سه‌شنبه 4 ذیقعده 1447
۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
21 آوریل 2026

(۶۰۴۸) حکم قسم‌های مکرر در وسواس و کفاره آن‌ها

(۶۰۴۸) سوال: از وسوسه رنج می‌‌برد، حدود پنج سال گذشته و می‌‌گوید: تلاش می‌‌کنم از آن خلاص شوم اما راه درستی برای رهایی از آن سراغ ندارم. اخیرا به ذهنم خطور نمود که به الله قسم یاد کنم که دستم را مثلا بیش از سه بار نشویم اما بعد از آن شک نموده که پاک نشده؛  لذا دوباره می‌‌شویم و این قضیه زیاد تکرار می‌‌شود. قسم یاد می‌‌کنم که یک عضو را بیش از یک عدد مشخص نشویم اما دوباره آن را می‌‌شویم. آیا بر من کفاره واجب است؟ با این وجود که تعداد دفعاتی را که قسم یاد نموده چون زیاد هستند، نمی‌‌توانم بشمارم. بلکه هر بار این قضیه رخ می‌‌داده است. آیا یک کفاره کفایت است یا به تعداد قسم‌‌ها کفاره لازم است؟ با این وجود که گفتم: نمی‌‌توانم آنها را بشمارم؛ اما هدف از آنها یکی بوده است؟

جواب:

جواب از دو وجه است:

اول: برای انسان شایسته نیست بر ترک گناهی از گناهان یا انجام واجبی از واجبات سوگند یاد کند، زیرا این از جمله چیزهایی است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از آن نهی نموده است. الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌فرماید: {وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَيَخْرُجُنَّ ۖ قُل لَّا تُقْسِمُوا ۖ طَاعَةٌ مَّعْرُوفَةٌ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ}[النور: ۵۳]: ( (منافقان) با (نهایت تاکید و) سخت‌‌ترین سوگندهایشان به الله سوگند یاد کردند که اگر به آنها فرمان دهی (برای جهاد) بیرون می‌‌روند؛ بگو: سوگند یاد نکنید طاعت پسندیده (و خالصانه مطلوب) است بی گمان الله به آنچه انجام می‌‌دهید آگاه است) لذا آنچه برای انسان شایسته بوده این است که بر انجام عبادات و ترک گناهان بدون اینکه قسم یاد کند از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ طلب کمک کند. بلکه خود را بر قبول امر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و رسولش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم عادت دهد و امر را انجام داده و حرام را ترک نموده بدون اینکه خود را با قسم الزام کند.

دوم: این زنی که قسم یاد نموده دستانش را بیش از آنچه شستن آن شایسته نیست نشوید سپس انجام داده و دوباره تکرار نموده، کفاره‌‌ی قسم بر او واجب است و مادامی که آن فعل از یک جنس است، یک کفاره کافی است و کفاره‌‌ی قسم همان‌‌طور که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ یاد نموده، به این صورت است: {فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ ۖ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ ۚ}[المائدة: ۸۹]: (پس کفاره‌‌ی آن اطعام ده مسکین است از غذاهای متوسطی که به خانواده‌‌ی خود می‌خورانید یا لباس پوشانئن آنها و یا آزاد کردن یک برده لذا اگر کسی (هیچ یک از اینها) را نیابد سه روز روزه بگیرد) غذا دادن به مساکین به دو صورت است: اول: به آنها نهار یا شام دهد یعنی غذا درست نموده و ده فقیر را دعوت نموده تا اینکه بخورند و دوم: اینکه بین آنها غلات از گندم یا برنج تقسیم کند و برنج در زمان ما متوسط آنچه به خانواده‌‌ی خود می‌‌دهیم، است؛ لذا بهتر از چیز دیگری است و مقدار آن، بر اساس آنچه با اندازه‌‌ی صاع‌‌های رایج در بیشتر مناطق این سرزمین محاسبه شده، برابر با دو صاع برنج است. اما شایسته است به این غذا چیزی اضافه نموده تا برای خود آب گوشت یا مانند آن درست کند تا اطعام کامل شود.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: إنها تعاني الوسوسة ومضى عليها خمس سنوات تقريبًا تقول: وأحاول أن أتخلص منها، ولكن ليس لدي طريقة صحيحة للتخلص، وأخيرًا خطر على بالي أن أحلف بالله ألا أغسل يدي مثلا أكثر من ثلاث مرات، ولكني أشك بعد ذلك أنها لم تطهر فأغسلها مرة أخرى، وقد تكرر ذلك مني كثيرًا؛ أحلف على ألا أغسل العضو أكثر من عدد معين، ولكني أغسله مرة أخرى، فهل عليَّ كَفَّارة مع كوني لا أحصي عدد المرات التي حلفت فيها؛ لأنها كثيرة، بل هي في كل مرة يحصل لي ذلك، وهل تكفي كَفَّارة واحدة أم بِعَدَدِ الأيمان، مع أنني كما قلت: لا أُحصي عددها، ولكن الغرض منها واحد؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: الجواب عن هذا من وجهين:

الوجه الأول: أنه لا ينبغي للإنسان أن يحلف على ترك معصية من المعاصي أو على فعل واجب من الواجبات؛ فإن هذا مما نهى الله عنه؛ قال الله تعالى: ﴿وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَنِهِمْ لَبِنْ أَمَرْتَهُمْ لَيَخْرُجُنُّ قُل لَّا تُفْسِمُوا طَاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ﴾ [النور: ٥٣]، فالذي ينبغي للإنسان أن يستعين الله -عز وجل- على فعل الطاعات وترك المحرمات بدون أن يحلف، بل يمرن نفسه على قبول أمر الله ورسوله فعلا للمأمور وتركا للمحظور، بدون إلزام بالقسم.

وأما الوجه الثاني: فإن هذه المرأة التي حلفت ألا تغسل يديها أكثر مما ينبغي أن تغسلها ثم فعلت وتكرر ذلك منها فإنه يجب عليها كَفَّارة يمين، وما دام الفعل جنسًا واحدا فإنها تكتفي بكفارة واحدة، وكفَّارة اليمين هي كما ذكرها الله عز وجل: ﴿فَكَفَرَتُهُ إطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَثَةِ أَيَّامِ﴾ [المائدة: ۸۹]، وإطعام المساكين يكون على وجهين أحدهما أن يغديهم أو يعشيهم بأن يصنع طعاما فيدعو إليه عشرة من الفقراء ليأكلوه، والثاني أن يفرق عليهم حبا من بر أو رُز، والرز في وقتنا هذا هو أوسط ما نطعم أهلينا، فيكون أولى من غيره، ومقداره حسب ما حررته بالأصواع المعروفة في عامة هذه البلاد؛ صاعان من الرز، ولكن ينبغي أن نضيف إلى هذا الطعام شيئا يؤدمه من لحم أو نحوه حتى يتم الإطعام.

مطالب مرتبط:

(۶۰۹۲) حکم شکستن قسم برای ترک سیگار و کفاره آن

اگر گناهش را تکرار نمود با این وجود که قسم یاد نموده که آن را انجام ندهد بر او کفاره‌‌ی قسم واجب بوده که عبارت است....

ادامه مطلب …

(۶۱۰۲) حکم پرداخت پول به جای غذا در کفاره‌ی قسم

جایز نیست به جای زکات فطر، کفاره‌‌ی ظهار، کفاره‌‌ی قسم، کفاره‌‌ی تراشیدن موی سر در حج و شبیه این‌‌ها که در آن نص بر غذا دادن وارد شده؛ درهم (پول) پرداخت کنی. پیروی از نص در این امور واجب است....

ادامه مطلب …

(۶۰۶۶) حکم طلاق و نفقه در صورت قسم به ازای پرداخت بدهی

این سؤال کننده و دیگران را نصیحت نموده که در گفتن طلاق سهل‌‌انگاری نکنند و در قسم‌‌های خود به چنین چیزی عادت نکنند، زیرا این مسئله خطرناک بوده و بسیاری از اهل علم اگر بیشتر آن‌‌ها نباشد نظرشان بر این است که قسم یاد نمودن به طلاق، در هر صورت طلاق است.....

ادامه مطلب …

(۶۰۱۸) تفاوت میان قسم به الله و قسم به مصحف

قسم یاد کردن به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ اصل است. اما اگر کسی به مصحف قسم یاد کند و مقصودش آنچه در مصحف است باشد، اشکالی ندارد؛ زیرا کلام الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ صفتی از صفاتش بوده و قسم یاد کردن به صفتی از صفات الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ جایز است

ادامه مطلب …

(۶۰۷۵) حکم ترک قسم بی‌‌فایده و کفاره‌‌ی آن

هرگاه انسان بر چیزی قسم یاد نمود؛ برخی اوقات باطل ساختن قسم بر او واجب بوده، برخی اوقات حرام بوده، برخی اوقات بهتر بوده آن را باطل سازد و برخی اوقات بهتر است آن را باطل نسازد...

ادامه مطلب …

(۶۰۳۲) حکم کسی که بر چیزی قسم یاد کرده در حالی که می‌‌داند دروغ می‌‌گوید

هرگاه بر چیزی قسم یاد کرد در حالی که می‌‌داند دروغ می‌‌گوید، دو گناه را حمل می‌‌کند: گناه اول دروغ و گناه دوم کوچک شمردن قسم، از این جهت که به دروغ قسم یاد نموده است....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه