دوشنبه 27 رمضان 1447
۲۴ اسفند ۱۴۰۴
16 مارس 2026

(۴۸۷۸) حکم شرعی ادعای وارث بودن از سوی عموزاده‌ها

(۴۸۷۸) سوال: شخصی رابطه‌اش با فرزندان و نزدیکانش را قطع کرده است. این شخص مقداری اموال و اراضی زراعی دارد و بسیار مسن بوده سنش نزیک به صد و سی سال می‌باشد. این فرد حافظه و بینایی خود را از دست داده است و مانند یک کودک رفتار می‌کند و بسیار به مرگ نزدیک است و کسی را هم ندارد که به امورات وی رسیدگی کند. من چند عموزاده دارم که به طمع مال دنیا ادعا می‌کنند که وارث او هستند و در واقع با این کار آخرت خود را فراموش کرده‌اند. از آنها پرسیده شد: چگونه شما خود را وارث وی می‌دانید؟ گفتند: مزرعه او همسایه مزرعه ماست (که من این مساله را رد می‌کنم و من بیست سال از آنها بزرگتر هستم). از بزرگان قبیله هم سوال کردیم ایشان گفتند این مرد هیچ ارتباط فامیلی با ما ندارد و حتی اجدادش هم با اجداد ما هیچ رابطه فامیلی نداشته‌اند! حال سوال این است که حکم ما ترک این شخص و حکم ادعای این افراد چیست؟

جواب:

حکم درباره وراث این شخص تا موقعی که وی فوت نکند و معلوم نشود که چه کسی از اموال او ارث می‌برد قابل ارایه نخواهد بود. کسی چه می‌داند شاید این اشخاصی که الان سالم و سرزنده هستند قبل از او بمیرند؟! تا زمانی که ذره‌ای حیات در بدن او باقی مانده باشد، نمی‌توان درباره ورثه او حکم داد. اما وقتی فوت نمود نظر علما این است که باید شروط توارث برای کسی که داعیه ورثه بودن دارد برقرار باشد و آن عبارت است از این که ارتباط فامیلی این مدعی توارث با فرد متوفی چیست و چگونه از لحاظ فامیلی به او متصل می‌گردد و از چه جهت مستحق دریافت این ارثیه است؟ این مساله باید به دست قاضی دادگاه و در هنگام فوت این فرد مسن حل شود.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: شخص منقطع من الذرية والقرابة، وله أملاك، وأراض زراعية، وهو كبير السن فقد قارب عُمره مئة وثلاثين عاما، وقد فقد بصره وذاكرته، وكأنه في عهد الطفولة، وهو الآن أقرب إلى الموت من الحياة، وليس هناك من يهتم به، أو يعتني به، ولي أبناء عم يدعون أنهم ورثة له طمعا في الدنيا، ونسوا الآخرة، وقد سئلوا كيف يرثونه؟ فقالوا: إن المزرعة بجوار المزرعة. مع العلم أني أنكر ذلك، وأنا أكبرهم بعشرين عاما، وقد سألت كبار رجال القبيلة، فقالوا: إنه لا يتصل بنا، ولا جَده يتصل بِجَدِّنا بصلة قرابة، فما هو الحكم في تركة هذا الشخص، وفي ادعاء هؤلاء؟

فأجاب -رحمه الله تعالى-: الحكم فيمن يستحق تركة هذا الرجل لا يمكن أن يثبت حتى يموت، ويتبين من يرثه فما يدريك لعل هؤلاء الأصحاء الأشداء الأقوياء يموتون قبله، فما دام فيه عرق من حياة، فإنه لا يحكم بمن يرثه حتى يتوفاه الله -عز وجل- فإن توفاه الله -عز وجل- فإنه من المعلوم عند أهل العلم أنه يشترط لثبوت الإرث العلم بالجهة المقتضية للإرث، وهو كيف يتصل هذا الرجل الذي ادعى أنه وارث لهذا الميت؟ كيف يتصل به؟ وبأي جهة يكون استحقاقه للإرث؟ وهذه المسألة ترجع إلى قاضي المحكمة حين يتوفى هذا الرجل كبير السن.

مطالب مرتبط:

(۴۹۰۲) اگر یکی از ورثه دوجنسه باشد، آیا باید در تقسیمات ارثیه جزو مردان حساب شود یا از زنان؟

اگر جزو آن دسته از ورثه‌ای بود که مرد یا زن بودن در سهم او هیچ تاثیری نداشت (مانند برادر مادری که جنسیت تاثیری در سهم وی ندارد) اما اگر جنسیت در سهم وارث تاثیر داشته باشد، به فرد دوجنسه نصف ارثیه یک پسر و نصف ارثیه یک دختر داده می‌شود...

ادامه مطلب …

(۴۹۱۸) آیا وجود فرزندان باعث محروم شدن عموها از ارث آنها می‌گردد؟

بله فرزندان مذکر باعث محروم شدن عموها از ارث آنها می‌گردند.....

ادامه مطلب …

(۴۹۱۳) حکم مطالبه ارث نوه از میراث پدربزرگ پس از فوت پدر

تو حق داری سهمت را از سهم الارث پدرت از پدرش مطالبه نمایی، زیرا مستحق آنچه به آن استحقاق داری هستی. اما باید آگاه باشی که تنها نصف سهم الارث پدرت به تو می‌رسد...

ادامه مطلب …

(۴۸۸۶) حکم ساخت مسجد از مال میت بدون وصیت قبلی و رضایت سایر ورثه

اگر وصیتی نکرده باشد، هیچ حقی بر گردن وراث خود ندارد. بنابراین تا رضایت تمامی ورثه آن هم به شرطی که همگی آنها بالغ و رشید باشند اخذ نگردد، احداث این مسجد ممکن نخواهد بود...

ادامه مطلب …

(۴۹۰۹) حکم محرومیت دختران از ارث

ازدواج باعث ساقط شدن حق الارث دختر نخواهد شد و سهم الارث دختر چه ازدواج کرده باشد چه نکرده باشد باید به او پرداخت شود...

ادامه مطلب …

(۴۹۰۸) سهم‌الارث همسران، دختران و برادر در صورت فوت زوج و یکی از دختران

در این مساله ارثیه به بیست و چهار قسمت تقسیم می‌گردد: به دو همسر یک هشتم یعنی سه قسمت از بیست و چهار قسمت می‌رسد و برای پنج دختر نیزشش قسمت از این بیست و چهار قسمت منظور می‌گردد و بقیه سهم به برادر می‌رسد، ...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه