پنج‌شنبه 3 محرم 1448
۲۸ خرداد ۱۴۰۵
18 ژوئن 2026

(۱۱۴۶) نفی ایمان از شخص گناهکار

(۱۱۴۶) سوال: منظور از این حدیث چیست؟ رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «زناکار هنگامی که زنا می‌کند، ایمان ندارد، و سارق هنگامی که سرقت می‌کند، ایمان ندارد»[۱]، تا آخر حدیث؟

جواب:

زنا و سرقت دوتا از گناهان کبیره هستند و به همین خاطر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای آن مجازات حد قرار داده است. حد زنا این است که اگر شخص زانی، ازدواج نکرد باشد، صد ضربه شلاق به او می‌زنند و به مدت یک سال از شهر تبعیدش می‌کنند. اما اگر ازدواج کرده باشد، یعنی در حالی که بالغ و عاقل و آزاد بوده‌اند، ازدواج کرده و با هم نزدیکی کرده باشند، در این صورت باید سنگسار شود تا زمانی که بمیرد. بنا بر این زنا و سرقت دو تا از گناهان کبیره هستند و به همین خاطر نیز وقتی انسان، آنها را مرتکب می‌شود نمی‌تواند مومنی باشد که ایمانش کامل است. بلکه ایمانش در آن حالت و آن لحظه یا کاملا وجود ندارد یا اینکه به مقدار زیادی از آن کاسته شده و شخص را مستحق کرده که از او در آن لحظه نفی ایمان شود.

حدیث هر دو احتمال را در خود دارد. یعنی هم احتمال دارد که منظور از بین رفتن اصل ایمان در لحظه‌ای است که مرتکب آن گناه می‌شود؛ چرا که امکان ندارد ایمان داشته باشد و با این حال، مرتکب چنین عملی شود که خودش هم می‌داند جرم است و چه گناهی در دین اسلام دارد. یا اینکه منظور از نفی ایمان، نفی کمالِ ایمان در آن لحظه است. ولی این نفی کمال به حدی شدید است که شخص را مستحق این کرده که ایمان را به طور کامل از او نفی کنند و نظر من نیز بر همین است. قول اهل سنت و جماعت نیز همین است. اما آن اولی گر چه محتمل هم هست، اما ممکن است در مورد برخی افراد صدق داشته باشد؛ به همین خاطر باید به این قول اعتماد کرد که می‌گوید منظور از بی ایمان بودن در این حدیث، کمالِ ایمان است.

پس معنای حدیث چنین می‌شود: زانی هنگامی که مرتکب زنا می‌شود، آن مومن کامل الإیمان نیست. بلکه ایمانش به خاطر زنایی که دارد مرتکب می‌شود، دچار نقص می‌شود. مثل همین در مورد سارق نیز صادق است.

سائل می‌پرسد: آنجا که در حدیث می‌فرماید: «و در هنگام خمر نوشیدن، مومن نیست»[۲] چه؟

جواب:

بله، این در مورد همه‌ی گناهان صدق می‌کند. همچنین در مورد «مالی که به زور می‌گیرد در حالی که صاحب آن دارد می‌بیند و نمی‌تواند مانع او شود. این شخص در آن حالت مومن نیست»[۳].

***


[۱] صحیح بخاری: کتاب المظالم، باب النهبی بغیر اذن صاحبه، حدیث شماره (۲۳۴۳). صحیح مسلم: کتاب الإیمان، باب بیان نقصان الإیمان بالمعاصی و نفیه عن المتلبس بالمعصیة علی إرادة نفی کماله، حدیث شماره (۵۷). از ابوهریره رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ با این لفظ: «لَا ‌يَزْنِي ‌الزَّانِي حِينَ يَزْنِي وَهُوَ مُؤْمِنٌ، وَلَا يَسْرِقُ حِينَ يَسْرِقُ وَهُوَ مُؤْمِنٌ».

[۲] همان حدیث قبلی است.

[۳] همان حدیث قبلی است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما المقصود بالحديث التالي: قال: «لا يزني الزاني حين يزني وهو مؤمن، ولا يسرق السارق حين يسرق وهو مؤمن»، إلى آخر الحديث؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: الزنى والسرقة من كبار الذنوب، ولهذا أوجب الله -تبارك وتعالى فيهما الحد. أما الزنى فإن كان الزاني لم يتزوج فإن حَدَّه أن يُجلد مائة جلدة، وأن يُنْفَى عن البلد لمدة سنة. وأما إن كان مُحصَنًا – وهو الذي قد تزوج وجامع زوجته في نكاح صحيح، وهما بالغان عاقلان حران – فإن حَدَّه أن يُرجم بالحجارة حتى يموت. فالزنى والسرقة من كبائر الذنوب، وإذا كانا من كبائر الذنوب فإن الإنسان لا يُقدم عليهما وهو حين إقدامه عليهما مؤمن تام الإيمان، بل إن إيمانه في تلك الحال وفي تلك اللحظة إما مرتفع بالكلية، وإما ناقص نقصًا عظيما استحق أن يوصف الإيمان بالنفي من أجل نقصه هذا النقص العظيم. فالحديث محتمل لهذا وهذا، أي محتمل لانتفاء الإيمان أصلا، وذلك في اللحظة التي يقدم عليها؛ لأنه لا يمكن لمن معه إيمان أن يُقدم على هذا العمل وهو يعلم جُرمه وإثمه في الدين الإسلامي، وإما أن يكون المراد نفي كمال الإيمان في تلك اللحظة، لكنه يكون ناقصا نقصا بينا استحق به أن يوصف بالنفي، وهذا الأخير عندي أقرب، وهو الذي عليه أهل السنة والجماعة، والأول – وإن كان محتملا – لكنه قد يكون من بعض الأفراد دون بعض؛ لذلك يجب اعتماد القول بأن المراد بذلك انتفاء كمال الإيمان، فمعنى لا يزني الزاني حين يزني وهو مؤمن أي: لا يزني الزاني حين يزني وهو مؤمن كامل الإيمان، بل لا بد أن يكون إيمانه ناقصا بهذا الزني، وكذلك يقال في السارق.

يقول السائل: وقوله: «ولا يشرب الخمر حين يشربها وهو مؤمن»؟

فأجاب -رحمه الله تعالى : نعم، كُلَّها سواء، ولا ينتهب نهبة يرفع الناس إليه فيها أبصارهم حين ينتهبها وهو مؤمن».

مطالب مرتبط:

(۱۱۲۵) بعد از فتح مکه هجرتی وجود ندارد

منظور از هجرت درا ینجا، هجرت از مکه به دیگر شهرهاست که پس از فتح مکه، این حکم ساقط شد. اما هجرت از بلاد کفر به بلاد اسلام باقیست تا قیامت

ادامه مطلب …

(۱۰۷۴) آیا عمره در رمضان مساوی با حج است؟

این بدان معنا نیست که فریضه‌ی حج را به جای آورده است؛ یعنی با انجام دادن عمره در ماه رمضان، فریضه‌ی حج از او ساقط نمی‌شود و باید حج را به جای آورد

ادامه مطلب …

(۱۱۵۱) توسل به وجه الله برای درخواست

از آنجایی که وجه الله موصوف به جلالت و اکرام است، شایسته نیست با توسل به آن چیزی طلب نمود، مگر بزرگ‌ترین و مهم‌ترین درخواست یعنی بهشت.

ادامه مطلب …

(۱۱۱۸) علت آمین گفتن پیامبر بر منبر

ین حدیث دلالت بر این دارد که صلوات فرستادن بر پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم هنگامی که نام ایشان ذکر می‌شود، واجب است و اگر انسان صلوات نفرستد....

ادامه مطلب …

(۱۱۹۱) نگاه کردن به عورت برادر مسلمان

این حدیث ضعیف است و با این لفظ هم روایت شده: «الله نگاه کننده و نگاه شونده را لعنت کند». در هر حال برای مرد جایز نیست که به عورت برادرش نگاه کند

ادامه مطلب …

(۱۱۵۶) نظر شیخ در مورد برخی اصطلاحات

(۱۱۵۶) سوال: این سخنان را گاهی از مردم می‌شنوم: «طلبکاری، مثل گمشده است؛ مگر اینکه الله آن را برگرداند»، یا «به خیاط و خطاط بیشتر بدهید؛ زیرا آنها از پاره‌ی چشمشان رزق خود را به دست می‌آورند»، یا «در آخر غذا خوردن، آب ننوشید».[۱] آیا آینها احادیث نبوی هستند؟ اگر بله، در کجا آمده‌اند؟ جواب: […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه