(۲۰۴۵) سوال: روزی نماز ظهرم به سببی از اسباب تأخیر افتاد تا این که وقت نماز عصر شد پس آمدم مسجد و جماعت نماز عصر میخواندند. پس آیا برای من جایز است که نماز عصر را همراه ایشان بخوانم سپس بعد نماز ظهر بخوانم؟ یا نماز را همراه ایشان با نیت ظهر بخوانم و اختلاف نیت در اینجا تأثیری ندارد؟
جواب:
میگوییم: این قول شما که میگویی به سببس از اسباب نماز ظهر را تا وقت عصر به تأخیر انداختی اگر این سبب عذر شرعی است یک حکمی دارد و اگر سبب غیر شرعی است برای شما جایز نیست که بدون عذر شرعی آن را از وقتش خارج کنی و برای تو واجب است که به سوی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ برای آنچه واقع شده است توبه کنی و نماز خواندن الان، نفعی برای شما ندارد زیرا که از روی عمد آن را از وقتش خارج کردی.
و اگر آن سببی که نماز ظهر را تا عصر به تأخیر انداختی شرعی بوده است و به مسجد رفتی و ایشان نماز عصر را میخواندند پس تو اختیار داری که همراه ایشان نماز را با نیت عصر بخوانی و هنگامی که فارغ شدی ظهر را بخوان و ترتیب رعایت نشده است به خاطر فوت نشدن جماعت و اگر خواستی نماز ظهر را همراه ایشان بخوان و اختلاف نیت مشکلی ندارد زیرا رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم فرموده است: «إنما جعل الإمام لیؤتم به فلا تختلفوا علیه فإذا کبر فکبروا، ولا تکبروا حتی یکبر» (امام برای این قرار داده شده است که از او پیروی شود پس بر آن اختلاف نکنید هنگامی که تکبیر گفت تکبیر بگویید و تکبیر را تا او نگفته است نگویید) و معنی اختلاف را بیان کرد و برای همین فرموده است: بر او اختلاف نکنید و نگفته است: از او اختلاف نکنید که دلالت بر مخالفت بر افعال میدهد و درهمین حدیث این موضوع تفسیر شده است و فرمود: «فإذا کبر فکبروا، واذا رکع فارکعوا» (پس هنگامی که تکبیر گفت پس تکبیر بگویید و هنگامی که رکوع کرد رکوع کنید) تا آخر حدیث.
و نیت عمل باطن است و در آن اختلاف با امام ظاهر نمیشود اگر اختلاف هم باشد و برای همین با آنها نیت ظهر کن هرچند که آنها نماز عصر را میخوانند و بعد از اتمام نماز، نماز عصر را بخوان و این نزد من اولی میباشد.
سؤال کننده: شیخ بزرگوار اگر فرض کنیم جماعت دارند نماز نافله میخوانند و از او فرض فوت شده است پس به آنها اضافه شود، آیا اختلاف نیت بین فرض و نفل تأثیری دارد؟
جواب: همچنین این نیز تأثیری برای او ندارد پس جایز است که انسان نماز فرض را پشت کسی که نافله میخواند، نماز گزارد. و حدیث معاذ بن جبل رَضِيَاللهُعَنْهُ بر آن دلالت دارد: «أَنَّ مُعَاذَ بْنَ جَبَلٍ كَانَ يُصَلِّي مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الْعِشَاءَ الْآخِرَةَ، ثُمَّ يَرْجِعُ إِلَى قَوْمِهِ، فَيُصَلِّي بِهِمْ تِلْكَ الصَّلَاةَ»[۱] (معاذ بن جبل رَضِيَاللهُعَنْهُ با رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم نماز عشا میخواند و سپس نزد قوم خویش برمیگشت و برای آنان امامت میکرد و همان نماز را دوباره میخواند).
اگر کسی بگوید که شاید رسول از حال معاذ رَضِيَاللهُعَنْهُ نمیدانسته است؟ جواب آن از دو وجه میباشد:
اول: بعید است که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم از حال معاذ رَضِيَاللهُعَنْهُ نمیدانسته است مخصوصا که از طولانی کردن نمازش شکایت کردند در شبی که با او نماز میخواندند و نماز را طولانی کرد سپس رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم او را خواست و او را وعظ کرد و این قصهی معروفی است.
دوم: بر فرض که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم از حال معاذ که میدانسته است و وحیای از جانب الله برای ابطال این عمل نازل نشد.
و هرآنچیزی که در عهد رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم در جریان بوده است حجت است برای این که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ به آن اقرار داشته است و الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ بر هیچ کسی که بر باطل باشد اقرار نمیکند هرچند که از رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم مخفی مانده باشد به این دلیل که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {یَسۡتَخۡفُونَ مِنَ ٱلنَّاسِ وَلَا یَسۡتَخۡفُونَ مِنَ ٱللَّهِ وَهُوَ مَعَهُمۡ إِذۡ یُبَیِّتُونَ مَا لَا یَرۡضَىٰ مِنَ ٱلۡقَوۡلِۚ وَكَانَ ٱللَّهُ بِمَا یَعۡمَلُونَ مُحِیطًا} [سوره النساء: ۱۰۸] (آنها (زشتکاریهای خود را) از مردم پنهان میدارند، اما از الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ پنهان نمیدارند، و او با ایشان است؛ هنگامیکه در جلسات شبانه سخنانی را که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ نمیپسندد، تدبیر میکنند، و الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ به آنچه انجام میدهند؛ احاطه دارد) هنگامی که در جلسات شبانه بر آنچیزی بودند که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ راضی نبود و مردم از آن نمیدانستند و الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ آن را بیان کرد و بر آن اقرار نکرد پس این دلالت بر این دارد که آنچه در عهد رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم واقع میشده است حجت است اگر چه ندانیم که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم از آن با خبر بوده است پس حجت است به اقرار الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ بر آن.
مهم فعل معاذ رَضِيَاللهُعَنْهُ است که حجت میباشد و او نماز نافله میخواند و اصحابش پشت او نماز فرض را میخواندند.
پس اگر کسی پشت کسانی که نماز نافله میخواندند و او فرض را بخواند مشکلی نیست و این نص امام احمد رَحِمَهُالله است که مردی در رمضان وارد شد و مردم نماز تراویح میخواندند پس او با نیت عشاء پشت آن امام نماز میخواند و اگر امام سلام نماز که تراویح است را داد و او بقیه نماز عشاء را میخواند و این فرض پشت نافله میباشد.
[۱] رواه البخاری (۷۱۱) و مسلم (۴۶۵).