خوارج عصر ادعا میکنند که سخن ابن عباس در مورد آیهی حاکمیت که میگوید: کفری غیر از کفر اکبر میباشد، مختص بنی امیه است و ابن عباس رَضِيَاللهُعَنْهُمَا خواسته در مورد حکام بنی امیه سخن بگوید. حکام بنی امیه در اصل به آنچه که الله نازل کرده، حکم میکردند. بنا بر این کلام ابن عباس تعمیم داده نمیشود. چرا که تنها مختص آن دورهی تاریخی است.
خوارج برای این گفتهی خود به سخنی از محمد قطب در کتاب «واقعنا المعاصر» استناد میکنند که میگوید: «مظلوم ابن عباس فقد قال ما قال وهو يُسأل عن الأمويين، أنهم يحكمون بغير ما أنزل الله، فما القول فيهم ؟ وما من أحدٍ على الإطلاق قال عن الأمويين أنهم كفار، فقد كانوا يحكمون الشريعة في عموم حياة الناس، ولكنهم يحيدون عنها في بعض الأمور المتعلقة بسلطانهم إما تأويلاً وإما شهوة ـ ولكنهم لا يجعلون مخالفتهم تشريعاً مضاهياً لشرع الله ـ فقال فيهم ابن عباس: إنه كفر دون كفر…»، یعنی: «بیچاره ابن عباس. او این پاسخ را در حالی داد که از او در مورد امویها که به غیر ما انزل الله حکم میکردند، سوال شد که در مورد آنها چه باید گفت؟ هیچ کسی نیز مطلقا نگفته که امویها کافر بودهاند. آنها در مسائل عمومی مربوط به زندگی مردم به شریعت عمل میکردند. اما در برخی امور متعلق به سلطنتشان، یا از روی تاویل و یا از روی شهوت، از حکم الهی فاصله میگرفتند. اما مخالفتشان با حکم الله را همانند حکم الله نمیدانستند. ابن عباس در مورد اینها بود که گفت: این کار، کفری غیر از کفر اکبر است…».
همچنین محمد قطب در کتاب «مفاهیم ینبغی أن تصحح» میگوید: «لا اعلم قولة ظلمت كما ظلمت قولة ابن عباس رضي الله عنهما»، یعنی: «هیچ گفتهای را ندیدهام که به اندازهی گفتهی ابن عباس رَضِيَاللهُعَنْهُمَا مورد ظلم قرار گرفته باشد».
در جواب این ادعا، میگوییم:
اولا: دلیلتان کجاست که از ابن عباس در مورد بنی امیه سوال شد و جواب او به این سوال بود و سوالشان در مورد تفسیر آیه نبود؟ ادعایتان فقط یک ادعای محض است بدون اینکه دلیلی برای آن داشته باشید.
دوما: وقتی استادتان محمد قطب میگوید: «در مورد برخی امور از حکم الهی فاصله میگرفتند»، از او میپرسیم: تعداد این برخی احکام که شخصی که آن را کنار گذارد، او را از دین خارج نمیکند، چقدر است؟ ضابط عددی در مورد احکامی که شخص کناره گیری کننده از آن را از دین خارج میکند، چیست؟ باز هم ادعای بدون دلیل.
سوما: ابن عباس رَضِيَاللهُعَنْهُمَا از تفسیر این آیه مورد سوال قرار گرفت و او نیز آن را تفسیر نمود، و مفسرین همیشه کلام او را در مورد این آیه در کتابهای تفسیر نقل میکنند و آن را خاص آن دوره از تاریخ نمیدانند. بنا بر این کلام ابن عباس عام است.
چهارما: از کجا میدانید که حکام بعد از بنی امیه تا به امروز، وقتی حکم به غیر ما انزل کرده باشند، آن را همانند حکم الله یا برتر از آن دانستهاند؟
دلیلی که اختلاف در این مورد را از بین میبرد روایات بسیاری هستند که صراحتا میگویند: ابن عباس از تفسیر این آیه سوال شد، و سوال از او در مورد حکم بنی امیه نبود.
در «تفسیر عبدالرّزاق» تالیف عبدالرزاق صنعانی (۷۱۳) و «السنّة» تالیف خلّال (۱۴۲۰) و «تعظیم قدر الصلاة» تالیف ابن نصر مرّوزی (۵۷۰) و «تفسیر ابن ابی حاتم» (۶۴۳۵) و «الإبانة» تالیف ابن بطّة (۱۰۰۹) با سند صحیح از طاووس نقل شده که گفت: « از ابن عباس در مورد آیهی {و کسانی که به آنچه الله نازل کرده حکم نکنند، کافرند} سوال شد. گفت: کفر است. عبدالله بن طاووس که این روایت را از پدرش نقل میکند، میگوید: و همانند کسی نیست که به الله و ملائکه و پیامبران الله کفر ورزد».
از این رو، وضعیت تو بسیار عجیب و غریب است. چون وقتی کتابهای تفسیر را باز میکنی مشاهده میکنی که در تفسیر آیههای قرآن، اقوال سلف آمده است: ابن عباس گفت… ابو العالیه گفت… مجاهد گفت… قتاده گفت… سفیان گفت… فلانی گفت… تو همهی این اقوال را تفسیر قرآن میدانی. اما وقتی به آیهی حاکمیت میرسی، از تفسیر ابن عباس و آن عده از ائمهی سلف که قول او را پذیرفتهاند، میگذری؛ به این تصور که منظور آنها تفسیر این آیه نبوده است. بلکه کلامشان فقط خاص دورهی بنی امیه است و این قول را طوری جلوه میدهید که انگار فتوایی در مورد یک واقعهی معین است! یعنی این مساله بر همهی علمای سلف و خلف پوشیده مانده و سپس تو و همراهانت آن را کشف کردهاید؟! این چه طرز برخورد با سلف و خلف و گمراه خواندن آنهاست؟!
اما در حقیقت تنها دلیلی که برای این کار شما وجود دارد این است که شما به این تفسیر سلفی رضایت ندارید. تفسیری که فکر خارجی شما موجب نپذیرفتن آن است. در اینجا سخن امام البانی رَحِمَهُالله تعالی مرا به شگفت میآورد که در «السلسلة الصحیحة» (ج۷ ص۱۳۵) به دنبال این اثر از ابن عباس میگوید: «و هذا قاصمة ظهر جماعة التکفیر و أمثالهم من الغلاة»، یعنی: «و این تفسیر، کمر جماعت تکفیر و دیگر تندروهای امثال آنان را میشکند».
گردآوری و ترجمه: سید ابوبکر یگانه قلاتی