چهارشنبه 19 ذیقعده 1447
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
6 می 2026

(۲۳۳۶) آیا بالا بردن دستان در دعا بعد از نماز فرض جایز است؟

(۲۳۳۶) سوال: آیا بالا بردن دستان در دعا بعد از نماز فرض جایز است؟ و آیا استفاده از تسبیح برای تسبیح گفتن جایز است؟

جواب:

می‌گوییم: از آداب و اسباب اجابت دعا این است که انسان دستانش را هنگام دعا بلند کند ولی شایسته است که بداند بالا کردن دست در هنگام دعا دارای اقسام است:

قسمت اول: قسمتی بدعی است که از آن نهی شده است مثل بالا کردن دست شخص خطیب هنگام خطبه‌ی جمعه: پس صحابه بر بِشر بن مروان که در هنگام خطبه دستانش را بالا برد انکار کردند مگر این که خطیب دعای بارش یا توقف باران را کند که از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت است که: «أَنَّ رَجُلًا دَخَلَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ مِنْ بَابٍ كَانَ وِجَاهَ الْمِنْبَرِ، وَرَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَائِمٌ يَخْطُبُ، فَاسْتَقْبَلَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَائِمًا، فَقَالَ : يَا رَسُولَ اللَّهِ، هَلَكَتِ الْمَوَاشِي، وَانْقَطَعَتِ السُّبُلُ، فَادْعُ اللَّهَ يُغِيثُنَا، قَالَ : فَرَفَعَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَدَيْهِ فَقَالَ : ” اللَّهُمَّ اسْقِنَا، اللَّهُمَّ اسْقِنَا، اللَّهُمَّ اسْقِنَا “. قَالَ أَنَسٌ : وَلَا وَاللَّهِ مَا نَرَى فِي السَّمَاءِ مِنْ سَحَابٍ، وَلَا قَزَعَةً ، وَلَا شَيْئًا وَمَا بَيْنَنَا وَبَيْنَ سَلْعٍ مِنْ بَيْتٍ وَلَا دَارٍ، قَالَ : فَطَلَعَتْ مِنْ وَرَائِهِ سَحَابَةٌ مِثْلُ التُّرْسِ، فَلَمَّا تَوَسَّطَتِ السَّمَاءَ انْتَشَرَتْ، ثُمَّ أَمْطَرَتْ، قَالَ : وَاللَّهِ مَا رَأَيْنَا الشَّمْسَ سِتًّا، ثُمَّ دَخَلَ رَجُلٌ مِنْ ذَلِكَ الْبَابِ فِي الْجُمُعَةِ الْمُقْبِلَةِ وَرَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَائِمٌ يَخْطُبُ، فَاسْتَقْبَلَهُ قَائِمًا، فَقَالَ : يَا رَسُولَ اللَّهِ، هَلَكَتِ الْأَمْوَالُ، وَانْقَطَعَتِ السُّبُلُ، فَادْعُ اللَّهَ يُمْسِكْهَا. قَالَ : فَرَفَعَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَدَيْهِ، ثُمَّ قَالَ : ” اللَّهُمَّ حَوَالَيْنَا وَلَا عَلَيْنَا، اللَّهُمَّ عَلَى الْآكَامِ ، وَالْجِبَالِ، وَالْآجَامِ، وَالظِّرَابِ ، وَالْأَوْدِيَةِ، وَمَنَابِتِ الشَّجَرِ “. قَالَ : فَانْقَطَعَتْ وَخَرَجْنَا نَمْشِي فِي الشَّمْسِ»[۱] (مردی در روز جمعه از دروازه‌ای که روبروی منبر بود وارد شد که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ايستاده در حال ايراد خطبه بود. پس رو به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ايستاد و سپس گفت: ای رسول الله [در اثر خشکسالی] اموال و دارايی ها از بين رفت و راه ها قطع شد، از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بخواه تا بر ما باران نازل کند. انس بن مالک رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ می گوید: آنگاه رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم   دستان خود را به سوی آسمان بلند کرده و فرمود: «اللَّهُمَّ أَغِثْنَا، اللَّهُمَّ أَغِثْنَا، اللَّهُمَّ أَغِثْنَا»: «بار الها، بر ما باران نازل فرما؛ بار الها، بر ما باران نازل فرما؛ بار الها، بر ما باران نازل فرما». انس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ می گوید: به الله قسم هيچ ابر يا تکه ابر کوچکی در آسمان نمی ديديم و بين ما و کوه سلع-کوه کوچکی در مدینه که تا الان معروف است- هيچ خانه و منزلی وجود نداشت. آنگاه از پشت کوه سلع تکه ابری مانند سپر جنگی ظاهر شد؛ هنگامی که به وسط آسمان رسيد گسترده شد و سپس شروع به ريزش باران کرد. به الله قسم يک هفته ی کامل خورشيد را نديديم. وضعیت به همین منوال بود که در جمعه ی آينده، از همان در مردی درحالی وارد مسجد شد که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ايستاده در حال ايراد خطبه بود. پس رو به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم کرد و گفت: يا رسول الله، [در اثر ريزش زياد باران] اموال و دارايی ها از بين رفت و راه ها ويران شد؛ از خداوند بخواه تا ريزش باران را قطع کند. انس  می گويد: رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم   دستان خود را به سوی آسمان بلند کرده و دست به دعا برداشت و فرمود: «اللَّهُمَّ حَوَالَيْنَا وَلا عَلَيْنَا, اللَّهُمَّ على الآكَامِ وَالظِّرَابِ وَبُطُونِ الأَوْدِيَةِ وَمَنَابِتِ الشَّجَر»: «بارالها اين باران را بر اطراف مدينه نازل فرما نه بر خود مدينه؛ بار الها، آن را بر کوه ها و تپه ها و در دل دره ها و محل رويش درختان نازل فرما». انس می گوید: آنگاه آسمان از بارش باران باز ايستاد و درحالی از مسجد خارج شديم که خورشيد بر ما می تابيد) و برای همین بر خطیبی که در هنگام دعای خطبه‌ی جمعه دستش را بالا می‌کند انکار می‌شود مگر برای طلب یا توقف باران که نص برای آنها آمده است.

قسمت دوم: سنت بر عدم بالا کردن دست دلالت می‌کند مانند دعای بین دو سجده و بعد از تشهد پس سنت دلالت دارد که انسان دستانش در بین دو سجده و تشهد بر روی رانش بگذارد و در این حالت دستانش را بلند نمی‌کند.

قسمت سوم: آنچه دلیل بر بالا بردن آن دلالت می‌کند که از آداب دعا می‌باشد و آن مواضعی غیر از جاهای است که در آن عدم بلند کردن دست ثابت شده باشد و در این صورت می‌گوییم: اگر انسان بعد از نماز دعا کرد که در این موضع از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وارد نشده است که دستش را هنگامی که از نماز فرض یا سنت فارغ می‌شود بالا کند پس از سنت نیست که بعد از نماز فرض و سنت برای دعا دستت را بالا کنی بلکه شایسته نیست که دعا را به بعد از سلام به تأخیر بیاندازی و افضل آن است که قبل از سلام دعا کنی زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به راهنمایی می‌کند هنگامی در حدیث ابن مسعود رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ تشهد را ذکر کرد فرمود: «ثُمَّ لْيَتَخَيَّرْ مِنَ الدُّعَاءِ»[۲] (سپس هر دعایی که دارد را از الله درخواست کند) پس انسان مأموم است که قبل از سلام الله را بخواند اما هنگامی که سلام داد و از نماز بیرون آمد از مقامی که خاص در برابر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ قرار داشت جدا شده و از حکمت نیست که انسان دعایش را از این حالت به بعد نماز به تأخیر بیاندازد.

خلاصه: افضل این است که کسی که اراده دارد دعا کند قبل از سلام دادن این کار بکند و این چیزی است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بدان امر کرده است.


[۱] رواه البخاری (۱۰۱۳) و مسلم (۸۹۷).

[۲] تخریج آن گذشت.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: هل يجوز رفع الأيدي بالدعاء بعد الفراغ من صلاة الفريضة؟ وهل يجوز أن نستخدم الْمِسْبَحَةِ فِي التَّسْبِيحِ؟

فأجاب رحمه الله تعالى: نقول: إن من آداب الدعاء وأسباب إجابته أن يرفع الإنسان يديه إلى الله -عز وجل- حين الدعاء، ولكن ينبغي أن يعلم أن رفع اليدين في الدعاء أقسام:

الأول: قسم بدعة ينهى عنه، مثل رفع الخطيب يديه حال خطبة الجمعة، فإن الصحابة -رضي الله عنهم أجمعين – أنكروا على بِشْرِ بْنِ مَروان رفع يديه في الخطبة، إلا أنه يُستثنى من هذا ما إذا دعا الخطيب بنزول الغيث أو بإمساكه، فإنه ثبت عن النبي – عليه الصلاة والسلام – أَنَّ رَجُلًا دَخَلَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ مِنْ بَابِ كَانَ وِجَاهَ الْمِنْبَرِ ، وَرَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قَائِمٌ يَخْطُبُ، فَاسْتَقْبَلَ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قَائِمًا، فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ: هَلَكَتِ المَوَاشِي، وَانْقَطَعَتِ السُّبُلُ، فَادْعُ اللَّهَ يُغِيتُنَا، قَالَ: فَرَفَعَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يَدَيْهِ، فَقَالَ: «اللَّهُمَّ اسْقِنَا، اللَّهُمَّ اسْقِنَا، اللَّهُمَّ اسْقِنَا» قَالَ أَنَسُ : وَلاَ وَاللَّهِ مَا نَرَى فِي السَّمَاءِ مِنْ سَحَابٍ، وَلَا قَزَعَةٌ وَلَا شَيْئًا وَمَا بَيْنَنَا وَبَيْنَ سَلْعِ مِنْ بَيْتٍ – وسَلْعُ هو جبل صغير في المدينة معروف إلى الآن، تأتي من نحوه السُّحُبُ ، وَلاَ دَارٍ قَالَ: فَطَلَعَتْ مِنْ وَرَائِهِ سَحَابَةٌ مِثْلُ التُّرْسِ، فَلَمَّا تَوَسَطَتِ السَّمَاءَ، انْتَشَرَتْ ثُمَّ أَمْطَرَتْ، قَالَ: وَاللَّهِ مَا رَأَيْنَا الشَّمْسَ سِتّا، ثُمَّ دَخَلَ رَجُلٌ مِنْ ذَلِكَ البَابِ فِي الجُمُعَةِ المُقْبِلَةِ، وَرَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قَائِمٌ يَخْطُبُ، فَاسْتَقْبَلَهُ قَائِمًا، فَقَالَ : يَا رَسُولَ اللَّهِ: هَلَكَتِ الْأَمْوَالُ وَانْقَطَعَتِ السُّبُلُ، فَادْعُ اللَّهَ يُمْسِكْهَا، قَالَ: فَرَفَعَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يَدَيْهِ، ثُمَّ قَالَ: «اللَّهُمَّ حَوَالَيْنَا، وَلا عَلَيْنَا اللَّهُمَّ عَلَى الأَكَامِ وَالجِبَالِ وَالآجَامِ وَالطَّرَابِ وَالْأَوْدِيَةِ وَمَنَابِتِ الشَّجَرِ قَالَ: فَانْقَطَعَتْ، وَخَرَجْنَا نَمْشِي فِي الشَّمْسِ. وعلى هذا فينكر على الخطيب إذا دعا في خطبة الجمعة أن يرفع يديه، إلا في الاستسقاء والاستصحاء؛ لورود النص بهما.

الثاني: ما دلت السنة على عدم الرفع فيه، وذلك كالدعاء بين السجدتين وبعد التشهد، فإن السُّنة تدل على أن الإنسان يضع يديه على فخذيه في الجلوس بين السجدتين، وكذلك في الجلوس للتشهد، وأنه لا رفع في الدعاء في هذه الحال.

الثالث: ما دل الدليل على أن الرفع من آداب الدعاء فيه، وهو ما عدا المواضع التي ثبت فيها عدم الرفع وحينئذ :نقول: إن الإنسان إذا دعا بعد الصلاة فإنه لم يرد عن النبي -عليه الصلاة والسلام- أنه كان يرفع يديه إذا فرغ من صلاته، لا صلاة الفريضة ولا صلاة النافلة، فلم يرد عنه -عليه الصلاة والسلام- أنه إذا فرغ من الصلاة رفع يديه وجعل يدعو أبدا، فليس من السُّنَّة إذا أن ترفع يديك في الدعاء بعد صلاة الفريضة وبعد صلاة النافلة، بل ولا ينبغي أن تؤخر الدعاء إلى أن تُسَلَّمَ من الصلاة، بل الأفضل أن تدعو الله -عز وجل- قبل أن تُسَلَّمَ؛ لأن النبي صلى الله عليه وسلم أرشد إلى هذا في قوله في حديث ابن مسعود رضي الله عنه لما ذكر التشهد، قال: «ثم يتخير من الدعاء ما شاء»، فالإنسان مأمور أن يدعو الله تعالى قبل أن يُسَلَّمَ، أما إذا سَلَّمَ وانصرف، وفارق المقام بين يدي الله عز وجل، فإن ذلك ليس من الحكمة أن يؤخر الدعاء إلى هذه الحال التي يكون فيها قد انصرف من صلاته. والخلاصة: أن الأفضل لمن أراد الدعاء أن يدعو الله -عز وجل- قبل أن يسلم ، إذ إن هذا هو الذي جاء الأمر به عن النبي صلى الله عليه وسلم.

مطالب مرتبط:

(۲۳۳۸) دعا کردن با بالا بردن دست بعد از نماز جایز است یا خير؟

نصوص قرآن و سنت یک‌دیگر را تفسیر می‌کنند پس هنگامی که کلمه‌ی «دبر الصلاة» آمد نظر کردیم: اگر پشت نماز به دعا مقید شده است مراد آخر نماز و قبل از سلام است و اگر به ذکر مقید شده مراد بعد از سلام است....

ادامه مطلب …

(۲۳۱۶) یا تسبیح پس از نماز باید در همان مکان نماز خوانده شود؟

شرط نیست که اذکار بعد از نمازها در همان مکان باشد...

ادامه مطلب …

(۲۳۴۰) حکم جدا شدن از امام با دعای ختم فاتحه پس از نماز

خواندن فاتحه بعد از نمازهای پنجگانه از روش و سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیست مخصوصا اگر به صورت جمعی و با صدای بلند باشد لذا شکی در این نیست که این از بدعت‌ها می‌باشد.....

ادامه مطلب …

(۲۳۲۹) حکم ۱۰ بار گفتن: «لا إله الا الله وحده لا شریک له و له الملک و له الحمد و هو علی کل شیء قدیر»، بعد از نماز مغرب و فجر

بله در حدیث حسن مقبول که به آن عمل می‌شود وارد شده است....

ادامه مطلب …

(۲۳۳۴) حکم شرع در مورد خواندن نماز پشت امامی با ذکر صلوات خاص

اگر این را در نماز می‌خواند چیزی که برای من ظاهر گشت نماز او باطل است چون که این دعا نزدیک است که شرک باشد...

ادامه مطلب …

(۲۳۲۱) دلیل خواندن آیه الکرسی بعد از هر نماز فرض

حدیثی از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم روایت شده است که می‌فرماید: «من قرأ آية الكرسي دبر كل صلاة لم يمنعه من دخول الجنة إلا الموت»[1] ( کسی که بعد از هر نماز آیه الکرسی را بخواند چیزی او را از وارد شدن به بهشت منع نمی‌کند مگر مرگ)...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه