یکشنبه 9 ربیع‌الثانی 1448
۲۹ شهریور ۱۴۰۵
20 سپتامبر 2026

۴۴۸ – حکم ثنا گفتن بر الله با عبارت «خیر و شر به دست اوست»

۴۴۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم ثنا گفتن انسان بر الله با این عبارت: «خیر و شر به دست اوست»، چیست؟

جواب دادند: بهترین روشی که بنده با آن پروردگارش را ستایش می‌کند، آن چیزی است که الله سبحانه تعالی با آن خود را ستایش کرده، و یا رسول الله صلی الله علیه و سلم که آگاه‌ترین انسان نسبت به الله است، او را چنان ستوده است. الله عز و جل در حالی که در مورد عموم مُلک خود و کمال سلطنت و تصرفش سخن می‌گوید، ذکر از اینکه شر به دست اوست، به میان نمی‌آورد. چنان که می‌فرماید: {قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}[۱]، یعنی: {بگو: بار الها! ای مالکَ الملک! به هر که بخواهی، پادشاهی و حکومت می‌بخشی و پادشاهی و حکومت را از هر که بخواهی، می‌گیری و هر که را بخواهی، عزت می‌دهی و هر که را بخواهی، خوار و زبون می‌گردانی. خوبی به دست توست و تو، بر همه چیز توانایی}. الله تعالی در این مقام که ممکن است به نسبت محل آن، یعنی انسان که ذلت برایش مقدر شده، شر باشد، اما خود را ثنا می‌گوید که خیر به دست اوست. ممکن است به نسبت انسان، شر باشد، اما به نسبت فعل الله به خاطر اینکه از روی حکمت بی پایان او صادر شده، خیر است، و به همین خاطر، بعد از آن فرمود: {بِيَدِكَ الْخَيْرُ: خوبی به دست توست}. این چنین، هر شرارتی که الله تعالی در مخلوقاتش خلق کرده، به نسبت محل آن، شر است. اما به نسبت اینکه فعل الله تعالی است و او آن را ایجاد کرده، خیر است؛ به خاطر اینکه از روی حکمت بی پایان صادر شده. چرا که بین فعل الله تعالی که همه‌ی افعالش خیر است، و بین مفعولات و مخلوقات جدا از او که خیر و شر، هر دو در آنها وجود دارد، فرق است. وضوح مساله آنجا بیشتر می‌شود که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم پروردگارش را ثنا گفته، و فرموده که خیر به دست اوست، و نسبت شر را از او نفی کرده است. چنان که در حدیث علی رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ که مسلم و دیگران به صورت طولانی روایت کرده‌اند، ذکر شده، و در آن آمده که او صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم هنگامی که نماز را شروع می‌کرد، می‌فرمود: «وجهت وجهی للذی فطر السموات و الارض …» تا آنجا که می‌گوید: «لبیک و سعدیک، و الخیر کله فی یدیک، و الشرّ لیس إلیک»، یعنی: «به فرمان تو و برای خدمت گذاری تو حاضریم، و خیر همه در دستان توست، و شر به تو راهی ندارد». پس رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نسبت شر به الله را نفی فرمود. زیرا افعال او گر چه به نسبت محلّ آن و کسی که آن را انجام می‌دهد، شر است، اما به نسبت او تعالی، به خاطر صدور آن از روی حکمت بی پایانی که متضمن خیر است، شر نیست. این گونه تبیین می‌شود که برای ثنا و ستایش الله، اولاتر و بلکه واجب‌تر این است که به آنچه الله تعالی خود را بدان ستوده، و نیز رسولش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم، الله را آن گونه ستوده، اکتفا نمود. زیرا او تعالی به خود آگاه‌تر است، و پیامبرش، محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از هر مخلوق دیگری نسبت به او عالِم‌تر است. پس چنان که در قرآن و سنت آمده، می‌گوییم: «خیر به دست توست»، و به گفتن همین، اکتفا می‌کنیم.


[۱] – سوره آل عمران، آیه «۲۶».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(448) وسئل حَفِظَهُ‌الله تعالى : عن حكم ثناء الإنسان على الله تعالى بهذه العبارة “بيده الخير والشر”؟

فأجاب بقوله: أفضل ما يثني به العبد على ربه هو ما أثنى به سبحانه على نفسه أو أثنى به عليه أعلم الناس به نبيه محمد، ﷺ، والله – عَزَّوَجَلَّ – لم يثن على نفسه وهو يتحدث عن عموم ملكه وتمام سلطانه وتصرفه أن بيده الشر كما في قوله –تعالى -: (قل اللهم مالك الملك تؤتي الملك من تشاء وتنزع الملك ممن تشاء وتعز من تشاء وتذل من تشاء بيدك الخير إنك على كل شيء قدير) (سورة آل عمران، الآية “26”). فأثنى سبحانه على نفسه بأن بيده الخير في هذا المقام الذي قد يكون شراً بالنسبة لمحله وهو الإنسان المقدر عليه الذل، ولكنه خير بالنسبة إلى فعل الله لصدوره عن حكمة بالغة، ولذلك أعقبه بقوله : (بيدك الخير) وهكذا كل ما يقدره الله من شرور في مخلوقاته هي شرور بالنسبة لمحالها، أما بالنسبة لفعل الله تعالى لها وإيجاده فهي خير لصدورها عن حكمة بالغة، فهناك فرق بين فعل الله تعالى الذي هو فعله كله خير، وبين مفعولاته ومخلوقاته البائنة عنه ففيها الخير والشر، ويزيد الأمر وضوحاً أن النبي، ﷺ، أثنى على ربه تَبَارَكَ‌وَتعالى ٰ بأن الخير بيده ونفى نسبة الشر إليه كما في حديث علي، رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ، الذي رواه مسلم وغيره مطولاً وفيه أنه، ﷺ، كان يقول إذا قام إلى الصلاة: “وجهت وجهي للذي فطر السموات والأرض” إلى أن قال: “لبيك وسعديك، والخير كله في يديك، والشر ليس إليك” فنفى، ﷺ، أن يكون الشر إلى الله تعالى ، لأن أفعاله وإن كانت شراً بالنسبة إلى محالها ومن قامت به، فليست شراً بالنسبة إليه تعالى لصدورها عن حكمة بالغة تتضمن الخير، وبهذا تبين أن الأولى بل الأوجب في الثناء على الله أن نقتصر على ما أثنى به على نفسه وأثنى به عليه رسوله، ﷺ، لأنه –تعالى – أعلم بنفسه، ورسوله محمد، ﷺ، أعلم الخلق به فنقول: بيده الخير ونقتصر على ذلك كما هو في القرآن الكريم والسنة.

مطالب مرتبط:

۴۴۳ – حکم نامیدن به اسم ایمان چیست؟

۴۴۳ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد نامگذاری با اسم ایمان، سوال شد. جواب دادند: اسم ایمان حامل نوعی تزکیه است. به همین خاطر شایسته نیست کسی را به این اسم نامید. زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم اسم «برة» را تغییر داد. چون دال بر تزکیه بود. مخاطب ما در این مورد، والدین هستند که اسم […]

ادامه مطلب …

۵۱۶ – حکم این سخن که عده‌ای می‌گویند: «الله می‌داند که چنین و چنان است» چیست؟

۵۱۶ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این سخن که عده‌ای از مردم می‌گویند: «الله می‌داند که چنین و چنان است»، چیست؟ جواب دادند: گفتن این سخن، بسیار خطرناک است. تا جایی که حتی در کتاب‌های احناف دیده‌ام که اگر کسی در مورد چیزی بگوید: الله می‌داند، و قضیه بر خلاف آن باشد، کافر […]

ادامه مطلب …

۴۹۴ – حکم گفتن این عبارات چیست: «شرایط به من اجازه ندادند» و «وقت اجازه نداد»؟

۴۹۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن این عبارات چیست: «شرایط به من اجازه ندادند»، و «وقت اجازه نداد»؟ جواب دادند: اگر منظور این است که وقت میسر نشد که فلان کار را انجام دهد، اشکالی ندارد. اما اگر منظورش این است که وقت، به خودیِ خود تاثیر دارد، جایز نیست. تعداد بازدید: […]

ادامه مطلب …

۴۳۴ – حکم گفتن: «ای بنده‌ام» یا «ای کنیزم» چیست؟

۴۳۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن: «ای بنده‌ام»، و «ای کنیزم» چیست؟ جواب دادند: گفتن «ای بنده‌ام»، و «ای کنیزم» و امثال آن، دارای دو صورت است: صورت اول: با صیغه‌ی ندا گفته شود. مثلا: ای بنده‌ام، ای‌کنیزم؛ این به خاطر نهیی که از آن شده، جایز نیست. رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: […]

ادامه مطلب …

۴۱۹ – حکم الفاظی نذیر: «از تو خواهش می‌کنم» و «درود» و «صبح بخیر»؟

۴۱۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این الفاظ چیست: «از تو خواهش می‌کنم»، و «تحیّاتی»، و «أنعم صباحاً»، و «أنعم مساءً»؟ جواب دادند: اشکالی ندارد در امری که فلان شخص توان تحقق بخشیدن به امیدت را دارد، بگویی: «از تو خواهش می‌کنم». همچنین: «تحیاتی لک»، و «لک منّی التحیّة» و کلماتی شبیه آن […]

ادامه مطلب …

۴۸۳ – حکم این عبارت چیست: «فال الله، بله، اما فال تو، خیر»؟

۴۸۳ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این عبارت چیست: «فال الله، بله، اما فال تو، خیر»؟ جواب دادند: این تعبیر، صحیح است. زیرا منظور از فالی که از الله است، این است که من تفاؤل به خیر می‌کنم، بدون اینکه به گفته‌ی تو توجهی داشته باشم. این معنای عبارت است، و چنین معنایی […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه