سه‌شنبه 5 شوال 1447
۴ فروردین ۱۴۰۵
24 مارس 2026

۸۹ – حکمت وجود کرام الکاتبین چیست، در حالی که الله همه چیز را می‌داند؟

۸۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: با اینکه الله همه چیز را می‌داند، پس حکمت وجود کرام الکاتبین چیست؟

جواب دادند: در چنین اموری می‌گوییم: ما حکمتِ برخی امور را در می‌یابیم و حکمت برخی دیگر را نمی‌توانیم دریابیم؛ چنان که الله تعالی می‌فرماید: {وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا}[۱]، یعنی: {و از تو در مورد روحی می‌پرسند. بگو روح به امر پروردگارم است؛ و از علم، جز اندکی به شما داده نشده است}. همین مخلوقات اگر کسی از ما بپرسد: حکمت چیست که الله عز و جل شتر را این گونه آفریده، و اسب را آن گونه خلق کرده، و خر را به این صورت و آدمی را به آن صورت به وجود آورده است؟ اگر از حکمتِ چنین اموری از ما پرسیده شود، اطلاعی از آن نداریم. همچنین اگر از ما بپرسند: چرا الله نماز ظهر را چهار رکعت، و نماز عصر را چهار رکعت، و نماز مغرب را سه رکعت، و نماز عشاء را چهار رکعت قرار داده، نمی‌توانیم حکمت آن را دریابیم. از همین رو در می‌یابیم که حکمت بسیاری از امور کَونی و شرعی بر ما پوشیده است، و وقتی چنین باشد، می‌گوییم: به دنبال حکمت گشتن در مورد برخی اشیاء مخلوق یا برخی امور مشروع، اگر الله بر ما منت نهاده و ما را به حکمتش برساند، این زیادت فضل و خیر و علم از جانب او برای ماست، و اگر به حکمت آن نرسیم، چیزی از ما کم نمی‌شود.

حال بر می‌گردیم به جواب سوال، و اینکه حکمت چیست که الله ملائکه‌ی کرام الکاتبین را بر ما موکل کرده که هر چه انجام می‌دهیم را می‌دانند؟

حکمت آن، بیان این مسئله است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ همه چیز را منظم کرده و مقدار آن را نیز معلوم نموده، و آن را به بهترین نحوی استوار نموده است؛ تا جایی که او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای کردار و گفتار بنی آدم نیز ملائکه‌ی نویسنده‌ای قرار داده که هر چه انجام می‌دهند را می‌نویسند. این در حالی است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ حتی قبل از اینکه عملی را انجام دهند، از آن مطلع است، اما همه‌ی اینها برای بیان کمال عنایت الله به انسان و کمال حفظ او و برای بیان این مسئله است که این کون به بهترین نحو دارای نظم و استواری است. و الله عالم و حکیم است.


[۱] – سوره أنبیاء، آیه «۸۵».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(89) وسئل فضيلته: عن الحكمة من إيجاد الكرام الكاتبين مع أن الله يعلم كل شيء؟

فأجاب فضيلته بقوله: نقول في مثل هذه الأمور : إننا قد ندرك حكمتها وقد لا ندرك فإن كثيراً من الأشياء لا نعلم حكمتها كما قال الله تعالى: (ويسألونك عن الروح قل الروح من أمر ربي وما أوتيتم من العلم إلا قليلاً) (سورة الإسراء، الآية ” 85″) فإن هذه المخلوقات لو سألنا سائل ما الحكمة أن الله جعل الإبل على هذا الوجه، وجعل الخيل على هذا الوجه وجعل الحمير على هذا الوجه، وجعل الآدمي على هذا الوجه، وما أشبه ذلك. لو سألنا عن الحكمة في هذه الأمور ما علمناها، ولو سئلنا ما الحكمة في أن الله عَزَّوَجَلَّ جعل صلاة الظهر أربعاً، وصلاة العصر أربعاً، والمغرب ثلاثاً، وصلاة العشاء أربعاً وما أشبه ذلك ما استطعنا أن نعلم الحكمة في ذلك وبهذا علمنا أن كثيراً من الأمور الكونية، وكثيراً من الأمور الشرعية تخفى علينا حكمتها وإذا كان كذلك فإنا نقول : إن التماسنا للحكمة في بعض الأشياء المخلوقة أو المشروعة، إن من الله علينا بالوصول إليها فذاك زيادة فضل وخير وعلم، وإن لم نصل إليها فإن ذلك لا ينقصنا شيئاً.

ثم نعود إلى جواب السؤال وهو ما الحكمة في أن الله عَزَّوَجَلَّ وكل بنا كراماً كاتبين يعلمون ما نفعل؟

فالحكمة من ذلك بيان أن الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نظم الأشياء وقدرها، وأحكمها إحكاماً متقناً، حتى إنه سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ جعل على أفعال بني آدم وأقوالهم كراماً كاتبين موكلين بهم يكتبون ما يفعلون، مع أنه سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ عالم بما يفعلون قبل أن يفعلوه ولكن كل هذا من أجل بيان كمال عناية الله عَزَّوَجَلَّ بالإنسان وكمال حفظه تبارك وتعالى وأن هذا الكون منظم أحسن نظام ومحكم أحسن إحكام. والله عليم حكيم.

مطالب مرتبط:

۹۲ – آیا صفت «هَروَله» به الله نسبت داده می‌شود؟

صفت «هروله» برای الله تعالی ثابت است. چنان که در حدیثی متفق علیه از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آمده که فرمودند: «الله تعالی می‌فرماید: من نزد گمان بنده‌ام نسبت به خود هستم»، و سپس حدیث را ذکر می‌کند و در آن چنین آمده است: «و اگر قدم زنان به سوی من بیاید، با شتاب به سوی او می‌روم»، و این «هروله» صفتی از صفات افعال او تعالی است...

ادامه مطلب …

۶۶ – اموری که واجب است به مشیئت الله واگذار کرد و اموری که شایسته نیست به مشیئت الله ربط داده شوند، چیستند؟

هر چیزی که در آینده می‌آید، افضل این است که به مشیئت الهی تعلق داده شوند. به دلیل این فرموده‌ی الله تعالی که می‌فرماید: «وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا ۞ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ»، (یعنی: و برای کاری، نگو که آن را فردا حتما انجام خواهم داد، مگر اینکه بگویی: اگر الله بخواهد). اما چیزی که گذشته، به مشیئت تعلق داده نمی‌شود، مگر اینکه بر وجه تعلیل باشد.

ادامه مطلب …

۸۰ – آیا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به «مکر» توصیف می‌شود؟

الله تعالی به مکر توصیف نمی‌شود مگر به صورت مقیّد. بنا بر این به صورت مطلق به مکر توصیف نمی‌شود. از آیه‌ی مورد بحث، استدلال می‌شود که الله متعال دارای مکر است، و مکر یعنی رسیدن به حیله‌ی بزرگ‌تری برای غلبه بر خصم، طوری که احساس نکند. این صفت فقط در جایگاهی برای الله به کار می‌رود که مدح باشد.

ادامه مطلب …

۵۹ – منظور از اینکه استوای الله «علوّی بر عرش است که خاص به اوست آن گونه که لایق جلالت و عظمتش باشد» چیست؟

منظور علُوّی خاص بر عرش است، نه علِوّ عامی که شامل همه‌ی مخلوقات می‌شود. به همین خاطر درست نیست بگوییم که بر مخلوقات یا بر آسمان یا بر زمین قرار گرفت، گر چه او بالای همه‌ی اینهاست، و چنین می‌گوییم که او بالای همه‌ی مخلوقات است. بالای آسمان و زمین و غیره است. اما در مورد عرش می‌گوییم: الله تعالی بر بالای عرش و بر آن قرار گرفته است. استواء، خاص‌تر از مطلق علوّ است، و به همین خاطر قرار گرفتن الله تعالی بر عرشش از صفات فعلی است که متعلق به مشیئت و اراده‌ی او تعالی است، که بر خلاف علوّ است. زیرا علوّ، از صفات ذاتی او تعالی است که به هیچ وجه از او جدا نمی‌شود.

ادامه مطلب …

رساله‌ای در خصوص تاویل «تقرب» بنده به پروردگارش

چیزهایی که در برخی از کلام شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله در تقریر تقرب بنده با حرکت روح و بدنش به پروردگارش آمده، و اینکه قرب بندگان به او و قرب او به بندگان، نزد جماهیر سلف و اتباعشان ممتنع نیست، مخالف با آن چیزی است که در کتاب "نقض التاسیس" در رد بر رازی نوشته، و بر این اساس، شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد این مسئله دارای دو قول است. اما کدام یک از آنها را می‌شود گفت نزد او ارجح است؟

ادامه مطلب …

۵۳ – اقسام صفات الله تعالی به اعتبار لزومشان با ذات مقدس او تعالی و عدم لزومشان

صفات الله تعالی به اعتبار لزومشان با ذات مقدس ایشان و عدم لزومشان، به سه نوع تقسیم می‌شوند: نوع اول: صفات ذاتی. نوع دوم: صفات فعلی. نوع سوم: صفات ذاتی و فعلی، به هر دو اعتبار.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه