پنج‌شنبه 7 شوال 1447
۶ فروردین ۱۴۰۵
26 مارس 2026

(۵۹۸۵) ضرورت گفتن بسم الله هنگام ذبح از دیدگاه شرعی

(۵۹۸۵) سوال: کسانی هستند که می‌‌گویند: بسم الله گفتن بر ذبح برای مسلمان لازم نیست، زیرا اگر حرف بزند حرف نمی‌‌زند مگر اینکه نام الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را می‌‌برد؟

جواب:

این قول بسیار ضعیف است، زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌‌فرماید: «ما أنهر الدم وذکر اسم الله علیه فکل»[۱]: (هر چیزی که خون را جاری سازد -می‌‌توان به وسیله‌‌ی آن ذبح کرد- و اسم الله  بر آن برده شود از آن بخور)  و معلوم است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در میان مسلمانان است و در بیشتر صحبت‌‌هایش با مسلمانان حرف می‌‌زند همچنین اگر هدف آنچه این افراد می‌‌گویند، بود؛ می‌‌فرمود: هر چیزی خون را جاری می‌‌سازد و مسلمانان آن را ذبح می‌‌کنند، از آن بخور! همچنین رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به اهل شکار که سگ‌‌ها یا تیرهای خود را می‌‌فرستند، فرمود: «إذا أرسلت سهمك وذكرت اسم الله عليه»[۲]: (هرگاه تير خوى را پرت کردی و نام الله را برآن بردی) لذا باید این شرط باشد همچنین فرموده‌‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ : {وَلَا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْه}[الانعام: ۱۲۱]:  و از آنچه (هنگام ذبح) نام الله بر آن برده نشده نخورید) در نهی از خوردن آنچه نام الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر آن برده نشده، صریح است. به همین دلیل قول درست در این مسئله اختیار شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله است که می‌‌گوید: در ذبح، بسم الله گفتن شرط است و بسم الله گفتن چه از روی غفلت، چه از روی جهل و چه از روی عمد ساقط نمی‌‌شود و این قول بهتر از قول مشهور نزد حنابله رَحِمَهُمُ‌الله است و مذهب نیز بر همین است که اگر بسم الله گفتن را از روی غفلت در هنگام ذبح ترک کند، خوردن آن حلال است و اگر بسم الله گفتن را در هنگام شکار از روی غفلت ترک کند، حلال نیست و اگر به واقعیت بنگریم، می‌‌توانیم به کسی که شکار می‌‌کند بیشتر از کسی که ذبح می‌‌کند عذر دهیم؛ زیرا کسی که ذبح می‌‌کند کم کم ذبح می‌‌کند و کمتر دچار فراموشی می‌‌شود اما کسی که شکار می‌‌کند تیر خود را به محض به دست آوردن فرصت پرتاب می‌‌کند و چنین شخصی زیاد بسم الله را فراموش می‌‌کند بنابراین عذر ذبح کننده و عدم عذر شکارچی از جهت عقلی بهتر است که برعکس باشد، اما می‌‌گوییم: آنچه دیدگاه فقهای حنابله رَحِمَهُمُ‌الله در عدم حلال بودن شکاری که نام الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر آن برده نشده درست است اما نیز ذبح را به آن‌‌ ملحق می‌‌کنیم و می‌‌گوییم: هرگاه فراموش کرد که نام الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر ذبح ببرد، خوردن آن حرام است.

شیخ بزرگوار! به قطع دو رگ گردن برای ذبح اشاره کردید اما بسیاری از مسلمانان با نگاه به حیوانات ذبح شده در قصابی‌‌ها اذیت می‌‌شوند؛ زیرا می‌‌بینند که اتصال نخاع به سر قطع نشده است؛ حکم آن چیست؟

جواب: اشکالی ندارد و برای این مسئله از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم تفصیلی به نسبت آنچه قطع می‌‌شود وارد نشده است و در گردن چهار چیز است: دو رگ، حلق و مری. حلق مجرای تنفس است و مری مجرای غذا و نوشیدنی است که حلق کنار استخوان گردن است. بدون شک ذبح کامل با قطع این چهار چیز است، اگر همه قطع شوند ذبح کامل است اما اگر قسمتی از آن را قطع نمود، نظر برخی از علما بر این است که شرط، قطع حلقوم و مری است و قطع دو رگ شرط نیست و نظر برخی از علما بر این است که قطع دو رگ گردن شرط است و قطع حلقوم و مری فقط مستحب است و برخی دیگر نظرشان بر این است که شرط است که از این چهارجا سه جا قطع شود، حال به صورت معین یا غیر معین و این اضطراب‌‌ها در کلام اهل علم به این سبب است که در این مسئله سنت قاطعی که مشخص کند چه چیزی در ذبح قطع می‌‌شود وجود ندارد اما اگر به آنچه مفهوم این فرموده‌‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم : «ما أنهر الدم وذکر اسم الله علیه فکل»[۳] بر آن دلالت می‌‌دهد، بیندیشیم که چیز دیگری را هرگز شرط قرار نداده است، سپس اگر به این چهار چیز نگاه کنیم که به وسیله‌‌ی کدام یک خون جاری می‌‌شود، آشکار می‌‌شود که جاری ساختن خون با قطع دو رگ گردن هما‌‌طور که معلوم است، حاصل می‌‌شود.

اهل علم در بیان علت تحریم گوشت حیوان مردار که ذبح نشده مانند حیوانی که خفه شده یا با ضربه مرده و … می‌‌گویند: به سبب این است که خون در آن حبس شده، لذا خبیث است و معلوم است به وسیله‌‌ی قطع دو رگ گردن خون کاملا جاری می‌‌شود به همین دلیل نظر ما این است که آنچه در ذبح اعتبار دارد فقط قطع دو رگ گردن است به دلیل اشاره‌‌ی حدیث: «ما أنهر الدم وذکر اسم الله علیه فکل»[۴] به وجوب قطع این دو و عدم وجود دلیلی که بریدن قطع حلقوم و مری را واجب کند.


[۱] تخریج آن گذشت.

[۲] ابن ماجة: کتاب الصید والذبائح، باب فی الذی یرمی الصید فیقع فی الماء، شماره­­ی (۴۲۹۹).

[۳] تخریج آن گذشت.

[۴] تخریج آن گذشت.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: هناك من يقول: لا تلزم التسمية على الذبيحة من المسلم؛ لأنه لو تكلم لما تكلم إلا بتسمية الله عز وجل؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: هذا القول ضعيف جدا؛ لأن النبي صلى الله عليه وسلم يقول: «مَا أَنْهَرَ الدَّمَ وَذُكِرَ اسْمُ الله عَلَيْهِ فَكُلْ»، ومن المعلوم أن النبي صلى الله عليه وسلم كان في وسط جماعة المسلمين، فهو يخاطب المسلمين في عامة مخاطباته، ثم لو كان المقصود ما قاله هؤلاء لقال: ما أنهر الدم وذبحه المسلمون فكل، ثم إن الرسول – عليه الصلاة والسلام – يقول لأهل الصيد الذين يرسلون كلابهم أو سهامهم: إذا أَرْسَلْتَ سَهْمَكَ وذَكَرْتَ اسم الله عليه فلا بد من هذا الشرط، ثم إن قوله تعالى: ﴿وَلَا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ﴾ [الأنعام: ١٢١] صريح في النهي عن أكل ما لم يسم الله عليه، ولهذا كان القول الصحيح في هذه المسألة ما اختاره شيخ الإسلام ابن تيمية رحمه الله، وهو أن الذكاة يُشترط فيها التسمية، وأن التسمية في الذكاة لا تسقط سهوا ولا جهلا ولا عمدا، وأن ما لم يسم الله عليه فهو حرام مطلقًا وعلى أي حال؛ لأن الشرط لا يسقط بالنسيان ولا بالجهل، وهذا القول أولى من القول المشهور عند الحنابلة رحمهم الله، وهو المذهب؛ أنه إذا ترك التسمية سهوا في الذبيحة حلت، وإذا ترك التسمية سهوا في الصيد لم يحل، وهذا لو أردنا أن نرجع إلى الواقع لكنا نعذر صاحب الصيد أكثر مما نعذر صاحب الذبيحة؛ لأن صاحب الذبيحة يذبحها على تؤدة ويقل نسيانه، أما صاحب الصيد فإنه يرمي سهمه انتهازا للفرصة، ومثل هذا يغيب عنه كثيرًا التسمية، فعذر صاحب الذبيحة وعدم عذر صاحب الصيد كان الأولى والأجدر من حيث النظر فيكون الأمر بالعكس، لكننا نقول: ما ذهب إليه فقهاء الحنابلة رحمهم الله في عدم حلّ صيد ما لم يذكر اسم الله عليه هو الصواب، ولكن أيضًا نلحق به الذبيحة ونقول: الذبيحة إذا نسي أن يسمي الله عليها فإنها تكون حراما لا يحل أكلها.

فضيلة الشيخ: ذكرتم قطع الوَدَجَيْنِ في الذبيحة، لكن كثير من المسلمين يتحرجون من النظر إلى الذبائح وهي معلقة في دكاكين الجزارين، حيث يرون أن اتصال النخاع الشوكي بالرأس لم يقطع، فما حكم ذلك؟

فأجاب – رحمه الله تعالى هذا لا يضر وهذه المسألة لم يرد عن النبي عليه الصلاة والسلام- تفصيل بالنسبة لما يقطع، وفي الرقبة أربعة أشياء: الوَدَجان اثنان، والخلقوم ، والمريء، والحلقوم مجرى النفس، وهو العظام اللينة المدورة، والمريء مجرى الطعام والشراب، وهو تحت الحلقوم مما يلي عظم الرقبة، هذه الأمور الأربعة تمام الذكاة بقطعها جميعًا بلا شك، إذا قطعت جميعا فهذا تمام الذكاة، فإذا قطع بعضها فإن من العلماء من يرى أن الشرط قطع الحلقوم والمريء وأن قطع الوَدَجَيْنِ ليس بشرط، ومنهم يرى أن قطع الوَدَجَيْنِ هو الشرط وأن قطع الحلقوم والمريء على سبيل الاستحباب فقط، ومنهم من يرى أن الشرط قطع ثلاثة من الأربعة؛ إما على التعيين أو على عدم التعيين، وهذه الاضطرابات في أقوال أهل العلم سببها أنه ليس في المسألة سنة قاطعة تبين ما يقطع في الذكاة، ولكننا إذا نظرنا إلى المعنى الذي يدل عليه قوله صلى الله عليه وسلم: «ما أَنْهرَ الدَّمَ فَكُلْ» ولم يذكر اشتراط شيء آخر أبدا، ثم تأملنا في قطع هذه الأمور الأربعة ما الذي يحصل به إنهار الدم؛ فإنه يتبيَّن أن إنهار الدم إنما يحصل بقطع الوَدَجَيْنِ كما هو معلوم.

ثم إن أهل العلم عَلَّلوا تحريم الميتة التي لم تذك كالمُنْخَنِقَة والمَوْقُوذَة وما أَشْبَهَهُما بأنه قد احتَقَنَ بها الدم فصارت خبيثة به، ومعلوم أن الوَدَجَيْنِ يَحصل بهما إفراغ الدم تماما، لهذا نرى أن المعتبر في الذكاة إنما هو قطع الوَدَجَيْنِ فقط؛ وذلك لإشارة الحديث: «مَا أَنْهَرَ الدَّمَ وَذُكِرَ اسْمُ الله عَلَيْهِ» لإشارة الحديث إلى وجوب قطعهما وعدم وجود ما يوجب قطع الحُلْقُوم والمريء.

مطالب مرتبط:

(۵۹۵۶) حکم ریختن کیسه‌‌‌‌های نمک در چاه‌‌های فاضلاب

اصل نمک از آب است و همان‌‌طور که معلوم است جایز است به وسیله‌‌ی آب، نجاست را از بین برد. بنابراین جایز است کیسه‌‌‌‌های نمک در چاه‌‌ها گذاشته شود...

ادامه مطلب …

(۵۹۹۶) حکم قرار دادن حیوان در جهت قبله هنگام ذبح

قرار دادن حیوان در جهت قبله هنگام ذبح واجب نیست بلکه ذبح کردن حیوان در هر جهت حلال است. ....

ادامه مطلب …

(۵۹۶۰) حکم شرعی حرام کردن سیر برای خانواده به دلیل عدم علاقه شخصی

اگر این کار موجب فشار بر خانواده می‌‌شود، درست نیست که آنان را منع کنی ولی اگر فشاری نیست اشکالی...

ادامه مطلب …

(۶۰۰۳) آیا حق مهمانی بر مسلمان واجب است یا مستحب؟

حق مهمانی بر هر مسلمانی واجب است...

ادامه مطلب …

(۵۹۴۱) حکم مرغ‌‌هایی که به وسیله‌‌ی شوک الکتریکی یا تفنگ‌‌های مخصوص کشته می‌‌شوند

حکم آن این است که بررسی کنیم مسئول ذبح مسلمان است یا اهل کتاب؛ اگر جواب منفی باشد، یعنی نه مسلمان و نه اهل کتاب است، آنچه ذبح می‌‌کند حلال نیست، حتی اگر به روش اسلامی ذبح شود....

ادامه مطلب …

(۶۰۰۷) حکم گفتن بسم الله در شکار با وسایل غیرمستقیم

بسم الله هنگام فرستادن سگ یا شاهین گفته می‌‌شود، هنگامی که آن را فرستادی بگو: بسم الله. هرگاه آن را شکار نمود حلال می‌‌شود....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه