چهارشنبه 19 ذیقعده 1447
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
6 می 2026

(۳۵۱) حکم ریا در اسلام

(۳۵۱) سوال: حکم ریا در اسلام چیست؟ آیا ریا انواع دارد؟

جواب:

ریا چنین است که انسان عمل نیک و صالح را انجام دهد تا مردم او را ببینند، از او تعریف و تمجید کرده و بگویند: این شخصی درست‌کار و اهل عبادت است و… ؛ ریا عمل را باطل می‌کند اگر آن عمل را با آن شروع کرده باشد؛ مانند این‌ که نماز را در برابر دیدگاه مردم بخواند تا او را بستایند که این نمازش باطل است، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن ‌را نمی‌پذیرد و این کار نوعی از شرك است. الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در حديث قدسي می‌فرماید: «أنا أغْنَى الشُّركاءِ عنِ الشِّركِ، مَنْ عمِلَ عملًا أشركَ فيه معِيَ تركتُهُ وشِركَهُ»۱ : (من بی‌نیازترین شریکان از شرک هستم؛ هر کس عملی انجام دهد که در آن، کسی یا چیزی را همراه با من شریک گرداند، او را با شرکش وا می‌گذارم).

تردیدی نیست که شخص ریاکار، دیگران را با الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ شریک، قرار داده است زیرا با این کارش علاوه بر تمجید و پاداش الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای خود، تمجید مخلوقات را نیز می‌خواهد. ریاکار در واقع زیان‌کار است زیرا عملش پذیرفته نمی‌شود و مردم نیز منفعتی برایش ندارند؛ پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به عبد الله بن عباس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا فرمود: «وَاعْلَمْ أَنَّ الْأُمَّةَ لَوْ اجْتَمَعَتْ عَلَى أَنْ يَنْفَعُوكَ بِشَيْءٍ لَمْ يَنْفَعُوكَ إِلَّا بِشَيْءٍ قَدْ كَتَبَهُ اللَّهُ لَكَ وَلَوْ اجْتَمَعُوا عَلَى أَنْ يَضُرُّوكَ بِشَيْءٍ لَمْ يَضُرُّوكَ إِلَّا بِشَيْءٍ قَدْ كَتَبَهُ اللَّهُ عَلَيْكَ»: (بدان که اگر تمام مردم یک‌پارچه شوند که به تو سودی برسانند، سودی نمی‌رسانند مگر آن‌ چه الله برایت مقدّر نموده باشد و اگر گرد هم آیند که به تو زیان رسانند، هرگز به تو زیان نمی‌رسانند مگر آن چه الله به زیانت نوشته است) اما اگر کسی عملش را خالصانه برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ انجام دهد و توجهی به مردم نداشته باشد، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ محبت وی را در قلب‌های مردم قرار می‌دهد و چنان از او تمجید و تعریف می‌شود که خودش نیز توقع آن را نداشته است.

بنابراین برادران مسلمانم را سفارش می‌کنم که در عبادت‌های بدنی مانند نماز و روزه، عبادت‌های مالی مانند صدقه و انفاق، در عبادت‌هایی که از طریق پست و مقام انجام می‌شود مانند تظاهر کردن به این که وی از مردم دفاع می‌کند و برای مصلحت آنان می‌کوشد و… از ریا و خودنمایی دوری نمایند.

البته اگر کسی بپرسد: من در برابر دیدگان مردم صدقه می‌دهم تا آنان نیز تشویق شوند و صدقه دهند، نه این که مردم ببینند و تعریف و تمجید کنند؛ آیا این کار، پسندیده است؟ جواب: بله این کار، نیک و پسندیده است و شامل فرموده‌ی پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم قرار می‌گیرد که فرمود: «مَن سَنَّ في الإسْلَامِ سُنَّةً حَسَنَةً، فَلَهُ أَجْرُهَا وَأَجْرُ مَن عَمِلَ بهَا بَعْدَهُ»: (هر کس سنت نیکی را در اسلام احیا کند، پاداش آن و پاداش کسانی که به آن عمل نمایند، برایش نوشته می‌شود) بدین خاطر است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ کسانی که اموالشان را در نهان و آشکار، انفاق می‌کنند را تمجید نموده است؛ اگر پنهانی صدقه دادن، مناسب شرایط باشد پنهانی صدقه می‌کنند و اگر آشکار صدقه دادن، مناسب آن شرایط باشد به طور آشکار صدقه می‌کنند.

***


  1. صحیح مسلم: كتاب الزهد والرقائق، باب من أشرك في عمله غير الله، شماره (٢٩٨٥). ↩︎

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: نسمع عن الرياء فما حكمه في الإسلام؟ وهل له أقسام؟

فأجاب رحمه الله تعالى: الرياء أن يعمل العبد عملا صالحا ليراه الناس فيمدحوه به ويقولوا: هذا رجل عابد هذا رجل صالح. وما أشبه ذلك، وهو مبطل للعمل إذا شاركه من أوله؛ مثل أن يقوم الإنسان ليصلي أمام الناس ليمدحوه ،بصلاته، فصلاته هذه ،باطلة، لا يقبلها الله -عز وجل-، وهو نوع من الشرك. قال الله -تبارك وتعالى- في الحديث القدسي: «أَنَا أَغْنَى الشَّرَكَاءِ عَنِ الشِّرْكِ، مَنْ عَمِلَ عَمَلًا أَشْرَكَ فِيهِ مَعِي غَيْرِي، تَرَكْتُهُ وَشِرْكَهُ».

ولا شك أن المرائي مشرك بالله ؛ لأنه يريد بذلك ثناء الله عليه، وثواب الله ويريد أيضًا ثناء الخلق، فالمرائي في الحقيقة خاسر؛ لأن عمله غير مقبول، ولأن الناس لا ينفعونه؛ لقول النبي -صلى الله عليه وعلى آله وسلم- لعبد الله بن عباس رضي الله عنهما: «وَاعْلَمْ أَنَّ الأُمَّةَ لَوْ اجْتَمَعَتْ عَلَى أَنْ يَنْفَعُوكَ بِشَيْءٍ لَمْ يَنْفَعُوكَ إِلَّا بِشَيْءٍ قَدْ كَتَبَهُ اللَّهُ لَكَ، وَلَوْ اجْتَمَعُوا عَلَى أَنْ يَضُرُّوكَ بِشَيْءٍ لَمْ يَضُرُّوكَ إِلَّا بِشَيْءٍ قَدْ كَتَبَهُ اللَّهُ عَلَيْكَ». ومن أخلص عمله الله، ولم يراع الناس به، فإن الله تعالى يعطف القلوب عليه، ويثنى عليه من حيث لا يشعر.

فأوصي إخواني المسلمين بالبعد عن الرياء في عباداتهم البدنية: كالصلاة والصيام. والمالية كالصدقة والإنفاق والجاهية كالتظاهر بأنه مدافع عن الناس، وقائم بمصالحهم، وما أشبه ذلك.

ولكن لو قال قائل: إنه يتصدق من أجل أن يراه الناس فيتصدقوا، لا من أجل أن يراه الناس فيمدحوه. فهل هذا خير؟ فالجواب: نعم، هذا خير، ويكون هذا داخلا في قول النبي صلى الله عليه وسلم: «مَنْ سَنَّ فِي الْإِسْلَامِ سُنَّةٌ حَسَنَةٌ فَلَهُ أَجْرُهَا، وَأَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا بَعْدَهُ». ولهذا امتدح الله -عز وجل- الذين ينفقون أموالهم في السر وفي العلانية في السر في موضع السر، وفي العلانية في موضع العلانية.

مطالب مرتبط:

(۳۶۵) حکم طلب شفاء از قبر شیوخ و بزرگان

آنان مرتکب شرک اکبر شده‌اند زیرا صاحبان قبر را به دعا فرا خوانده و از آنان برای رفع سختی‌ها و مشکلات، ‌کمک خواسته‌اند...

ادامه مطلب …

(۳۷۶) حکم درخواست کمک از غیر الله و مردگان

درخواست کمک فقط باید از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باشد که هیچ شریکی ندارد؛ درخواست کمک از شخص زنده‌ای که توانایی نجات فرد از مشکل را دارد نیز اشکالی ندارد...

ادامه مطلب …

(۳۸۱) حکم قربانی کردن برای صالحین و گذشتگان

ذبح برای غير الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ شرك است زیرا ذبح، عبادت است چنان که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بدان دستور داده است....

ادامه مطلب …

(۳۷۷) پاسخ به شبهه طواف کعبه

ما برای بزرگ‌داشت و تعظیم ذات کعبه آن‌ را طواف نمی‌کنیم بلکه طواف کعبه برای تعظیم الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است؛ زیرا او صاحب و پروردگار کعبه است...

ادامه مطلب …

(۳۴۸) شرک اکبر و شرک اصغر

شرك اكبر همان است که موجب خروج انسان از اسلام می‌شود؛ شرک اصغر یعنی هر عملی که شریعت آن را‌ شرك بنامد در حالی که این عمل، موجب خروج فرد از اسلام نمی‌شود؛

ادامه مطلب …

(۳۵۲) چگونگی محقق ساختن اخلاص نیت در عمل

اخلاص نیت در عمل، چنین است که انسان هر آن‌ چه غیر از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است را از یاد ببرد و تنها انگیزه‌ی او برای عبادت، فرمان‌برداری از دستور الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و تلاش برای کسب پاداش از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و به دست آوردن رضایت او باشد...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه