جمعه 21 ذیقعده 1447
۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
8 می 2026

(۴۳۶۸) آیا برای کسی که عمره می‌کند طواف وداع واجب است؟

(۴۳۶۸) سوال: آیا برای کسی که عمره می‌کند نیز طواف وداع واجب است اکر که شب را در مکه نماند؟ یا این فقط برای حجاج می‌باشد؟

جواب:

اهل علم در این مسئله اختلاف نظر دارند برخی از آنها می‌گویند: برای کسی که عمره می‌کند طواف وداع نیست زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در سال حجة الوداع مردم را مخاطب قرار داد  فرمود: «لا ينفِر أحدٌ حتَّى يكونَ آخرَ عهدِه الطَّوافُ بالبيتِ»[۱] : (کسی از مکه خارج نشود مگر این که آخرین کارش طواف (وداع) باشد): لذا لین خطاب برای کسانی بود که در حج بودند و کسانی را در عمره بودند زمانی که عمره‌ی قضاء به جا می‌آورد مخاطب قرار نداد پس دلالت بر این می‌دهد که طواف وداع فقط در حج می‌باشد.

و دیگرانی از اهل علم گفته‌اند: طواف وداع برای حج یا عمره را به جا می‌آورد واجب است به خاطر عموم قول رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم که می‌فرماید: «لا ينفِر أحدٌ حتَّى يكونَ آخرَ عهدِه الطَّوافُ بالبيتِ»[۲] : (کسی از مکه خارج نشود مگر این که آخرین کارش طواف (وداع) باشد): و این که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در عمر‌ه‌ی قضاء ذکر نکردند منعی برای وجوب آن نیست زیرا در حجة الوداع واجب شده است و همچنین عمره حج اصغر است و از سبیل تغلیب و مجاز حج نامیده شده است زیرا در آن طواف و سعی وجود دارد و همچنین وجوب این شخص که داخل عمره می‌شود لذا با طواف که تحیه‌ی آمدن آن می‌باشد شروع می‌کند پس شایسته است که با طواف نیز خاتمه دهد که آن طواف وداع می‌باشد و همچنین رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم عمره را با واجب کردن احرام از میقات برای کسی که نیت آن را دارد به منزله‌ی حج قرار داد پس همانطور واجب است که مثل آن باشد یعنی در هنگام خروج نیز مثل حج باشد و همچنین از ترمذی حدیثی از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم روایت شده است که در سند آن حجاج بن أرطاه وجود دارد: «أمرَ مَنْ حجَّ ألّا يخُرجَ حتى يطوفَ بالبَيت» : (اکر نمود هر کسی که حج کرد بدون این که طواف کند خارج نشود): و همچنین طواف وداع برای عمره به احتیاط و برائت ذمه نزدیک‌تر است و برای همین نظر ما این است که برای کسی که عمره می‌کند نیز واجب است که طواف وداع را هنگامی که می‌خواهد فورا خارج شود انجام دهد مگر این که بعد از انتهای عمره فورا خارج شود که در این صورت طواف وداع ندارد یعنی او برای عمره به مکه آمده و طواف، سعی، تراشیدن یا کوتاه کردن سرش را انجام داده سپس فورا از مکه خارج شده است که در این حالت برای او طواف وداع واجب نیست زیرا بدین صورت طواف (وداع) حاصل شده است و امام بخاری بابی در در این‌باره در کتاب صحیح‌اش آورده است.


[۱] تخریج آن گذشت.

[۲] تخریج آن گذشت.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: هل عَلَى المعتمر طواف وداع، إذا ما بات في مَكَّةَ؟ أم هو فقط على الْحُجَّاجِ؟

فأجاب رحمه الله تعالى: هذه المسألة اختلف فيها أهل العلم، فمنهم من يقول: إن المعتمر ليس عليه طَوَافُ وداع ، لأن النبي صلى الله عليه وسلم خاطب الناس عام حجة الْوَدَاع، فقال: «لا يَنْفِرُ أَحَدٌ حَتَّى يَكُونَ آخرُ عَهْدِهِ بِالْبَيْتِ»، فقد خاطبهم وهم في الحج، ولم يخاطبهم بذلك في الْعُمْرَةِ حينما اعتمروا عُمْرَةَ القضية، فدل هذا على أنه لا يجب إلا في الْحَج فقط.

وقال آخرون من أهل العلم: إن طَوَافَ الْوَدَاعِ يجب على الحاج والمعتمر العموم قول النبي صلى الله عليه وسلم: الا يَنْفِرُ أحدٌ حَتَّى يَكُونَ آخَرُ عَهْدِهِ بالبيتِ»، وكون رسول الله صلى الله عليه وسلم لم يذكرها في عُمْرَةِ القَضِيَّة لا يمنع الوجوب، لأن هذا مما تجدد وجوبه، فلم يجب إلا في حجة الْوَدَاعِ، وأيضًا فَالْعُمْرَةُ حَجٌ أَصغر، يُسَمَّى حَبًّا على سبيل التغليبِ وعلى سبيل المجاز، لأن فيها الطَّوَافَ والسَّعْي، وأيضًا الوجوب أن هذا الرجل دخل بِعُمْرَةٍ، فبدأ بطواف هو تحية القُدوم، فينبغي أن يختم بطواف، وهو طَوَافُ الْوَدَاعِ، وأيضًا فقد جعل النبي صلى الله عليه وسلم الْعُمْرَةُ بمنزلة الحج لوجوب الْإِحْرَامِ من الْمِيقَاتِ لمن قصدها، فكذلك يجب أن تكون مثله أي مثل الحج عند الخروج، وأيضًا فقد روى الترمذي حديثا عن النبي صلى الله عليه وسلم في سنده الْحَجَّاجُ بن أَرْطَاةَ أنه: «أَمَرَ مَنْ حَجَّ أَلَّا يَخْرُجَ حَتَّى يَطُوفَ بِالْبَيْتِ»، وأيضًا فإن طَوَافَ الْوَدَاعِ لِلْعُمْرَةِ أحوط وأبرأ للذمة، لذلك نرى أنه يجب على المعتمر أن يطوف طَوَافَ الْوَدَاعِ إذا خرج إلا إذا كان قد خرج فور انتهائه من الْعُمْرَةِ، فإنه لا وداع عليه حينئذ يعني أنه قدم مَكَّةَ معتمرًا، فطاف، وسعى، وحلق أو قصر، ثم خرج فورا، فهذا لا يجب عليه الوَدَاع حينئذ لأن الطَّواف بالبيت قد حصل، وقد ترجم على ذلك البخاري رحمه الله في صحيحه.

مطالب مرتبط:

(۴۳۴۵) کم تأخیر رمی روز دوم عید به روز سوم به‌ سبب ازدحام

حکمش این است که کاری که کرده است مشکلی ندارد لذا اگر نتوانستی در روز اول رمی کنی و در روز دوم رمی کردی مشکلی ندارد...

ادامه مطلب …

(۴۳۲۱) حکم خروج از احرام با تقصیر جزئی در روز دهم

آنچه متعلق به کوتاه کردن موی سر می‌باشد از این جهت که فقط قسمت کمی از آن را به خاطر اینکه جهل داشته‌ای کوتاه کرده‌ای و سپس از احرام بیرون آمده‌ای چیزی بر گردنت نمی‌باشد زیرا که جاهل بوده‌ای اما باید سر خود را تمام کوتاه کنی...

ادامه مطلب …

(۴۳۱۶) آیا برای غیر مُحرِم جایز است که از حج‌کننده‌ای كه از رمی عاجز است رمی به جا آورد؟

اولا قبل از این کم به این سوال جواب دهم دوست دارم مسئله‌ی وکیل گرفتن در رمی را مورد توجه قرار دهم که مردم آن را بسیار دست‌کم می‌گیرند تا جایی که به آن اهمیت نمی‌دهنددر صورتی که رمی جمرات یکی از واجبات حج است و بر کسی که لباس حج را بر تن کرده واجب است که خودش آن را به جا آورد زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌فرماید: {وَأَتِمُّوا۟ ٱلۡحَجَّ وَٱلۡعُمۡرَةَ لِلَّهِ} [سوره البقرة: ۱۹۶] : (و حج و عمره را برای الله به اتمام برسانید): و این اقتضای این را دارد که انسان تمام اعمال حج را باید بدون این که کسی را وکیل خود قرار دهد انجام دهد ولی با تأسف بسیار بعضی از مردم این را دست‌کم می‌گیرند تا جایی که جوانی را می‌یابی که از جانب خود برای رمی وکیل گرفته است یا زنی که می‌تواند که خودش رمی به جا آورد کسی را از جانب خود وکیل گرفته است و این خطای بزرگی است و برای کسی که خودش می‌تواند رمی به جا آورد با وکیل گرفتن رمی او به جا نمی‌آید. بعضی از مردم می‌گویند: زنان به خاطر شلوغی و اختلاط به مردان به وکیل گرفتن نیاز دارند. می‌گوییم: برای زنان نیز وکیل گرفتن جایز نیست زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به سوده دختر زمعه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا (یکی از همسرانش) که سنگین و کند رو بود اجازه نداد که وکیل بگیرد بلکه به او اجازه داد از مزدلفه در آخر شب، قبل از شلوغی مردم خارج شود. و ما می‌گوییم: مسئله‌ی شلوعی در طواف و سعی نیز می‌باشد بلکه در طواف و سعی بیشتر و خطرناکتر است زیرا مردم در رمی کردن سمت یکسانی ندارند یکی می‌آید و یکی می‌رود و با عجله این کار را انجام می‌دهند به خلاف طواف که به یک سمت می‌روند و با آرامی این کار را انجام می‌دهند بنابراین فتنه در آن از این که فاسقان در آن باشند العیاذ بالله خطرناک‌تر است که از اول تا آخر طواف در مجاورت این زن قرار می‌گیرد و خطر در آن بیشتر وجود دارد و با این وجود هیچ کس نگفته است که در حالت شلوغی از جانب زن برای طواف کردن وکیل گرفته می‌شود. و برای همین نیز حج کننده در حج فرض و نفل باید خودش رمی را به جا آورد و اگر مانند زن حامله یا مریض یا شخص مسن که از این کار عاجز هستند در این حالت از جانب خودشان وکیل می‌گیرند و اگر از صحابه روایت نشده بود که از جانب کودکانشان رمی می‌کردند می‌گفتیم اگر نمی‌تواند رمی را به جا آورد وکیل گرفته نمی‌شود بلکه از او ساقط می‌شود زیرا که واجبات برای کسی که توانایی آن را ندارد از گردنش ساقط می‌شود ولی وقتی در توکیل در اصل حج برای کسی که عجزی که امید به بهبود آن نیست دچار شده است آمده و از صحابه روایت شده است که از جانب کودکانشان رمی را به جا می‌آوردند گفتیم که توکیل در رمی کردن برای کسی که نمی‌تواند جایز است. و اما کسی که به سبب شلوغی رکی کردن برایش سخت می‌آید عذری برای وکیل گرفتن نیست بلکه می‌گوییم اگر می‌توانی در شلوغی رمی کنی خودت در روز رمی کن و اگر با وجود شلوغی برایت سخت می‌آید در شب رمی را به جا بیاور و امر در این باره سخت‌گیری نیست زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم اول وقت رمی در ایام تشریق را مشخص کردند و آخر آن را مشخص نکردند و این دلالت بر این دارد که آخر آن وقت محدودی ندارد و انسان براساس آنچه برایش میسر است در شب رمی می‌کند و این ممنوع نیست و رمی عبادت روز نیست بلکه رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به ایشان اجازه داده است که در آخر شب از مزدلفه خارج شوند و هنگامی که رسیدند رمی کنند همانطور که از اسماء رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا دختر ابوبکر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ روایت شده است: «أنها كانت ترمي ثم تُصلي الفجر» : (او رمی را به جا می‌آورد سپس نماز صبح را می‌خواند): و این دلیل بر این است که امر در آن واسع است بنابراین در چیزی که شرع آن را محدود کرده است به آن ملزم هستیم و در چیزی که شرع در آن مطلق آورده است از رحمت و کَرَم الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است؛ بله اگر انسانی منزلش دور است و برایش سخت است که هر روز به سوی جمرات برود می‌تواند آن را در روز آخر جمع کند زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به شتربانان اجازه داد که روزی رمی کنند و روزی رمی نکنند سپس در روز سوم برای دو روز رمی کنند. اما در صورتی که مشقتی نمی‌باشد جایز نیست که رمی روزی را به روز دیگر به تأخیر بیاندازد. اما جواب سوال: آیا جایز کسی که در احرام نیست را برای رمی جمرات وکیل کرد؟ فقها گفته‌اند: فقط برای کسی که در آن سال حج می‌کند جایز است. والله الموفق....

ادامه مطلب …

(۴۳۳۵) یا ترک ماندن شب‌ در منی به‌ دلیل نبود مکان جایز است؟

بعد از برگشتنت از عرفه جایز نیست مگر این که در منی باشی زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به آنجا رفت و به هیچ کس برای ترک از آنجا رخصت نداد مگر به چوپانان و ساقیان آب....

ادامه مطلب …

(۴۳۶۰) تعداد دورهای طواف وداع؛ آیا عدد مشخصی دارد یا طواف به هر مقدار کفایت می‌کند؟

زمانی که طواف اطلاق شد منظور طواف شرعی است که هفت دور است و بر آن زیاد و کم نمی‌شود...

ادامه مطلب …

(۴۳۰۲) حکم رمی جمرات خارج از وقت سنت

برای کسی که از شلوغی و خسته شدن می‌ترسد از آخر شب نحر تا طلوع فجر روز یازدهم می‌باشد...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه