دوشنبه 27 رمضان 1447
۲۴ اسفند ۱۴۰۴
16 مارس 2026

(۵۶۹) حکم گفتن عبارت “بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باورم نمی‌شد که چنین رخ دهد”

(۵۶۹) سوال: نماز اشراق چیست؟ همچنین حکم گفتن عبارت “بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باورم نمی‌شد که چنین رخ دهد” چیست؟

جواب:

نماز اشراق، نمازی است که هنگام شروق خورشید (بالا آمدن و آشکار شدن خورشید) خوانده می‌شود که به نماز ضُحى (نماز چاشت) معروف است. زمان آن از بالا آمدن خورشید به اندازه‌ی یک نیزه (که مساوی با دوازده تا پانزده دقیقه پس از طلوع خورشید است) شروع می‌شود و تا اندکی قبل از زوال خورشید (تقریبا ده دقیقه قبل از زوال) ادامه دارد و تمام این مدت، وقت نماز ضُحی است.

عبارت “بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باورم نمی‌شد که چنین رخ دهد” یعنی: حتی گمان هم نمی‌کردم که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ چنین چیزی را مقدر نماید؛ این سخن، ایرادی ندارد زیرا مقصود گوینده، معنای آن است و لفظش مقصود نیست. از استعمال مردم می‌دانیم که هرگز منظورشان این نیست که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را تصدیق نمی‌کنند؛ اصلا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در این‌جا از چیزی خبر نداده است که فرد بخواهد آن‌ را تصدیق یا رد کند بلکه فرد گمان نداشته که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فلان چیز را برایش مقدر خواهد کرد. در الفاظ، معنا و مقصود از آن، مهم و دارای اعتبار است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل ما صلاة الإشراق؟ وما حكم قول البعض ما صَدَّقْتُ على الله أني حصلت كذا وكذا؟

فأجاب -رحمه الله تعالى-: صلاة الإشراق هي التي يُصليها الإنسان إذا أشرقت الشمس، أي ارتفعت وبرزت وظهرت، وهي ما يعرف بصلاة الضحى، ووقتها من ارتفاع الشمس قيدَ رُمْحٍ، ويساوي اثنتي عشرة دقيقة، أو ربع ساعة بعد طلوع الشمس – إلى قبيل الزوال بنحو عشر دقائق، كل هذا وقت صلاة الإشراق أو صلاة الضحى.

وأما قول القائل: ما صَدَّقْتُ على الله كذا وكذا. فالمعنى: ما ظننتُ أن الله تعالى يُقدِّرُه. وهي كلمة لا بأس بها؛ لأن المقصود باللفظ هو المعنى، وهذا اللفظ نعلم من استعمال الناس له أنهم لا يريدون أنهم لم يُصدِّقُوا الله أبدا، والله تعالى لم يخبر بشيء حتى يقولوا صَدَّقوه، أو لم يصدقوه، ولكن يظنُّ أن الله لا يُقدر هذا الشيء، فيقول: ما صدقت على الله أن يكون كذا وكذا. أي: ما ظننتُ أن الله يُقدِّر هذا الشيء، والعبرة في الألفاظ بمعانيها ومقاصدها.

مطالب مرتبط:

(۵۶۰) حکم گفتن “يا هادی، يا دليل، لا سمح الله، لا قدَّر الله”

گفتن عبارت "لا سَمَحَ الله" شایسته نیست زیرا ظاهرش اقتضا می‌کند که گویا کسی می‌تواند الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را اجبار کند ‌که اجازه دهد یا ندهد و بخواهد یا نخواهد.

ادامه مطلب …

(۵۶۳) حکم استفاده از کلمه‌ی “سيّدی” برای اشخاص

جایز است شخصی را که شایستگی سیادت و سروری دارد، سید و سرور، وصف کرد؛ اما اگر شایستگی سیادت را نداشته باشد، به طوری که اگر فاسق، منافق یا کافر باشد، مستحق این وصف نیست و جایز نیست که مسلمان به او بگوید: "ای سيد و سرور من".

ادامه مطلب …

(۵۵۱) آیا “ادیان زمینی” باطل؟

بله، حتی ادیان آسمانی که در زمان خود بر حق بوده‌اند، الان با آمدن اسلام، منسوخ گردیده‌اند.

ادامه مطلب …

(۵۳۴) حکم گفتن این دعا: “ای الله! از تو نمی‌خواهیم که قضا و قدر خود را تغییر دهی؛ بلکه لطف در آن را از تو می‌خواهیم”

ین دعا را قبول ندارم بلکه نظرم بر حرام بودن آن است. این  سخن از آن‌چه رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از آن نهی و منع نموده است نیز سنگین‌تر است .

ادامه مطلب …

(۵۳۳) حکم عبارت “الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فلانی را آمرزیده است إن شاء الله”

گفتن این عبارت، ایرادی ندارد زیرا این جمله، معنای امید را می‌رساند و خبر به شمار نمی‌رود؛ زیرا خبر با این صیغه و عبارت، جایز نیست.

ادامه مطلب …

(۵۴۹) حکم به کار بردن اصطلاح “ادیان آسمانی”

تمام این ادیان با یک دین که همان دین اسلام است منسوخ شده‌اند و تنها دینی که استوار است و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ رضایت دارد که بندگان از آن پیروی کننند، دین اسلام است.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه