جمعه 8 شوال 1447
۷ فروردین ۱۴۰۵
27 مارس 2026

(۱۴۵۲) مدت زمان مسح بر خفّین چگونه محاسبه می‌شود؟

(۱۴۵۲) سوال: مدت زمان مسح بر خفّین چگونه محاسبه می‌شود؟ با ساعت مشخص می‌شود یا محدود به چند نماز فرض است؟ این مدت زمان برای شخص مسافر و شخص مقیم چگونه است؟ آیا عمامه‌ای که محکم بر سر بسته شده و باز کردنش برای هر بار وضو گرفتن سخت می‌باشد نیز بر خف قیاس گرفته می‌شود یا خیر؟

جواب:

این مسئله از از مهم‌ترین مسائلی است که مردم به بیان و توضیح آن نیاز دارند؛ لذا به این سؤال به طور مفصّل‌تر پاسخ داده و می‌گوییم: مسح بر خفّین با دلالت قرآن و سنت ثابت است. در قرآن از فرموده‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ : {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إلَی الکَعْبَینِ} [المائدة: ۶] : ‌(ای کسانی ‌که ایمان آورده‌اید! هرگاه خواستید به نماز بایستید، صورت‌هایتان و دستانتان را تا آرنج بشویید. سپس سرهایتان را مسح نمایید و پاهایتان را تا مچ بشویید). این آیه بر دو وجه قرائت شده است؛ وجه اول: {وَأَرجُلِکُم} (لام مکسور) که در این صورت بر عبارت {بِرُءُوسِکُم} عطف می‌شود لذا پاها مشمول حکم مسح می‌شود اگر شخص، خف یا جوراب به پا داشته باشد. قرائت دیگر که مردم در مصحف‌ها می‌خوانند چنین است: {وَامْسَحُوا بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ} (لام مفتوح) در این وجه به عبارت {وُجوهَکُم} عطف می‌شود لذا در این حالت، حکم شستن به پاها تعلّق می‌‌گیرد. بنابراین پاها بر اساس این دو قرائت مسح می‌شود یا شسته می‌شود. سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بیان نموده که چه زمانی شسته می‌شود و چه زمانی مسح کرده می‌شود؛ شستن برای زمانی است که پاها پوشیده نباشند و دیده شوند و مسح کردن برای زمانی می‌باشد که پاها با چیزهایی مانند خُفّ و… پوشیده شده باشد.
از سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیز احادیث مسح بر خفّین به تواتر رسیده و اهل علم، آن را از جمله احادیث متواتر به شمار آورده‌اند چنان که شاعر در نظم خویش می‌گوید:
ممّا تَواتَر حدیثُ مَن کَذَب … وَمَن بَنی لله بیتاً وَاحتَسَب
وَرؤیَةٌ شفاعةٌ والحوضُ … ومسحُ خُفَّین وهذی بعضُ
ترجمه: (از جمله احادیثی که به تواتر رسیده است، احادیث هشدار برای کسی است که به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم دروغی نسبت دهد. همچنین احادیث مژده برای کسی که خانه‌ای برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بنا کند و از او امید اجر و پاداش داشته باشد. همچنین احادیث رؤیت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در آخرت، احادیث شفاعت، احادیث حوض رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در قیامت و احادیث مسح بر خفّین. موارد مذکور فقط چند مثال بود).
بنابراین احادیث در مورد مسح بر خفین از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به تواتر رسیده است. اگر کسی خفّ را در حالی که وضو داشته پوشیده باشد، بهتر است که بر آن‌ها مسح کند و این کار از بیرون آوردن خف و شستن پاها در این حالت، بهتر است. بدین خاطر است که وقتی مغیرة بن شعبة رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ خواست که خف رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را به هنگام وضو گرفتن بیرون بیاورد، ایشان فرمود: «دَعْهُمَا، فَإنّی أدْخَلْتُهُما طَاهِرَتَینِ» : (آن‌ دو را رها کن زیرا در حالی پوشیدم که پاکیزه بودند). سپس بر آن‌ها مسح نمود.
مسح بر خف چند شرط دارد:
شرط اول: خف را در حالی بپوشد که طهارت کامل داشته باشد و از حَدَث اصغر (بی‌وضویی) و حَدَث اکبر (جنابت) پاک باشد. اگر خف را بدون این طهارت کامل بپوشد، مسح بر آن درست نیست.
شرط دوم: مسح در زمان مشخص شده برای مسح کردن انجام شود؛ در ادامه به بیان مدت زمان مسح خواهیم پرداخت ان شاء الله تعالی.
شرط سوم: مسح برای طهارت صغری (وضو گرفتن) باشد؛ اگر فرد نیاز به غسل داشت، واجب است که خف را بیرون آوَرَد تا تمام بدنش را بشوید. به همین خاطر در هنگام جنابت، مسح خفین درست نیست چنان که در حدیث صفوان بن عسّال رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ آمده است.
این سه شرط برای جواز و درست بودن مسح بر خفین می‌باشد.
مدت زمان مسح: برای فرد مقیم، یک شبانه ‌روز و برای فرد مسافر، سه شبانه ‌روز است. معیار و ملاک در این مسئله، تعداد نمازها نیست؛ بلکه فقط زمان است که اعتبار دارد زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم برایش وقت تعیین نموده و فرموده است: «ثَلاثَةَ أيّام وَلَيَالِيَهُنَّ لِلمُسَافِرِ وَيَومَاً وَلَيلَةً لِلمُقِيمِ» : (سه شبانه ‌روز برای شخص مسافر و یک شبانه ‌روز برای شخص مقیم). یک شبانه‌ روز همان بیست و چهار ساعت است و سه شبانه ‌روز همان هفتاد و دو ساعت می‌باشد.
این مدت زمان، چه موقع شروع می‌شود؟ این مدت زمان از اولین مسح کردن شروع می‌شود و از زمان پوشیدن خف یا باطل شدن ‌وضو پس از پوشیدن شروع نمی‌شود؛ زیرا شرع، واژه‌ی مسح را به کار برده است و مسح فقط با انجام دادن آن محقّق شده و رخ می‌دهد. رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم این مدت زمان را سه شبانه‌ روز برای مسافر و یک شبانه ‌روز برای مقیم تعیین نموده است. بنابراین مسح باید محقق شود و عملاً انجام گیرد؛ انجام این مسح نیز از اولین مسح شروع می‌شود لذا هرگاه بیست و چهار ساعت از اولین مسح بگذرد، مهلت مسح بر خف برای مقیم تمام می‌شود و هرگاه هفتاد و دو ساعت از اولین مسح بگذرد، مهلت مسح بر خف برای مسافر پایان می‌یابد.
برای روشن شدن مطلب، مثالی ذکر می‌کنیم: مردی برای نماز صبح وضو گرفت سپس خف را پوشید و با وضو باقی ماند تا این که نماز ظهر را خواند سپس نماز عصر را با همان وضو خواند؛ بعد از نماز عصر (در ساعت پنج) برای ادای نماز مغرب، وضو گرفت و بر خف، مسح نمود. این فرد می‌تواند تا ساعت پنج روز بعد، بر خف، مسح کند. حال اگر در روز دوم، یک ربع مانده به ساعت پنج، وضو گرفت و بر خفّ، مسح کرد، سپس با همین وضو نماز مغرب و عشا را نیز به جا آورد، وی در این صورت نمازهای ظهر، عصر، مغرب و عشا از روز اول و نمازهای صبح، ظهر، عصر، مغرب و عشا از روز دوم (نُه وعده نماز) را ادا نموده است. بنابراین دانستیم که تعداد نمازها در مسح بر خف، ملاک نیست و هیچ اعتباری ندارد؛ برخلاف تصوّر بسیاری از مردم عوام که می‌گویند: با مسح بر خفّین فقط می‌توان پنج نماز را ادا کرد! این سخن هیچ پایه و اساسی ندارد. بلکه شرع، وقت آن را مدت یک شبانه ‌روز تعیین نموده است که این مدت از اولین مسح شروع می‌شود.
در این مثال متوجه شدید که چه تعداد نماز را می‌توان با پوشیدن خف ادا نمود. همچنین در این مثال دانستیم که هرگاه مدت این مسح، پایان یافت، دیگر نباید مسح کند و اگر پس از پایان این مدت مسح بر خفّ انجام دهد، مسح وی باطل است و بی‌وضویی‌اش رفع نمی‌شود؛ اما اگر قبل از پایان مهلت مسح، وضو بگیرد و بر خف، مسح نماید سپس بعد از پایان مهلت بر طهارت و وضویش بماند و باطل نشود، وضویش باطل نمی‌شود بلکه بر وضویش باقی می‌ماند تا این ‌که وضویش با یکی از باطل کننده‌های وضو، باطل شود.
در مثال مذکور که فرد قبل از پایان زمان مسح و پس از نماز عصر ربع ساعت مانده به ساعت پنج، مسح کرد سپس تا مغرب و عشا بر وضویش ماند: وی نمازهای مغرب و عشا را با همان وضویش ادا می‌کند زیرا این قول که با اتمام مهلت مسح بر خفین، وضو نیز خود به ‌خود باطل می‌شود، هیچ اصل و دلیلی ندارد. پایان یافتن مهلت مسح بدین معنا است که شخص بعد از این زمان، نمی‌تواند برای وضو گرفتن مسح بر خفین انجام دهد، و بدین معنا نیست که پس از این زمان، طهارت شخص باطل می‌شود! چیزی که برایش وقت تعیین شده مسح می‌باشد اما برای وضو و طهارت، وقتی تعیین نشده است لذا دلیلی وجود ندارد که ثابت کند با پایان مهلت مسح، وضو نیز باطل می‌شود.
در توضیح دلیل دیدگاهی که ترجیح دادیم می‌گوییم: این فرد بر اساس دلیل شرعی صحیح، وضو گرفته است لذا بدون وجود دلیل شرعی صحیح نمی‌توان ادعا کرد که وضویش باطل شده است. هیچ دلیلی نیز بر اثبات این که پایان مهلت مسح بر خفین، باطل ‌کننده‌ی وضو باشد وجود ندارد؛ بنابراین طهارت و وضوی شخص باقی می‌ماند تا این که وضویش به وسیله‌ی یکی از باطل ‌کننده‌‌های وضو که با دلیل قرآن یا سنت، ثابت شده باطل شود.
این خلاصه و چکیده‌ای درباره‌ی مسح بر خُف بود که البته در این باره جزئیات زیادی نیز وجود دارد که این ‌جا محل بیانش نیست و الحمد لله در کتاب‌های اهل علم به آن پرداخته شده است.
فرد مسافر به مدت سه شبانه ‌روز (هفتاد و دو ساعت) برای مسح خفّین، فرصت دارد که از اولین مسح کردن شروع می‌شود. بدین خاطر است که فقهای مذهب حنبلی می‌گویند: اگر فردی در شهر خود مقیم باشد و خفّ بپوشد سپس وضویش در همان شهر باطل شود، سپس به سفر برود و برای بار اول در حال سفر مسح نماید، وی در این حالت به عنوان یک مسافر، از فرصت مسح بر خفین استفاده می‌کند. بنابراین برای زمانِ آغاز فرصت مسح بر خفّین، نخستین باری که مسح می‌کند را معتبر دانسته‌اند. این از جمله اموری است که دلالت بر ضعف و عدم صحت این قول می‌باشد که می‌گویند: آغاز این مدت، اولین باری است که شخص بعد از پوشیدن خف، بی‌وضو می‌شود.
درباره‌ی عمامه نیز جواز مسح بر آن از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت شده است؛ مسح بر عمامه از نظر قیاس نیز بر مسح بر خفّین اولویت دارد زیرا عمامه بر عضوی گذاشته می‌شود که در وضو مسح می‌شود. طهارت و مسح سر اساساً خفیف‌تر از طهارت پاها می‌باشد؛ زیرا طهارت سر، مسح کردن آن است لذا عمامه که فرع آن به شمار می‌رود نیز مسح می‌شود.
آیا عمامه نیز همان شروط خُفّ را دارد که باید آن را با وضو بپوشد؟ آیا مدت زمان مسح بر عمامه نیز یک ‌شبانه ‌روز برای مقیم و سه شبانه ‌روز برای مسافر است؟ یا این که مسح بر عمامه مطلق و بدون تعیین وقت است و هرگاه عمامه روی سر شخص باشد، می‌تواند بر آن مسح کند و تفاوتی ندارد که آن را با وضو پوشیده باشد یا خیر؟ مگر در حالت حَدَث اکبر (جنابت) که بر عمامه مسح نمی‌شود زیرا باید تمام بدن شسته شود؛ علما در این زمینه اختلاف ‌نظر دارند.
کسانی که گفته‌اند: داشتن وضو هنگام پوشیدن عمامه، شرط نیست و مدت زمان معینّی نیز ندارد، چنین استدلال کرده‌اند که در این باره دلیلی از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وجود ندارد و قیاس آن بر خفّ نیز (چنان که آنان می‌گویند) قیاسی مع الفارق و نادرست است؛ زیرا خفّین بر عضوی پوشیده می‌شود که باید در وضو شسته شود اما عمامه بر عضوی پوشیده می‌شود که باید در وضو مسح شود و طهارت سر خفیف‌تر و آسان‌تر می‌باشد لذا شرط نیست که فرد، قبل از پوشیدن عمامه، وضو داشته باشد و مدت زمان محدود و مشخصی هم ندارد؛ اما بدون شک احتیاط، بهتر است و این مسئله آسان می‌باشد لذا شایسته است که حتما شخص قبل از پوشیدن عمامه، وضو داشته باشد و هرگاه مدت زمان مسح تمام شد، عمامه را بیرون بیاورد، سرش را مسح نماید سپس دوباره عمامه را بپوشد.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل:كيف تُقدَّر مدة المسح على الخفين؟ أهي بالساعات، أم بالفروض ؟ وكيف ذلك بالنسبة للمسافر والمقيم؟ وهل تُقاس عليها العمامة التي تُربط على الرأس بإحكام، ولا يسهل خلعها عند كل وضوء أم لا؟

فأجاب – رحمه الله تعالى -: هذه المسألة من أهم المسائل التي يحتاج الناس لبيانها، ولهذا سوف نجعل الجواب أوسع من السؤال – إن شاء الله تعالى-، فنقول: إن المسح على الخفين ثابت بدلالة الكتاب والسنة، أما الكتاب فهو من قوله تعالى: ﴿ يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَوَةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الكعبين ﴾ [المائدة: ٦] ، ﴿وَأَرجُلِکُم﴾ : بكسر اللام، فتكون معطوفة على قوله: ﴿ بِرُءُوسِکُم﴾. فتدخل في ضمن الممسوح، والقراءة التي يقرؤها الناس في المصاحف: ﴿ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ ﴾ بفتح اللام، فهي معطوفة على ﴿ وُجُوهَكُمْ ﴾ ، فتكون من ضمن المغسول، وحينئذ فالأرجل بناء على القراءتين؛ إما أن تُمسح، وإما أن تُغسل، وقد بينتِ السُّنة متى يكون الغسل، ومتى يكون المسح؛ فيكون الغسل حين تكون القدم مكشوفة، ويكون المسح حين تكون مستورة بالخف ونحوه.

أما السنة فقد تواتر عن النبي صلى الله عليه وسلم المسح على الخفين، وعده أهل العلم من المتواتر كما قال الناظم:

مما تواتر حديثُ مَن كَذَب                    ومَن بَني الله بيتا وَاحْتَسَب

ورؤية شفاعة والحوض                        ومَسحُ خُفِّينَ، وهذي بعضُ

فمَسْحُ الخفَّين مما تواترت به الأحاديث عن النبي صلى الله عليه وسلم، والمسح على الخفين إذا كان الإنسان قد لبسهما على طهارة فذلك أفضل من خلعهما، وغسل الرجل، ولهذا لما أراد المغيرة بن شعبة أن ينزع خُفَّي رسول الله صلى الله عليه وسلم عند

وضوئه قال له: «دَعْهُمَا فَإِنِّي أَدْخَلْتُهُمَا طَاهِرَتَيْنِ».ثُمَّ مَسَحَ عَلَيْهِمَا.

وللمسح على الخفين شروط:

الشرط الأول: أن يلبسهما على طهارة كاملة من الحدث الأصغر والأكبر،

الشرط الثاني: أن يكون المسح في مدة المسح، كما سيأتي بيان المدة إن شاء الله تعالى.

الشرط الثالث: أن يكون المسح في الطهارة الصغرى، أي: في الوضوء، أما إذا صار على الإنسان غُسل فإنه يجب عليه أن يخلع الخفين؛ ليغسل جميع بدنه، ولهذا لا يُمسح على الخفين في الجنابة، كما في حديث صفوان بن عسال رضي الله عنه.

هذه الشروط الثلاثة هي من شروط جواز المسح على الخفين.

أما المدة: فإنها يوم وليلة للمقيم، وثلاثة أيام بلياليها للمسافر. ولا عبرة بعدد الصلوات، بل العبرة بالزمن، فالرسول -عليه الصلاة والسلام- وقتها «ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ وَلَيَالِيَهُنَّ لِلْمُسَافِرِ، وَيَوْمًا وَلَيْلَةٌ لِلْمُقِيمِ»، واليوم والليلة هو أربع وعشرون ساعة، وثلاثة الأيام بلياليها اثنتان وسبعون ساعة.

لكن متى تبتدئ هذه المدة؟ تبتدئ هذه المدة من أول مرة في المسح، وليس من لبس الخف، ولا من الحدث بعد اللبس؛ لأن الشرع جاء بلفظ المسح، والمسح لا يتحقق إلا بوجوده فعلا، «فَقَدْ جَعَلَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ وَلَيَالِيَهُنَّ لِلْمُسَافِرِ، وَيَوْمًا وَلَيْلَةٌ لِلْمُقِيمِ». فلا بد من تحقق المسح، وهذا لا يكون إلا بابتداء المسح في أول مرة، فإذا تمت أربع وعشرون ساعة من ابتداء المسح انتهى وقت المسح بالنسبة للمقيم، وإذا تمت اثنتان وسبعون ساعة انتهى المسح بالنسبة للمسافر.

ونضرب لذلك مثلا يتبين به الأمر: رجلٌ تطهر لصلاة الفجر، ثم لبس خُفيه، ثم بقي على طهارته حتى صلى الظهر، وهو على طهارته، وصلى العصر وهو على طهارته، وبعد صلاة العصر – في الساعة الخامسة – تطهر لصلاة المغرب ثم مسح، فهذا الرجل له أن يمسح إلى الساعة الخامسة من اليوم الثاني، فإذا قدر أنه مسح في اليوم الثاني في الساعة الخامسة إلا ربعا، وبقي على طهارته حتى صلى المغرب، وصلى العشاء، فإنه حينئذ يكون صلى في هذه المدة صلاة الظهر أول يوم والعصر والمغرب والعشاء والفجر في اليوم الثاني، والظهر والعصر والمغرب والعشاء، فهذه تسع صلوات صلاها، وبهذا علمنا أنه لا عبرة بعدد الصلوات، كما هو مفهوم عند كثير من العامة، حيث يقولون: إن المسح خمسة فروض، وهذا لا أصل له، وإنما الشرع وقته بيوم وليلة، تبتدئ هذه المدة من أول مرة مسح.

وفي هذا المثال الذي ذكَرْنا عرفت كم صلى من صلاة في لبس الخفين، وفي هذا المثال الذي ذكرناه تبين أنه إذا تمت مدة المسح فإنه لا يمسح بعد هذه المدة، ولو مَسَح بعد المدة أي بعد تمامها فمسحه باطل، لا يرتفع به الحدث، لكن لو مسح قبل أن تتم المدة، ثم استمر على طهارته بعد تمام المدة، فإن وضوءه لا ينتقض، بل يبقى على طهارته، حتى يوجد ناقض من نواقض الوضوء.

فهذا المثال الذي ذكرنا أنه مسح في اليوم الثاني في تمام الخامسة إلا ربعا، أي: قبل تمام المدة بربع ساعة، ثم بقي على طهارته إلى المغرب وإلى العشاء، فيصلي المغرب والعشاء بطهارته، وذلك لأن القول بأن الوضوء ينتقض بتمام المدة – أي بتمام مدة المسح قول لا دليل له فإن تمام المدة معناه أنه لا مسح بعد تمامها، وليس معناه أنه لا طهارة بعد تمامها، فإذا كان المؤقت هو المسح دون الطهارة فإنه لا دليل على انتقاضها بتمام المدة.

وحينئذ نقول في تقرير دليل ما ذهبنا إليه هذا الرجل توضأ وضوءا صحيحًا بمقتضى دليل شرعي صحيح، فإذا كان كذلك فإنه لا يمكن أن نقول بانتقاض هذا الوضوء إلَّا بدليل شرعي صحيح، ولا دليل على أنه ينتقض بتمام المدة، وحينئذ تبقى طهارته، حتى يوجد ناقض من نواقض الوضوء، التي ثبتت بالكتاب أو السنة.

هذه خلاصة موجزة عن المسح على الخفين، وله فروع كثيرة، لكن ليس هذا موضع ذكرها، وهي معلومةٌ في كتب أهل العلم، والحمد الله. أما المسافر فإن له ثلاثة أيام بلياليها، أي: اثنتين وسبعين ساعة، تبتدئ من أول مرة مسح ، ولهذا ذكر فقهاء الحنابلة – رحمهم الله- أن الرجل لو لبس خفيسه، وهو مقيم في بلده، ثم أحدث في نفس البلد، ثم سافر ولم يمسح إلا بعد أن سافر، قالوا: فإنه يُتِمُّ مَسحَ مسافر في هذه الحالة. فاعتبروا ابتداء المدة من المسح من أول مرةٍ مَسَح، وهذا مما يدل على ضعف القول بأن ابتداء المدة من أول حدث بعد اللبس.

أما مسألة العمامة: فالعمامة قد ثبت عن النبي صلى الله عليه وسلم جواز المسح عليها، وهي من حيث النظر أولى بالمسح من الخفين؛ لأنها ملبوسة على ممسوح، فهي أصلا طهارة هذا العضو -أي- المسح وطهارة الرأس أخف من طهارة الرجلين؛ لأن طهارته تكون بالمسح، فالفرع عنه – وهو العمامة- يكون كذلك بالمسح.

ولكن هل يشترط فيها ما يشترط في الخف؛ بأن يلبسها على طهارة، وتتقيد مدتها بيوم وليلة للمقيم، وثلاثة أيام بلياليها للمسافر، أم المسح عليها مطلق، متى كانت على الرأس مسحها، سواءٌ لبسها على طهارة، وبدون توقيت، إلا أنه في الحدث الأكبر لا يمسح عليها؛ لأنه لا بد من الغسل في جميع البدن؟ هذا فيه خلاف بين أهل العلم.

فالذين قالوا بأنه لا يشترط لبسها على طهارة ولا مدة لها قالوا: لأنه ليس في ذلك دليل عن النبي صلى الله عليه وسلم، وقياسها على الخفين -كما يقولون- قياس مع الفارق؛ لأن الخفين ليسا على عضو مغسول، طهارته لا بد من الغسل فيها، وأما هذه فقد لبست على عضو ممسوح، وطهارته أخف، فلهذا لا يشترط للبسها طهارة، ولا توقيت لها. ولكن لا شك أن الاحتياط أولى، والأمر في هذا سهل، فإنه ينبغي أن لا يلبسها إلا على طهارة، وأن يخلعها إذا تمت مدة المسح، ويمسح رأسه، ثم يعيدها.

مطالب مرتبط:

(۱۴۷۴) حکم پوشیدن جوراب پای راست قبل از شستن پای چپ چیست؟

بنا بر احتیاط، بهتر است که شخص منتظر بماند تا پای چپ را نیز بشوید سپس جوراب‌ را بعد از کامل شدن وضویش بپوشد...

ادامه مطلب …

(۱۴۸۲) آیا مسح کردن بر مویی که حنا بر آن گذاشته شده باشد در هنگام وضو گرفتن، جایز است؟

بله، جایز است که زن سرش را مسح نماید، هر چند که روی آن حنا گذاشته باشد....

ادامه مطلب …

(۱۴۷۰) آیا جایز است که نمازگزار در هنگام وضو گرفتن، پاهایش را نشوید و بر دمپایی‌اش مسح کند؟

مسح کردن بر دمپایی، جایز نیست؛ بلکه شخص باید دمپایی را بیرون آورده و پاهایش را بشوید اما مسح بر خُفّ (که پا را می‌پوشاند) جایز است و تفاوتی ندارد که خف از جنس پوست، پنبه، پشم یا هر چیز دیگری باشد...

ادامه مطلب …

(۱۴۷۹) حکم مسح بر جوراب پس از بیرون آوردن و پوشیدن دوباره در حالت طهارت

اگر کسی جوراب پوشید، سپس وضویش باطل شد و در وضوی بعدی بر جوراب مسح کرد، طهارت و وضویش کامل است...

ادامه مطلب …

(۱۴۵۶) لطفا احکام مسح بر خف را توضیح دهید.

مسح کردن بر خف شروطی دارد که مهم‌ترین آن عبارت‌اند از:...

ادامه مطلب …

(۱۴۵۱) حکمت مسح کردن بر خف چیست؟

حکمت مسح بر خف، این است که این مسح و دست کشیدن، جایگزین شستن پا می‌شود؛ زیرا بر انسان واجب است که در وضو چهار عضو را پاک نموده و بر آن طهارت بگیرد: صورت، دست‌ها، سر و پاها...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه