چهارشنبه 2 محرم 1448
۲۷ خرداد ۱۴۰۵
17 ژوئن 2026

(۲۷۸۰) حکم ترک نماز جمعه برای کارمند شیفتی به سبب ضرورت شغلی

(۲۷۸۰) سوال: کارمندی است که به صورت شیفتی کار می‌‌کند و نماز جمعه از او فوت می‌‌شود و برخی اوقات بیش از دو جمعه پشت سر هم از او فوت می‌‌شود، آیا برای این کارمند رخصت وجود دارد؟ او به خاطر کم بودن شغل و اینکه این شغل منبع روزی‌‌اش است نمی‌‌تواند این کار را ترک کند.

جواب:

این کاری را که ذکر نمود بدون شک در آن دو فایده وجود دارد: فایده خصوصی و فایده‌‌ی عمومی.  

اما فایده‌‌ی خصوصی: ذکر نمود که این کار منبع رزقش است، در حالی که روزی از جانب الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است و این شغل  یک سبب است.

دوم: در آن نوعی حفاظت از امنیت و مصلحتی که برای آن گذاشته شده وجود دارد و معلوم است که مردم اگر این مصلحت‌‌ها را نداشته باشند امنیت دچار اختلال می‌‌شود و چه بسا مصادر روزی در آن مکان اندک باشد و تنگایی در روزی حاصل شود. بنابراین در ترک نمودن نماز جمعه معذور باشد و با این کار گناه‌‌کار نمی‌‌شود. اما برای مسئولین شایسته است که کسانی را که به صورت شیفتی کار می‌‌کنند را به صورت چرخشی قرار دهند طوری که گروهی در این هفته نماز جمعه بخوانند و گروهی دیگر در هفته‌‌ی بعد نماز بخوانند و به همین صورت. زیرا این عدالت است تا اینکه انسان برای همیشه تارک نماز جمعه باقی نماند.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: إنه موظف يعمل بالورديات، وتفوته صلاة الجمعة، وقد يفوته أكثر من جمعتين متتاليتين. هل لهذا الموظف من رُخْصَةٍ؟ مع أنه لا يستطيع أن يترك هذا العمل؛ لقلة الوظائف وهي مصدر الرزق.

فأجاب رحمه الله تعالى هذا العمل الذي أشار إليه لا شك أن فيه فائدتين فائدة خاصة، وفائدة عامة.

أما الفائدة الخاصة فهي ما ذكر أنه مصدر رزقه، والرزق على الله -عز وجل، لكنه سبب.

والثانية: أن فيه حفظا للأمن وللمصلحة التي وجه إليها، ومعلوم أن الناس لو تخلوا عن هذه المصالح الحصل اختلال في الأمن، وربما يحصل ضيق في الرزق إذا كانت مصادر الرزق قليلة في البلد وعلى هذا فيكون معذورًا في ترك صلاة الجمعة، ولا يأثم بذلك، لكن ينبغي للمسؤولين عن هؤلاء الذين يشتغلون بالورديات كما قال السائل أن يجعلوا المسألة دورية، بحيث تكون طائفة منهم يُصَلُّون الجمعة في هذا الأسبوع، وطائفة أخرى يُصَلُّونَها في الأسبوع الثاني، وهكذا؛ لأن ذلك هو العدل، ولئلا يبقى الإنسان تاركًا لصلاة الجمعة دائما.

مطالب مرتبط:

(۲۷۷۰) حکم شرکت در جماعت همراه با منکرات

بهتر این است که با آن‌‌ها نماز بخوانید و آن‌‌ها به ترک نمودن این اموری بدعی سفارش کنید، حال اگر هدایت شدند، به نفع شما و آن‌‌ها است، اما اگر هدایت نشدند، به نفع شما و به ضرر آن‌‌ها است و در این صورت برای شما عذر وجود دارد که تنهایی نماز بخوانید....

ادامه مطلب …

(۲۷۴۰) حکم تأخیر نماز زن به نیت اقامه جماعت با همسر پس از وقت اذان

گناهی در این کار نیست، اما اگر این زن به خواندن نمازش بشتابد و هنگامی که شوهرش آمد و دوست داشت همراهش نماز جماعت بخواند، نماز این زن سنت محسوب می­شود و شتافتن او به نماز در اول وقت بهتر از این است که منتظر شوهرش بماند ...

ادامه مطلب …

(۲۷۶۸) حکم نماز صبح در سفر

آنچه برخی گمان می‌‌‌‌کنند که مسافر در مسجد نماز نمی‌‌خواند، زیرا قصر می‌‌خواند، اشتباه است و نماز جماعت بر مسافر و بر مقیم واجب است، بنابراین بر مسافر واجب است که به مسجد برود و همراه مسلمانان نماز بخواند، مگر اینکه مسجد دور باشد و رسیدن به مسجد برای او سخت باشد، در این صورت همراه با دوستانش به صورت جماعت می‌‌خواند....

ادامه مطلب …

(۲۷۶۱) حکم نماز در خانه هنگام نبود مسجد در روستا و وجود خطر در مسیر

اگر نمی‌‌تواند به مسجد برود به خاطر اینکه مریض یا لنگ است یا اینکه نمی‌‌تواند به مسجد برود مگر با سختی زیاد، نماز جماعت از وی ساقط شده و به خاطر عذرش در خانه نماز می‌‌خواند...

ادامه مطلب …

(۲۷۷۸) حکم ترک نماز جماعت به دلیل خصومت شخصی

به نسبت تخلف شخص از نماز جماعت در مسجد چون در مسجد کسی که با او خصومت دارد است، کارش حرام بوده و عذر به شمار نمی‌‌آید و در روز قیامت نزد الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به وی سودی نمی‌‌رساند؛ لذا بر او واجب است که نماز جماعت را در مسجد حاضر شده هر چند که دشمنش آنجا باشد، این اولین کاری که باید انجام است....

ادامه مطلب …

(۲۷۶۵) حکم خواندن نماز جماعت در منزل با فرزندان به‌سبب دُوری منزل از مسجد

برای انسان جایز است در صورتی که برایش سخت است که پیاده به مسجد بیاید، با ماشین بیاید، اما اهل علم می‌‌گویند: این کار برای او واجب نیست مگر خاص برای نماز  جمعه، اما نمازهای دیگر اگر پیاده آمدن برای او سخت است، بر او لازم نیست...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه