(۳۳۰۲) سوال: وقتی ظن غالب دربارهی میت این بود که بینماز بوده، آیا مسلمان از نماز خواندن بر او خودداری کند؟
جواب:
هرچند ظن غالبش بر این باشد که اهل نماز نبوده است اما تا وقتی که به یقین نرسیده، از نماز خواندن بر او خودداری نمیکند ولی وقتی که غلبهی ظن، مبنی بر قرینههای قوی باشد، دراینصورت چنانچه خواست برایش دعا کند آن را مقید کرده و بگوید: بارالها! چنانچه مومن بود بارالها او را بیامرز و به او رحم نما.. تا آخر دعا؛ و دعا با شرط در قرآن و سنت آمده است، الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ در آیه لعان درباره شهادت مرد بر همسرش به زنا فرموده است:{فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ* وَالْخَامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كَانَ مِنَ الْكَاذِبِينَ* وَيَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ* وَالْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْهَا إِنْ كَانَ مِنَ الصَّادِقِينَ} [سوره النور: ۶-۹]: (هر یک از آنان باید چهار بار به الله سوگند یاد کند که قطعاً راست میگوید* و پنجمین بار (بگوید) که خشم الله بر او باد اگر (شوهرش) راست گفته باشد* و کیفرِ زن در صورتی برداشته میشود که چهار بار به الله سوگند یاد کند که آن مرد قطعاً دروغگوست* و پنجمین بار (بگوید) که خشم الله بر او باد اگر (شوهرش) راست گفته باشد) لذا این دعا همراه با شرط است و در حدیث سه نفر: که يکی بيمارى پيسی داشت و ديگری کچل بود و سومی نابينا، وقتی الله عَزَّوَجَلَّ آنها را آزمود، در ضمن قصه چنین است که ملک: «أَتَى الأَبْرَصَ فِي صُورَتِهِ وَهَيْئَتِهِ، فَقَالَ: رَجُلٌ مِسْكِينٌ قَدِ انْقَطَعَتْ بِي الْحِبَالُ فِي سَفَرِى، فَلاَ بَلوغَ لِي الْيَوْمَ إِلاَّ بِاللَّهِ ثُمَّ بِكَ، أَسْأَلُكَ بِالَّذِى أَعْطَاكَ اللَّوْنَ الْحَسَنَ وَالْجِلْدَ الْحَسَنَ وَالْمَالَ بَعِيرًا أَتَبَلَّغُ بهِ فِي سَفَرِى. فَقَالَ: الْحُقُوقُ كَثِيرَةٌ. فَقَالَ: كَأَنِّي أَعْرِفُكَ، أَلَمْ تَكُنْ أَبْرَصَ يَقْذَرُكَ النَّاسُ، فَقِيرًا فَأَعْطَاكَ اللَّهُ المال؟ فَقَالَ: إِنَّمَا وَرِثْتُ هَذَا الْمَالَ كَابِرًا عَنْ كَابِرٍ. فَقَالَ: إِنْ كُنْتَ كَاذِبًا فَصَيَّرَكَ اللَّهُ إِلَى مَا كُنْتَ»[۱]: ( به شكل آدمِ پيس نزد شخصی که بيماري پيسی داشت رفت و گفت: مردی فقير و در راه ماندهام و چيزی ندارم که به مقصد برسم، امروز پس از الله، اميدم به توست، از تو میخواهم به خاطر همان ذاتی كه به تو رنگ و پوست زيبا و مال فراوان عنايت كرده است، شتری به من بدهی تا به وسيلهی آن به مقصد برسم؛ آن مرد گفت: تعهدات و حقوق زيادی برعهدهی من است، ملک گفت: گويا تو را میشناسم؛ آيا تو همان فردی که پيسی داشتی و فقير بودی، نيستی كه مردم از تو متنفر بودند و الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ همه چيز به تو عنايت كرد؟ گفت: اين اموال را پشت به پشت از نياكانم به ارث بردهام، پس ملک گفت: اگر دروغ میگويی، الله تو را به همان وضعيت اول برگرداند) پس این دعا را مقید به شرط کرد، در دعای استخاره هم شخص میگوید: «اللَّهُمَّ إِنْ کُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ هَذَا الْأَمْرَ خَيرٌ لِی فِی دينِی وَمَعَاشِی وَعَاقِبَةِ أَمْرِی»[۲]: (بارالها! اگر میدانی این کار در دین و در امور زندگی و در سرانجام کارم (چه در دنیا و چه در آخرت) برایم نیکوست)؛ بنابراین وقتی میتی آورده شد که ظن غالب بر این بود که اهل نماز نبوده اما یقینی به این امر نبود، پس انسان میگوید: بارالها! اگر این شخص مومن بوده او را بیامرز و به او رحم کن؛ ابن قیم رَحِمَهُالله درباره شیخ خود، شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُالله آورده است که ایشان رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم را (در خواب) دیدند و از او دربارهی چیزهایی که در آن دچار اشکال شده بودند پرسیدند، از جمله اینکه شخص برای نماز جنازهای میرود و در اینکه او مبتدع و بینماز بوده یا متمسک به سنت، شک میکند؟ که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم در خواب به او میگوید: باید شرط کنی ای احمد[۳]، و شرط اینطور است که بگویی: بارالها! اگر مومن و بر سنت بود او را بیامرز و به او رحم کن تا آخر. اما چنانچه دانستی که نماز نمیخوانده است، برایت حلال نیست که بر او نماز بخوانی، نه تو و نه غیر تو به دلیل فرمودهی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ:{وَلَا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَدًا وَلَا تَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ} [سوره التوبة: ۸۴]: (و هرگز بر هیچ یک از آنها که مرده است، نماز نخوان و بر سر قبرش نایست)؛ پس الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ نهی کرده است از اینکه نماز خوانده شود بر این منافقانی که اسلام را اظهار نموده و کفر را پنهان میکنند.
[۱] . بخاری در کتاب أحاديث پیامبران، باب آنچه در مورد بنيإسرائيل ذکر شده، به شماره (٣٤٦٤) و مسلم در كتاب زهد و رقائق، باب (١)، به شماره (٢٩٦٤) آن را تخریج کردهاند.
[۲] . بخاری در کتاب دعاها، باب دعا موقع استخاره، به شماره (٦٣٨٢) آن را تخریج کرده است.
[۳] . إعلام الموقعين عن رب العالمين (٤٢٧/٣)