(۴۳۲) سوال: بدعت چیست؟ آیا انواع دارد؟ چگونه بدعت را تشخیص دهیم؟
جواب:
بدعت در لغت عرب هر چیزی است که انسان برای اولین بار آن را انجام دهد و قبل از او کسی آن را انجام نداده باشد و تفاوتی ندارد که در آداب و رسوم، معاملات، عبادات و… باشد آن چه در شریعت، ناپسند و نکوهیده است بدعت در عبادات است؛ بدین صورت که: انسان الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ را با چیزی عبادت کند که خود الله آن را تشریع نکرده است، تفاوتی ندارد که این عبادت از جمله عبادتهای اعتقادی، قولی یا عملی باشد. بنابراین بدعت در شرع، عبادت کردن الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ با چیزی است که خودش تشریع نکرده باشد.
بنابراین میگوییم: اگر عملی انجام داده میشود که هدف از آن عبادت نیست بلکه از آداب و رسوم است و در شرع از آن نهی نشده است، اصل بر مباح بودن آن است اما اگر آن عمل با هدف عبادت و تقرب به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ انجام شود، جایز نیست مگر این که مشروع بودن آن ثابت شود. این قاعده و ضابطهی بدعت است.
تقسيم بندی بدعت از سوی برخی علما رَحِمَهُمُالله در مورد بدعت شرعی صدق نمیکند زیرا بدعت شرعی هرگز تقسیم بندی ندارد بلکه فقط یک نوع است که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم آن را مشخص نموده و فرموده است: «كُلُّ بِدعَةٍ ضَلالَةٌ»: (هر بدعتی، گمراهی است) تمام افرادی که لغت عربی و قواعد آن را میشناسند، میدانند که این یک جملهی عام و شامل است که هیچ چیز از آن مستثنا نمیشود؛ لذا هر بدعتی، گمراهی است و این سخن رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم است که البته این از جمله قواعد شریعت است.
اگر کسی عملی را بدعت و نیک دانست، وی در یکی از دو جهت، دچار اشتباه شده است؛ یا آن عمل اصلا بدعت نیست و وی آن را بدعت پنداشته است، مثل این که بگوید: گردآوری احادیث در کتابها و باببندی آن یا ساخت مدارس و… بدعت است اما نیک و خوب است. در این حالت به او میگوییم: در نامگذاری این عمل به بدعت، دچار اشتباه شدهای زیرا کسی که این عمل را انجام میدهد با انجام خود آن عمل، قصد تقرب به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ را ندارد بلکه از این جهت به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ تقرب میجوید که آن عمل، وسیلهای برای تحقق یک امر مشروع است. مثلا نوشتن و تألیف کتابها ابزار و وسیلهای برای آسان شدن دستیابی به سنت و علم و فراگیری آن است؛ بنابراین هدف در اول و آخر، سنت و معرفی آن به مردم و آسان شدن فراگیری آن برایشان است لذا این عمل از نظر شرعی، بدعت نیست؛ به همین خاطر اگر به گردآورندهی این کتاب بگویید: آیا قرار دادن و گردآوری این کتاب به صورت بابها و فصلها را عبادت برای الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میدانی بدین صورت که هر کس با آن مخالفت کند با شریعت مخالفت کرده است؟ یا با انجام آن به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ تقرب میجویی زیرا ابزار و وسیلهای برای تحقق یک امر شرعی است که فراگیری سنت و دستیابی به آن برای امت را آسان مینماید؟ خواهد گفت: هدفم گزینهی دوم است. بنابراین میگوییم: تألیف کتاب و ساخت مدارس برای طلاب و دانشجویان، بدعت شرعی نیست. اینها اصلا در زمان رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم وجود نداشته است اما وسیلهای برای تحقق یک امر شرعی است که آن امر شرعی همان یاری کردن طالب علم برای فراغ شدن برای تحصیل علم است لذا این کار در ذات خودش عبادت نیست بلکه تنها یک وسیله است لذا مردم مدارس را به اشکال مختلفی میسازند و هیچ کدام به دیگری نمیگوید: (وی مبتدع است زیرا مدرسه را طور دیگری ساخته است) زیرا همه میدانند که این مدرسه تنها وسیله است و ذات آن مقصود نیست؛ بنابراین، این عمل، بدعت نیست بلکه وسیلهای برای تحقق یک عمل مشروع است .
اگر کسی بگوید: میخواهم شبی که ادعا میکنند رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم در آن متولد شده است را جشن بگیرم و در آن شب بر وی صلوات بفرستم و ایشان را تمجید کنم زیرا بدون شک، تعریف و تمجید از رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم و صلوات فرستادن بر او، عبادت است؛ لذا این اعمال را برای زنده نگه داشتن یاد ایشان انجام میدهم که البته زنده نگه داشتن یاد پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم کار نیک و خوبی است لذا این کار، یک بدعت حسنه است. در پاسخ میگوییم: این کار، بدعت است زیرا صلوات فرستادن بر رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم خودش عبادت است؛ صلوات فرستادن بر رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم ، تمجید از ایشان و زنده کردن یاد ایشان در قلبها عبادت است اما تخصیص این عبادت به این وقت معیّن، بدعت است زیرا رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم این عمل را انجام نداده است و آن را با قول، فعل یا تأیید برای امتش تشریع نکرده است و خلفای راشدین رَضِيَاللهُعَنْهُم نیز چنان عملی را انجام ندادهاند. بدعت جشن گرفتن تولد رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم سیصد سال بعد از هجرت پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم در قرن چهارم ایجاد شد. بنابراین اگر این شخص بگوید: این یک بدعت حسنه است. میگوییم: راست گفتی که بدعت است اما حسنه و نیک نیست زیرا عبادتی است که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و رسولش آن را تشریع نکردهاند.
بنابراین دانستیم که کسی که بگوید: برخی از بدعتها خوب و نیک هستند (بدعت حسنه) در یکی از این دو جهت دچار اشتباه شده است:
جهت اول: عمل خوب و نیکی است و اصلا بدعت نیست؛ مانند: تألیف کتابها، ساخت مدرسه و… که کار خوبی است اما بدعت نیست زیرا انسان، الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ را با این کار عبادت نمیکندی.
جهت دوم: آن عمل، بدعت است اما نیک و خوب نیست؛ مانند: جشن گرفتن تولد رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم . تردیدی نیست که صلوات بر پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم و تمجید و ثنای ایشان بدون غلوّ در هر زمانی که باشد موجب قربت و نزدیکی به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ است اما اختصاص این عمل به شب تولد ایشان، بدعت و نادرست است زیرا در زمان پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم ، خلفاء راشدین رَضِيَاللهُعَنْهُم، صحابه رَضِيَاللهُعَنْهُم و تابعین رَحِمَهُمُالله مشروع نبوده است. همچنین شایان ذکر است که تشریع با وفات رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم قطع شد و بعد از وفات ایشان هیچ تغییر، تجدید و حذفی در دین اتفاق نمیافتد مگر چیزهایی که ضمن قواعد شرعی وارد شود که البته این را خود شریعت، قبل از وفات رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم آورده است.
بنابراین بدعت، قابل تقسیم بندی نیست و هر بدعت و نوآوری در دین، چنان که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم خبر دادهاند، گمراهی است.
بر هیچ کس پوشیده نیست که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم داناترین شخص به دین و شریعت الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ خیرخواهترین شخص نسبت به بندگان الله است و بلیغترین و شیواترین بیان را دارد و این کلام و سخن ایشان از روی علم کامل، خیرخواهی راستین و بلاغت و شیوایی کامل، صادر شده است. چگونه امکان دارد بگوییم: (برخی بدعتها حسنه و نیک هستند) در حالی که ایشان فرموده است: «كُلُّ بِدعَةٍ ضَلاَلَةٌ»: (همهی بدعتها، گمراهی است)؟!
همچنین باید دانست که كلام الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و رسولش صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم چند ویژگی دارد که پذیرش و قبول کلامشان را واجب مینماید:
اول: علم و آگاهی.
دوم: صدق و راستی.
سوم: انتخاب و گزینش.
چهارم: بلاغت و شیوایی.
این ویژگیها در هر گفتاری که باشد، قوت و صداقت آن گفتار را قطعی میکند. تردیدی نیست که كلام الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و پیامبرش صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم بر اساس علم و خيرخواهی است چنان که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ} [النساء: ۲۶]: (الله میخواهد برایتان تبیین نماید) همچنین فرمود: {يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا} [النساء: ۱۷۶]: (الله برایتان تبیین مینماید تا گمراه نشوید) همچنین كلام الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و پیامبرش صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم در نهایت صدق و راستی است: {وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثاً} [النساء: ۸۷]: (گفتار چه کسی از الله راستینتر است؟!) همچنین کلام و سخن الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ بلیغترین و فصیحترین کلام است و كلام رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم گویاترین و شیواترین کلام بندگان است.
***