سه‌شنبه 23 جمادی‌الاول 1448
۱۲ آبان ۱۴۰۵
3 نوامبر 2026

(۸۶۵) آیا تعویذ نویسی و آویزان کردنش جایز است؟

(۸۶۵) سوال: الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در سوره‌ی بقره می‌فرماید: {فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ} [بقره: ٧٩] (وای بر کسانی‌که با دست خود می‌نویسند. سپس می‌گویند: این از جانب الله است، تا آن را به بهای اندک بفروشند. پس و ای بر آنها از آنچه دست‌هایشان نوشته و وای بر آنان از آنچه از این راه به دست می‌آورند). معنای این آیه چیست؟ آیا کسانی که از قرآن، تعویذ‌ نوشته و به ازای آن، دست‌مزد نقدی درخواست می‌کنند شامل این آیه می‌شوند؟

جواب:

الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در این آیه کسانی را که بر وی دروغ می‌بندند، تهدید نموده است. کسانی که سخنی را با دست خود نوشته، سپس به مردم می گویند: این از جانب الله است؛ تا بدین وسیله به بهره‌های دنیوی مثل پست و مقام، ریاست، مال و غیره دست یابند. سپس الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بیان می‌نماید که این تهدید شامل هر دو فعل می‌شود: نوشتن باطل آنها و دستاورد حرامی که ناشی از این نوشتن است.

اما کسانی که تعویذ[۱] می‌نویسند باید دید: آیا آویزان کردن این تعویذ جایز است یا خیر؟ اگر معلوم نباشد در تعویذ چه نوشته شده، یا چیزی مثل نام شیاطین و جن نوشته، آویختنش جایز نیست. اما اگر تعویذ از قرآن و احادیث نبوی باشد، در جایز بودنش نزد اهل علم دو قول وجود دارد. قول راجح این است که آویزان کردنش جایز نیست؛ زیرا این کار، عبادت کردن به وسیله‌ی چیزی نامشروع است. در نتیجه بدعت به حساب می‌آید. چو سبب دانستن چیزی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را سبب قرار نداده، نوعی شرک است.

بنابراین قول راجح این است که جایز نیست چیزی به شخص بیمار آویزان شود. فرقی نمی‌کند قرآن در آن نوشته یا چیز دیگری. همچنین جایز نیست به شخص سالم چیزی آویزان شود. خواه از قرآن یا غیر قرآن باشد. همچنین جایز نیست این تعویذ را نوشته و زیر بالش بیمار و غیره گذشته شود.

***


[۱] تعویذ: هر آنچه به شخص بیمار برای شفا یافتن از بیماری آویزان گردد. یا صحیح‌تر اینکه به شخص سالم برای پیشگیری از بیماری آویزان گردد.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: يقول الله تعالى في سورة البقرة: ﴿ فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِندِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ، ثَمَنًا قَلِيلًا فَوَيْلٌ لَهُم مِّمَّا كَنَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَهُم مِمَّا يَكْسِبُونَ ﴾ [البقرة: ٧٩]، فما معنى هذه الآية؟ وهل يدخل فيها من يكتبون الْحُجُبَ من القرآن مقابل أجر نقدي يتقاضونه؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: معنى هذه الآية الكريمة أن الله -سبحانه وتعالى- تَوَعَدَ أولئك الذين يفترون عليه كذبًا، فيكتبون بأيديهم كلاما ثم يقولون للناس: هذا من عند الله من أجل أن ينالوا به حظا من الدنيا، إما جاها، أو رئاسة، أو مالا، أو غير ذلك. ثم بَيَّنَ الله تعالى أن هذا الوعيد على الفعلين جميعا، على كتابتهم الباطلة، وعلى كسبهم المحرم الناشيء عن هذه الكتابة الباطلة.

أما الذين يكتبون الحجب وهو ما يعلق على المريض لشفائه من المرض، أو على الصحيح لوقايته من المرض فإنه يُنظر: هل تعليق هذه الحجب جائزة أم لا؟ إذا كانت هذه الحجب لا يعلم ما كُتِبَ فيها، أو كُتِبٍ فيها أشياء محرمة، كأسماء الشياطين والجن وما أشبه ذلك، فإن تعليقها لا يحل بكل حال، وأما إذا كانت هذه الحجب مكتوبة من القرآن والأحاديث النبوية ففي حلها قولان لأهل العلم والراجح أنه لا يحل تعليقها، وذلك لأن التعبد الله -سبحانه وتعالى- بما لم يشرعه الله ،بدعة، ولأن اعتقاد شيء من الأشياء سببا لم يجعله الله سببًا نوع من الشرك.

وعلى هذا فالقول الراجح أنه لا يجوز أن يعلق على المريض شيء، لا من القرآن ولا من غيره، ولا أن يعلق على الصحيح شيء، لا من القرآن ولا من غيره، وكذلك لو كتبت هذه الحجب ووضعت تحت وِسَادَةِ مريض ونحو ذلك، فإنه لا يجوز.

مطالب مرتبط:

(۸۷۴) تفسیر آیه ۱۸۷ سوره‌ی بقره

ابتدای فرض شدن روزه، شب که می‌خوابیدند یا بعد از نماز عشاء، خوردن و آشامیدن و همبستری کردن تا غروب خورشید روز بعد حرام بود.

ادامه مطلب …

(۸۶۷) داستان اصحاب کهف و اصحاب سبت

قصه اصحاب کهف و اصحاب سبت دو قصه‌ی عبرت آموز در قرآن است. یک در مورد قدرت ایمان و دیگری در مورد عواقب وخیم به کار بردن حیله شرعی

ادامه مطلب …

(۸۶۲) چرا صبر بر نماز مقدم شده است؟

الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ صبر را بر نماز مقدم نموده، زیرا گستره‌ی صبر بیشتر است. نماز عبادتی معیّن است، اما صبر، عبادتی وسیع‌تر است.

ادامه مطلب …

(۸۸۰) تفسیر آیه ۲۲۹ سوره بقره در مورد خلع

طلاق در برابر عوض، همان خلع است. این زمانی است که زن نمی‌تواند با شوهرش به زندگی ادامه دهد و شوهر نیز نمی‌خواهد بدون عوض همسرش را طلاق دهد.

ادامه مطلب …

(۸۶۸) داستان هاروت و ماروت در قرآن

بسیاری از داستانهایی که از روایات اسرائیلیات گرفته شده‌اند، عاری از صحت بوده و دروغ هستند. مثل داستان هاروت و ماروت و داستان داود.

ادامه مطلب …

(۸۷۰) مومنان الله را بیشتر دوست دارند

محبت در قلب است و هر کسی محبت، بغض و کراهت را می‌شناسد. اما یکی از آثار محبت الله این است که انسان مطیع الله شده و خواستار رسیدن به او باشد

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه