سه‌شنبه 7 رمضان 1447
۵ اسفند ۱۴۰۴
24 فوریه 2026

(۲۹۷) دشنام دادن به دین در حالت خشم

(۲۹۷) سوال: آیا دشنام دادن به دین در حالت خشم، کفر است؟

جواب:

اگر خشم چنان شدید باشد که انسان نتواند خود را کنترل کند، از دین خارج نمی‌شود؛ زیرا نمی‌داند چه می‌گوید اما اگر بر خود کنترل و تسلط داشته باشد، دشنام دادن به دین در این حالت، موجب کفر و ارتداد می‌شود که بر وی واجب است توبه کند و اسلام خود را تجدید کند.

***


این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة من الجزائر هل سب الدين في حالة الغضب من الكفر؟

فأجاب -رحمه الله تعالى -: إذا كان الغضب شديدا، بحيث لا يملك الإنسان نفسه، فإنه لا يخرج بذلك من الدين؛ لأنه لا يعي ما يقول، وأما إذا كان يملك نفسه فسب الدين كفر وردة فيجب عليه أن يتوب إلى الله -عز وجل-، وأن يجدد إسلامه.

مطالب مرتبط:

(۲۸۱) اجرای احکام اسلامی برای کافر

مرتد همانند کافر اصلی نیست و مانند کافر اصلی با او برخورد نمی‌شود بلکه برخورد با او سخت‌تر و شدیدتر است...

ادامه مطلب …

(۲۸۲) معنای کلمه‌ی الحاد

در لغت به معنای روی‌گردانی از فرمان برداری الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با معصیت و نافرمانی از او است که با ترک واجبات و انجام کارهای حرام صورت می‌پذیرد...

ادامه مطلب …

(۲۸۷) حکم کسی که معراج را انکار کند

بر کسی که معراج را انکار کرده چنین حکم می‌کنیم که اگر حق برایش آشکار گشته و نصوص شرعی از سنت صریح و ظاهر آیات قرآن که وارد شده را می‌داند، با این انکار، کافر است...

ادامه مطلب …

(۳۰۴) تعریف فاسق

فاسق کسی است که مرتکب گناه کبیره شود و توبه نکند یا بر انجام گناه صغیره اصرار ورزد...

ادامه مطلب …

(۳۰۹) حکم گفتن “کافر” به شخصی که نماز نمی‌خواند

تارك نماز، کافر است و مرتکب کفری شده که او را از دین خارج می‌کند؛ اما شایسته نیست که هنگام درگیری، او را "کافر" خطاب کنیم بلکه در صحبت‌های عادی برایش توضیح می‌دهیم که ترك کردن نماز، كفر است و اگر بر ترک آن اصرار ورزد، كافر است...

ادامه مطلب …

(۲۷۸) بعضی از اموری که موجب خروج از دین می‌شود

محدود کردن چیزهایی که موجب خروج از دین می‌شود، ممکن نیست؛ زیرا بسیار هستند؛ اما می‌توان این قاعده را قرار داد که محور آن‌ چه موجب خروج از اسلام می‌شود این دو امر هستند: انکار و استكبار....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه