پنج‌شنبه 7 شوال 1447
۶ فروردین ۱۴۰۵
26 مارس 2026

۴۷۰ – توضیح حدیث رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم که فرمودند: «سید، الله است»

۴۷۰ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: جمع بین حدیث عبدالله بن شِخِّیر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ که می‌گوید: «با وفد بنی عامر نزد رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم رفتم. در آنجا گفتیم: شما سید ما هستید. فرمودند: «سید، الله تبارک و تعالی است»، و بین آنچه در تشهد آمده چیست که می‌گوییم:«اللهم صل علی سیدنا محمد، وعلی آل سیدنا محمد»، و حدیث: «من سیِّد فرزندان آدم هستم»، چگونه است؟

جواب دادند: هیچ عاقلی شکی ندارد که محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم، سید فرزندان آدم است. هر عاقل و مومنی به این ایمان دارد. سید کسی است که دارای شرف و طاعت و فرمان باشد. همچنین، طاعت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم جزئی از طاعت الله عز و جل است: {مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ}[۱]، یعنی: {هر کس پیامبر را اطاعت کند، یقینا الله را اطاعت کرده است}. ما و دیگر مومنان هیچ شکی نداریم که رسول الله علیه الصلاة و السلام سید ما، و بهترین و برترین ما نزد الله تعالی است، و او کسی است که هر دستوری بدهد، اطاعت می‌شود، و یکی از مقتضیات این اعتقاد که او سید مُطاع است، تجاوز نکردن از هر قول و فعل یا عقیده‌ای است که برای ما تشریع نموده. یکی از چیزهایی که برای ما تشریع کرده، کیفیت صلوات فرستادن در تشهد است، که بگوییم: «اللهم صلّ علی محمد، و علی آل محمد، کما صلیت علی ابراهیم و علی آل ابراهیم، انّک حمید مجید»، یا دیگر صفاتی که در مورد کیفیت صلوات فرستادن بر او علیه الصلاة والسلام آمده است. اما صیغه‌ی صلواتی را که سائل در سوال ذکر کرده، جایی سراغ ندارم. یعنی این صیغه: «اللهم صلّ علی سیدنا محمد، و علی آل سیدنا محمد»، و وقتی چنین صیغه‌ای از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در شرع وارد نشده، پس بهتر این است که با این صیغه، بر رسول الله علیه أفضل الصلاة و السلام صلوات نفرستیم، بلکه با صیغه‌ای بر او صلوات بفرستیم که به ما یاد داده است.

به این مناسبت دوست دارم این را تذکر دهم که هر انسانی ایمان دارد که محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم سید ماست، مقتضای چنین ایمانی، این است که از آنچه تشریع کرده، تجاوز نکند، یا نسبت به آن کوتاهی نورزد. در دین الله چیزی به وجود نیاورد که از آن نیست، و چیزی را که جزئی از دین الله، است، کم نکند. این حقیقت سیادت است که یکی از حقوق رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بر ماست.

بر این اساس، ادعای کسانی که اذکار یا صلوات‌هایی بر رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را از خود می‌سازند، که شرع آن را بر زبان محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم جاری نکرده، با ادعای اعتقادشان به سیادت ایشان صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم منافات دارد. زیرا مقتضای این عقیده، تجاوز نکردن از چیزی است که او تشریع نموده و همچنین، کم نکردن از آن است. پس انسان باید در آنچه معنای سخنش است تامل و تدبر کند تا برایش مشخص شود و بداند که با گفتن این سخن، تابع است، نه تشریع کننده.

همچنین، از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت است که فرموده: «من سید فرزندان آدم هستم»، و جمع بین این حدیث، و بین حدیثی که می‌گوید: «سید فقط الله است»، چنین است: سیادت مطلق فقط از آنِ الله است. او تعالی است که همه چیز به دست اوست. او آمر است و غیر او، همه مامور هستند. او حاکم است، و غیر او، همه محکوم هستند. اما سیادت هر کس غیر از او، نسبی و اضافی بوده و در امور محدود و زمان و مکان محدود، و بر قومی خاص یا نوعی خاص از خلایق است.


[۱] – سوره نساء، آیه «۸۰».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(470) وسئل فضيلته عن الجمع بين حديث عبدالله بن الشخير رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ قال: “انطلقت في وفد بني عامر إلى رسول الله، ﷺ، فقلنا : أنت سيدنا فقال: (السيد الله تَبَارَكَ‌وَتعالى ٰ). وما جاء في التشهد “اللهم صل على سيدنا محمد وعلى آل سيدنا محمد”. وحديث “أنا سيد ولد آدم”؟

فأجاب قائلاً: لا يرتاب عاقل أن محمداً ، ﷺ، سيد ولد آدم فإن كل عاقل مؤمن يؤمن بذلك، والسيد هو ذو الشرف والطاعة والإمرة، وطاعة النبي، ﷺ، من طاعة الله ـ سُبْحَانَهُ‌وَتعالى ٰ ـ: (من يطع الرسول فقد أطاع الله) (سورة النساء، الآية “80”) ونحن وغيرنا من المؤمنين لا نشك أن نبينا ، ﷺ ، سيدنا ، وخيرنا ، وأفضلنا عند الله ـ سُبْحَانَهُ‌وَتعالى ٰ ـ وأنه المطاع فيما يأمر به ، صلوات الله وسلامه عليه ، ومن مقتضى اعتقادنا أنه السيد المطاع، عَلَيْهِ‌الصَّلَاةُوَالسَّلَام، أن لا نتجاوز ما شرع لنا من قول أو فعل أو عقيدة ومما شرعه لنا في كيفية الصلاة عليه في التشهد “أن نقول : اللهم صل على محمد، وعلى آل محمد كما صليت على إبراهيم، وعلى آل إبراهيم، إنك حميد مجيد” أو نحوها من الصفات الواردة في كيفية الصلاة عليه، ﷺ، ولا أعلم أن صفة وردت بالصيغة التي ذكرها السائل وهي “اللهم صل على سيدنا محمد وعلى آل سيدنا محمد” وإذا لم ترد هذه الصيغة عن النبي، عَلَيْهِ‌الصَّلَاةُوَالسَّلَام، فإن الأفضل ألا نصلي على النبي، ﷺ، بها، وإنما نصلي عليه بالصيغة التي علمنا إياها.

وبهذه المناسبة أود أن أنبه إلى أن كل إنسان يؤمن بأن محمداً، ﷺ، سيدنا فإن مقتضى هذا الإيمان أن لا يتجاوز الإنسان ما شرعه، وأن لا ينقص عنه، فلا يبتدع في دين الله ما ليس منه، ولا ينقص من دين الله ما هو منه، فإن هذا هو حقيقة السيادة التي هي من حق النبي، ﷺ، علينا.

وعلى هذا فإن أولئكم المبتدعين لأذكار أو صلوات على النبي، ﷺ، لم يأت بها شرع الله على لسان رسوله محمد، ﷺ، تنافي دعوى أن هذا الذي ابتدع يعتقد أن محمداً ، ﷺ، سيد، لأن مقتضى هذه العقيدة أن لا يتجاوز ما شرع وأن لا ينقص منه، فليتأمل الإنسان وليتدبر ما يعنيه بقوله حتى يتضح له الأمر ويعرف أنه تابع لا مشرع.

وقد ثبت عن النبي، ﷺ، أنه قال: “أنا سيد ولد آدم” والجمع بينه وبين قوله: “السيد الله” أن السيادة المطلقة لا تكون إلا لله وحده فإنه تعالى هو الذي له الأمر كله فهو الآمر وغيره مأمور، وهو الحاكم وغيره محكوم، وأما غيره فسيادته نسبية إضافية تكون في شيء محدود، وفي زمن محدود، ومكان محدود، وعلى قوم دون قوم، أو نوع من الخلائق دون نوع.

مطالب مرتبط:

۴۲۰ – حکم درخواست کسی با توسل به وجه الله چیست؟

۴۲۰ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم درخواست چیزی از کسی با توسل به وجه الله چیست؟ یعنی بگوید: به وجه الله از تو چنین و چنان می‌خواهم؟ جواب دادند: وجه الله بزرگ‌تر از آن است که انسان به وسیله‌ی آن دنبال خواسته‌ی دنیوی باشد، و در خواستش را به وجه الله قرار دهد؛ […]

ادامه مطلب …

۴۹۸ – حکم گفتن «قدرتِ الله اراده کرد» چیست؟

۴۹۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن: «قدرتِ الله اراده کرد»، چیست؟ اگر جواب، این است که درست نیست، چرا؟ با توجه به اینکه صفت، تابع موصوف است، و صفت، از ذات الله جدا نیست؟ جواب دادند: درست نیست بگویی: «قدرتِ الله خواست» ؛ زیرا، مشیئت، اراده است، و قدرت، معناست، و معنا […]

ادامه مطلب …

۴۳۸ – اگر کسی بگوید: «من إن شاء الله مومن هستم» چه حکمی دارد؟

۴۳۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: اگر کسی بگوید: «من إن شاء الله مومن هستم»، چه حکمی دارد؟ جواب دادند: وقتی کسی می‌گوید: «من إن شاء الله مومن هستم»، نزد علما (مساله‌ی استثناء در ایمان) نامیده می‌شود. در این قول، تفصیل وجود دارد: اول: اگر استثناء به خاطر شک در وجود اصل ایمان باشد، […]

ادامه مطلب …

۴۱۹ – حکم الفاظی نذیر: «از تو خواهش می‌کنم» و «درود» و «صبح بخیر»؟

۴۱۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این الفاظ چیست: «از تو خواهش می‌کنم»، و «تحیّاتی»، و «أنعم صباحاً»، و «أنعم مساءً»؟ جواب دادند: اشکالی ندارد در امری که فلان شخص توان تحقق بخشیدن به امیدت را دارد، بگویی: «از تو خواهش می‌کنم». همچنین: «تحیاتی لک»، و «لک منّی التحیّة» و کلماتی شبیه آن […]

ادامه مطلب …

۴۵۶ – حکم لقب «حاجی» و «سید» چیست؟

۴۵۶ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن «حاجی» و «سید فلان» چیست؟ جواب دادند: گفتنِ «حاجی»، یعنی حج را ادا کرده. این اشکالی ندارد. اما «سید»؛ نگاه می‌کنیم اگر صحیح است که او دارای سیادت است، گفته می‌شود: او «سید» است. بدون اینکه الف و لام به کار برده شود. این اشکالی ندارد. […]

ادامه مطلب …

۴۹۶ – حکم گفتن این عبارت چیست: «اگر الله و فلانی نبودند…»؟

۴۹۶ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم به زبان آوردن این عبارت چیست: «اگر الله و فلانی نبودند»؟ جواب دادند: غیر الله را در کنار الله ذکر کردن، در امور قَدَری به وسیله‌ی حرفی که اشتراک و عدم فرق بین این دو را برساند، جایز نیست. مثلا در مورد مشیئت، جایز نیست که کسی […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه