چهارشنبه 19 ذیقعده 1447
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
6 می 2026

(۳۸۱) حکم قربانی کردن برای صالحین و گذشتگان

(۳۸۱) سوال: نزد ما برخی مردم برای غیر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ قربانی می‌کنند که مثلا برای امام علی رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ یا برای شیخ عبد القادر قربانی می‌کنند. گاهی مرا نیز مکلف می‌کنند که به همین نیت برایشان ذبح کنم اما من در دل خود می‌گویم: (این ذبح برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است) زیرا می‌دانم که این کار جایز نیست. آیا من گناهی مرتکب شده‌ و گناه‌کار گشته‌ام؟ آیا خوردن از گوشت آن قربانی‌ها جایز است؟

جواب:

ذبح برای غير الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ شرك است زیرا ذبح، عبادت است چنان که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در این فرموده‌اش بدان دستور داده است: {فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ} [الکوثر: ۲]: (برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن) همچنین می‌فرماید: {قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ* لا شَرِيكَ لَهُ} [الانعام: ۱۶۲-۱۶۳]: (بگو: قطعا نماز، ذبح و قربانی، زندگی‌ و مرگ من برای الله پروردگار جهانیان است که هیچ شریکی ندارد) بنابراین هر کس برای غیر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ذبح و قربانی انجام دهد، مشرک است و مرتکب شرکی شده که او را از اسلام خارج می‌کند (پناه بر الله) و تفاوتی ندارد که آن را برای فرشته‌ای از فرشتگان، رسولی از رسولان، نبیّ از انبیا، خلیفه‌ای از خلفا، ولیّ از اولیا یا برای عالمی از علما ذبح کند؛ همه‌ی این صورت‌ها شرك به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و موجب خروج از اسلام است.

بر انسان واجب است تقوای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را در مورد خویش پیشه کند و از نفس خویش برای ارتکاب این شرک‌، فرمان نبرد که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ} [المائده: ۷۲]: (هر کس به الله شرک بورزد، الله بهشت را بر او حرام نموده است، جایگاهش جهنم است و ستم کاران هیچ یاوری ندارند) بنابراین وقتی می‌دانی که برای غیر الله قربانی می‌شود و آن شخص به ذبح برای غیر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ایمان دارد، برای تو هم جایز نیست که برای وی قربانی کنی و که در این صورت در گناه وی مشارکت کرده‌ای؛ وقتی چنان باشد حتی اگر اسم الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ هنگام ذبح آن حیوان برده شود سودی ندارد زیرا در این حالت فقط نیت صاحبش که تو را وکیل نموده اعتبار دارد لذا این کار را انجام نده.

خوردن از گوشت این قربانی نیز حرام است زیرا برای غير الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ قربانی شده است؛ هر چیزی که برای غير الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ یا برای بت‌ها قربانی شود، حرام است چنان که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در سوره‌ی مائده می‌فرماید: {حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ} [المائده: ۳]: (بر شما حرام شده است: گوشت مردار، خون، گوشت خوک، هر حیوانی که نام غیر الله بر آن برده شود، هر حیوانی که خفه شود، هر حیوانی که با ضربه زدن بمیرد، هر حیوانی که از ارتفاع پرت شود، هر حیوانی که درندگان خورده باشند مگر این ‌که خودتان آن را قربانی کنید؛ و هر حیوانی که برای بت‌ها ذبح شود) بنابراین از جمله حرام‌ها است که خوردن آن برای تو، ذبح کننده و هیچ کس دیگری حلال و جایز نیست.

***


این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل من العراق: بعض الناس عندنا يذبحون الذبائح لغير الله، للإمام علي رضي الله عنه مثلا، أو للشيخ عبد القادر، وأحيانًا يكلفني بعضهم بأن أذبح له بتلك النية، ولكني في داخل نفسي أقول: هي الله تعالى. لعلمي أن ذلك لا يجوز. فهل في هذا شيء عليَّ؟ وهل يلحقني شيء من الإثم؟ وهل يجوز الأكل من لحوم تلك الذبائح ؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: الذبح لغير الله شرك؛ لأن الذبح عبادة، كما أمر الله به في قوله: ﴿ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ ﴾ [الكوثر: 1]، وقوله: ﴿ قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ لَا شَرِيكَ لَهُ ﴾ [الأنعام: ١٦٢ -١٦٣].

فمن ذبح لغير الله فهو مشرك شركًا مخرجًا عن الملة، والعياذ بالله، سواء ذبح ذلك لملك من الملائكة، أم لرسول من الرسل، أم لنبي من الأنبياء، أم لخليفة من الخلفاء، أم لولي من الأولياء، أم لعالم من العلماء، كل ذلك شرك بالله -عز وجل-، ومخرج عن الملة.

والواجب على المرء أن يتقي الله تعالى في نفسه، وألا يطيع نفسه في ذلك الشرك الذي قال الله تعالى فيه: ﴿ إِنَّهُ مَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَنهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّلِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ ﴾ [المائدة: ٧٢]. ولا يحل لك أنت أن تذبح له هذه الذبيحة، وأنت تعلم أنه يؤمن بذلك؛ بذبحها لغير الله -عز وجل-، فإن فعلت فقد شاركته في الإثم، حتى ولو فيما أُهل الله به، فإن ذلك لا ينفع؛ لأن الاعتبار بنية صاحبها الذي وكلك، فلا تفعل هذا.

وأما الأكل من لحوم هذه الذبيحة فإنه محرم؛ لأنها أُهِلَّ لغير الله بها، وكل شيء أهل لغير الله به، أو ذبح على النصب، فإنه محرم، كما ذكر الله ذلك في سورة المائدة في قوله تعالى: ﴿ حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنزيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصْبِ ﴾ [المائدة: ٣] فهي من قسم المحرمات، لا يحل أكلها، لا لذابحها، ولا لك، ولا لغيركما.

مطالب مرتبط:

(۳۷۲) حکم تبرک جستن به قبور صالحین

زیارت قبر برای دعا کردن برای آن مردگان جایز است تا زمانی که چیز حرامی را در بر نداشته نباشد؛ اگر چیز حرامی را در بر داشته باشد چنان که زیارت قبر آنان موجب غلو یا به فتنه افتادن مردم شود، جایز نیست....

ادامه مطلب …

(۳۷۱) : حکم نذر برای شیخ

نذر برای شیخ به هنگام رخ دادن مصیبت، حرام است زیرا این شيخ تأثیری در حصول مصلحت، دفع ضرر، شفای مریض و... ندارد...

ادامه مطلب …

(۳۷۰) حکم شریعت اسلامی در مورد نذر

نذر برای مردگان، شرک اکبر است زیرا نذر، مخصوص الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است....

ادامه مطلب …

(۳۶۵) حکم طلب شفاء از قبر شیوخ و بزرگان

آنان مرتکب شرک اکبر شده‌اند زیرا صاحبان قبر را به دعا فرا خوانده و از آنان برای رفع سختی‌ها و مشکلات، ‌کمک خواسته‌اند...

ادامه مطلب …

(۳۷۶) حکم درخواست کمک از غیر الله و مردگان

درخواست کمک فقط باید از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باشد که هیچ شریکی ندارد؛ درخواست کمک از شخص زنده‌ای که توانایی نجات فرد از مشکل را دارد نیز اشکالی ندارد...

ادامه مطلب …

(۳۵۱) حکم ریا در اسلام

ریا چنین است که انسان عمل نیک و صالح را انجام دهد تا مردم او را ببینند، از او تعریف و تمجید کرده و بگویند: این شخصی درست‌کار و اهل عبادت است و... ؛ ریا عمل را باطل می‌کند اگر آن عمل را با آن شروع کرده باشد...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه