یکشنبه 9 ربیع‌الثانی 1448
۲۹ شهریور ۱۴۰۵
20 سپتامبر 2026

(۵۴۹) حکم به کار بردن اصطلاح “ادیان آسمانی”

(۵۴۹) سوال: آیا به کار بردن اصطلاح “ادیان آسمانی” جایز است؟ اگر این اصطلاح را به کار ببریم، اقرار کرده‌ایم که ادیان زمینی هم وجود دارد. آیا این نام‌گذاری، بدعت است؟ چون از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت نیست.

جواب:

بله، می‌گوییم: “ادیان آسمانی” چون ادیان زمینی هم وجود دارد؛ زیرا دین به طور کلی، چیزی است که بنده با آن، پروردگارش را عبادت و پرستش می‌کند، فرقی ندارد که از شریعت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ یا از شریعت‌های بشر باشد. پوشیده نیست که برخی مردم، دینی را برگزیده‌اند که شرعی نیست. از روی دین، اعتقاد دارند لذا برای گاو، بت و… سجده می‌کنند در حالی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن‌ را در هیچ کتابی و بر زبان هیچ پیامبری، تشریع ننموده و بدان امر نکرده است لذا این دین که با آن عبادت می‎‌کنند از شریعت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نیست؛ پس آسمانی نیست. ادیان آسمانی، ادیانی است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را تشریع نموده زیرا از آسمان نازل شده است؛ اما همه باید بدانند که تمامی ادیان آسمانی توسط دین اسلام منسوخ شده است و الان الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با آن ادیان، عبادت نمی‌شود زیرا همان کسی که آن ادیان را دین قرار داده است خودش آن را با دين محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم منسوخ گردانیده است؛ آن‌گونه که نصارى اعتراف دارند که دين مسيح  عَلَيْهِ‌السَّلَام مقدار بسیار زیادی از دين موسى عَلَيْهِ‌السَّلَام را نسخ نموده و پیروان موسى عَلَيْهِ‌السَّلَام  باید از عيسى عَلَيْهِ‌السَّلَام پیروی کنند، ما نیز می‌گوییم: اسلام، نصارى و تمامی امت‌ها را ملزم کرده است که از دین اسلام پیروی کنند؛ زیرا فقط آخرین شریعتی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فرستاده است اعتبار دارد که همان اسلام است. الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از عيسى عَلَيْهِ‌السَّلَام چنین حکایت می‌کند که به قومش گفت: {يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ الله إِلَيْكُمْ مُصَدِّقاً لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ} [الصف: ۶]: (ای بنی اسرائیل! من پیامبر و فرستاده‌ی الله به سوی شما هستم که تورات که قبل از من آمده است را تصدیق می‌کنم و به آمدن پیامبری مژده می‌دهم که پس از من می‌آید و نامش احمد است).

این مژده‌ از عيسى عَلَيْهِ‌السَّلَام  به آمدن محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم دلیل بر این است که بر بني إسرائيل از جمله نصاری، یهود و دیگران واجب است از او پیروی نمایند؛ چون اگر پیام و رسالت محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم شامل آنان نمی‌شد، مژده دادن به آنان هیچ فایده‌ای نداشت؛ یعنی اگر آنان از این رسالت و دین، سود و فایده‌ای نمی‌بردند، مژده دادن به آن‌ها کار بیهوده‌ای بود.

مهم این است که سؤال کننده و دیگران بدانند که به کار بردن اصطلاح “ادیان آسمانی” بدین معنا نیست که ما اقرار بر بقا و حقانیت آن داریم؛ بلکه می‌گوییم: تمام این ادیان با یک دین که همان دین اسلام است منسوخ شده‌اند و تنها دینی که استوار است و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ رضایت دارد که بندگان از آن پیروی کننند، دین اسلام است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {وَرَضِيتُ لَكُمْ الإِسْلامَ دِيناً} [المائده: ۳]: (راضی شدم که اسلام، دین شما باشد) همچنین می‌فرماید: {وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ} [آل عمران: ۸۵]: (هر کس دینی غیر از اسلام را برگزیند، هرگز از او پذیرفته نمی‌شود) از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ خواستار توفیق هستیم.

***


این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل من الرياض: هل يجوز إطلاق كلمة الأديان السماوية؟ علما بأننا إذا أطلقناها فقد أقرَرْنا بأن هناك أديانًا أرضية وهل تدخل هذه الكلمة في باب البدع؛ لأنها لم تؤثر عن المصطفى -عليه الصلاة والسلام-؟

فأجاب رحمه الله تعالى: نعم نقول الأديان السماوية. لأن هناك أديانا أرضية؛ لأن الدين ما دان به العبد لربه، سواء كان من شريعة الله -سبحانه وتعالى- أم من شرائع البشر. ومن المعلوم أن هناك أناسا يدينون بغير دين شرعي، يعتقدون ديانة فيسجدون للبقر، ويسجدون للصنم، وغير ذلك، والله تعالى لم يَشرَع هذا في أي كتاب كان ولا على لسان أي رسول كان، وعلى هذا فهذه الديانة التي يدينون بها ليست من شريعة الله، فليست سماوية. وأما الأديان السماوية فهي التي شرعها الله -عز وجل-؛ لأنها نزلت من السماء.

إلا أنه يجب أن يَعلَم السائل وغيره أن جميع الأديان السماوية منسوخة بالدين الإسلامي، وأنها الآن ليست مما يُدان به الله -عز وجل-؛ لأن الذي شرعها ووضعها دينا هو الذي نسخها بدين محمد صلى الله عليه وسلم، وكما أن النصارى مقرون بأن دين المسيح قد نَسَخَ شيئًا كثيرًا من دين موسى -عليه الصلاة والسلام-، وأنه يجب على أتباع موسى -عليه الصلاة والسلام- أن يتبعوا عيسى، فإننا كذلك أيضًا نقول: إن الإسلام مُلزم للنصارى أن يدينوا به، ولجميع الأمم أن يدينوا بالإسلام؛ لأن العبرة للمتأخر، فالمتأخر من شريعة الله، وقد قال الله تعالى عن عيسى إنه قال لقومه: ﴿ يَنبَنِي إِسْرَاءِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَكَ مِنَ التَّوْرَنَةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُول يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحَمدُ لله[الصف: ٦].

وهذه البشارة من عيسى -عليه الصلاة والسلام- لمحمد صلى الله عليه وسلم تدل على أنه يجب على بني إسرائيل؛ من النصارى واليهود وغيرهم، أن يتبعوه؛ إذ إنه لو لم تكن الرسالة التي جاء بها محمد صلى الله عليه وسلم شاملة لهم لم يكن لبشراهم بها فائدة، فلولا أنهم ينتفعون من هذه الرسالة باتباعها ما كان لهم فيها فائدة إطلاقا.

والمهم أنني أقول: يجب أن يعلم السائل وغيره أننا وإن عبرنا بالأديان السماوية فليس معنى ذلك أننا نُقرُّ بأنها باقية، بل نقول: إنها منسوخة بدين واحد فقط، هو دين الإسلام، وإن الدين القائم الذي يرضى الله تعالى أن يدين به العباد له إنما هو دين الإسلام وحده فقط، قال الله تعالى: ﴿ وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلَمَ دِينًا ﴾ [المائدة: ٣]. وقال تعالى: ﴿ وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ ﴾ [آل عمران: ٨٥]. والله الموفق.

مطالب مرتبط:

(۵۵۱) آیا “ادیان زمینی” باطل؟

بله، حتی ادیان آسمانی که در زمان خود بر حق بوده‌اند، الان با آمدن اسلام، منسوخ گردیده‌اند.

ادامه مطلب …

(۵۵۵) حکم استفاده از “رَضِيَ اللهُ عَنهُ” را برای هر مسلمان

اصطلاح و عرف رایج بين علما چنین است که برای صحابی دعای رضایت (رَضِيَ اللهُ عَنهُ) می‌کنند و برای بعد از آنان فقط درخواست رحمت (رَحِمَهُ الله) می‌نمایند.

ادامه مطلب …

(۵۳۴) حکم گفتن این دعا: “ای الله! از تو نمی‌خواهیم که قضا و قدر خود را تغییر دهی؛ بلکه لطف در آن را از تو می‌خواهیم”

ین دعا را قبول ندارم بلکه نظرم بر حرام بودن آن است. این  سخن از آن‌چه رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از آن نهی و منع نموده است نیز سنگین‌تر است .

ادامه مطلب …

(۵۳۳) حکم عبارت “الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فلانی را آمرزیده است إن شاء الله”

گفتن این عبارت، ایرادی ندارد زیرا این جمله، معنای امید را می‌رساند و خبر به شمار نمی‌رود؛ زیرا خبر با این صیغه و عبارت، جایز نیست.

ادامه مطلب …

(۵۴۵) حکم اسم “عبد الحارث” برای اشخاص

نام‌گذاری به (عبد الحارث) نسبت دادن عبوديت و بندگی به غير الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است؛ لذا هر کس به این اسم، نامیده شود، بر وی واجب است آن را تغییر دهد بدین صورت که به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نسبت داده شود یا نامی برگزیند که نسبت در آن نباشد.

ادامه مطلب …

(۵۳۵) حکم گفتن این دعا: “ای الله! با عدل خویش با ما رفتار مکن؛ بلکه با عفو و گذشت خود با ما رفتار کن”

نیازی به گفتن آن نیست، وگرنه بر کسی پوشیده نیست که اگر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با عدل خویش با مردم رفتار کند، همگی را هلاک می‌نمود.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه