شنبه 8 ربیع‌الثانی 1448
۲۸ شهریور ۱۴۰۵
19 سپتامبر 2026

(۱۷۵۳) حکم کسی که نماز را از روی سهل‌انگاری و کسالت ترک کند

(۱۷۵۳) سوال: رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌فرماید: «من قال: لا اله الا الله دخل الجنة» کسی که لااله الا الله بگوید وارد بهشت می‌شود) تفسیر این حدیث را می خواستم و آیا کسی که نماز را از روی سهل‌انگاری و کسالت ترک کند در آتش جهنم جاودانه می‌ماند؟

جواب:

معنی این حدیث: کسی که مخلصانه از قلبش لا اله الا الله را بگوید وارد بهشت می‌شود به خاطر این که کسی که این را از روی اخلاص بگوید حتما عبادت الله را انجام می‌دهد زیرا که معنی لا اله الا الله این است که هیچ معبود به حقی جز الله وجود ندارد و هنگامی که معنای آن این باشد و او فقط به زبانش بگوید و عبادت الله را نکند چه فایده‌ای برای او دارد؟ چگونه می‌گویی: هیچ معبود به حقی جز الله نیست و سپس او را عبادت نمی‌کنی؟ این غیر صحیح است و بنابراین کسی که لا اله الا الله را از روی اخلاص بگوید لازم‌ی آن این است که عبادت الله را انجام بدهد وگرنه او در آن صادق نیست و معنای حدیث «من قال: لا اله الا الله» یعنی خلاصانه از قلبش.

اما از این جهت که آیا امکان دارد کسی لا اله الا الله را خالصانه از قلبش بگوید و سپس نماز را ترک کند و با کسالت و سهل‌انگاری بر ترک آن محافظت کند؟ قطعا این ممکن نیست و چگونه ممکن است که نماز را ترک کند و بر ترک آن محافظت کند و در صورتی که می‌داند چقدر فضل، شرف و ثواب دارد تا جایی که مردی در خانه‌اش  به صورت کامل وضو بگیرد سپس به سوی مسجد خارج شود گامی بر نمی‌دارد مگر این که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ یک درجه او را بالا می‌برد و یک گناه او را پاک می‌کند و رفتن به سوی مسجد از وسائل رسیدن به نماز است و خود نماز نیست؟

و از اهمیت آن این است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بدون واسطه آن را بر رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرض گردانیده است و در شبی که شریف ترین شب برای رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بوده است و در بالاترین مکانی بشر به آن جا رسیده است تاجایی که می‌دانیم سپس پنجاه نماز فرض شد که نشان از اهمیت آن است که اگر انسان بیشتر وقت خود را در نماز باشد باز هم شایسته است و سپس او بر ترک آن محافظت کند؟ برای همین قول راجح از چیزی که قرآن و سنت و اقوال صحابه بر آن دلالت می‌دهد این است که اگر نماز را حتی از روی سهل‌انگاری و کسالت ترک کند کافر است اگر هم اقرار به وجوب آن داشته باشد و در روز قیامت جاودانه در آتش جهنم می‌ماند و همراه هامان، قارون و أُبی بن خلف حشر می‌گردد و بر آن اقرار نمی‌شود و بلکه کشته می‌شود و هنگامی که کشته شد غسل و کفن کرده نمی‌شود و نماز بر او خوانده نمی‌شود و همراه مسلمین دفن نمی‌شود بلکه به صورت غیر مکرمانه و غیر محترمانه خارج کرده می‌شود و چاهی حفر کرده می‌شود و در آن پرتاب می‌شود تا مردم از بوی بد آن و دیدنش اذیت نشوند.

و کل احادیث کسانی که به غیر کافر بودن آن استدلال می‌کنند یا ضعیف است و یا به آن دلالت نمی‌دهد و یا عامی است که ترک نماز از آن خاص می‌شود و یا به قیدی مقید شده است که امکان ندارد ترک نماز را نیز شامل شود و اما اگر حدیثی را بیابی که بگوید تارک نماز کافر نیست و جهنم جاودانه نمی‌ماند اصلا این پیدا نمی‌شود و حداعقل آن است که می‌گوییم: عامی است که با احادیث کافر بودن تارک نماز آن را تخصیص می‌دهیم و این را در مواضع مختلفی از اجابات نور علی الدرب شرح دادیم و گمان می‌کنم جواب تلفن بود که بر آن رساله‌ی را نوشتم که در آن دلیل‌های کافر بودن تارک نماز را ذکر کردم و سپس جواب دلایل کسانی که می‌گویند کافر نیست را ذکر کرده‌ام.

و ای برادر مسلمان تکفیر کسی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و رسولش آن را کافر دانسته‌اند برای تو بزرگ نیاید و این امر به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر می‌گردد و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به آن که کافر دانسته است داناتر است پس ما نیز او را تکفیر می‌کنیم و برای ما واجب است که او را تکفیر کنیم و کسی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ او را تکفیر نکرده است برای ما حرام است که او را کافر بدانیم و اگر گمان می‌کنیم که فعلش کفر است برای ما حلال نیست که به مجرد گمان تکفیر کنیم تا این که دلیلی واضح برای کفرش باشد.

و من به الله قسم می‌خورم که اگر دلایل کافر بودن تارک نماز نزدم مانند خورشید واضح نبود ابدا آن را نمی‌گفتم و هر آنچه ممکن است که بر کفر اصغر حمل کنیم پس بر ما واجب است که این کار را بکنیم اما در دلایل کفر تارک نماز برای ما این امکان را ندارد پس ما باید چه کار کنیم؟ امر همه‌اش برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است و حکم همه‌اش برای الله است و کافر کسی است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ او را کافر دانسته است و مومن کسی است که الله حکم به مومن بودن او کرده است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: «من قال: لا إله إلا الله دخل الجنة» أرجو تفسير هذا الحديث، وهل الذي يترك الصلاة تهاونًا أو تكاسلا يخلد في النار؟

فأجاب رحمه الله تعالى معنى هذا الحديث: أن من قال: لا إله إلا الله خالصا من قلبه دخل الجنة، لأنه إذا قال هذا: لا إله إلا الله خالصا من قلبه فلا بد أن يقوم بعبادة الله، لأن معنى لا إله إلا الله: أي لا معبود حق إلا الله، وإذا كان معناها لا معبود حقٌّ إلا الله، فقالها بلسانه ولم يعبد الله فهو كلام لا فائدة منه، كيف تقول: لا معبود حقٌّ إلا الله ثم لا تعبده؟ هذا غير صحيح، ولهذا من قال: لا إله إلا الله خالصا من قلبه لزم أن يقوم بعبادة الله وإلا فهو غير صادق، فمعنى الحديث من قال لا إله إلا الله يعني خالصا من قلبه.

حينئذ يبقى النظر هل يمكن لمن قال: لا إله إلا الله خالصا من قلبه أن يدع الصلاة، ويحافظ على تركها كسلا وتهاونا ؟ إن ذلك لا يمكن أبدا، وكيف يمكن أن يدع الصلاة ويحافظ على تركها وهو يعلم ما فيها من الفضل والشرف والثواب، حتى إن الرجل ليتوضأ في بيته فيسبغ الوضوء، ثم يخرج إلى المسجد للصلاة، لا يخطو خطوة إلا رفع الله له بها درجة، وحط عنه بها خطيئة، والوضوء والذهاب إلى المسجد من وسائل الصلاة وليس صلاة؟

ويدلك لأهميتها أن الله فرضها على نبيه بدون واسطة، وفي ليلة هي أشرف الليالي للرسول عليه الصلاة والسلام- وفي مكان هو أرفع ما وصل إليه بشر فيهما نعلم، ثم فرضها خمسين صلاةً، مما يدل على أهميتها، وأن الإنسان لو أمضى أكثر وقته فيها فهي جديرة به، ثم يحافظ على تركها؟ ولهذا كان القول الراجح – الذي تؤيده دلالة الكتاب والسُّنَّة وأقوال الصحابة والنظر الصحيح- أن من ترك الصلاة تهاونا وكسلا – ولو أقر بوجوبها- فهو كافر كفرًا محرجًا عن الملة، ويكون يوم القيامة مخلدًا في النار، ويحشرمع هامان وقارون وأبي بن خلف، ولا يُقَرُّ على ذلك بل يقتل، وإذا قتل فإنه لا يُغسل، ولا يُكَفَّنُ، ولا يصلى عليه، ولا يدفن مع المسلمين، بل يخرج به غير مُكَرَّم ولا محترم، ويحفر له في البر حفرة يرمى فيها رمياً، لئلا يتأذى الناس برائحته، ولا أهله برؤيته.

وكل الأحاديث التي احتج بها من قال: إنه لا يكفر، كلها: إما ضعيفة، أو لا دلالة فيها، أو عامةٌ خصت بترك الصلاة، أو قيدت بقيد لا يمكن معه ترك الصلاة، أما أن تجد حديثًا يقول: إن تارك الصلاة لا يكفر، ولا يخلد في النار، هذا لا يوجد إطلاقا، فعلى أقل تقدير أن نقول: هي عامة وخصت بأحاديث كفر تارك الصلاة، هذا أقل ما يقال، وقد بسطنا هذا في عدة إجابات في نور على الدرب، وفي أجوبة الهاتف فيما أظن وألفنا في ذلك رسالة ذكرنا فيها الأدلة الدالة على كفره، ثم الأدلة التي احتج بها من قالوا بعدم كفره وأجبنا عليها.  

ولا تستعظم يا أخي المسلم أن تكفر من كفره الله ورسوله، الأمر إلى الله -عز وجل- من كَفَّرَهُ الله فهو أعلم بأنه كافر، فلنكفره، ويجب علينا أن نكفره، ومن لم يكفره الله حرم علينا أن نكفره، ومن ظننا أن فعله كفر فإنه لا يحل أن نكفره بمجرد الظن، حتى يقوم دليل واضح على كفره.

وإني أقسم بالله لولا أن الأدلة عندي واضحة وضوح الشمس في كفر تارك الصلاة ما كنت أقولها أبدا، وكلما أمكن أن نحمل الكفر على كفر دون كفر فهو الواجب، لكنه لا يمكننا في أدلة كفر تارك الصلاة، فماذا نعمل؟ الأمر كله الله، والحكم كله الله، والكافر من كفره الله والمؤمن من حكم الله بأنه مؤمن.

مطالب مرتبط:

(۱۸۰۵) چگونگی قضای نمازهای فوت شده

اگر اصلا نماز نخوانده است پس قضایی بر او نیست زیرا که برای او فایده‌ای ندارد و از او قبول نمی‌شود زمانی که عمدا نماز را از وقتش خارج کرده است....

ادامه مطلب …

(۱۷۹۲) توضیحاتی درباره قضای نمازهای فوت شده

از ظاهر این سوال بر می‌آید که این مرد الان نمازش را درست می‌خواند و این کافی است و نیازی به اعاده‌ی نمازش نیست بلکه اعمال صالح و نوافل زیاد انجام دهد و خوبی‌ها، بدی‌ها را از بین می‌برد....

ادامه مطلب …

(۱۷۶۲) آیا شخصی که فقط در ماه رمضان نماز می‌خواند. روزه‌ی او صحیح است؟

کسی که فقط در روز رمضان نماز می‌خواند اگر این نماز، رجوع و توبه از ترک نمازهایی که در این سال نخوانده است، باشد و عزم داشته باشد که در باقی عمر خود نماز بخواند پس روزه‌ی این صحیح است....

ادامه مطلب …

(۱۷۸۸) حکم ترک نماز و بازگشت به آن

بر تو واجب است که الان به سوی الله توبه کنی از ترک کردن نماز و زیاد عمل صالح انجام دهی و طبق قول راجح قضای آن بر تو واجب نیست...

ادامه مطلب …

(۱۷۷۷) حکم هجر كردن اشخاص بی‌نماز

روش اهل سنت و جماعت بر این است که انسان با معصیت از ایمان خارج نمی‌گردد اما اگر در هجر او فائده‌ای باشد که مثلا خجالت بکشد و راه درست برگردد پس هجر او واجب است...

ادامه مطلب …

(۱۸۲۷) زنی شوهری دارد که نماز نمی‌خواند،به نظر شما راه حل چیست؟

برای این زن واجب است که تا حد توان خود را از این این مرد خلاص کند و تمکین کردن برای آن حلال نیست و برای او حرام است...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه