یکشنبه 9 ربیع‌الثانی 1448
۲۹ شهریور ۱۴۰۵
20 سپتامبر 2026

(۶۴۲۷) بعضی از مردم می‌گویند: ما باید فقط مشغول خودمان باشیم و کاری به دیگران نداشته باشیم، حکم شرع در این مورد اين كلام چیست؟

(۶۴۲۷) سوال: بعضی از مردم می‌گویند: ما باید فقط مشغول خودمان باشیم و کاری به دیگران نداشته باشیم، یعنی ما روزه می‌گیریم، نماز می‌خوانیم، و واجباتی را که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر ما فرض کرده انجام می‌دهیم، و دیگران به ما ربطی ندارد، حکم شرع در این مورد چیست؟

جواب:

این سخن صحیح نیست؛ به دلیل فرمایش رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم که فرمودند: «مَنْ رَأَى مِنْكُمْ مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ، وَذَلِكَ أَضْعَفُ الْإِيمَانِ»[۱]: (هریک از شما منکری دید باید آن را با دستش تغییر دهد، و اگر نتوانست با زبانش، و اگر نتوانست با قلبش، و آن ضعیف ترین ایمان است) و نیز به دلیل فرموده‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ: {وَلۡتَكُن مِّنكُمۡ أُمَّةیَدۡعُونَ إِلَى ٱلۡخَیۡرِ وَیَأۡمُرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَیَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِۚ وَأُو۟لَـٰۤىِٕكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ* وَلَا تَكُونُوا۟ كَٱلَّذِینَ تَفَرَّقُوا۟ وَٱخۡتَلَفُوا۟ مِنۢ بَعۡدِ مَا جَاۤءَهُمُ ٱلۡبَیِّنَـٰتُۚ وَأُو۟لَـٰۤىِٕكَ لَهُمۡ عَذَابٌ عَظِیمࣱ} [سوره آل عمران: ۱۰۴-۱۰۵]: (و [ای مؤمنان،] باید گروهی از شما باشند که [مردم را] به نیکی دعوت کنند و به [کارهای] شایسته فرمان دهند و از [امور] ناپسند بازدارند؛ و آنانند که رستگارند* و مانند کسانی نباشید که پس از آنکه دلایل روشن برایشان آمد، پراکنده شدند و اختلاف کردند، اینان عذابی سهمگین [در پیش] دارند) و در این آیه که پس از امر به معروف و نهی از منکر آمده است: {وَلَا تَكُونُوا۟ كَٱلَّذِینَ تَفَرَّقُوا۟} : (و مانند کسانی که پراکنده شدند نباشید)، دلالتی است بر این‌که ترک امر به معروف و نهی از منکر موجب تفرقه و پراکندگی امت می‌شود، و باعث می‌شود که هر کسی راهی جداگانه در پیش گیرد و به‌سوی آن برود و بر همان باقی بماند و نیز از آن‌رو که امر به معروف و نهی از منکر حصار محافظ این امت، و مایه‌ی عزّت و کرامت آن است و نیز چون ترک این دو سبب خسران است؛ چنان‌که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فرموده است: {وَٱلۡعَصۡرِ* إِنَّ ٱلۡإِنسَـٰنَ لَفِی خُسۡرٍ* إِلَّا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ وَتَوَاصَوۡا۟ بِٱلۡحَقِّ وَتَوَاصَوۡا۟ بِٱلصَّبۡرِ} [سوره العصر: ۱-۳]: (سوگند به عصر* که انسان در زیان است* مگر مؤمنان نیکوکاری که یکدیگر را به حق سفارش نموده‌اند و به شکیبایی توصیه کرده‌اند) بله، اگر زمانه فاسد شود و امت دچار فساد گردد، و هیچ راهی برای اصلاح باقی نماند، در این هنگام می‌گوییم: {وَلَا تَحۡزَنۡ عَلَیۡهِمۡ وَلَا تَكُ فِی ضَیۡقمِّمَّا یَمۡكُرُونَ} [سوره النحل: ۱۲۷]: (و بر آنان [= کافران] اندوه مخور و از نیرنگی که می‌ورزند دلتنگ مباش‌) و بر تو لازم است که به اصلاح خودت بپردازی، و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ یاری‌دهنده است.


[۱] صحیح مسلم: كتاب الإيمان، باب بيان كون النهي عن المنكر من الإيمان، شماره (٤٩).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: يقول بعض الناس: إن علينا أن ننشغل بأنفسنا فقط، وليس لنا شأن بالناس الآخرين أي إننا نصوم ونصلي، ونؤدي ما فَرَضه الله علينا ولا علاقة لنا بالآخرين. فما حكم الشرع في ذلك؟

فأجاب رحمه الله تعالى: هذا القول ليس بصحيح، لقول النبي صلى الله عليه وسلم: «مَنْ رَأَى مِنْكُمْ مُنْكَرًا فَلْيُغَيَّرْهُ بِيَدِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ، وَذَلِكَ أَضْعَفُ الْإِيمَانِ». ولقوله – تعالى – ﴿ وَلۡتَكُن مِّنكُمۡ أُمَّةࣱ یَدۡعُونَ إِلَى ٱلۡخَیۡرِ وَیَأۡمُرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَیَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِۚ وَأُو۟لَـٰۤىِٕكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ* وَلَا تَكُونُوا۟ كَٱلَّذِینَ تَفَرَّقُوا۟ وَٱخۡتَلَفُوا۟ مِنۢ بَعۡدِ مَا جَاۤءَهُمُ ٱلۡبَیِّنَـٰتُۚ وَأُو۟لَـٰۤىِٕكَ لَهُمۡ عَذَابٌ عَظِیمࣱ ﴾ [آل عمران: ١٠٤-١٠٥]. وفي قوله ﴿ وَلَا تَكُونُوا۟ كَٱلَّذِینَ تَفَرَّقُوا۟ ﴾ [آل عمران: ١٠٥] بعد الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر، دليل على أن ترك الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر يوجب تَفَرُّق الأُمَّة وتَشَتَّتَها، وكون كل واحد منهم له منحى ينحو إليه، ويذهب إليه، ويصير عليه، ولأن الأمر بالمعروف، والنهي عن المنكر هو سياج هذه الأمة، وقيام عِزّها وكرامتها، ولأن ترك الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر سبب للخسران، لقوله – تعالى – ﴿ وَٱلۡعَصۡرِ* إِنَّ ٱلۡإِنسَـٰنَ لَفِی خُسۡرٍ* إِلَّا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ وَتَوَاصَوۡا۟ بِٱلۡحَقِّ وَتَوَاصَوۡا۟ بِٱلصَّبۡرِِ﴾ [العصر: ١-٣].

نعم لو فسد الزمان، وفسدت الأمة، ولا يمكن الإصلاح بحال، فحينئذ نقول للإنسان ﴿ وَلَا تَحۡزَنۡ عَلَیۡهِمۡ وَلَا تَكُ فِی ضَیۡقࣲ مِّمَّا یَمۡكُرُونَ ﴾ [النحل: ۱۲۷]، وعليك بخاصة نفسك والله المستعان.

مطالب مرتبط:

(۶۴۰۷) حکم قطع سخنران به دلیل طولانی‌شدن موعظه در مجلس عروسی

لازم است کسی که مردم را موعظه می‌کند، در موعظه‌ی خود حکمت به‌ خرج دهد؛ یعنی زمان مناسب، مکان مناسب، و شرایط مناسب و حتی افراد مناسب را در نظر بگیرد چون ممکن است فرد در برخی مواقع آمادگی شنیدن پند و موعظه را داشته باشد، و در زمانی دیگر نداشته باشد، پس باید حال او در نظر گرفته شود...

ادامه مطلب …

(۶۳۹۳) حکم همکاری و ارزیابی دعوت‌گران اهل بدعت در نگاه ابن‌تیمیه رَحِمَهُ‌الله

نظر ما صرف‌نظر از صحت این سخن نسبت‌ داده‌شده به شیخ‌الاسلام، چراکه من به آن دست نیافته‌ام، ولی همچنین به همه‌ی نوشته‌های شیخ‌الاسلام اطلاع کامل ندارم، این است که دعوت به خیر، خود خیر است؛ از هر کسی که صادر شود و پذیرفتن حق، بر هر کسی واجب است...

ادامه مطلب …

(۶۴۰۵) همکار غیرمسلمانم را به اسلام دعوت نکنم، در قیامت مؤاخذه می‌شوم؟

بر کسی که در محل کار، همکاری غیرمسلمان دارد واجب است که او را به اسلام دعوت کند، اما با نرمی و آرامش، و ارائه‌ی چهره‌ی حقیقی اسلام...

ادامه مطلب …

(۶۴۰۰) راهکار شرعی برای غلبه بر ترس از قرائت در جمع و امامت نماز

از جمله راه‌حل‌ها این است که خود را در مکان‌هایی تمرین دهد؛ مثلاً با دو یا سه نفر از هم‌کلاسی‌هایش گفت‌وگو کند و یا چیزی شبیه به آن و اگر حتی این را هم نتوانست، حداقل در اتاق خود با خودش صحبت کند...

ادامه مطلب …

(۶۳۹۵) چه توصیه‌ای به مسلمانان در زمینه‌ی شناخت دین‌شان دارید؟

نخست سخنی خطاب به علمای مسلمان: بر علما واجب است که مردم عادی را آگاه کنند؛ چراکه علما همانند ستارگان بر روی زمین‌اند که مردم در تاریکی‌های جهل به‌وسیله‌ی آن‌ها راه می‌یابند...

ادامه مطلب …

(۶۳۹۰) آدابی که شایسته است دعوت‌گر به‌ سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به آن‌ها آراسته باشد، کدام‌اند؟

این سؤال، سؤال مهمی است، و منظور آدابی است که سزاوار است دعوت‌گر به‌سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر آن‌ها باشد، از جمله آداب مهم:...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه