جمعه 26 جمادی‌الاول 1448
۱۵ آبان ۱۴۰۵
6 نوامبر 2026

(۵۳۶۲) حکم طلاق در صورت یادآوری نهی قبلی با لفظ صریح طلاق در حالت عصبانیت

(۵۳۶۲) سوال: زنم از انجام چیزی نهی کردم  و به او گفتم: اگر کسی از خانواده‌ام (منظورم پدر یا مادرم بوده) به تو گفتند: این کار را انجام بده، بگو: شوهرم مرا از آن به طلاق نهی کرده است و وقتی من از منزل رفته‌ام فهمیدم که آن کار را انجام داده است و بسیار عصبانی شدم و به او دوبار گفتم: تو طلاق هستی و قصدم از گفتن آن این بوده که او را به آنچه قبلا در مورد آن کار گفته‌ام یادآوری کنم، لذا حکم آن چیست؟

جواب:

حکم آن در مورد آنچه که آخر گفتی: تو طلاق هستی، اگر در عصبانیت شدید بودی که نمی‌دانستی چه می‌گویی پس طلاق واقع نمی‌شود اما اگر در حالتی بودی کنترل نفس خود را داشتی و امکان تصرف سالم را داشتی و به او گفته‌ای: تو طلاق هستی و ادعا نمودی که آن برای یادآوری آنچه گذشته بوده است، این به دادگاه برمی‌گردد چون ادعای تو خلاف ظاهر است و ظاهر در این عبارت این است که او را به خاطر مخالفتی که ذکر کردی طلاق دادی و از جهتی که ادعای خلاف ظاهر را کردی باید به دادگاه مراجعه کنی مگر این که همسرت نیز را در آنچه گفته‌ای تصدیق کند که در این صورت از تو پذیرفته می‌شود.

اما در حقیقت کلام تو خلاف واقع است و ادعای تو که برای یادآوری آنچه گذشته بوده است، خلاف ظاهر کلام و احوال مقترن به آن است لذا ای برادر تقوای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را رعایت کن و در این امور بزرگ و خطرناک حیله به کار نبر بلکه در آنچه گفتی صادق باش و نظر من این است که این مسئله باید به دادگاه رجوع داده شود تا در احوال آن نگاه کنند و امکان صدق ادعای که کردی از عدم آن.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: نهيتُ زوجتي عن فعل شيء، وقلت لها: لو أن أحدا من أسرتي – أقصد والدي أو والدتي- قال لك: افعلي ذلك العمل فقولي: إن زوجي قد نهاني عن ذلك بالطلاق. وعندما تغيبت عن المنزل علمتُ أنها فعلت ذلك، فغضبتُ غضبًا شديدًا، وقلت لها: أنتِ طالق. مرتين، وكنت أقصد بهذا اللفظ أن أذكرها بما قلتُ لها عن هذا العمل سابقا، فما الحكم في ذلك؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: الحكم في ذلك أن قولك الأخير: أنت طالق. إذا كنتَ في غضب شديد، لا تدري ما تقول، فإنه لا يقع الطلاق منك. أما إذا كنت في حال تملك نفسك، ويمكنك أن تتصرف تصرفًا سليما، وقلت لها : أنتِ طالق. وادعيت أن ذلك تذكير لها بما سبق فإن هذا يرجع فيه إلى المحكمة؛ لأنك ادعيت خلاف الظاهر، فإن الظاهر من هذه الجملة أنك أوقعت الطلاق عليها لمخالفتها ما ذكرت وحيث إنك ادعيت خلاف الظاهر فإنه لا بد من أن يكون ذلك راجعا إلى المحكمة، إلَّا إذا صدقتك المرأة بما تقول، فإنه يُقبل منك الدعوى.

ولكن كلامك في الحقيقة خلاف الواقع، وادعاؤك أن هذا تذكير لما سبق خلاف ظاهر الكلام، والأحوال المقترنة به، فعليك يا أخي أن تتقي الله -عز وجل-، وألا تلتمس الجيل في مثل هذه الأمور العظيمة الخطيرة، بل عليك أن تكون صادقًا فيما تقول، وأرى أنه لا بد من رفع هذه المسألة إلى المحكمة؛ لتنظر في الأحوال، وفي إمكان صدقك فيما ادعيتَ من عدمه.

مطالب مرتبط:

(۵۳۶۹) حکم طلاق پنهانی بدون اعلام به زوجه و مراجع قضایی

بله صحیح است که بدون شهود و بدون دادگاه، طلاق دهد و صحیح است که در عده بدون شهود و بدون دادگاه به زنش رجوع کند ولی شکی نیست که افضل آن است که شاهد بگیرد...

ادامه مطلب …

(۵۳۵۹) حکم نوشتن طلاق بدون تلفظ در دوران عقد و پیش از دخول

این طلاقی که از تو واقع شده است و آن را با دستت بر ورقه‌ای نوشتی که خوانده می‌شود، طلاقی شرعی می‌باشد و از جهتی که قبل از جماع و همبستری رخ داده است پس آن زن نیازی به گذراندن عده ندارد ...

ادامه مطلب …

(۵۳۶۴) آیا لعن همسر در عصبانیت، پیوند ازدواج را می‌شکند؟

لعنت کردن همسرش که لعنت کردن مسلمانی است حرام می‌باشد بلکه لعنت کردن کافر معین نیز حرام است و برای هیچ کس جایز نیست که شخص معینی را لعنت کند زیرا معنای لعنت، دوری و طرد از رحمت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌باشد....

ادامه مطلب …

(۵۳۶۳) حکم طلاق در صورت ارسال پیام و نوار صوتی

طلاق آخر تو که اگر نیت تو از گفتن: باید از خانه خارج شوی، طلاق بوده است پس طلاق بر او واقع شده است...

ادامه مطلب …

(۵۳۶۵) حکم نیت طلاق در غیاب تلفظ و اقدام

شایسته است که هر کاری می‌خواهد بکند در آن تعقل کند مخصوصا در امور خطرناک مثل این یعنی طلاق..

ادامه مطلب …

(۵۳۵۷) حکم شرعی تلفظ طلاق در غیاب همسر و بدون نیت قبلی در حالت ناراحتی

حرفی که به مادرت زدی که او را طلاق خواهم داد، طلاق محسوب نمی‌گردد بلکه خبری است از آنچه از تو واقع خواهد شد لذا او را طلاق ندادی...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه