از او درخواست شد، شایسته نیست که درخواست کننده را رد کند بلکه بر او لازم است به طلب او پاسخ دهد. همه‌‌ی این مسائلی را که گفتم، در صورتی است که حدیث صحیح باشد. الله اعلم. چه بسا إن شاء الله پیرامون آن تحقیق نموده و در مجال دیگر پیرامون آن صحبت کنیم.


[۱] طبرانی در کتاب الکبیر (۲۲/۳۷۷، شماره­ی ۹۴۳) از ابو عبید مولای رفاعة بن رافع، الرویانی (۱/۳۲۷، شماره­ی ۴۹۵)، ابن عساکر (۲۶/۵۸) از ابو موسی.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: هل يجوز السؤال بوجه الله تعالى غير الجنة، حيث قد ورد في حديث صححه ، الألباني جاء فيه: «ملعون من سأل بوجه الله، وملعون من سُئِلَ بوجهِ الله ولم يُعْطِ»، فهل هذا الحديث صحيح؟

فأجاب رحمه الله تعالى: هذا الحديث لا يحضرني الآن الحكم عليه بصحته أو غيرها، والذي أرى أنه ينبغي لطالب العلم إذا صحح أحد من أهل علم الحديث وليس في الكتب المشهورة بالصحة والتي تلقاها أهل العلم بالقبول أرى أن يبحث هو بنفسه عن هذا الحديث وعن . سنده حتى يتبيَّن له صحته، فإن الإنسان بشر ربما يخطئ كما أنه : يصيب، ولكن هذا الحديث لا يحضرني الآن الحكم عليه بالصحة أو بغيرها، فإن صح هذا الحديث فمعناه أنه لما كان وجه الله تعالى موصوفًا بالجلال والإكرام كان لا ينبغي أن يسأل به إلا أعظم الأشياء، وهي الجنة، أما الأشياء التي دونها فإنه لا ينبغي أن يسأل، كما أن المسئول إذا سئل بوجه الله وهو الوجه العظيم الموصوف بالجلال والإكرام فإنه لا ينبغي له أن يرد من سأل به، بل عليه أن يجيبه، وكل هذا الذي أقوله إذا كان الحديث صحيحًا، والله أعلم، ولعلنا إن شاء الله تعالى نبحث عنه ويتسنى لنا الكلام عليه في موضع آخر.

مطالب مرتبط:

(۶۰۴۶) حکم شکستن قسم و کفاره آن

باید کفاره دهد که کفاره عبارت است از غذا دادن یا لباس دادن به ده مسکین یا برده آزاد کند، اگر نیافت سه روز پی در پی روزه بگیرد.....

ادامه مطلب …

(۶۰۷۱) حکم طلاق در صورت عدم اطلاع همسر

از شرط قسم یا وقوع طلاق، این نیست که همسر مطلع باشد اما آنچه از حال خود ذکر نمودی که از روی فراموشی خلاف قسم خود انجام دادی چیزی بر تو نیست؛ نه کفاره‌‌ی قسم و نه طلاق همسرت....

ادامه مطلب …

(۶۰۸۱) حکم عمل نکردن به قسم

باید بدانیم آیا این قسم‌‌ها بر چیزی در آینده بوده یا در گذشته؟ آیا در این قسم‌‌ها إن شاء الله گفته یا خیر؟ آیا این قسم‌‌های مکرر بر یک چیز بوده یا چند چیز؟ نیاز است همه‌‌ی این امور را بدانیم. ...

ادامه مطلب …

(۶۰۸۴) حکم قسم یاد کردن بر عدم ازدواج و انجام آن

مردی که قسم یاد نموده بعد از وفات همسرش ازدواج نکند سپس بعد از هفت سال با خواهر او ازدواج کرده بر او واجب است کفاره‌‌ی قسم دهد...

ادامه مطلب …

(۶۰۲۹) حکم قسم دروغ در کودکی و کفاره آن

اگر بعد از بلوغش این قسم از او صادر شده، گناهکار است و باید به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ توبه کند و کفاره‌‌ای ندارد؛ زیرا کفاره فقط در قسم‌‌هایی است که به آنچه در آینده باشد، بر می‌‌گردد اما در آنچه به گذشته مربوط باشد، کفاره وجود ندارد ...

ادامه مطلب …

(۶۰۹۹) حکم ادای کفاره‌‌ی قسم بعد از تأخیر به مدت یک سال و یا بیشتر

بر کسی که قسم گیر شده واجب است برای کفاره دادن بشتابد، زیرا هنگامی که قسم گیر شده کفاره بر او ثابت گشته است و تأخیر در ادای واجب جایز نیست...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه