جمعه 21 ذیقعده 1447
۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
8 می 2026

۵۰۴ – حکم گفتن لفظ مسیحیت به جای نصرانیت چیست؟ حکم گفتن مسیحی به کسی که نصرانی است چیست؟

۵۰۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن لفظ مسیحیت، به نصرانیت چیست؟ حکم گفتن مسیحی، به کسی که نصرانی است، چیست؟

جواب دادند: شکی نیست که انتساب نصاری بعد از بعثت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به مسیح، صحیح نیست. زیرا اگر صحیح بود، به محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ایمان می‌آوردند. زیرا ایمان آوردنشان به محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم، ایمان به مسیح بن مریم علیه الصلاة و السلام است. چرا که الله تعالی می‌فرماید: {وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَابَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُبِينٌ}[۱]، یعنی: {و زمانی (را به یاد آورید) که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی‌اسرائیل! به‌راستی من، فرستاده‌ی الله به سوی شما هستم، در حالی که آنچه را که از تورات فراروی من است، تصدیق می‌کنم و به پیامبری که پس از من می‌آید و نامش احمد است، مژده می‌دهم. پس هنگامی که (احمد) با معجزه‌‌ها و نشانه‌های آشکار نزدشان آمد، گفتند: این، جادوی آشکاری است}. عیسی به این خاطر آمدنِ محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را به آنها بشارت داد که به او ایمان آورند. زیرا بشارتی که سودی نداشته باشد، سخنی بی معنی است که امکان صدور آن حتی از کم عقل‌ترین انسان نیز حاصل نمی‌شود، چه برسد به اینکه یکی از پیامبران اولو العزم، عیسی بن مریم علیه الصلاة و السلام چنین بگوید. کسی که عیسی بن مریم، بنی اسرائیل را به آمدن او بشارت داد، محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است. آنجا که فرمود: {فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُبِينٌ}، یعنی: {پس هنگامی که (احمد) با معجزه‌‌ها و نشانه‌های آشکار نزدشان آمد، گفتند: این، جادوی آشکاری است}، دلالت دارد پیامبری که به آمدنش بشارت داده شده‌اند، آمده، اما آنها به او کفر ورزیده و گفتند: این جادویی آشکار است. وقتی به محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم کفر ورزیدند، به عیسی بن مریم نیز که آنان را به آمدن محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بشارت داده، کفر ورزیدند. در این صورت، مسیحی نامیدن آنان صحیح نیست. زیرا اگر مسیحیِ حقیقی بودند، به آنچه که عیسی علیه السلام به آن بشارت داده، ایمان می‌آوردند. چرا که الله، از عیسی بن مریم و دیگر پیامبران عهد و پیمان گرفته که به محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ایمان بیاورند. چنان که الله تعالی می‌فرماید: {وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ}[۲]، یعنی: {و آن‌گاه که الله از پیامبران پیمان گرفت: وقتی به شما کتاب و حکمت دادم و سپس فرستاده‌ای آمد که آنچه را با شماست، تصدیق می‌کرد، حتما به او ایمان بیاورید و او را یاری کنید؛ (و) فرمود: آیا اقرار کردید و پیمان مرا بر این کار پذیرفتید؟ گفتند: پذیرفتیم. فرمود: پس گواه باشید؛ و من هم با شما از گواهانم}، و پیامبری که آمده و آنچه را آنان آورده‌اند، تصدیق نموده، محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است. زیرا الله تعالی می‌فرماید: {وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ}[۳]، یعنی: {و قرآن را که تصدیق‌کننده‌ی کتاب‌های پیشین و گواه و حافظِ آنهاست، به درستی بر تو نازل کردیم؛ پس در میانشان مطابق احکامی که الله نازل کرده است، حکم نما و از خواسته‌های نفسانی آنان پیروی نکن}.

خلاصه‌ی کلام اینکه واقعِ حال، نسبت دادن نصاری به مسیح عیسی بن مریم علیه السلام را تکذیب می‌نماید. زیرا آنها به بشارت مسیح عیسی بن مریم علیه السلام، یعنی محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم، کفر ورزیدند، و کفر به او، کفر عیسی بن مریم علیه السلام است.


[۱] – سوره صف، آیه «۶».

[۲] – سوره آل عمران، آیه «۸۱».

[۳] – سوره مائده، آیه «۴۸».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(504) سئل فضيلة الشيخ: عن إطلاق المسيحية على النصرانية؟ والمسيحي على النصراني؟

فأجاب بقوله: لا شك أن انتساب النصارى إلى المسيح بعد بعثة النبي، ﷺ، انتساب غير صحيح لأنه لو كان صحيحاً لآمنوا بمحمد، ﷺ، فإن إيمانهم بمحمد، ﷺ، إيمان بالمسيح عيسى ابن مريم عَلَيْهِ‌الصَّلَاةُوَالسَّلَام، لأن الله تعالى قال: (وإذ قال عيسى ابن مريم يابني إسرائيل إني رسول الله إليكم مصدقاً لما بين يدي من التوراة ومبشراً برسول يأتي من بعدي اسمه أحمد فلما جاءهم بالبينات قالوا هذا سحر مبين) (سورة الصف، الآية “6”) ولم يبشرهم المسيح عيسى ابن مريم بمحمد، ﷺ، إلا من أجل أن يقبلوا ما جاء به لأن البشارة بما لا ينفع لغو من القول لا يمكن أن تأتي من أدنى الناس عقلاً، فضلاً عن أن تكون صدرت من عند أحد الرسل الكرام أولي العزم عيسى ابن مريم، عَلَيْهِ‌الصَّلَاةُوَالسَّلَام، وهذا الذي بشر به عيسى ابن مريم بني إسرائيل هو محمد، ﷺ، وقوله: (فلما جاءهم بالبينات قالوا هذا سحر مبين). وهذا يدل على أن الرسول الذي بشر به قد جاء ولكنهم كفروا به وقالوا :هذا سحر مبين، فإذا كفروا بمحمد، ﷺ، فإن هذا كفر بعيسى ابن مريم الذي بشرهم بمحمد، ﷺ، وحينئذ لا يصح أن ينتسبوا إليه فيقولوا : إنهم مسيحيون، إذ لو كانوا مسيحيين حقيقة لآمنوا بما بشر به المسيح ابن مريم لأن عيسى ابن مريم وغيره من الرسل قد أخذ الله عليهم العهد والميثاق أن يؤمنوا بمحمد، ﷺ، كما قال الله ـ تعالى ـ: (وإذ أخذ الله ميثاق النبيين لما آتيتكم من كتاب وحكمة ثم جاءكم رسول مصدق لما معكم لتؤمنن به ولتنصرنه.قال:أأقررتم وأخذتم على ذلكم إصري قالوا أقررنا قال فاشهدوا وأنا معكم من الشاهدين) (سورة آل عمران، الآية “81”) والذي جاء مصدقا لما معهم هو محمد ، ﷺ ، لقوله ـ تعالى ـ : (وأنزلنا إليك الكتاب بالحق مصدقاً لما بين يديه من الكتاب ومهيمناً عليه فاحكم بينهم بما أنزل الله ولا تتبع أهواءهم) (سورة المائدة، الآية “48”).

وخلاصة القول أن نسبة النصارى إلى المسيح عيسى ابن مريم نسبة يكذبها الواقع، لأنهم كفروا ببشارة المسيح عيسى ابن مريم عَلَيْهِ‌الصَّلَاةُوَالسَّلَام وهو محمد،ﷺ، وكفرهم به كفر بعيسى ابن مريم، عَلَيْهِ‌الصَّلَاةُوَالسَّلَام.

مطالب مرتبط:

۴۲۱ – حکم پناه بردن به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم چیست؟

۴۲۱ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: نظرتان در مورد کسی که می‌گوید: «به الله ایمان آوردم، و بر او توکل کردم، و به او اعتصام جستم، و به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم پناه بردم»، چیست؟ جواب: گفتن: «به الله ایمان آوردم، و بر او توکل کردم، و به او اعتصام جستم» هیچ اشکالی ندارد. این […]

ادامه مطلب …

۴۹۶ – حکم گفتن این عبارت چیست: «اگر الله و فلانی نبودند…»؟

۴۹۶ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم به زبان آوردن این عبارت چیست: «اگر الله و فلانی نبودند»؟ جواب دادند: غیر الله را در کنار الله ذکر کردن، در امور قَدَری به وسیله‌ی حرفی که اشتراک و عدم فرق بین این دو را برساند، جایز نیست. مثلا در مورد مشیئت، جایز نیست که کسی […]

ادامه مطلب …

۴۵۶ – حکم لقب «حاجی» و «سید» چیست؟

۴۵۶ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن «حاجی» و «سید فلان» چیست؟ جواب دادند: گفتنِ «حاجی»، یعنی حج را ادا کرده. این اشکالی ندارد. اما «سید»؛ نگاه می‌کنیم اگر صحیح است که او دارای سیادت است، گفته می‌شود: او «سید» است. بدون اینکه الف و لام به کار برده شود. این اشکالی ندارد. […]

ادامه مطلب …

۵۱۵ – خواندن الله جَلَّ‌جَلَالُهُ با منادای «یا هادی» و «یا دلیل»

۵۱۵ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: نظرتان در مورد سخن برخی مردم که می‌گویند: «یا هادی»، «یا دلیل»، چیست؟ جواب دادند: «یا هادی»، و «یا دلیل»، از اسم‌های الله نیست. اگر قصد انسان از آن، صفت باشد، اشکالی ندارد. چنان که می‌گوید: «ای حرکت دهنده‌ی ابرها»، یا «ای نازل کننده‌ی کتاب»، و صفاتی شبیه […]

ادامه مطلب …

۴۴۴ – حکم دادن القابی چون: «حجت الله» و «حجت الاسلام» و «آیت الله»

۴۴۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این القاب چیست: «حجت الله»، و «حجت الاسلام» و «آیت الله»؟ جواب دادند: القاب «حجت الله» و «حجت الاسلام» القابی ساختگی و جدید هستند، و به کار بردنشان شایسته نیست. زیرا الله هیچ حجتی جز پیامبران، بر بندگانش ندارد. اما «آیت الله»: اگر منظور از آن، معنای […]

ادامه مطلب …

۴۴۸ – حکم ثنا گفتن بر الله با عبارت «خیر و شر به دست اوست»

۴۴۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم ثنا گفتن انسان بر الله با این عبارت: «خیر و شر به دست اوست»، چیست؟ جواب دادند: بهترین روشی که بنده با آن پروردگارش را ستایش می‌کند، آن چیزی است که الله سبحانه تعالی با آن خود را ستایش کرده، و یا رسول الله صلی الله علیه […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه