جمعه 21 ذیقعده 1447
۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
8 می 2026

۸۹ – حکمت وجود کرام الکاتبین چیست، در حالی که الله همه چیز را می‌داند؟

۸۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: با اینکه الله همه چیز را می‌داند، پس حکمت وجود کرام الکاتبین چیست؟

جواب دادند: در چنین اموری می‌گوییم: ما حکمتِ برخی امور را در می‌یابیم و حکمت برخی دیگر را نمی‌توانیم دریابیم؛ چنان که الله تعالی می‌فرماید: {وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا}[۱]، یعنی: {و از تو در مورد روحی می‌پرسند. بگو روح به امر پروردگارم است؛ و از علم، جز اندکی به شما داده نشده است}. همین مخلوقات اگر کسی از ما بپرسد: حکمت چیست که الله عز و جل شتر را این گونه آفریده، و اسب را آن گونه خلق کرده، و خر را به این صورت و آدمی را به آن صورت به وجود آورده است؟ اگر از حکمتِ چنین اموری از ما پرسیده شود، اطلاعی از آن نداریم. همچنین اگر از ما بپرسند: چرا الله نماز ظهر را چهار رکعت، و نماز عصر را چهار رکعت، و نماز مغرب را سه رکعت، و نماز عشاء را چهار رکعت قرار داده، نمی‌توانیم حکمت آن را دریابیم. از همین رو در می‌یابیم که حکمت بسیاری از امور کَونی و شرعی بر ما پوشیده است، و وقتی چنین باشد، می‌گوییم: به دنبال حکمت گشتن در مورد برخی اشیاء مخلوق یا برخی امور مشروع، اگر الله بر ما منت نهاده و ما را به حکمتش برساند، این زیادت فضل و خیر و علم از جانب او برای ماست، و اگر به حکمت آن نرسیم، چیزی از ما کم نمی‌شود.

حال بر می‌گردیم به جواب سوال، و اینکه حکمت چیست که الله ملائکه‌ی کرام الکاتبین را بر ما موکل کرده که هر چه انجام می‌دهیم را می‌دانند؟

حکمت آن، بیان این مسئله است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ همه چیز را منظم کرده و مقدار آن را نیز معلوم نموده، و آن را به بهترین نحوی استوار نموده است؛ تا جایی که او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای کردار و گفتار بنی آدم نیز ملائکه‌ی نویسنده‌ای قرار داده که هر چه انجام می‌دهند را می‌نویسند. این در حالی است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ حتی قبل از اینکه عملی را انجام دهند، از آن مطلع است، اما همه‌ی اینها برای بیان کمال عنایت الله به انسان و کمال حفظ او و برای بیان این مسئله است که این کون به بهترین نحو دارای نظم و استواری است. و الله عالم و حکیم است.


[۱] – سوره أنبیاء، آیه «۸۵».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(89) وسئل فضيلته: عن الحكمة من إيجاد الكرام الكاتبين مع أن الله يعلم كل شيء؟

فأجاب فضيلته بقوله: نقول في مثل هذه الأمور : إننا قد ندرك حكمتها وقد لا ندرك فإن كثيراً من الأشياء لا نعلم حكمتها كما قال الله تعالى: (ويسألونك عن الروح قل الروح من أمر ربي وما أوتيتم من العلم إلا قليلاً) (سورة الإسراء، الآية ” 85″) فإن هذه المخلوقات لو سألنا سائل ما الحكمة أن الله جعل الإبل على هذا الوجه، وجعل الخيل على هذا الوجه وجعل الحمير على هذا الوجه، وجعل الآدمي على هذا الوجه، وما أشبه ذلك. لو سألنا عن الحكمة في هذه الأمور ما علمناها، ولو سئلنا ما الحكمة في أن الله عَزَّوَجَلَّ جعل صلاة الظهر أربعاً، وصلاة العصر أربعاً، والمغرب ثلاثاً، وصلاة العشاء أربعاً وما أشبه ذلك ما استطعنا أن نعلم الحكمة في ذلك وبهذا علمنا أن كثيراً من الأمور الكونية، وكثيراً من الأمور الشرعية تخفى علينا حكمتها وإذا كان كذلك فإنا نقول : إن التماسنا للحكمة في بعض الأشياء المخلوقة أو المشروعة، إن من الله علينا بالوصول إليها فذاك زيادة فضل وخير وعلم، وإن لم نصل إليها فإن ذلك لا ينقصنا شيئاً.

ثم نعود إلى جواب السؤال وهو ما الحكمة في أن الله عَزَّوَجَلَّ وكل بنا كراماً كاتبين يعلمون ما نفعل؟

فالحكمة من ذلك بيان أن الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نظم الأشياء وقدرها، وأحكمها إحكاماً متقناً، حتى إنه سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ جعل على أفعال بني آدم وأقوالهم كراماً كاتبين موكلين بهم يكتبون ما يفعلون، مع أنه سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ عالم بما يفعلون قبل أن يفعلوه ولكن كل هذا من أجل بيان كمال عناية الله عَزَّوَجَلَّ بالإنسان وكمال حفظه تبارك وتعالى وأن هذا الكون منظم أحسن نظام ومحكم أحسن إحكام. والله عليم حكيم.

مطالب مرتبط:

۵۶ – حقیقت معیّت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با بندگانش

حقیقت معیّت – همراهی – به معنای اختلاط نیست، و به همین خاطر عرب می‌گوید: «هر چه می‌رویم، ماه نیز با ماست»، با اینکه ماه در آسمان است، و هیچ کس از این سخن، چنین برداشت نمی‌کند که ماه در زمین است. پس الله عز و جل بزرگ‌تر و جلیل‌تر است. بنا بر این، او با اینکه در آسمان و بر عرش خود قرار گرفته، همراه مخلوقات است و ممکن نیست با مخلوقاتش اختلاط پیدا کند.

ادامه مطلب …

۶۲ – آیا کسی قبل از شیخ الاسلام ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم رَحِمَهُمَاالله گفته است که معیّت، حقیقی بوده آن گونه که شایسته‌ی الله باشد؟

نمی‌دانم که کسی چنین تصریحی کرده باشد. اما آنچه اظهر است، این است که سخن گفتن در مورد این صفت، مثل سخن گفتن در مورد دیگر صفات است. آن گونه که حقیقت آن است، فهمیده می‌شود، و الله تعالی را از چیزی که شایسته‌ی او نیست، منزه می‌گرداند، چنان که صفت استواء و نزول و دیگر صفات فهمیده می‌شوند. به همین خاطر تا جایی که می‌دانم، صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم در مورد صفت استواء و نزول، لفظ ذات را به کار نبرده‌اند. یعنی نگفته‌اند او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با ذات خود بر عرش استواء کرده، یا با ذات خود به آسمان دنیا نزول می‌کند.

ادامه مطلب …

۵۹ – منظور از اینکه استوای الله «علوّی بر عرش است که خاص به اوست آن گونه که لایق جلالت و عظمتش باشد» چیست؟

منظور علُوّی خاص بر عرش است، نه علِوّ عامی که شامل همه‌ی مخلوقات می‌شود. به همین خاطر درست نیست بگوییم که بر مخلوقات یا بر آسمان یا بر زمین قرار گرفت، گر چه او بالای همه‌ی اینهاست، و چنین می‌گوییم که او بالای همه‌ی مخلوقات است. بالای آسمان و زمین و غیره است. اما در مورد عرش می‌گوییم: الله تعالی بر بالای عرش و بر آن قرار گرفته است. استواء، خاص‌تر از مطلق علوّ است، و به همین خاطر قرار گرفتن الله تعالی بر عرشش از صفات فعلی است که متعلق به مشیئت و اراده‌ی او تعالی است، که بر خلاف علوّ است. زیرا علوّ، از صفات ذاتی او تعالی است که به هیچ وجه از او جدا نمی‌شود.

ادامه مطلب …

۵۲ – آیا اسماء الله تعالی محصور هستند؟

اسم‌های الله تعالی محصور در عدد معینی نیستند. دلیل آن، فرموده‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در حدیث صحیح است که فرمود: «پروردگارا، من بنده‌ی تو، و پسر بنده‌ی تو، و پسر کنیز تو هستم»، تا آنجا که فرمود: «از تو به وسیله‌ی هر اسمی که متعلق به توست، خود را به آن نامیده‌ای، یا در کتابت نازل کرده‌ای، یا کسی از مخلوقاتت را به آن آگاه نموده‌ای، یا در علم غیبی که نزد خودت است، آن را برای خود برگزیده‌ای، می‌خواهم...» و آنچه که الله در علم غیب برای خود برگزیده است، امکان آگاهی یافتن به آن وجود ندارد، و هر چیزی که معلوم نباشد، محصور نیست.

ادامه مطلب …

۶۹ – معنای اسم «جبّار» از اسم‌های الله تعالی

جبار سه معنی دارد: اول: جبر قوت. او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است که با جبروت و عظمت خود، جباران را مقهور می‌گرداند. پس هر جباری هر چقدر هم بزرگ باشد، زیر قهر الله عز و جل و جبروت او و در دست و قبضه‌ی اوست. دوم: جبر رحمت. او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است که ضعیف را با غنا و قوت، توانگر می‌کند، و شكسته را سالم می‌کند، و دل شکستی را با رفع آن و رساندن فرج و طمانینه در آن جبران می‌کند، و اگر به خاطر او بر آن مشکلات صبر کنند، برای آنها ثواب زیاد و سرانجام نیکو قرار می‌دهد. سوم: جبر علوّ. پس او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فوق مخلوقات و بالای آنهاست، و با اینکه بالای آنهاست، نزدیکشان بوده و سخنانشان را شنیده و اعمالشان را دیده و می‌داند چه در دل‌هایشان می‌گذرد.

ادامه مطلب …

۹۵ – حکم گفتن عباراتی چون: «زمانه تاریک است»، یا «زمانه غدار است»، یا «افسوس از زمانی که تو را در آن دیدم»

این عباراتی که در سوال ذکر شد، بر دو وجه اتفاق می‌افتند (۱) سبّ و قدح در زمانه باشد، که این حرام است و جایز نیست. (۲) به عنوان خبر دادن از چیزی بر زبان آورده شود، که این اشکالی ندارد.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه