جمعه 28 ذیقعده 1447
۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
15 می 2026

(۱۴۶۶) دلیل مسح بر جوراب (نه مسح بر خف) چیست؟

(۱۴۶۶) سوال: دلیل مسح بر جوراب (نه مسح بر خف) چیست؟ بسیاری از مردم صحت مسح بر جوراب را انکار کرده و می‌گویند: دلیل شرعی درباره‌ی مسح بر خف وارد شده است اما دلیل شرعی برای مسح بر جوراب، وجود ندارد. آیا شرط است که هنگام مسح بر جوراب، آب به پوست نرسد؟

جواب:

اول: مسح بر خف، سنت است؛ یعنی اگر کسی خف پوشیده بود و هنگام وضو گرفتن خواست آن‌ها را بیرون آورده و پاهایش را بشوید، گناهی مرتکب نشده است اما این کار وی مخالف سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌باشد زیرا وقتی ایشان خواست وضو بگیرد، مغيرة بن شعبة رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ خواست خف ایشان را بیرون بیاورد اما رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: «دَعْهُمَا، فَإنّی أدْخَلْتُهُما طَاهِرَتَینِ»[۱] : (آن‌ دو را رها کن زیرا در حالی پوشیدم که پاکیزه بودند). سپس بر آن‌ها مسح نمود.

دوم: در مورد مسح بر جوراب، حديثی از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم روایت شده است و از چند تن از صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم نقل شده که بر جوراب مسح نموده‌اند؛ اگر فرض کنیم در این باره حدیثی از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و اثر و روایتی از صحابه وجود نداشت، باز هم قیاس صحیح و آشکار، اقتضا می‌کرد که مسح بر جوراب جایز باشد؛ زیرا می‌دانیم که حکمت جایز بودن مسح بر خف، مشقت و سختی است که با بیرون آوردن خف، شستن پاها و سپس پوشیدن دوباره‌ی خف در حالی که پاها خیس هستند، حاصل می‌شود. این مشقت و دشواری از جهت بیرون آوردن و پوشیده دوباره و از جهت دخول پای خیس به خف واضح است و این حکمت معقول و واضح به طور کامل در جوراب نیز وجود دارد زیرا بیرون آوردنش سخت است و پوشیدن دوباره‌ی آن در حالی که پا خیس می‌باشد نیز دشوار است. بنابراین هر دو دلیل نص و قیاس، دلالت بر جایز بودن مسح بر جوراب دارد.

آیا ضخیم بودن جوراب تا حدی که پوست دیده نشود، شرط است یا خیر؟ علما در این باره اختلاف ‌نظر دارند؛ برخی ضخیم بودن جوراب را شرط می‌دانند تا حدی که پوست دیده نشود و اگر جوراب دچار پارگی یا سوراخ هر چند کوچکی باشد نیز مسح بر آن جایز نیست.

برخی نیز گفته‌اند: جوراب باید در حدی ضخیم باشد که مانع رسیدن آب به پوست شود هر چند که پوست دیده شود؛ بنا بر این دیدگاه، مسح کردن بر جورابی که از جنس نایلون شفاف باشد جایز است.

برخی دیگر گفته‌اند: هیچ کدام از این موارد شرط نیست و مسح کردن بر جوراب نازک نیز جایز است، حتی اگر شفاف باشد و پوست دیده شود و هر چند که مانع رسیدن آب به پوست نشود و آب به پوست پا برسد. دیدگاه درست نیز همین است. زیرا دلیلی برای این شروط وجود ندارد. حکمت جایز بودن مسح چنان که در جوراب ضخیم وجود دارد در جوراب شفاف نیز موجود است. بنابراین مسح نمودن بر جوراب نازک، جایز است همان طور که مسح کردن بر جوراب ضخیم، جایز می‌باشد.


[۱] تخریج آن گذشت.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلات ما الدليل على المسح على الشراب، لا على الخفين؟ حيث إن كثيرًا من الناس يُنكر ذلك بحجة أن الدليل ورد في المسح على الخفين، ولم يرد في المسح على الشراب وهل يلزم عند المسح على الشراب ألا يصل الماء إلى البشرة؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: أولا: المسح على الخفين سنة، بمعنى: أنه لو كان على الإنسان خفان وتوضأ، وأراد أن يخلعهما ثم يغسل قدميه لم يكن اتما بذلك لكنه مخالف للسنة ؛ لأن النبي صلى الله عليه وسلم و توضأ وعليه خُفان، فأراد المغيرة بن شعبة أن ينزع خفيه، فقال النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم-: «دَعْهُمَا فَإِنِّي أَدْخَلْتُهُمَا طَاهِرَتَيْنِ» . ثُمَّ مَسَحَ عَلَيْهِمَا.

ثانيا: المسح على الجوارب وهي -الشراب قد ورد فيه حديث عن رسول الله صلى الله عليه وسلم، وصح عن غير واحد من الصحابة أنه . مسح . على الجوارب ولو قدرنا أنه ليس فيه سُنة عن رسول الله -صلى الله عليه وعلى آله وسلم- ولا أثر عن الصحابة فإن القياس الصحيح الجلي يقتضي جواز المسح على الجوربين -أي: الشراب- ، وذلك لأننا نعلم أن الحكمة من جواز المسح على الخفين هي المشقة، التي تحصل بخلعهما عند الوضوء، ثم غسل الرجل، ثم إدخالها وهي رطبة، فإن في ذلك مشقة من جهة النزع واللبس، ومن جهة إدخال الرّجل وهي رطبة، وهذه الحكمة المعقولة الواضحة تكون تماما في الجوربين؛ فإن في نزعهما مشقة، وفي إدخالهما والرجل رطبة مشقة أخرى، لذلك نرى أن النص والنظر كلاهما يدل على جواز المسح على الجوربين. ولكن هل يشترط في الجوربين – أي الشراب أن يكونا صفيقين؛ بحيث لا يُرى من ورائها الجلد، أو لا يشترط ؟ هذا محل خلاف بين العلماء، منهم من قال: يشترط أن يكونا تخينين لا يَصِفان البشرة، وإنه لو حصل خرق – ولو يسير – كمبط فإنه لا يجوز المسح عليهما.

ومنهم من قال يشترط أن يكونا ثخينين يمنعان وصول الماء إلى الرجل، وإن لم يكونا ساترين وعلى هذا فيجوز المسح على الجوربين إذا كانا من النايلون الشفاف.

ومنهم من قال: لا يشترط ذلك كله، وإنه يجوز المسح على الجوربين الرقيقين ولو كان يُرَى من ورائهما الجلد، ولو كانا يمكن أن يمضي الماء منهما إلى القدم.

وهذا القول هو الصحيح؛ لأنه لا دليل على الاشتراط، والحكمة من جواز المسح موجودة في الرقيقين كما هي موجودة في الثخينين، وعلى هذا فيجوز المسح على الجوربين ،الخفيفين كما يجوز على الجوربين الثخينين.

مطالب مرتبط:

(۱۴۷۰) آیا جایز است که نمازگزار در هنگام وضو گرفتن، پاهایش را نشوید و بر دمپایی‌اش مسح کند؟

مسح کردن بر دمپایی، جایز نیست؛ بلکه شخص باید دمپایی را بیرون آورده و پاهایش را بشوید اما مسح بر خُفّ (که پا را می‌پوشاند) جایز است و تفاوتی ندارد که خف از جنس پوست، پنبه، پشم یا هر چیز دیگری باشد...

ادامه مطلب …

(۱۴۷۹) حکم مسح بر جوراب پس از بیرون آوردن و پوشیدن دوباره در حالت طهارت

اگر کسی جوراب پوشید، سپس وضویش باطل شد و در وضوی بعدی بر جوراب مسح کرد، طهارت و وضویش کامل است...

ادامه مطلب …

(۱۴۵۲) مدت زمان مسح بر خفّین چگونه محاسبه می‌شود؟

این مسئله از از مهم‌ترین مسائلی است که مردم به بیان و توضیح آن نیاز دارند؛ لذا به این سؤال به طور مفصّل‌تر پاسخ داده و می‌گوییم: مسح بر خفّین با دلالت قرآن و سنت ثابت است...

ادامه مطلب …

(۱۴۶۳) آیا مسح بر جوراب در وضو جایز است؟ آیا شروطی نیز دارد؟

بله، مسح بر جوراب با رعایت شروط آتی جایز است....

ادامه مطلب …

(۱۴۸۳) حکم مسح بر آتل یا پانسمان چیست؟

بنا بر دیدگاه راجح، مسح بر آتل یا پانسمان، جایز است...

ادامه مطلب …

(۱۴۵۱) حکمت مسح کردن بر خف چیست؟

حکمت مسح بر خف، این است که این مسح و دست کشیدن، جایگزین شستن پا می‌شود؛ زیرا بر انسان واجب است که در وضو چهار عضو را پاک نموده و بر آن طهارت بگیرد: صورت، دست‌ها، سر و پاها...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه