۳۶۶ – از شیخ رَحِمَهُالله سوال شد: آیا تبرک جستن به پردهی کعبه و دست کشیدن بر آن جایز است؟ برخی مردم میگویند: شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُالله اجازهی چنین کاری را داده است؟
جواب: تبرک جستن به پردهی کعبه و دست کشیدن به آن، بدعت است؛ زیرا از رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم به ثبوت نرسیده است. از این رو، وقتی معاویه بن سفیان رَضِيَاللهُعَنْهُمَا کعبه را طواف کرده، و همهی ارکان کعبه را مسح میکرد؛ حجر الاسود را مسح میکرد و رکن عراقی و رکن شامی و رکن یمانی را مسح میکرد، عبدالله بن عباس رَضِيَاللهُعَنْهُمَا بر او عیب گرفت. معاویه رَضِيَاللهُعَنْهُ گفت: هیچ قسمتی از بیت مهجور نیست. ابن عباس جوابش داد: {لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ}[۱]، یعنی: {یقینا در رسولالله، الگو و سرمشقی نیکوست}، و من رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم را دیدم که فقط دو رکن را یعنی رکن یمانی و حجر الاسود را مسح میکرد. این روایت دلالت میکند که بر ما واجب است در مسح کعبه و ارکان آن، بر آنچه در سنت آمده توقف کنیم؛ زیرا این همان الگوی نیکو در رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم است. اما قسمتی که بین حجر الاسود و باب کعبه است؛ در این مورد از صحابه رَضِيَاللهُعَنْهُم وارد شده که این کار را کردهاند. پس شما نیز ملتزم به آن باشید. والله أعلم.
اما این که سائل گفت این قول شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُالله است؛ ما میدانیم که او رَحِمَهُالله از شدیدترین مردم در مبارزه با بدعت بوده است، و اگر فرض کنیم او چنین حرفی زده، حرف او بر دیگری حجت نیست؛ زیرا ابن تیمیه رَحِمَهُالله مانند دیگر اهل علم است که در اجتهادشان خطا یا صواب میکنند. وقتی معاویه رَضِيَاللهُعَنْهُ که از صحابه است، در مورد مسح ارکان چهارگانه دچار خطا شد تا اینکه عبدالله بن عباس رَضِيَاللهُعَنْهُمَا او را متوجه اشتباهش کرد، پس برای کسی که پایینتر از معاویه است، جایز است اشتباه کند. بنا بر این، ما اولا: از این شخص میخواهیم این مطلب را از شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُالله ثابت کند، و اگر ثابت شد شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُالله چنین گفته، سخنش حجت نیست؛ زیرا برای اقوال اهل علم، دلیل آورده میشود و خودشان دلیل نیستند. این قاعدهای است که شایسته است آن را بشناسیم: «برای همهی اقوال اهل علم، دلیل ذکر میشود، اما خودشان دلیل نیستند، مگر اینکه اجماع صورت گیرد»، زیرا خروج از اجماع، ممکن نیست، و بلکه حتی خروج بر علیه اجماع نیز ممکن نیست.
[۱] – سوره أحزاب، آیه «۲۱».