چهارشنبه 22 صفر 1448
۱۴ مرداد ۱۴۰۵
5 آگوست 2026

(۵۰) چگونگی توکل انسان بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ

(۵۰) سوال: انسان چگونه می‌تواند بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ توکل کند؟

جواب:

شیخ ابن عثیمین رَحِمَهُ‌الله جواب دادند:

انسان با صادق بودن در اعتماد به پروردگارش، بر الله متعال متوکل می‌شود به گونه‌ای که می‌داند الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ همان کسی است که خوبی‌ها به دست او بوده و او است که امور را تدبیر می‌کند. رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به عبدالله بن عباس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا فرمود: «يا غلام إني أعلمك كلمات احفظ الله يحفظك، احفظ الله تجده تجاهك، إذا سألت فاسأل الله، وإذا استعنت فاستعن بالله واعلم أن الأمة لو اجتمعوا على أن ينفعوك بشيء لم ينفعوك إلا بشيء قد كتبه الله لك، ولو اجتمعوا على أن يضروك بشيء لم يضروك إلا بشيء قد كتبه الله عليك» : (پسرم!  کلماتی را به تو می‌آموزم: الله را حفظ کن که تو را حفظ می‌کند، الله را حفظ کن که او را رویارویت می‌یابی، هرگاه درخواست کردی از الله درخواست کن، هرگاه کمک خواستی از الله کمک بخواه. بدان اگر تمام امت جمع شوند تا سودی به تو برسانند نمی‌توانند سودی برسانند مگر آنچه الله برایت نوشته باشد و اگر جمع شوند تا ضرری به تو برسانند نمی‌توانند ضرری به تو برسانند مگر آنچه الله بر تو نوشته است).

انسان با این عقیده بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ اعتماد می‌نماید و به غیر از او توجهی نمی‌کند.

حقیقت توکل با انجام دادن اسبابی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را سبب قرار داده منافاتی ندارد بلکه انجام دادن اسبابی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را سبب قرار داده -فرقی ندارد سبب، شرعی یا حسی باشد- از جمله کمال توکل و کمال ایمان به حکمت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای هر چیزی سببی قرار داده است.

رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم که سرور متوکلین است نیز در جنگ‌ها زره می‌پوشید، از خویشتن در مقابل سرما مراقبت می‌نمود و برای بقای حیات و رشد جسمش می‌خورد و می‌نوشید. در غزوه‌ی احُد نیز دو زره پوشید اما آن‌هایی که گمان می‌کنند حقیقت توکل، ترک اسباب و اعتماد بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است در واقع به خطا رفته‌اند زیرا کسی که به توکل بر خودش امر نموده حکمت بالغه‌ای در تقدیر و شریعتش دارد که به موجب آن، اسبابی برای امور قرار داده که به‌ وسیله‌ی همین اسباب به دست می‌آیند.

اگر کسی بگوید:  در به دست آوردن رزق و روزی توکل می‌کنم  اما در خانه مانده و به دنبال کسب رزق نمی‌روم، می‌گوییم: این سخن صحیح نیست و توکل حقیقی این‌گونه نیست زیرا کسی که تو را به توکل امر نموده همان کسی است که فرموده است: {هُوَ ٱلَّذِی جَعَلَ لَكُمُ ٱلأَرضَ ذَلُولا فَٱمشُوا فِی مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِن رِّزقِهِۦۖ وَإِلَیهِ ٱلنُّشُورُ} [الملك ۱۵] (او کسی است که زمین را برای شما رام گردانید، پس در گوشه و نواحی آن راه بروید و از روزی او بخورید؛ بازگشت (همه) به سوی او است) .

اگر کسی بگوید: در فرزند آوری یا ازدواج توکل می‌کنم اما به جست‌ و ‌جوی همسر و خواستگاری وی نپردازد مردم، وی را نادان خطاب می‌کنند و این کارش با آنچه حکمت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ اقتضا می‌کند منافات دارد.

همچنین اگر شخصی سم بخورد و بگوید: بر الله توکل می‌کنم تا این سم، ضرری به من نرساند؛ این شخص در حقیقت توکل نکرده زیرا همان کسی که ما را به توکل کردن امر نموده همان کسی است که فرموده: {وَلَا تَقتُلُوۤا أَنفُسَكُم إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِكُم رَحِیما} [النساء ۲۹] : (خودتان را نکشید زیرا الله (نسبت) به شما مهربان است).

مهم این است که انجام دادن اسبابی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را سبب قرار داده با کمال توکل منافات ندارد بلکه از جمله کمال آن است اما این ‌که انسان خودش را در معرض هلاکت قرار دهد توکل بر الله به حساب نمی‌آید بلکه مخالف آنچه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بدان فرمان داده می‌باشد.

***

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: كيف يكون الإنسان متوكلا على الله؟

فأجاب رحمه الله تعالى: يكون الإنسان متوكلا على الله بأن يصدق الاعتماد على ربه عز وجل، حيث يعلم أنه -سبحانه وتعالى- هو الذي بيده الخير، وهو الذي يدبر الأمور، ولقد قال النبي صلى الله عليه وسلم لعبد الله بن عباس رضي الله عنهما: «يا غلام إني أعلمك كلمات احفظ الله يحفظك، احفظ الله تجده تجاهك، إذا سألت فاسأل الله، وإذا استعنت فاستعن بالله واعلم أن الأمة لو اجتمعوا على أن ينفعوك بشيء لم ينفعوك إلا بشيء قد كتبه الله لك، ولو اجتمعوا على أن يضروك بشيء لم يضروك إلا بشيء قد كتبه الله عليك».

فبهذه العقيدة يكون الإنسان معتمدًا على ربه جل وعلا، لا يلتفت إلى من سواه.

لكن حقيقة التوكل لا تنافي فعل الأسباب التي جعلها الله تعالى سببًا، بل إن فعل الأسباب التي جعلها الله تعالى سببًا، سواء كانت شرعية أم حسية، هو من تمام التوكل، ومن تمام الإيمان بحكمة الله عز وجل، لأن الله -تعالى- قد جعل لكل شيء سببًا.

و هذا النبي صلى الله عليه وسلم وهو سيد المتوكلين كان يلبس الدروع في الحرب، ويتوقى البرد، ويأكل ويشرب لإبقاء حياته ونمو جسمه، وفي غزوة أُحُدٍ ظَاهَرَ بين دِرْعَيْن – أي: لبس درعين- فهؤلاء الذين يزعمون أن حقيقة التوكل ترك الأسباب والاعتماد على الله -عز وجل – هم في الواقع مخطئون، فإن الذي أمر بالتوكل عليه له الحكمة البالغة في تقديره وفي شرعه، قد جعل للأمور سببًا تحصل به.

فلو قال قائل: أنا سأتوكل على الله -تعالى- في حصول الرزق، وسأبقى في بيتي لا أبحث عن الرزق. قلنا: إن هذا ليس بصحيح، وليس توكلا حقيقيا، فإن الذي أمرك بالتوكل عليه هو الذي قال: ﴿هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِن رِزْقِهِ وَإِلَيْهِ النُّشُورُ﴾ [الملك: ١٥].

ولو قال قائل: أنا سأتوكل في حصول الولد أو في حصول الزوجة، ولم يشرع في طلب الزوجة وخطبتها، لعده الناس سفيهًا، ولكان فعله هذا منافيًا لما تقتضيه حكمة الله -عز وجل-. ولو أن أحدا أكل السُّمَّ وقال: إني أتوكل على الله -تعالى- في أن لا يضرني هذا السم لكان هذا غير متوكل حقيقة، لأن الذي أمرنا بالتوكل عليه -سبحانه وتعالى هو الذي قال لنا: ﴿وَلَا تَقْتُلُوا أَنفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا﴾ [النساء: ٢٩].

المهم أن فعل الأسباب التي جعلها الله تعالى أسبابًا لا ينافي كمال التوكل بل هو من كماله، وأن التعرض للمهلكات لا يُعَدُّ هذا من توكل الإنسان على الله، بل هو خلاف ما أمر الله -عز وجل- به.

مطالب مرتبط:

(۶۷) حکم خواندن بر آب و نوشاندن آن به مریض

این کار از سلف صالح رَحِمَهُمُ‌الله وارد شده که قرآن را می‌خواندند و آب دهانشان را درونش می‌ریختند تا مریض از آن بنوشد.

ادامه مطلب …

(۴۹) حقیقت توکل بر الله

این که انسان کارش را به الله بسپارد و در اعتماد بر وی در جلب منفعت و دفع ضرر صادق باشد، به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و وعده‌اش اعتماد داشته باشد و اسباب شرعی و حسّی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بدان امر نموده را انجام دهد همان توکل است....

ادامه مطلب …

(۶۶) حکم استفاده از روغنی که بر آن خوانده شده

جایز است آنچه از روغن، آب، خرما، نان و غیره که بر آن خوانده شده استفاده شود؛ خواندن بر همه‌ی روغن‌ها، خوراکی‌‌ها و نوشیدنی‌هایی که مریض، آن‌ها را می‌خورد و می‌نوشد، جایز است.

ادامه مطلب …

(۸۴) حکم آویزان کردن سوره‌های قرآن کریم به کودکان

از آویزان کردن آیات بر سینه‌ی کودکان نهی شده است؛ زیرا به طور کلی از جمله تمیمه‌ها است. احادیث وارده در این مورد، هیچ گونه‌ای از آویز را استثنا نکرده است. همچنین با این کار، آیات قرآن‌ را در معرض اهانت قرار می‌دهند...

ادامه مطلب …

(۴۷) مؤمن بین رجاء (امید) و خوف (ترس)

واجب است مؤمن در حرکتش به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ مانند دو بال پرنده بین خوف و رجاء باشد. امام احمدرَحِمَهُ‌الله می‌فرماید: (شایسته است خوف و رجاء انسان ‌هم‌اندازه باشد اما اگر یکی بر دیگری غالب شود صاحبش هلاک می‌شود)....

ادامه مطلب …

(۵۲) طلب یاری از الله

دعا فقط برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است و استعاذه و پناه بردن فقط به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌باشد، مالکیت نیز فقط برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است زیرا او مستحق است که دعا شود و به وی پناه برده شود و او دارای فضل و احسان است.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه