جمعه 18 شعبان 1447
۱۶ بهمن ۱۴۰۴
6 فوریه 2026

(۶۳۹۰) آدابی که شایسته است دعوت‌گر به‌ سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به آن‌ها آراسته باشد، کدام‌اند؟

(۶۳۹۰) سوال: آدابی که شایسته است دعوت‌گر به‌سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به آن‌ها آراسته باشد، کدام‌اند؟

جواب:

این سؤال، سؤال مهمی است، و منظور آدابی است که سزاوار است دعوت‌گر به‌سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر آن‌ها باشد، از جمله آداب مهم:
اول: اخلاص نیت برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ؛ به این معنا که دعوت‌گر در دعوتش، رضایت پروردگار و اصلاح مردم را قصد کند، نه آن‌که هدفش کسب جایگاه، پیشوایی و ریاست در میان مردم باشد زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ، وَإِنَّمَا لِكُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَى، فَمَنْ كَانَتْ هِجْرَتُهُ إِلَى دُنْيَا يُصِيبُهَا، أَوْ إِلَى امْرَأَةٍ يَنْكِحُهَا فَهِجْرَتُهُ إِلَى مَا هَاجَرَ إِلَيْهِ» : (همانا اعمال به نیت‌ها وابسته است و برای هر شخص فقط همان چیزی است که نیت کرده است؛پس هرکس هجرتش به سوی الله و پیامبرش باشد، هجرتش به سوی الله و پیامبر اوست و هرکس هجرتش برای دنیا باشد که آن را به دست آورد یا زنی که با او ازدواج کند، پس هجرتش به سوی همان چیزی است که به سوی آن هجرت کرده است).
دوم: آگاه‌بودن به آن‌چه بدان دعوت می‌کند، یعنی آگاهی از شریعتِ الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در آن‌چه به‌سویش دعوت می‌دهد، پس اگر به توحید دعوت می‌کند، واجب است که در مسائل توحید، هم از جهت اثبات و هم از جهت نفی و طرد و عکس، آگاهی داشته باشد، تا بتواند در صورت بحث و مجادله، از حق دفاع کند زیرا کسی که بدون علم دعوت می‌کند، مانند کسی است که بی‌سلاح وارد میدان نبرد شده باشد، دلیل این گ، فرموده‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است: {قُلۡ هَـٰذِهِۦ سَبِیلِیۤ أَدۡعُوۤا۟ إِلَى ٱللَّهِۚ عَلَىٰ بَصِیرَةٍ أَنَا۠ وَمَنِ ٱتَّبَعَنِی} [سوره يوسف: ۱۰۸]: ((ای پیامبر!) بگو: «این راه من است، من با بصیرت (کامل) به سوی الله دعوت می‌کنم، و کسانی‌که از من پیروی کردند (نیز چنین می‌کند)).
همچنین جاهل خود نیازمند تعلیم است، پس چگونه با جهل خود معلم دیگران شود؟ و نیز ممکن است کسی که با جهل دعوت می‌کند، به‌سوی باطل دعوت کند در حالی‌که خودش آگاه نیست، و در نتیجه گمراه می‌شود و دیگران را هم گمراه می‌سازد، چون چنین کسی هنگام مواجهه با شبهه‌ی اهل باطل در برابرش سرگردان می‌ماند و نمی‌تواند حق را اثبات کند.
سوم: آگاه‌بودن از حال دعوت‌شونده، تا با او برایاس جایگاهشان برخورد کند، دلیل آن این است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وقتی معاذ رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ را به یمن فرستاد، به او فرمود: «إِنَّكَ تَأْتِي قَوْمًا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ» : (تو به سوی گروهی از اهل کتاب می‌روی)، پس او را از حال آن مردم باخبر ساخت تا آماده‌ی رویارویی با آنان باشد و با توجه به حال‌شان با آنان برخورد کند.
و همچنین دعوت‌گر باید از حال کسی که او را دعوت می‌کند آگاه باشد تا با او بر اساس جایگاه‌شان برخورد کند؛ زیرا تفاوت هست میان کسی که معاند است و او را به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دعوت می‌دهی و کسی که جاهل و غافل است، اولی نیاز به حجت قوی دارد که با آن، عناد و تکبرش نسبت به حق را درهم بشکند، اما دومی با کمترین دلیل و سخن قانع می‌شود، چون جاهلی غافل است و چیزی برای جدال ندارد و بر همین اساس است فرموده‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ: {ٱدۡعُ إِلَىٰ سَبِیلِ رَبِّكَ بِٱلۡحِكۡمَةِ وَٱلۡمَوۡعِظَةِ ٱلۡحَسَنَةِۖ وَجَـٰدِلۡهُم بِٱلَّتِی هِیَ أَحۡسَنُ} [سوره النحل: ۱۲۵]: ([ای پیامبر، مردم را] با حکمت و پند نیکو به راه پروردگارت دعوت نما و با روشی که نیکو‌تر است با آنان [بحث و] مناظره کن) زیرا مردم انواع مختلفی دارند؛ بعضی با موعظه اصلاح می‌شوند و همان کافی است، اما برخی دیگر موعظه آن‌ها را کفایت نمی‌کند و وارد مجادله می‌شوند، و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ امر کرده است که دعوت با حکمت باشد، گاهی با موعظه، و گاهی با مجادله، بر اساس حالی که دعوت‌شونده اقتضا کند.
و از آداب دعوت‌گر این است که در سخن‌گفتن بلیغ، و در حجت‌ آوردن قوی باشد؛ به‌گونه‌ای که بتواند مخاطب را به‌خوبی قانع کند، چنان‌که دلش آرام گیرد و با آسانی دعوت را بپذیرد چون برخی از مردم علم دارند اما در بیان ضعیف‌اند، و این باعث می‌شود فرصت‌های بسیاری را از دست بدهند، پس اگر کسی هم علم داشته باشد و هم قدرت بیان، خواهد توانست دیگران را به‌گونه‌ای کامل قانع کند تا دعوت را بپذیرند.
و از آداب دعوت‌گر آن است که خود به آن‌چه به‌سویش دعوت می‌کند، عمل کند تا با گفتار و کردارش دعوت دهد و بدون تردید، عمل دعوت‌گر به چیزی که به‌سویش دعوت می‌کند، تأثیر بسیاری در پذیرش دعوت او دارد چون اگر مردم ببینند که دعوت‌گر خودش به دعوتش عمل می‌کند، به او اعتماد می‌کنند و یقین پیدا می‌کنند که او در دعوتش صادق است ولی اگر ببیند که خودش به آن‌چه می‌کند عمل نمی‌کند، در صداقت او تردید می‌کنند و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در دعوت او برکتی قرار نخواهد داد مثلاً اگر کسی مردم را به نماز جماعت دعوت کند و به آن تشویق نماید، اما خودش در نماز جماعت شرکت نکند، مردم چه دیدگاهی به دعوت او خواهند داشت؟ دیدگاهشان نسبت به دعوت او ضعیف خواهد بود و با نگاهی همراه با پذیرش به آن نخواهد نگریست؛ زیرا خودش به آن‌چه مردم را بدان فرا می‌خواند پایبند نیست.
و از آداب دعوت‌گر آن است که بردبار و صبور باشد در برابر آزاری که چه از نظر گفتار و چه از نظر رفتار به او می‌رسد؛ زیرا دعوت‌گر جانشین پیامبران است، و پیامبران با آزارهای گفتاری و رفتاری روبه‌رو می‌شدند و بر آن‌ها صبر می‌کردند تا به درجه‌ی صابران برسند چنان‌که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به پیامبرش محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: {وَلَقَدۡ كُذِّبَتۡ رُسُلࣱ مِّن قَبۡلِكَ فَصَبَرُوا۟ عَلَىٰ مَا كُذِّبُوا۟ وَأُوذُوا۟ حَتَّىٰۤ أَتَىٰهُمۡ نَصۡرُنَا} [سوره اﻷنعام: ۳۴]: (و پیش از تو نیز پیامبرانى تكذیب شدند؛ ولى بر آنچه تكذیب شدند و آزار دیدند، شكیبایى كردند تا [سرانجام] یارى ما به آنان فرارسید).
پس دعوت‌گر باید خود را به صبر و بردباری بیاراید، تا به درجه‌ی صابران برسد و در مسیر پیامبران علیهم‌السلام قرار گیرد.
پس دعوت‌گر باید خود را به صبر و بردباری بیاراید، تا به درجه‌ی صابران برسد و در مسیر رسولان علیهم‌السلام قرار گیرد.
و از آداب دعوت‌گر آن است که همیشه گشاده‌رو و خوش‌برخورد باشد، تا مردم پیش از آن‌که به دعوتش گوش دهند، خودِ او را دوست بدارند؛ زیرا پذیرش شخص دعوت‌گر به‌صورت شخصی، باعث پذیرش معنوی او و گرد آمدن مردم پیرامون او می‌شود و بر همین اساس است فرموده‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ: {فَبِمَا رَحۡمَةࣲ مِّنَ ٱللَّهِ لِنتَ لَهُمۡۖ وَلَوۡ كُنتَ فَظًّا غَلِیظَ ٱلۡقَلۡبِ لَٱنفَضُّوا۟ مِنۡ حَوۡلِكَ} [سوره آل عمران: ۱۵۹]: ([ای پیامبر،] به [برکتِ] رحمت الهی است که تو با آنان [= اصحاب،] نرم‌خو [و مهربان] شدی؛ و اگر تندخو و سنگدل بودی، قطعاً از اطرافت پراکنده می‌شدند).
همچنین از آداب دعوت‌گر آن است که با مردم براساس جایگاهشان رفتار کند، و زمان و مکان مناسب برای دعوت را در نظر بگیرد؛ پس در موقعیتی که مردم برای شنیدن دعوت آماده نشده‌اند، آن‌ها را دعوت نکند؛ زیرا این کار برای مردم کسالت‌آور و ملال‌آور می‌شود و باعث می‌گردد که از آن‌چه دعوت‌گر بدان فرا می‌خواند، کراهت پیدا کنند، هرچند حق باشد، به همین خاطر بود که «كان النبي يَتَخَوَّلُ أَصْحَابَهُ بِالْمَوْعِظَةِ مَخَافَةَ السَّامَةِ» : (رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم یارانش را هر روز موعظه نمی‌کرد، از بیم آن‌که دچار ملالت و خستگی شوند).
و دعوت‌گر اگر زیاد (و پشت‌سرهم) مردم را موعظه کند، باعث خستگی و دل‌زدگی آن‌ها می‌شود، و آن پذیرشی که در صورت فاصله‌ انداختن بین موعظه‌ها و درس‌ها حاصل می‌گردد، به‌دست نمی‌آید.
این بود آن‌چه اکنون از آداب دعوت‌گر به خاطرم رسید، و از الله درخواست می‌کنیم که ما و برادران‌مان را از هدایت‌یافتگانِ هدایت‌گر، و دعوت‌کنندگان به حق و شایستگان قرار دهد.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما هي الآداب التي ينبغي أن يتحلى بها الداعي إلى الله -جل وعلا- ؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: هذا السؤال سؤال مهم، وهي الآداب التي ينبغي أن يكون عليها الداعي إلى الله -عز وجل- فمن الآداب المهمة:

أولا: إخلاص النية لله عز وجل بأن يكون الداعي قاصدا بدعوته رضا الرب، وإصلاح الخلق، لا أن يكون له جاه وإمامة، ورئاسة بين الخلق، وذلك لأن النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم – قال: «إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ، وَإِنَّمَا لِكُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَى، فَمَنْ كَانَتْ هِجْرَتُهُ إِلَى دُنْيَا يُصِيبُهَا، أَوْ إِلَى امْرَأَةٍ يَنْكِحُهَا، فَهِجَرَتُهُ إِلَى مَا هَاجَرَ إِلَيْهِ».

ثانيا: أن يكون على بصيرة فيما دعا إليه، وهو شريعة الله -عز وجل- بأن يكون لديه علم بالشرع فيما يدعو إليه، فإذا كان يدعو للتوحيد وجب أن يكون لديه عِلم بالتوحيد في مسائله طردًا وعكسا إيجابًا ونفيا، حتى يتمكن من المحاجة إذا حاجه أحد في ذلك، لأن من دعا بغير علم كان كَمَن نزل إلى ميدان القتال بغير سلاح، ويدل لهذا الأدب قوله تعالى ﴿ قُلۡ هَـٰذِهِۦ سَبِیلِیۤ أَدۡعُوۤا۟ إِلَى ٱللَّهِۚ عَلَىٰ بَصِیرَةٍ أَنَا۠ وَمَنِ ٱتَّبَعَنِی ﴾ [يوسف: ۱۰۸].

ولأن الجاهل يحتاج هو إلى أن يُعلَّم، فكيف يكون معلما لغيره بجهله؟ ولأن الذي يدعو بجهل، قد يدعو إلى باطل، وهو لا يشعر به، فيَضِلُّ ويُضِلُّ، لأن الذي يدعو بجهل يقف حيران حينما يورد عليه الْمُبْطِل حُجَّة باطلة ليدحض بها الحق الذي قاله هذا. الثالث: أن يكون على علم بحال المدعو، حتى يُنزله منزلته، ودليل ذلك أن النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم- بعث معاذا إلى اليمن فقال له حين بعثه: «إِنَّكَ تَأْتِي قَوْمًا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ» فأخبره بحالهم ليكون مستعدًا لهم، وليقابلهم بما تقتضيه حالهم.

وهكذا الداعي يجب أن يكون عالما بحالِ مَن يدعو ليُنزله منزلته، لأن هناك فرقا بين شخص معاند تدعوه إلى الله وشخص جاهل غافل، فالأول يحتاج إلى حُجَّة قوية يُدحض بها عناده واستكباره عن الحق، والثاني يكفي معه أدنى حجة، وأدنى كلام، لأنه جاهل غافل ليس عنده ما يجادل به، وعلى هذا يتنزل قوله تعالى ﴿ ٱدۡعُ إِلَىٰ سَبِیلِ رَبِّكَ بِٱلۡحِكۡمَةِ وَٱلۡمَوۡعِظَةِ ٱلۡحَسَنَةِۖ وَجَـٰدِلۡهُم بِٱلَّتِی هِیَ أَحۡسَنُ ﴾ [النحل: ١٢٥]. فإن الناس منهم من يحتاج إلى الموعظة وتكفيه، ومنهم من لا تكفيه الموعظة، بل يجادل، فأمر الله -سبحانه وتعالى- أن تكون الدعوة بالحكمة وبالموعظة أحيانًا، وبالمجادلة أحيانًا، حسب ما تقتضيه حال المدعو.

ومن آداب الداعي أن يكون بليغًا في مَنْطِقه، قويًّا في حُجته، بحيث يستطيع إقناع المستمع المدعو إقناعا تطمئن إليه نفسه، وينقاد إلى الدعوة بيسر وسهولة، لأن من الناس من يكون لديه عِلم، لكن ليس لديه بيان بالقول، فيفوته شيء كثير، فإذا كان لدى الإنسان عِلم، وبيان بالقول، فبإمكانه أن يُقنع غيره إقناعا تاما يستجيب به المدعو.

ومن آداب الداعية أن يكون عاملا بما يدعو إليه من الحق، ليكون داعية بمقاله وفعاله، ولا شَكٍّ بأن عمل الداعية بما يدعو إليه له تأثير كبير في قبول ما يدعو إليه، فإن الناس إذا رأوا من هذا الداعية أنه عامل بما يدعو إليه، وَثِقُوا به، وعرفوا أنه صادق في دعوته، وإذا كان لا يعمل بما يدعو إليه شَكُوا في أمره، ولم يجعل الله – تعالى – في دعوته بركة، أرأيت لو أن شخصا قام يدعو الناس إلى صلاة الجماعة ويحث الناس عليها، ولكنه لا يصلي مع الجماعة، فماذا تكون نظرة الناس إلى دعوته ؟ ستكون نظرة الناس إلى دعوته هزيلة، ولا ينظرون إليه نظر المتقبل، لأنه لم يكن يقوم بما يدعو الناس إليه.

ومن آداب الداعية أن يكون حليما صبورًا على ما يُصيبه من الأَذِيَّة القولية، أو الفعلية، لأن الداعية قائم مقام الرسل، والرسل ينالهم من الأذى القولي والفعلي ما يصبرون عليه حتى ينالوا درجة الصابرين، قال الله تبارك وتعالى لنبيه محمد صلى الله عليه وعلى آله وسلم ﴿ وَلَقَدۡ كُذِّبَتۡ رُسُلࣱ مِّن قَبۡلِكَ فَصَبَرُوا۟ عَلَىٰ مَا كُذِّبُوا۟ وَأُوذُوا۟ حَتَّىٰۤ أَتَىٰهُمۡ نَصۡرُنَا ﴾ [الأنعام: ٣٤].

فلا بد للداعية من أن يَتَحَلَّى بالصبر والحلم، لينال درجة الصابرين، ويلتحق بطريق المرسلين -عليهم الصلاة والسلام-.

ومن آداب الداعية أن يكون بشوشًا دائم البشر طليق الوجه، حتى يحبه الناس قبل أن يدعوهم، لأن قبول الناس للإنسان شخصيا يؤدي إلى قبوله معنويا، وإلى الالتفاف حوله، وعلى هذا يتنزل قوله – تعالى – ﴿ فَبِمَا رَحۡمَةࣲ مِّنَ ٱللَّهِ لِنتَ لَهُمۡۖ وَلَوۡ كُنتَ فَظًّا غَلِیظَ ٱلۡقَلۡبِ لَٱنفَضُّوا۟ مِنۡ حَوۡلِكَ ﴾ [آل عمران: ١٥٩].

ومن آداب الداعية أن يُنزل الناس منازلهم، وأن يتحين الوقت المناسب، والمكان المناسب للدعوة، فلا يدعو الناس في مكان لم يتهيئوا، ويستعدوا لدعوته، لأن ذلك يُلحقهم الْمَلَل ،والسآمة، والكراهية لما يدعو إليه، ولو كان حقا، ولهذا كان النبي -صلى الله عليه وعلى آله وسلم- يَتَخَوَّلُ أَصْحَابَهُ بِالْمَوْعِظَةِ تَخَافَةَ السَّامَةِ».

والداعية إذا أكثر عليهم الموعظة، فإنهم يملُّون، ولا يكون عندهم التقبل الذي يكون فيما لو راوح بين المواعظ والدروس.

هذا ما حضرني الآن من آداب الداعية، ونسأل الله -تعالى- أن يجعلنا وإخواننا هداة مهتدين، دعاة إلى الحق صالحين.

مطالب مرتبط:

(۶۴۱۱) آیا جایز است که امام مسجد برای جماعت حاضر در مسجد نوارهای ضبط‌ شده‌ای را پخش کند که شامل نشست‌ها، سخنرانی‌ها و خطبه‌هایی از برخی مشایخ و خطبا باشد؟

می‌گوییم: اشکالی در این کار نیست؛ زیرا آنچه به‌طور مستقیم در مسجد گفته می‌شود، جایز است که از طریق این وسایل نیز در مسجد پخش شود، مادامی که آن سخن، مفید و سودمند باشد اما بدون شک بهتر و شایسته‌تر آن است که خودِ امام سخن بگوید...

ادامه مطلب …

(۶۴۲۱) آیا حضور شخص در جایی که در آن منکرات شرعی وجود دارد، از محظورات است؟

جایز نیست کسی در مجلس یا مکانی بنشیند که در آن منکرات وجود دارد، مگر آنکه بتواند آن‌ها را از بین ببرد؛ در این صورت واجب است بماند تا منکر رفع شود اما اگر توان آن را رفع ندارد، بر او واجب است که آنجا را ترک کند....

ادامه مطلب …

(۶۴۰۵) همکار غیرمسلمانم را به اسلام دعوت نکنم، در قیامت مؤاخذه می‌شوم؟

بر کسی که در محل کار، همکاری غیرمسلمان دارد واجب است که او را به اسلام دعوت کند، اما با نرمی و آرامش، و ارائه‌ی چهره‌ی حقیقی اسلام...

ادامه مطلب …

(۶۴۲۷) بعضی از مردم می‌گویند: ما باید فقط مشغول خودمان باشیم و کاری به دیگران نداشته باشیم، حکم شرع در این مورد اين كلام چیست؟

ترک امر به معروف و نهی از منکر موجب تفرقه و پراکندگی امت می‌شود، و باعث می‌شود که هر کسی راهی جداگانه در پیش گیرد و به‌سوی آن برود و بر همان باقی بماند و نیز از آن‌رو که امر به معروف و نهی از منکر حصار محافظ این امت، و مایه‌ی عزّت و کرامت آن است...

ادامه مطلب …

(۶۴۲۵) پاسخ شرعی به استناد نادرست «لَکُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ» در ترک واجب

این سخن مانع از امر به معروف و نهی از منکر نیست، به‌ویژه اگر آن شخص خود را ملتزم به شریعت بداند؛ چرا که مسلمان ملتزم به شریعت است، و جز با التزام به احکام اسلام مسلمان نشده است...

ادامه مطلب …

(۶۴۲۲) حکم مواجهه با منکر هنگام ناآگاهی از حکم شرعی

اگر انسان نمی‌داند آن فعلی که از شخصی سر زده منکر است، پس جایز نیست آن را بر او انکار کند، زیرا اگر چنین کند و آن فعل در دین منکر نباشد، قولی را به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بدون علم نسبت داده است...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه