سه‌شنبه 5 شوال 1447
۴ فروردین ۱۴۰۵
24 مارس 2026

(۴۳۲) راه تشخیص بدعت

(۴۳۲) سوال: بدعت چیست؟ آیا انواع دارد؟ چگونه بدعت را تشخیص دهیم؟

جواب:

بدعت در لغت عرب هر چیزی است که انسان برای اولین بار آن را انجام دهد و قبل از او کسی آن را انجام نداده باشد و تفاوتی ندارد که در آداب و رسوم، معاملات، عبادات و… باشد آن چه در شریعت، ناپسند و نکوهیده است بدعت در عبادات است؛ بدین صورت که: انسان الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را با چیزی عبادت کند که خود الله آن‌ را تشریع نکرده است، تفاوتی ندارد که این عبادت از جمله عبادت‌های اعتقادی، قولی یا عملی باشد. بنابراین بدعت در شرع، عبادت کردن الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با چیزی است که خودش تشریع نکرده باشد.
بنابراین می‌گوییم: اگر عملی انجام داده می‌شود که هدف از آن عبادت نیست بلکه از آداب و رسوم است و در شرع از آن نهی نشده است، اصل بر مباح بودن آن است اما اگر آن عمل با هدف عبادت و تقرب به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ انجام شود، جایز نیست مگر این ‌که مشروع بودن آن ثابت شود. این قاعده و ضابطه‌ی بدعت است.
تقسيم ‌بندی بدعت از سوی برخی علما رَحِمَهُمُ‌الله در مورد بدعت شرعی صدق نمی‌کند زیرا بدعت شرعی هرگز تقسیم ‌بندی ندارد بلکه فقط یک نوع است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آن‌ را مشخص نموده و فرموده است: «كُلُّ بِدعَةٍ ضَلالَةٌ»: (هر بدعتی، گمراهی است) تمام افرادی که لغت عربی و قواعد آن را می‌شناسند، می‌دانند که این یک جمله‌ی عام و شامل است که هیچ چیز از آن مستثنا نمی‌شود؛ لذا هر بدعتی، گمراهی است و این سخن رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است که البته این از جمله قواعد شریعت است.
اگر کسی عملی را بدعت و نیک دانست، وی در یکی از دو جهت، دچار اشتباه شده است؛ یا آن عمل اصلا بدعت نیست و وی آن را بدعت پنداشته است، مثل این که بگوید: گردآوری احادیث در کتاب‌ها و باب‌بندی آن یا ساخت مدارس و… بدعت است اما نیک و خوب است. در این حالت به او می‌گوییم: در نام‌گذاری این عمل به بدعت، دچار اشتباه شده‌ای زیرا کسی که این عمل را انجام می‌دهد با انجام خود آن عمل، قصد تقرب به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را ندارد بلکه از این جهت به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ تقرب می‌جوید که آن عمل، وسیله‌ای برای تحقق یک امر مشروع است. مثلا نوشتن و تألیف کتاب‌ها ابزار و وسیله‌ای برای آسان شدن دست‌یابی به سنت و علم و فراگیری آن است؛ بنابراین هدف در اول و آخر، سنت و معرفی آن به مردم و آسان شدن فراگیری آن برایشان است لذا این عمل از نظر شرعی، بدعت نیست؛ به همین خاطر اگر به گردآورنده‌ی این کتاب بگویید: آیا قرار دادن و گردآوری این کتاب به صورت باب‌‌ها و فصل‌ها را عبادت برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌دانی بدین صورت که هر کس با آن مخالفت کند با شریعت مخالفت کرده است؟ یا با انجام آن به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ تقرب می‌جویی زیرا ابزار و وسیله‌ای برای تحقق یک امر شرعی است که فراگیری سنت و دست‌یابی به آن برای امت را آسان می‌نماید؟ خواهد گفت: هدفم گزینه‌ی دوم است. بنابراین می‌گوییم: تألیف کتاب و ساخت مدارس برای طلاب و دانش‌جویان، بدعت شرعی نیست. این‌ها اصلا در زمان رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وجود نداشته است اما وسیله‌ای برای تحقق یک امر شرعی است که آن امر شرعی همان یاری کردن طالب علم برای فراغ شدن برای تحصیل علم است لذا این کار در ذات خودش عبادت نیست بلکه تنها یک وسیله است لذا مردم مدارس را به اشکال مختلفی می‌سازند و هیچ کدام به دیگری نمی‌گوید: (وی مبتدع است زیرا مدرسه را طور دیگری ساخته است) زیرا همه می‌دانند که این مدرسه تنها وسیله است و ذات آن مقصود نیست؛ بنابراین، این عمل، بدعت نیست بلکه وسیله‌ای برای تحقق یک عمل مشروع است .
اگر کسی بگوید: می‌خواهم شبی که ادعا می‌کنند رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در آن متولد شده است را جشن بگیرم و در آن شب بر وی صلوات بفرستم و ایشان را تمجید کنم زیرا بدون شک، تعریف و تمجید از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و صلوات فرستادن بر او، عبادت است؛ لذا این اعمال را برای زنده نگه داشتن یاد ایشان انجام می‌دهم که البته زنده نگه داشتن یاد پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم کار نیک و خوبی است لذا این کار، یک بدعت حسنه است. در پاسخ می‌گوییم: این کار، بدعت است زیرا صلوات فرستادن بر رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم خودش عبادت است؛ صلوات فرستادن بر رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ، تمجید از ایشان و زنده کردن یاد ایشان در قلب‌ها عبادت است اما تخصیص این عبادت به این وقت معیّن، بدعت است زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم این عمل را انجام نداده است و آن ‌را با قول، فعل یا تأیید برای امتش تشریع نکرده است و خلفای راشدین رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم نیز چنان عملی را انجام نداده‌اند. بدعت جشن گرفتن تولد رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم سیصد سال بعد از هجرت پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در قرن چهارم ایجاد شد. بنابراین اگر این شخص بگوید: این یک بدعت حسنه است. می‌گوییم: راست گفتی که بدعت است اما حسنه و نیک نیست زیرا عبادتی است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و رسولش آن را تشریع نکرده‌اند.
بنابراین دانستیم که کسی که بگوید: برخی از بدعت‌ها خوب و نیک هستند (بدعت حسنه) در یکی از این دو جهت دچار اشتباه شده است:
جهت اول: عمل خوب و نیکی است و اصلا بدعت نیست؛ مانند: تألیف کتاب‌ها، ساخت مدرسه و… که کار خوبی است اما بدعت نیست زیرا انسان، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را با این کار عبادت نمی‌کند‌ی.
جهت دوم: آن عمل، بدعت است اما نیک و خوب نیست؛ مانند: جشن گرفتن تولد رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم . تردیدی نیست که صلوات بر پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و تمجید و ثنای ایشان بدون غلوّ در هر زمانی که باشد موجب قربت و نزدیکی به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است اما اختصاص این عمل به شب تولد ایشان، بدعت و نادرست است زیرا در زمان پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ، خلفاء راشدین رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم، صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم و تابعین رَحِمَهُمُ‌الله مشروع نبوده است. همچنین شایان ذکر است که تشریع با وفات رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم قطع شد و بعد از وفات ایشان هیچ تغییر، تجدید و حذفی در دین اتفاق نمی‌افتد مگر چیزهایی که ضمن قواعد شرعی وارد شود که البته این را خود شریعت، قبل از وفات رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آورده است.
بنابراین بدعت، قابل تقسیم ‌بندی نیست و هر بدعت و نوآوری در دین، چنان که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم خبر داده‌اند، گمراهی است.
بر هیچ کس پوشیده نیست که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم داناترین شخص به دین و شریعت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ خیرخواه‌ترین شخص نسبت به بندگان الله است و بلیغ‌ترین و شیواترین بیان را دارد و این کلام و سخن ایشان از روی علم کامل، خیرخواهی راستین و بلاغت و شیوایی کامل، صادر شده است. چگونه امکان دارد بگوییم: (برخی بدعت‌ها حسنه و نیک هستند) در حالی ‌که ایشان فرموده است: «كُلُّ بِدعَةٍ ضَلاَلَةٌ»: (همه‌ی بدعت‌ها، گمراهی است)؟!
همچنین باید دانست که كلام الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و رسولش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم چند ویژگی دارد که پذیرش و قبول کلامشان را واجب می‌نماید:
اول: علم و آگاهی.
دوم: صدق و راستی.
سوم: انتخاب و گزینش.
چهارم: بلاغت و شیوایی.
این ویژگی‌ها در هر گفتاری که باشد، قوت و صداقت آن گفتار را قطعی می‌کند. تردیدی نیست که كلام الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و پیامبرش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بر اساس علم و خيرخواهی است چنان که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ} [النساء: ۲۶]: (الله می‌خواهد برایتان تبیین نماید) همچنین فرمود: {يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا} [النساء: ۱۷۶]: (الله برایتان تبیین می‌نماید تا گمراه نشوید) همچنین كلام الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و پیامبرش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در نهایت صدق و راستی است: {وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثاً} [النساء: ۸۷]: (گفتار چه کسی از الله راستین‌تر است؟!) همچنین کلام و سخن الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بلیغ‌ترین و فصیح‌ترین کلام است و كلام رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم گویاترین و شیواترین کلام بندگان است.

***


این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما البدعة ؟ وهل لها أقسام؟ وكيف أعرف أن هذا العمل مُبتدع؟

فأجاب -رحمه الله تعالى -: البدعة في اللغة كل شيء يأتي به الإنسان لم يسبقه إليه أحد. هذه هي البدعة، سواء كان في العادات، أم في المعاملات، أم في العبادات. ولكن البدعة الشرعية المذمومة هي البدعة في العبادات، بأن يتعبد الإنسان الله -عز وجل – بما لم يشرعه، سواء كانت هذه العبادة تتعلق بالعقيدة، أم تتعلق بقول اللسان أم تتعلق بأفعال الجوارح. فالبدعة شرعًا هي: التعبد الله بما لم يشرعه.

وبناء على ذلك نقول: إذا كان الشيء يفعل، لا على سبيل التعبد، وإنما هو من العادات، ولم يرد نهي عنه فالأصل فيه الإباحة، وأما ما قصد الإنسان به التعبد، والتقرب إلى الله، فإن هذا لا يجوز، إلا إذا ثبت أنه مشروع. هذه هي القاعدة في البدعة.

و أما تقسيم بعض العلماء -رحمهم الله – البدعة إلى أقسام، فإن هذا التقسيم لا يرد على البدعة الشرعية؛ لأن البدعة الشرعية ليس فيها تقسيم إطلاقا، بل هي قسم ،واحد حدده رسول الله -صلى الله عليه وعلى آله وسلم- حيث قال: «كُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ». وجميع من يعرف اللغة العربية وأساليبها يعلم أن هذه الجملة جملة عامة شاملة، لا يستثنى منها شيء، فكل بدعة ضلالة، والقائل هو رسول الله صلى الله عليه وسلم. وهذه من قواعد الشريعة.

ولكن إذا ظن ظان أن هذه ،بدعة وأنها حسنة، فهو مخطى في أحد الوجهين: إما أنها ليست ببدعة، وهو يظن أنها بدعة، كما لو قال: تصنيف السنة وتبويبها هذا بدعة، لكنه بدعة حسنة. أو قال: بناء المدارس بدعة، لكنه بدعة حسنة. أو ما أشبه ذلك، نقول : أنت أخطأت في تسمية ذلك بدعة؛ لأن فاعل ذلك لا يتقرب إلى الله تعالى بالفعل نفسه، لكن يتقرب إلى الله بكونه وسيلة إلى تحقيق أمر مشروع. فتصنيف الكتب – مثلا – وسيلة إلى تقريب السنة، وتقريب العلم، فالمقصود أولا وآخرًا هو السنة، وتقريبها للناس، وهذا التصنيف وسيلة إلى قربها إلى الناس، فلا يكون بدعة شرعًا؛ لأنك لو سألت المصنف فقلت: تصنف هذا الكتاب على أبواب وفصول تتعبد إلى الله به، بحيث ترى أن من خالفه خالف الشريعة؟ أو تتقرب إلى الله تعالى بكونه وسيلة إلى مقصود شرعي، وهو: تقريب السنة للأمة ؟ فسيقول: إني أقصد الثاني، لا أقصد الأول.

وبناءً على هذا نقول: إن تصنيف الكتب ليس ببدعة شرعية، كذلك أيضا بناء المدارس للطلاب، فهذا أيضًا ليس موجودًا في عهد الرسول عليه الصلاة والسلام، لكنه وسيلة إلى أمر مقصود للشرع، وهو: القيام بمعونة للطالب ليتفرغ للعلم، فهو ليس في ذاته عبادة، ولكنه وسيلة. ولهذا تجد الناس يختلفون في بناء المدارس؛ بعضهم يبنيها على هذه الكيفية، وبعضهم يبنيها على هذه الكيفية، ولا يرى أحد الطرفين أن الآخر مبتدع؛ لكونه أتى بها على وجه مخالف للمدرسة الأخرى؛ لأن الكل يعتقد أن هذه وسيلة ليست مقصودةً لذاتها، إذا هذا ليس ببدعة، لكنه وسيلة إلى عمل مشروع.

ولو قال قائل: أنا أريد في الليلة – التي يزعمون أنها الليلة التي ولد فيها رسول الله صلى الله عليه وسلم أن أحدث صلوات على الرسول -عليه الصلاة والسلام-، وثناء عليه، وأحتفل بهذه الليلة؛ لأن الثناء على الرسول -عليه الصلاة والسلام-، والصلاة عليه عبادة لا شك فأفعل هذا إحياء لذكراه، وهذا حسن إحياء ذكرى الرسول في القلوب حسن فتكون هذه بدعة حسنة. فنقول: هذه بدعة؛ لأنها نفسها ،قربة فالصلاة على الرسول عليه الصلاة والسلام ،قربة والثناء عليه ،قربة وإحياء ذكراه في القلوب قربة؛ لكن تخصيصها في هذا الوقت المعين بدعة؛ لأن الرسول -عليه الصلاة والسلام – لم يفعله، ولم يسنه لأمته، لا بقوله ولا بإقراره، ولا بفعله، وكذلك الخلفاء الراشدون، ولم تحدث بدعة الاحتفال بالمولد إلا في القرن الرابع، بعد مضي ثلاثمائة سنة من الهجرة، وعلى هذا فإذا قال لنا هذا الرجل: هذه بدعة حسنة. قلنا: صدقت في قولك: إنها بدعة، ولكنها ليست بحسنة؛ لأنها عبادة على غير ما شرع الله ورسوله. وبهذا علمنا أن من قال: إن من البدع ما هو حسن فإنه مخطئ في أحد الوجهين:

1 – إما أنه ليس ببدعة وهو حسن كما مثلنا في تصنيف الكتب وبناء المدارس، وما أشبه ذلك، هو حسن، لكنه ليس ببدعة؛ لأن الإنسان لا يتعبد الله تعالى بهذا الشيء.

2 – إما أنه بدعة، لكنه ليس بحسن كالاحتفال بمولد الرسول -عليه الصلاة والسلام-، فإنه لا شك أن الصلاة على النبي صلى الله عليه وسلم وذكره بالثناء الحسن بدون غلو لا شك أنه قربى إلى الله عز وجل، سواء فعل في تلك الليلة، أم في غيرها، فتخصيصه في تلك الليلة يكون بدعة، وهو غير حسن؛ لأنه لم يكن مشروعا في عهد النبي ولا عهد الخلفاء الراشدين، ولا الصحابة، ولا التابعين، مع أن الشريعة انقطعت بوفاة الرسول -عليه الصلاة والسلام-، أي انقطع التغيير والتجديد فيها والحذف بوفاة الرسول -عليه الصلاة والسلام-، إلا ما كان داخلا تحت القواعد الشرعية، فهذا يكون قد أتت به الشريعة من

قبل وفاة الرسول عليه الصلاة والسلام.

وعلى هذا فلا تقسيم للبدعة، فكل بدعة في الدين فإنها ضلالة، كما أخبر بذلك النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم-.

ومن المعلوم لنا جميعا أن رسول الله عليه الصلاة والسلام أعلم الناس بشريعة الله، وأنه عليه الصلاة والسلام أنصح الخلق لعباد الله ، وأنه عليه الصلاة والسلام أفصح الخلق في بيانه وبلاغته، إذا كان كلامه صادرًا عن علم تام وعن نصح تام وعن بلاغة تامة، فكيف يمكن أن نقول: إن من البدع ما هو حسين، وهو قد قال: «كُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ»؟ وليعلم أن كلام الله وكلام رسوله مشتمل على الأوصاف التي توجب القبول بدون ترد:

أولها: العلم.

ثانيها: الصدق.

ثالثها: الإرادة.

رابعها البلاغة.

هذه مقومات الأخبار وموجبات صدقها، فكلام الله وكلام رسوله لا شك أنه عن علم، وكلام الله وكلام رسوله عليه الصلاة والسلام لا شك أنه عن إرادة خير، كما قال الله تعالى: ﴿ يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ ﴾ [النساء: ٢٦]، وقال: ﴿ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ أَن تَضِلُّوا ﴾ [النساء: ١٧٦]. وكلام الله وكلام رسوله في غاية الصدق، كما قال تعالى: ﴿ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا ﴾ [النساء: ٨٧]. وكلام الله ورسوله أبلغ الكلام، وأفصح الكلام، فأفصح الكلام وأبلغه كلام الله، وأفصح كلام الخلق وأبلغه كلام رسول الله صلى الله عليه وسلم.

مطالب مرتبط:

(۴۶۹) در شب معراج شایسته است مسلمان چه کاری انجام دهد؟

شایسته نیست که کاری انجام دهد؛ زیرا صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم که بیش از ما تلاش می‌کردند کارهای خوب را انجام دهند و بیش از ما رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را تعظیم و بزرگداشت می‌نمودند در این شب، کاری انجام نمی‌دادند.

ادامه مطلب …

(۴۴۴) حکم گفتن ذكر به صورت دسته‌جمعی

در زمان پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و اصحابش رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم متعارف نبوده که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را دسته‌جمعی ذکر کنند یا قرآن را به صورت یک‌صدا و دسته‌جمعی بخوانند..

ادامه مطلب …

(۴۵۸) حکم کوبیدن بر طبل و حركاتی مانند رقص برای ذکر الله

عمل باید سبب شرعی داشته باشد که مقتضی انجام آن باشد؛ اگر انسان الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را بنا بر سببی عبادت کند که در شرع نیامده است، عمل وی پذیرفته نیست زیرا با شرع موافق نیست و متابعت و پیروی در آن صورت نگرفته است.

ادامه مطلب …

(۴۸۷) حکم دست کشیدن به دیوارهای خانه‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم جهت تبرک

بله، قطعا بدعت است؛ زیرا فقط دست کشیدن بر دو چیز از بناها در دنیا مشروع است: اول: حجر الأسود. دوم: ركن يماني؛  که هر دو در کعبه‌ی شریف قرار دارد.

ادامه مطلب …

(۴۹۱) توضیح در مورد دیدن رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در خواب

ز این قضیه، هیچ حكم شرعی گرفته نمی‌شود و سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بلکه شریعت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم پیش از وفات ایشان کامل شده است؛ لذا بعد از وفات رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم هیچ تشریعی ممکن نیست.

ادامه مطلب …

(۴۸۳) حکم قرار دادن هلال روی مناره‌ها و گلدسته‌ها

صب هلال روی مناره‌ها، در بیشتر مناطق کشور، کاری جدید است. همچنین گفته شده است: برخی مسلمانان که از دیگران در قرار دادن چیزی بر معابد خود، تقلید کرده‌اند، هلال را در مقابل صلیب نصاری قرار داده‌اند؛ بنابراین نصب هلال روی مناره‌ها به خاطر این شبهه و برای جلو گیری از هدر دادن مال و وقت، جایز نیست.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه