یکشنبه 16 ذیقعده 1447
۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
3 می 2026

(۶۶۴۱) اگر انسان به دروغ، ریا، کینه، حسد و غرور مبتلا شود، علاج آن چیست؟

(۶۶۴۱) سوال: اگر انسان به دروغ، ریا، کینه، حسد و غرور مبتلا شود، علاج آن چیست؟

جواب:

درمان آن آسان می‌باشد و آن اینکه کنیه و بغض مسلمانان و ریا را رها کند و با اخلاص به عبادت الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ مشغول شود اگرچه این برای کسی که بر آن‌ها (ریا و حقد و.. ) عادت داشته، سخت است ولی وقتی از الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ کمک گیرد و بر تصمیم خود عزم داشته باشد، امر بر او آسان می‌شود، رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرموده است: «الْمُؤْمِنُ الْقَوِيُّ خَيْرٌ وَأَحَبُّ إِلَى اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِ الضَّعِيفِ، وَفِي كُلٍّ خَيْرٌ، احْرِصْ عَلَى مَا يَنْفَعُكَ، وَاسْتَعِنْ بِاللَّهِ وَلَا تَعْجِزْ، وَإِنْ أَصَابَكَ شَيْءٌ فَلَا تَقُلْ: لَوْ أَنِّي فَعَلْتُ كَانَ كَذَا وَكَذَا. وَلَكِنْ قُلْ: قَدَرُ اللَّهِ وَمَا شَاءَ فَعَلَ. فَإِنَّ لَوْ تَفْتَحُ عَمَلَ الشَّيْطَانِ»[۱]: (نزد الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ مؤمنِ توانمند و قوی از مؤمن ضعيف، بهتر و محبوب‌تر است و در هر دو، خير و نيکی است؛ مشتاق چيزی باش که به نفع توست و از الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ کمک بخواه و عاجز و درمانده نشو و اگر اتفاقی برای تو افتاد، نگو: اگر چنين می‌کردم، چنين و چنان می‌شد؛ بلکه بگو: الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ اين را مقدَّر کرده و هرچه بخواهد، انجام می‌دهد؛ زيرا گفتنِ “اگر” دروازه‌ی وسوسه‌ی شيطان را باز می‌کند. (

لذا این امر با حریص بودن و کمک خواستن است زیرا حریص بودن تنها کافی نیست و کمک خواستن بدون حریص بودن نیز فایده‌ای ندارد زیرا کمک خواستن بدون حریص بودن، کمک خواستن حقیقی نیست بنابراین کسی که از الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ کمک می‌طلبد باید اسباب آن را نیز بگیرد و از پرودگار کمک بخواهد: «احْرِصْ عَلَى مَا يَنْفَعُكَ، وَاسْتَعِنْ بِاللَّهِ وَلَا تَعْجِزْ، وَإِنْ أَصَابَكَ شَيْءٌ فَلَا تَقُلْ: لَوْ أَنِّي فَعَلْتُ كَانَ كَذَا وَكَذَا. وَلَكِنْ قُلْ: قَدَرُ اللَّهِ وَمَا شَاءَ فَعَلَ. فَإِنَّ لَوْ تَفْتَحُ عَمَلَ الشَّيْطَانِ»: (بر چيزی که به تو نفع می‌رساند حریص باش باش و از الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ کمک بخواه و عاجز و درمانده نشو و اگر اتفاقی برای تو افتاد، نگو: اگر چنين می‌کردم، چنين و چنان می‌شد؛ بلکه بگو: الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ اين را مقدَّر کرده و هرچه بخواهد، انجام می‌دهد؛ زيرا گفتنِ “اگر” دروازه‌ی وسوسه‌ی شيطان را باز می‌کند. (

لذا انسان در پرهیز از اخلاق پست و فرومایه حریص باشد و چیزی که به انسان در این زمینه کمک می‌کند، شناخت او به نسبت بدبختی و عاقبت بدی که در دروغ قرار دارد، می‌باشد چناچه رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود‌ند: «وَإِنَّ الْكَذِبَ يَهْدِي إِلَى الْفُجُورِ، وَإِنَّ الْفُجُورَ يَهْدِي إِلَى النَّارِ، وَإِنَّ الرَّجُلَ لَيَكْذِبُ حَتَّى يُكْتَبَ كَذَّابًا»[۲]: (و حقیقتا دروغ به فساد می‌کشاند و فساد هدایت‌گر مسیر آتش می‌باشد؛ و آن مرد دروغ می‌گوید تا اینکه به عنوان کذاب و دروغگو ثبت می‌شود. (


[۱] صحيح مسلم: كتاب القدر، باب في الأمر بالقوة وترك العجز والاستعانة بالله وتفويض المقادير الله، شماره (٢٦٦٤).

[۲] صحیح بخاری: كتاب الأدب، باب قول الله – تعالى – ﴿يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ﴾ [التوبة : ۱۱۹] وما ينهى عن الكذب، رقم (٥٧٤٣)، و صحیح مسلم: كتاب البر والصلة والآداب، باب قبح الكذب وحسن الصدق، شماره (٢٦٠٧).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: ما علاج الكذب والرياء والحقد والحسد والغرور، إذا ابتلي بها الإنسان؟

فأجاب رحمه الله تعالى: علاجها سهل، وهو أن يترك الكذب، وأن يترك الحقد والبغضاء للمسلمين، وأن يترك الرياء، ويشتغل بالإخلاص الله -عز وجل- في عباداته، وهذا وإن كان يَشُقُ على مَن كان ذلك عادة له، لكن إذا استعان الإنسان بالله سبحانه وتعالى وصَمَّم وعَزَم سَهُلَ عليه الأمر، قال النبي -صلى الله عليه وعلى آله وسلم-: «الْمُؤْمِنُ الْقَوِيُّ، خَيْرٌ وَأَحَبُّ الله مِنَ الْمُؤْمِنِ الضَّعِيفِ، وَفِي كُلَّ خَيْرُ احْرِضْ عَلَى مَا يَنْفَعُكَ، وَاسْتَعِنْ بِالله وَلَا تَعْجِزُ، وَإِنْ أَصَابَكَ شَيْءٌ، فَلَا تَقُلْ لَوْ أَنِّي فَعَلْتُ كَانَ كَذَا وَكَذَا، وَلَكِنْ قُلْ قَدَّرَ اللَّهُ، وَمَا شَاءَ فَعَلَ، فَإِنَّ لَوْ تَفْتَحُ عَمَلَ الشَّيْطَانِ». فأمر بالحرص والاستعانة، لأن الحرص وحده لا يكفي، والاستعانة بدون حرص لا تنفع لأن الاستعانة بدون حرص ليست استعانة حقيقية، إذ إن المستعين بالله لا بد أن يفعل الأسباب، ويستعين بالرب عز وجل: «احْرِضْ عَلَى مَا يَنْفَعُكَ، وَاسْتَعِنْ بِالله وَلَا تَعْجَزْ، وَإِنْ أَصَابَكَ شَيْءٌ، فَلَا تَقُلْ لَوْ أَنِّي فَعَلْتُ كَانَ كَذَا وَكَذَا، وَلَكِنْ قُلْ قَدَرُ اللَّهِ وَمَا شَاءَ فَعَلَ، فَإِنَّ لَوْ تَفْتَحُ عَمَلَ الشَّيْطَانِ».

فليحرص الإنسان على تجنب الأخلاق الرذيلة، ومما يُعين على ذلك، أن يعرف الإنسان ما في الكذب من الشُّؤم، والعاقبة السيئة، قال النبي –صلى الله عليه وعلى آله وسلم-: إِنَّ الكَذِبَ يَهْدِي إِلَى الفُجُورِ، وَإِنَّ الفُجُورَ يَهْدِي إِلَى النَّارِ، وَإِنَّ الرَّجُلَ لَيَكْذِبُ، حَتَّى يُكْتَبَ عِنْدَ اللَّهِ كَذَّابًا».

مطالب مرتبط:

(۶۶۴۲) حکم ناسزا گفتن به پدر در حالت خشم

حکم آن این است که برای انسان جایز نیست به یکی از مسلمانان ناسزا گوید یا دشنامشان دهد و به طریق اولی جایز نیست که به نزدیکانش و پدر و برادرانش ناسزا گوید لذا باید به سوی الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ توبه کند و از این عمل طلب بخشش نماید....

ادامه مطلب …

(۶۶۳۲) کسب و تداوم فضائل اخلاقی در طول زندگی

اخلاق والا از کرم، شجاعت، بردباری و غیره به دو قسمت تقسیم می‌گردند:...

ادامه مطلب …

(۶۶۴۵) بعضی از مردم به آنچه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از فضلش به دیگران داده، حسادت می‌کنند؛ نصحیت شما به آن‌ها چیست؟

نصیحت ما به آن‌ها این است که تقوای الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را رعایت کنند و از حسادت بر حذر باشند چون حسادت همانند آتش که هیزم را از بین می‌برد، نیکی‌ها را نابود می‌کند و حسادت فایده‌ی جز هم و غم برای شخص حسود ندارد....

ادامه مطلب …

(۶۶۳۵) احسان در شریعت اسلامی چیست؟

احسان به معنای عام آن یعنی دست‌کشیدن از اذیت و آزار مردم و بذل و بخشش با مال، جان و مقام و احسان دایره‌ی وسیع و شاملی است....

ادامه مطلب …

(۶۶۳۴) حد و حدود حیا در زندگی و تأثیر آن بر امور فردی و اجتماعی

نصیحت من به چنین شخصی این است که خود را در مواجهه با مردم و صحبت کردن با آن‌ها به صورتی که خللی به شخصیت او وارد نکند، تمرین دهد تا این حیا (بیش از حد) از بین برود.....

ادامه مطلب …

(۶۶۳۱) آیا اگر انسان جواب کسی که به نسبت او قول یا فعل قبیحی را انجام داده است، بدهد گناه‌کار است؟

اگر انسان جواب ظلم کسی را به مانند ظلمش بدهد، گناهی ندارد و بلکه او عادل می‌باشد....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه