چهارشنبه 19 ذیقعده 1447
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
6 می 2026

(۴۴۴) حکم گفتن ذكر به صورت دسته‌جمعی

(۴۴۴) سوال: بسیار شنیده‌ام که ذکر دسته‌جمعی، بدعت و ناجایز است اما بر حسب علم کم و متواضع من، برخی احادیث را مطالعه کردم که دلالت دارد این کار، اشکال و گناهی ندارد؛ از ‌جمله حدیثی که مسلم روایت می‌کند و معنایش چنین است: «لا يَقْعُدُ قَوْمٌ يذْكُرُونَ اللَّهَ عزّ وَجَلَّ إِلاَّ حفَّتْهُمُ الملائِكة، وغشِيتهُمُ الرَّحْمةُ ونَزَلَتْ علَيْهِمْ السَّكِينَة، وذكَرَهُم اللَّه فِيمن عِنْدَهُ»: (هیچ گروهی نیستند که برای ذکر و یاد الله عزَّوَجَلّ بنشینند مگر این که فرشتگان آن‌ها را در برمی‌گیرند، رحمت، آن‌ها را فرا می‌گیرد، آرامش بر آنان نازل می‌شود و الله آنان را نزد کسانی که نزد خودش هستند، یاد می‌نماید) به نظرم سيوطي نیز در کتابش الحاوي للفتاوي  به این حدیث اشاره نموده و بر اساس آن، ذكر دسته‌جمعی را جایز دانسته است. همچنین حدیث دیگری نیز هست که معنایش چنین است: رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بر گروهی از یارانش رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم وارد شد و به آنان فرمود: «مَا أجلَسَكُم؟ قَالُوا: جَلَسنَا نَذكُرُ اللهَ»: (چه چیزی سبب شده این ‌جا بنشینید؟ گفتند: این ‌جا نشسته‌ایم تا الله را ذکر و یاد ‌کنیم) بنابراین از کارشان را ایرادی نگرفت. همچنین واضح است که (ذكر) در این ‌جا مطلق است، نظر به این که تمام آن چه گذشت با این آیه که در اواخر سوره‌ی الاعراف است  تعارض و تناقض دارد که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فرمود: {وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ} [الاعراف: ۲۰۵]: (پروردگارت را صبح و شب در دل خود با بیم و تضرع، نه با صدای بلند یاد کن) لطفا دیدگاه درست در این موضوع را برایم توضیح دهید.

جواب:

دیدگاه درست در این موضوع از این قرار است: این دو حدیث که بدان اشاره شد درباره‌ی کسانی که كتاب الله را با هم مدارسه و تلاوت می‌کنند و کسانی که ذکر الله می‌گویند، ‌ مطلق است لذا بر مقیّد که در زمان پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و اصحابش رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم متعارف بوده حمل می‌شود و البته بین آنان متعارف نبوده که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را دسته‌جمعی ذکر کنند یا قرآن را به صورت یک‌صدا و دسته‌جمعی بخوانند؛ بلکه عبارت (قرآن را بین خود مدارسه می‌کنند) در حدیث، دلالت بر این دارد که قرائت قرآن به نوبت انجام می‌شود بدین صورت که هر کدام قسمتی را قرائت می‌کند شخصی قرائت می‌کند سپس نفر بعدی قرائت را از جایی که نفر قبلی توقف کرده است ادامه می‌دهد یا این‌ که فرد دوم همان قسمتی که فرد اول، قرائت نموده را دوباره می‌خواند. ظاهر حديث، چنین است.

در مورد حدیث دیگری که در آن آمده است: (الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را یاد و ذکر می‌نمودند) نیز می‌گوییم: این حدیث، مطلق است لذا بر آن چه در زمان پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و اصحابش رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم متعارف بوده است حمل می‌شود که البته بین آنان چنین متعارف نبوده است که جمع شوند و یک ذکر را به صورت دسته‌جمعی بگویند و تکرار کنند؛ زیرا اصحاب رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم که همراه پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در حج حضور داشتند، برخی تکبیر (الله اکبر)، برخی تهلیل (لا إله إلا الله) و برخی دیگر تلبیه (لبیک اللهم لبیک… ) می‌گفتند و هر کس، خودش الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را ذکر می‌کرد.

در مورد فرموده‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ: {وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ} [الاعراف: ۲۰۵]: (پروردگارت را صبح و شب در دل خود با بیم و تضرع، نه با صدای بلند یاد کن) باید گفت: منظور از ذکر در این آیه، ذکر خاص و فردی است و همچنین با ذکرهایی که سنت با صدای بلند گفتن آن است تخصیص یافته است؛ زیرا در حديث ابن عباس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت است که: (ذکر گفتن با صدای بلند پس از پایان نماز فرض در زمان رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وجود داشت) لذا ذکر با صدای بلند بعد از نماز فرض، امری مشروع است زیرا در زمان پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم چنین بوده است؛ اما این که برخی از اهل علم گفته‌اند: (آرام و پنهانی گفتن ذکر بعد از نماز فرض، بهتر است) و حديث ابن عباس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا را چنین توجیه نموده‌اند که برای تعلیم و آموزش بوده است، جای بررسی و بازنگری دارد؛ زیرا آموزش با روش‌های دیگر نیز امکان پذیر است لذا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به فقرای مهاجران آموزش داد که پس از نماز چه بگویند؛ فرمود: «تُسَبِّحُونَ وَتَحْمَدُونَ وَتُكَبِّرُونَ دُبرَ كُلِّ صَلاَةٍ ثَلاَثاً وَثَلاَثِينَ»: (بعد از هر نماز، سی و سه مرتبه سبحان الله، الحمدلله و الله اکبر بگویید).

همچنین آموزش با یک مرتبه انجام می‌شود، نه این که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بعد از هر نماز بر آن مواظبت داشته باشد یا اصحاب رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم در زمان رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بعد از هر نماز بر آن مواظبت داشته باشند! همچنین می‌گوییم: اگر هم بپذیریم که برای آموزش بوده است، آموزش در اصل ذکر و روش گفتن آن است؛ بدین معنا که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به آنان می‌آموزد که چه ذکری بعد از نماز گفته می‌شود، این ذکر چگونه گفته می‌شود و این که این ذکر، جهری و با صدای بلند گفته می‌شود. این قولی است که حديث ابن عباس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا آن را تأیید می‌کند که در صحيح بخاری آمده است.

***


این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل هو سوداني مقيم بالباحة: لقد سمعت كثيرًا أن الذكر الجماعي بدعة ولا يجوز، ولكن حسب علمي المتواضع اطلعت على بعض الأحاديث التي تفيد أنه لا أنه لا حرج في حرج في ذلك، ومن الأحاديث ما رواه مسلم ما معناه: «لَا يَقْعُدُ قَوْمٌ يَذْكُرُونَ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ إِلَّا حَفَّتْهُمُ الْمَلَائِكَةُ، وَغَشِيَتْهُمُ الرَّحْمَةُ، وَنَزَلَتْ عَلَيْهِمِ السَّكِينَةُ، وَذَكَرَهُمُ اللَّهُ فِيمَنْ عِنْدَهُ». وأعتقد أن السيوطي أشار لهذا الحديث في كتابه الحاوي للفتاوي، وبناء عليه قال بجواز الذكر الجماعي. ثم الحديث الآخر الذي معناه أن الرسول صلى الله عليه وسلم خرج على جماعة من أصحابه فقال لهم: «مَا أَجْلَسَكُمْ؟ قَالُوا: جَلَسْنَا نَذْكُرُ الله». فلم ينكر عليهم ذلك. وواضح بأن الذكر هنا مطلق، علما بأن كل ذلك يتعارض ويتناقض مع ما جاء في آخر سورة الأعراف من قوله تعالى: ﴿ وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ ﴾ [الأعراف: ٢٠٥]. نرجو أن توضحوا لنا الصواب في هذا الموضوع.

فأجاب رحمه الله تعالى: الصواب في هذا الموضوع أن الحديث الذي أشار إليه السائل، بل الحديثين في الذين يتدارسون كتاب الله ويتلونه وكذلك في القوم الذين يذكرون الله: أن هذا مطلق، فيحمل على المقيد المتعارف في عهد النبي صلى الله عليه وسلم وأصحابه، ولم يكن من المتعارف بينهم يذكرون الله تعالى بلفظ جماعي، أو يقرءون القرآن بلفظ جماعي.

في قوله: ويتدارسونه بينهم. يدل على أن هذه المدارسة تكون بالتناوب أنهم إما أن يقرأ واحد، فإذا أتم قراءته قرأ الثاني ما قرأ الأول، وهكذا. وإما أن يكون كل واحد منهم يقرأ جزءًا، ثم يقرأ الآخر مما وقف عليه الأول، هذا هو ظاهر الحديث.

وأما الحديث الآخر الذي فيه أنهم يذكرون الله تعالى فإنا نقول: هذا مطلق، فيحمل على ما كان متعارفًا عليه في عهد النبي صلى الله عليه وسلم وأصحابه، ولم يكن متعارفًا بينهم أن يجتمعوا، وأن يذكروا بذكر واحد جماعة. ويدلك على هذا أن الصحابة -رضوان الله عنهم – مع النبي صلى الله عليه وسلم- في الحج كان منهم المكبر، ومنهم المهلل، ومنهم الملبي، فكل إنسان يذكر الله تعالى بنفسه.

وأما قوله تعالى: ﴿ وَاذْكُر رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُةِ وَالْأَصَالِ ﴾ [الأعراف: ۲۰۵] فهذا مراد به الذكر الخاص للمرء، وهو أيضًا مخصوص بما دلت عليه السنة من الجهر به، فإنه قد ثبت عن النبي -عليه الصلاة والسلام- من حديث ابن عباس رضي الله عنهما أن رفع الصوت بالذكر حين ينصرف الناس من المكتوبة كان على عهد النبي صلى الله عليه وسلم. ولهذا يشرع الجهر بالذكر بعد الصلاة المكتوبة؛ لأن هذا هو المعروف في عهد النبي صلى الله عليه وسلم. وأما قول بعض أهل العلم إن الإسرار به أفضل. وإجابتهم عن حديث ابن عباس رضي الله عنهم بأن ذلك للتعليم، فإن فيه نظرا؛ وذلك لأن التعليم يحصل بدون هذا، فإن الرسول -عليه الصلاة والسلام – قد علم فقراء المهاجرين ماذا يقولونه دبر الصلاة، قال عليه الصلاة والسلام: «تُسَبِّحُونَ وَتَحْمَدُونَ وَتُكَبِّرُونَ خَلْفَ كُلِّ صَلَاةٍ ثَلَاثًا وَثَلَاثِينَ».

ثم إن التعليم يحصل بالمرة الواحدة لا بأن يحافظ عليه النبي عليه الصلاة والسلام- في كل صلاة، أو يحافظون عليه في عهد الرسول عليه الصلاة والسلام- في كل صلاة. ثم نقول : سلمنا أنه للتعليم، فهو في التعليم في أصل الذكر وفي صفته، بمعنى: أن الرسول يعلمهم ما الذكر الذي يقال في أدبار الصلوات وما كيفية تلاوة هذا الذكر، والإتيان به أنه يكون جهرا، وهذا هو القول الذي يؤيده حديث ابن عباس رضي الله عنهم المذكور، وهو في صحيح البخاري.

مطالب مرتبط:

(۴۷۴) حکم شادی و سرور در بیست و هفتم ماه رجب، نیمه‌ی شعبان و روز عاشورا

ابراز شادی در ایام عید فطر یا عید قربان که در حدود شرع باشد، ایرادی ندارد؛ اما شادی و سرور در بیست و هفتم ماه رجب، نیمه‌ی شعبان و روز عاشورا، پایه و اساس شرعی ندارد، از آن نهی می‌شود.

ادامه مطلب …

(۴۸۷) حکم دست کشیدن به دیوارهای خانه‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم جهت تبرک

بله، قطعا بدعت است؛ زیرا فقط دست کشیدن بر دو چیز از بناها در دنیا مشروع است: اول: حجر الأسود. دوم: ركن يماني؛  که هر دو در کعبه‌ی شریف قرار دارد.

ادامه مطلب …

(۴۶۳) حکم جشن تولد و جشن مولود برای تولد رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم

تردیدی نیست که محبت و بزرگداشت پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فقط با پیروی از سنت و روش او است که محکم‌ترین دلیل برای ابراز محبت و بزرگداشت شخص به نسبت ایشان، همین پیروی است اما پیش‌دستی بر او و نوآوری چیزهایی که خود وی تشریع نکرده است، دلیلی برای کمال محبت به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و بزرگداشت وی شمرده نیست.

ادامه مطلب …

(۴۶۶) جشن مولودی اگر با ادعای محبت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم باشد، چه حکمی دارد؟

هر کس رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم  را دوست دارد، باید از سنت وی پیروی نماید و کسی ‌که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را دوست دارد، نباید چیزی در دین وی بدعت‌گزاری و نوآوری کند که از دین وی نیست.

ادامه مطلب …

(۴۸۳) حکم قرار دادن هلال روی مناره‌ها و گلدسته‌ها

صب هلال روی مناره‌ها، در بیشتر مناطق کشور، کاری جدید است. همچنین گفته شده است: برخی مسلمانان که از دیگران در قرار دادن چیزی بر معابد خود، تقلید کرده‌اند، هلال را در مقابل صلیب نصاری قرار داده‌اند؛ بنابراین نصب هلال روی مناره‌ها به خاطر این شبهه و برای جلو گیری از هدر دادن مال و وقت، جایز نیست.

ادامه مطلب …

(۴۴۷) حکم شرکت در حلقات علم

تردیدی نیست که جمع شدن برای علم، از جمله با فضیلت‌ترین اعمال است زیرا علم، نوعی از جهاد در راه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است چون تنها با علم و روشن‌گری است که دین، استوار می‌گردد....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه