دوشنبه 27 رمضان 1447
۲۴ اسفند ۱۴۰۴
16 مارس 2026

(۵۳۵) حکم گفتن این دعا: “ای الله! با عدل خویش با ما رفتار مکن؛ بلکه با عفو و گذشت خود با ما رفتار کن”

(۵۳۵) سوال: نظرتان درباره‌ی این گفتن دعا چیست: (اللّهُمَّ لاَ تُعامِلنَا بِعَدلِكَ بَل عَامِلنَا بِعَفوِكَ): (ای الله! با عدل خویش با ما رفتار مکن؛ بلکه با عفو و گذشت خود با ما رفتار کن).

جواب:

بهتر است بگوید: (اللّهُمَّ عَامِلنَا بِعَفوِكَ وَفَضلِك): (ای الله! با عفو و فضل خویش با ما رفتار کن) و این دعا را رها کرده و نگوید؛ چون نیازی به گفتن آن نیست وگرنه پوشیده نیست که اگر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با عدل خویش با مردم رفتار کند، همگی را هلاک می‌نمود؛ الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {وَلَوْ يُؤَاخِذُ الله النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ مَا تَرَكَ عَلَيْهَا مِنْ دَابَّةٍ} [النحل: ۶۱]: (اگر الله مردم را با در مقابل ظلم و ستمشان بازخواست نماید، هیچ جنبنده‌ای را روی زمین باقی نمی‌گذاشت) همچنین اگر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از روی عدل خویش با مردم رفتار کند، فقط یک نعمت از نعمت‌های الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ تمام کارهای خوب و اعمال نیک بنده را می‌پوشاند بلکه اعمال نیک و خوبی که انجام داده است نعمتی از جانب الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است که نیاز به شکر و سپاس دارد! چنان که گفته شده است:

إذا كانَ شُكري نِعمَةَ اللَهِ نِعمَةً                عَلَيَّ لَهُ في مِثلِها يَجِبُ الشُكرُ

فَكَيفَ بلوغُ الشُكرِ إِلّا بِفَضلِهِ               وَإِن طالَتِ الأَيّامُ وَاختُصِرَ العُمرُ

اگر شکرگزاری از نعمت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ  خودش نعمتی است که بر من واجب است شکر آن را به جای آورم؛ به غیر از فضل و بخشش الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ چگونه می‌توان به شکرگزاری دست پیدا کرد؟ هر چند که روزها بلند و عمر نیز کوتاه باشد.

بنابراین نیازی نیست که شخص در دعایش بگوید: (اللّهُمَّ لاَ تُعامِلنَا بِعَدلِكَ بَل عَامِلنَا بِعَفوِكَ)؛ بلکه توصیه می‌کنم بگویید: (اللهم عَامِلنَا بِفَضلِكَ وَلاَ تُعامِلنا بِسوء أفعَالِنَا فَإنَّكَ ذُو الفَضلِ العَظِيمِ وَنَحنُ ذَوُو الإسَاءَةِ وَنَستَغفِرُكَ اللّهُمَّ وَنَتُوبُ إلَيكَ): (ای الله! با فضل خویش با ما رفتار کن و با کردار بد ما با ما برخورد مکن که تو دارای فضل بزرگ هستی و ما بد کار هستیم که‌ای الله! از تو طلب آمرزش کرده و به درگاهت توبه می‌کنیم).

***


این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما رأيكم بقول الداعي في دعائه: اللهم لا تعاملنا بعدلك، بل عاملنا بعفوك؟

فأجاب رحمه الله تعالى: الأولى أن يقول: اللهم عاملنا بعفوك وفضلك. وأن يدع قوله: اللهم لا تعاملنا بعدلك. لأنه لا داعي لها، وإلا فمن المعلوم لو أن الله عامل الناس بعدله لأهلكهم جميعا، قال الله تعالى: ﴿ وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَكَ عَلَيْهَا مِن دَابَّةٍ ﴾ [النحل: ٦١]. ثم إن الله تعالى لو عامل الإنسان بعدله لكانت نعمةٌ واحدة تستوعب جميع أعماله التي عملها، بل لكانت أعماله الصالحة التي عملها نعمة من الله تستحق المكافأة والشكر، كما قيل:

إِذَا كَانَ شُكْرِي نِعْمَةَ اللَّهِ نِعْمَةٌ                                  عَلَيَّ لَهُ فِي مِثْلِهَا يَجِبُ الشُّكْرُ

فَكَيْفَ بُلُوغُ الشُّكْرِ إِلَّا بِفَضْلِهِ                               وَإِنْ طَالَتِ الْأَيَّامُ وَاخْتُصِرَ الْعُمْرُ

فلا داعي أن يقول الداعي : اللهم لا تعاملنا بعدلك، ولكن عاملنا بفضلك. بل نقول: قل: اللهم عاملنا بفضلك ، ولا تعاملنا بسوء أفعالنا، فإنك ذو الفضل العظيم، ونحن ذوو الإساءة، ونستغفرك اللهم، ونتوب إليك.

مطالب مرتبط:

(۵۵۲) حکم نامگذاری مکه مکرمه “سرزمین ادیان آسمانی”

این تعبير، باطل است زیرا پیامبران بني اسرائيل از جمله موسى عَلَيْهِ‌السَّلَام و عيسى عَلَيْهِ‌السَّلَام در سرزمین شام بوده‌اند، و نه در مکه.

ادامه مطلب …

(۵۶۸) حکم این سخن مردم: “بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باورم نمی‌شد که تو را پیدا کنم”

تا زمانی که سخن در ذات خود، ممنوعیت و اشکال شرعی نداشته باشد، جایز است. بنابراین نظرم این است که اشکال و گناهی ندارد  زیرا مقصود از آن، واضح است و در ذات خود بر معنای فاسدی دلالت ندارد.

ادامه مطلب …

(۵۴۸) حکم استفاده از الفاظ “عقيده‌ی طحاويه” یا “عقيده‌ی واسطيه”

گفتن "عقيده‌ی واسطيه" یا "عقيده‌ی طحاويه" ایرادی ندارد زیرا این نام‌گذاری در واقع، نسبت دادن کتاب به مؤلف آن است؛ منظور این نیست که این، عقیده‌ی طحاوی رَحِمَهُ‌الله یا عقیده‌ی ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله است.

ادامه مطلب …

(۵۴۷) حکم استفاده از اسم “فرشتگان رحمت” برای پرستاران

این نام‌گذاری، حرام است زیرا زیرا فرشتگان عليهم الصلاة والسلام بزرگوارتر از آن هستند که نامشان برای زنان پرستار استفاده شود.

ادامه مطلب …

(۵۶۲) حکم عبارت: «حُمِلَ إلَى مَثوَاهُ الأَخيرُ»

این عبارت، اشکال بزرگی دارد اگر مردم معنایش را بدانند و منظورشان همان معنا باشد؛ زیرا این سخن بدین معنا است که قبر، آخرین مرحله و جایگاه انسان است در حالی که چنین نیست بلکه قبر، فقط مزار و گذرگاه به شمار می‌رود و سرای آخر، بهشت یا دوزخ است.

ادامه مطلب …

(۵۴۶) آیا نام‌گذاری به (عبد الحارث) شرك است؟

نام‌گذاری "عبد الحارث" نسبت دادن عبودیت و بندگی به مخلوق است؛ زیرا "حارث" از صفت‌های مخلوق است؛ بنابراین جایز نیست که انسان، فرزندش را با چنان نام نهد که بنده و عبادت‌گزار غير الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باشد.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه