پنج‌شنبه 3 محرم 1448
۲۸ خرداد ۱۴۰۵
18 ژوئن 2026

(۷۸) حکم آویختن تعویذ به اعضای بدن

(۷۸) سوال: حکم آویختن تعویذ به اعضای بدن چیست؟ به‌ خصوص تعویذهایی که حاوی آیات قرآن یا احادیث هستند؟

جواب:

مسأله‌ی آویختن تعویذ یا تمیمه دو قسمت دارد:

اول: اگر آنچه آویزان می‌شود از قرآن باشد.

دوم: اگر نوشته‌هایش از غیر قرآن و معنایش نامفهوم باشد.

قسمت اول: علمای سلف و خلف در این باره اختلاف ‌نظر دارند؛ برخی آن را جایز و مشمول این فرموده‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دانسته‌اند: (كِتَابٌ أَنزَلنَاهُ إِلَیكَ مُبَارَك) [ص: ۲۹] : (کتابی است پربرکت که آن را بر تو نازل کردیم) از جمله مصادیق برکتش این است که آویزان شود تا بدی‌ها را دفع کند.

برخی دیگر نیز آن را حرام دانسته و گفته‌اند: آویختن آن از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت نشده و سببی شرعی ندارد که بدی‌ها با آن دفع شود. اصل در این‌گونه مسائل این است که توقیفی و اثباتش نیازمند دلیل از قرآن یا سنت است.

دیدگاه دوم، راجح و برگزیده است؛ آویزان نمودن تمیمه، حتی اگر از قرآن باشد، جایز نیست و نباید زیر بالشت بیمار بگذارند یا به دیوار آویزان کنند و … بلکه همان طور که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم انجام می‌داد، فقط مستقیما روی شخص بیمار خوانده می‌شود.

قسمت دوم: اگر آنچه آویزان می‌شود از غیر قرآن یا معنایش غیر قابل درک باشد، به هیچ وجه جایز نیست آویزان شود؛ زیرا شخص نمی‌داند چه می‌نویسد. برخی از مردم طلسم‌ها و چیزهای پیچیده‌ای می‌نویسند، حروف را در هم می‌نویسند؛ به‌ گونه‌ای که معنایش را نمی‌فهمید. این از جمله مصادیق بدعت است که حرام است و به هیچ وجه جایز نیست.

***

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما حكم تعليق الأحجبة على أعضاء الجسد، وخاصة تلك الأحجبة التي بها آيات قرآنية أو أحاديث؟

فأجاب رحمه الله تعالى: هذه المسألة أعني: تعليق الحجب أو التمائم – تنقسم إلى قسمين:

أحدهما: أن يكون الْمُعَلَّقُ من القرآن.

والثاني: أن يكون من غير القرآن مما لا يعرف معناه.

وأما الأول وهو تعليقها من القرآن فقد اختلف في ذلك أهل العلم سلفًا وخلفًا، فمنهم من أجاز ذلك، ورأى أنه داخل في قوله تعالى: ﴿كِتَبُ أَنزَلْتَهُ إِلَيْكَ مُبَرَكَ﴾ [ ص: ٢٩]، وأن من بركته أن يُعَلَّقَ ليدفع السوء.

ومنهم من حرم فعل هذا وقال: إن تعليقها لم يثبت عن النبي -عليه الصلاة والسلام- أنه سبب شرعي يدفع به السوء أو يرفع به، والأصل في مثل هذه الأشياء التوقيف.

وهذا هو القول الراجح، وأنه لا يجوز تعليق التمائم ولو من القرآن، ولا يجوز أن تجعل تحت وسادة المريض، أو تُعَلَّقَ في الجدران أو ما أشبه ذلك، وإنما يوضع المريض ويقرأ عليه مباشرةً، كما كان النبي -عليه الصلاة والسلام- يفعل.

وأما القسم الثاني: إذا كان المعلق من غير القرآن مما لا يعرف معناه، فإنه لا يجوز بكل حال، لأنه لا يدرى ماذا يكتب، فإن بعض الناس يكتبون طلاسم وأشياء معقدة، حروفًا متداخلة ما تكاد تعرفها ولا تفهمها، فهذا من البدع، وهو محرم لا يجوز بكل حال.

مطالب مرتبط:

(۷۹) حکم قرار دادن قرآن در اتومبیل

این کار جایز نیست و سودی هم ندارد؛ زیرا از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و یارانش رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم وارد نشده که این‌ گونه به وسیله‌ی قرآن از خود محافظت کنند...

ادامه مطلب …

(۹۸) مقصود از تَطَیُّر

تَطَیر یعنی شوم پنداشتن زمان، مکان و آنچه دیده و شنیده می‌شود. اصل آن از کلمه‌ی طَیر است.

ادامه مطلب …

(۸۵) حکم قرائت بر کودکان برای دوری آنان از ترس

شخص عاقل و خردمند باید از این چیزها برحذر باشد، از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ استعانت بجوید و بر وی توکل نماید. اگر شخص صالحی یافتیم که قرآن کریم و احادیث نبوی را بر بیمار می‌خواند، اشکالی ندارد و از سنت است که انسان با رقیه‌های مشروع، برادرش را رقیه نماید....

ادامه مطلب …

(۶۱) آسان شدن زایمان با آیات قرآن

در این مورد چیزی در سنت سراغ ندارم ولی اگر انسان بر زن حامله‌ای که بر او دشوار است آنچه که دلالت بر آسانی می‌دهد را بخواند، به اذن و اجازه‌ی الله سودمند است.

ادامه مطلب …

(۵۲) طلب یاری از الله

دعا فقط برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است و استعاذه و پناه بردن فقط به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌باشد، مالکیت نیز فقط برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است زیرا او مستحق است که دعا شود و به وی پناه برده شود و او دارای فضل و احسان است.

ادامه مطلب …

(۷۷) معنای توله

وَلَه چیزی خود ساخته است که گمان می‌کنند میان زن و شوهر، محبت برقرار می‌کند. چیزی که به آن «حلقه‌ی ازدواج» می‌گویند همانند آن است....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه