جمعه 18 شعبان 1447
۱۷ بهمن ۱۴۰۴
6 فوریه 2026

(۴۲۵۷) حکم تبرک جستن به کعبه‌ی مشرفه

(۴۲۵۷) سوال: حکم تبرک جستن به کعبه­ی مشرفه و مسح گونه­ها، لیسیدن آن با زبان و مسح آن با کف دست سپس قرار دادن آن بر سینه­ی حاجی چیست؟

جواب:

این از جمله بدعت­هایی است که شایسته نیست و به حرام بودن نزدیک­تر است زیرا از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وارد نشده است و نهایت آن چه در چنین چیزی وارد شده این است التزام است یعنی انسان سینه، گونه و دو دستش را بر کعبه بین حجر الاسود و درب کعبه قرار دهد نه در تمام گوشه­های کعبه همان­طور که برخی از حاجیانی که جاهل هستند امروزه انجام می­دهند.

لیسیدن با زبان یا تبرک جستن به کعبه سپس مسح نمودن سینه یا بدن با آن در هر حالتی بدعت است و از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وارد نشده است.

بدین مناسبت دوست دارم نظر حاجیان را جلب کنم به این که هدف از مسح نمودن حجرالاسود و رکن یمانی عبادت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با مسح نمودن آن­ها است نه تبرک جستن با مسح آن­ها بر خلاف آن چه نادانان تصور می­کنند که مقصود تبرک جستن است به هیمن دلیل می­بینی برخی از آن­ها رکن یمانی و حجر الاسود را مسح نموده سپس با دست خود بر سینه و صورت خود یا سینه و صورت نوزاد خود می­کشند در حالی که این مشروتع نیست و اعتقادی است که اصلی ندارد لذا بین عبادت و بین تبرک جستن فرق است و آن چه دلالت می­دهد که هدف عبادت محض است نه تبرک جستن عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ کنار حجرالاسود گفت: «إني لأعلم أنك حجر لا تضر و لا تنفع، و لولا أني رأيت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم يقبلك ما قبلتك»[۱]: (می­دانم که تو سنگی بیش نیستی که نه سود و نه زیان می­رسانی و اگر رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را نمی­دیدم که تو را نمی­بوسید تو را نمی­بوسیدم).

بدین مناسبت دوست دارم بیان کنم آن چه را بسیاری از جاهلان انجام می­دهند و به تمامی دیوارهای کعبه، ارکان آن تبرک می­جویند این کار آن­ها اصلی ندارد، بدعت است و از آن نهی می­شود هنگامی که ابن عباس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا معاویه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ را دید در حالی  که رکن­های چهارگانه را لمس می­کرد بر او انکار کرد معاویه صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به او گفت: چیزی از کعبه ترک نمی­شود ابن عباس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا به او گفت: {لَّقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}[احزاب: ۲۱](یقیناً برای شما در زندگی رسول الله سرمشق نیکویی است) و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را دیدم که در حالی که دو رکن یمانی را لمس می­کرد[۲] لذا معاویه با ابن عباس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم هم نظر شد و این دلالت می­دهد بر این که مسح نمودن کعبه یا عبادت نمودن الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با مسح کعبه یا مسح ارکان آن عبادتی است که واجب است در آن از آثار پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فقط پیروی شود.


[۱] تخریج آن گذشت.

[۲] تخریج آن گذشت.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما حكم التمسك بالكعبة المشرفة، و مسح الخدود عليها، ولحسها باللسان، ومسحها بالكفوف، ثم وضعها على صدر الحاج؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: هذا من البدع التي لا ينبغي، وهي إلى التَّحْرِيمِ أقرب، لأن ذلك لم يَرِدْ عن النبي صلى الله عليه وسلم، وغاية ما ورد في مثل هذا الأمر هو الالتزام، بحيث يضع الإنسان صدره وخَدَّهُ ويديه على الْكَعْبَةِ، فيما بين الْحَجَرِ الأسود والباب، لا في جميع جوانب الكَعْبَةِ كما يفعله جهال الْحُجَّاجِ اليوم.

وأما النَّحْسُ باللسان، أو التمسح بالكعبة، ثم مسح الصدر به، أو الجسد، فهذه بدعة بكل حال لأنه لم يرد عن النبي صلى الله عليه وسلم.

وبهذه المناسبة أود أن ألفت نظر الْحُجَّاجِ إلى أن المقصود بمسح الْحَجَرِ الأسود والركن اليماني هو التعبد الله تعالى بمسحهما، لا التبرك بمسحهما، خلافا لما يظنه الجهلة حيث يظنون أن المقصود هو التبرك، ولهذا ترى بعضهم يمسح الركن اليماني، أو الْحَجَر الأسود، ثم يمسح بيده على صدره، أو على وجهه، أو على صدر طفله، أو على وجهه، وهذا ليس بمشروع، وهو اعتقاد لا أصل له، ففرق بين التعبد والتبرك، ويدل على أن المقصود التعبد المحض دون التبرك أن عمر رضي الله عنه قال وهو عند الْحَجَرِ: «إني لأَعْلَمُ أَنَّكَ حَجَرٌ لا تَضَرُّ ولا تنفعُ، ولولا أني رأيت النبي صلى الله عليه وسلم يُقَبِّلُكَ ما قَبَّلْتُكَ».

وبهذه المناسبة أيضًا أود أن أبينَ أن ما يفعله كثير من الجهلة من التمسح بجميع جدران الكعبة، وجميع أركانها، فإن هذا لا أصل له، وهو بدعة يُنهى عنه، ولما رأى عبد الله بن عباس رضي الله عنهما معاوية رضي الله عنه يستلم الأركان كلها أنكر عليه.

فقال له: معاوية ليس شيء من البيت مَهْجُورًا. فأجابه ابن عباس: ﴿ لَقَدْ كَانَ لكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أَسْوَةٌ حَسَنَةٌ ﴾ [الأحزاب: ٢١] وقد رأيتُ النبي صلى الله عليه وسلم يمسح الرُّكْنَيْنِ اليمانييْنِ ، فرجع معاوية إلى قول ابن عباس رضي الله عنهما، فدل هذا على أن مسح الكعبة، أو التعبد الله تعالى بمسحها، أو مسح أركانها إنما هو عبادة يجب أن تتبع فيه آثار النبي صلى الله عليه وسلم فقط.

مطالب مرتبط:

(۴۲۷۴) حکم اشتباه در تعداد دورهای طواف عمره

عمره­ی شما درست نیست زیرا طواف واجب را کامل نکردید و خروج شما از احرام در محل درست آن نبوده است و احرام شما برای حج قبل از کامل کردن عمره بوده است و در این حالت حکم حج شما مانند حج قران است....

ادامه مطلب …

(۴۲۵۸) حکم تکرار طواف و حضور مداوم در حرم پیش از موعد حج

برای حاجی سنت نیست که زیاد طواف کند بلکه در حق او سنت است که در این کار از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم تبعیت کند و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در حجة الوداع به مکه در روز چهارم ذی الحجه آمد طواف قدوم را انجام داد سپس در روز عید طواف افاضه را انجام داد و صبح روز چهاردهم طواف وداع را انجام داد لذا فقط سه مرتبه دور کعبه طواف نمود....

ادامه مطلب …

(۴۲۶۳) حکم خروج خون از بینی در اثنای طواف

می­تواند طواف را در صورتی که از بینی­اش به اندازه­ی سه نقطه خون یا چهار نقطه یا بیشتر خارج شود زیرا آن چه غیر از دو طرف خارج می­شود هر چقدر هم زیاد باشد وضو را باطل نمی­کند و خونی که از زخم چاقو، شیشه یا سنگ خارج می­شود هر چقدر هم زیاد باشد وضو را باطل نمی­سازد...

ادامه مطلب …

(۴۲۶۵) حکم بطلان وضو در میانه طواف و سعی

نظر ما این است که هرگاه انسان در طواف خود بی­وضو شد به خصوص در اوقات سخت به طواف خود ادامه دهد و طواف او درست است...

ادامه مطلب …

(۴۲۵۱) فرق بین طواف قدوم، طواف افاضه و طواف وداع چیست؟

فرق بین آن­ها این است که طواف قدوم در صورتی که حج افراد و قران باشد سنت است و واجب نیست یعنی در صورتی که شخص در حج قران و افراد آن را ترک کند اشکالی ندارد....

ادامه مطلب …

(۴۲۸۲) آیا دعای خاصی هنگام طواف و سعی برای حج یا عمره وجود دارد؟

دعای خاصی برای حج و عمره وجود ندارد و انسان هر دعایی که دوست دارد را بگوید....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه