چهارشنبه 19 ذیقعده 1447
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
6 می 2026

۱۶۵ – آیا روز حساب، فقط یک روز است؟

۱۶۵ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا روز حساب، فقط یک روز است؟

جواب دادند: روز حساب، یک روز است. اما مقدار آن به اندازه‌ی پنجاه هزار سال است. چنان که الله تعالی می‌فرماید: {سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ . لِلْكَافِرِينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ . مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِجِ . تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ}، یعنی: {تقاضا کننده‌ای تقاضای عذابی وقوع یافتنی کرد. (این عذاب) برای کافران است. هیچ دفع کننده‌ای ندارد. از سوی اللهِ دارای مراتب و درجات است. فرشتگان و روح به سوی او عروج می‌کنند در روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است}. یعنی این عذاب در روزی بر کافران واقع می‌شود که مقدار آن پنجاه هزار سال است. نیز در صحیح مسلم از ابوهریره رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ روایت شده که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: «هیچ صاحب طلا و نقره‌ای نیست که حق مالش را ادا نکند، مگر اینکه روز قیامت برای صفحاتی از آتش ساخته می‌شود و با آنها بر پهلو و پیشانی و پشتش داغ زده می‌شود. هر بار که سرد شود، دوباره از اول تکرار می‌شود؛ در روزی که مقدار آن، پنجاه هزار سال است، تا اینکه بین بندگان حکم می‌شود»، و این روز طولانی، روزی بسیار سخت برای کافران است، چنان که الله تعالی می‌فرماید: {وَكَانَ يَوْمًا عَلَى الْكَافِرِينَ عَسِيرًا}[۱]، یعنی: {و روزی بسیار سخت برکافران خواهد بود}، و می‌فرماید: {فَذَلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِيرٌ . عَلَى الْكَافِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍ}[۲]، یعنی: {پس آن روز، روزی سخت خواهد بود. بر کافران آسان نخواهد بود}، و مفهوم این دو آیه، این است که بر مومنان آسان خواهد بود، و حقیقتا چنین است. الله این روز را با این همه مدتش و با همه‌ی سختی‌ها و امور عظیمی که در آن است، برای مومنان آسان می‌گرداند و برای کافران، بسیار سخت خواهد بود. از الله می‌خواهم که من و برادران مسلمانم را از جمله کسانی قرار دهد که روز قیامت را بر آنها آسان می‌گرداند.

اما تفکر و تعمق در مثل این امور که از امور غیب هستند، از تکلّفاتی است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از آن نهی فرموده: «تکلف کنندگان هلاک شدند، تکلف کنندگان هلاک شدند، تکلف کنندگان هلاک شدند». و وظیفه‌ی انسان در مورد این امور غیبی این است که تسلیم بوده و ظاهر معنای آنها را بگیرد و در آنها تعمق نکرده و سعی نکند آنها را با امور دنیوی قیاس بگیرد. زیرا امور اخروی مانند امور دنیوی نیستند، گر چه در اصل معنا با هم تشابه و تشارک دارند، اما بینشان فرق بزرگی وجود دارد. برایت مثال از آنچه که الله تعالی در بهشت مثال زده. او مثال نخل و انار و میوه و گوشت پرنده و عسل و آب و لبن و خمر و امثال آنها را زده است. اینها را با این فرموده‌ی الله بسنج: {فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}[۳]، یعنی: {پس هیچ کس نمی‌داند چه پاداش‌های عظیمی که مایه‌ی روشنی چشم‌هاست، برای آنها نهفته شده است؛ به پاس آنچه که در دنیا  انجام می‌دادند}، و این فرموده‌ی ایشان در حدیث قدسی: «برای بندگان صالح خود چنان چیزهایی را فراهم کرده‌ام که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به قلب هیچ بشری خطور نکرده است». پس این اسم‌هایی که دارای مسماهایی در این دنیا هستند، به این معنا نیست که این دو مثل هم هستند، گر چه در اسم و در اصلِ معنا با هم مشترکند. بنا بر این همه‌ی امور غیبی که در اصل معنایشان با آنچه در دنیا وجود دارد یکی هستند، اما در حقیقت مانند هم نیستند. بنا بر این شایسته است انسان به این قاعده توجه داشته باشد و ظاهرِ امور غیبی را چنان که معنایشان دلالت می‌دهند، بپذیرد و به دنبال چیزی غیر از آن نباشد.

به همین خاطر وقتی از امام مالک رَحِمَهُ‌الله در مورد این فرموده‌ی الله تعالی سوال شد: {الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى}[۴]، یعنی: {الله بر عرش استقرار یافت}، که چگونه استقرار یافت؟ سرش را پایین انداخت تا جایی که عرق بر پیشانی‌اش نشست و سپس شروع به عرق ریختن کرد، که این به خاطر بزرگی این سوال در نفس ایشان بود. سپس سرش را بلند کرده و سخن مشهورش را بر زبان آورد که به عنوان میزانی برای همه‌ی صفاتی است که الله خود را با آنها توصیف نموده است. او رَحِمَهُ‌الله گفت: «استواء مجهول نیست، و کیفیت آن با عقل سنجیده نمی‌شود، و ایمان به آن واجب، و سوال در مورد آن، بدعت است».

بنا بر این، سوال عمقی در این موارد، بدعت است. زیرا صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم که از ما بر علم و خیر حریص‌تر بودند، چنین سوالاتی را از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نپرسیدند و کافی است که آنها الگو باشند. اما آنچه که الان در مورد روز قیامت گفتم، همانند صفاتی مانند علم و قدرت و سمع و بصر و کلام و غیره است که الله تعالی خود را با آنها توصیف کرده. زیرا هیچ یک از چیزهایی که در انسان وجود دارد و هم اسم با صفاتی است که در الله وجود دارند، همانند آنهایی نیستند که در الله وجود دارند. پس هر صفتی تابع موصوف خود است. الله تعالی چنان که در ذات خود هیچ همانندی ندارد، در صفاتش نیز چنین است و هیچ همانندی ندارد.

خلاصه‌ی جواب این است: روز آخرت، یک روز است که بر کافران بسیار سخت، و بر مومنان آسان است، و حقیقت آنچه در مورد انواع ثواب و عذاب در این روز آمده، در این دنیا قابل ادراک نیست، گر چه اصل معنایی که دارد در این دنیا برای ما معلوم است.


[۱] – سوره فرقان، آیه «۲۶».

[۲] – سوره مدثر، آیات «۹و۱۰».

[۳] – سوره سجده، آیه «۱۷».

[۴] – سوره طه، آیه «۵».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(165) سئل فضيلة الشيخ: هل يوم الحساب يوم واحد؟

فأجاب قائلاً:يوم الحساب يوم واحد ولكنه يوم مقداره خمسون ألف سنة كما قال الله -تعالى-: (سأل سائل بعذاب واقع . للكافرين ليس له دافع . من الله ذي المعارج . تعرج الملائكة والروح إليه في يوم كان مقداره خمسين ألف سنة (سورة المعارج ، الآيات “1-4”) أي إن هذا العذاب يقع للكافرين في يوم كان مقداره خمسين ألف سنة وفي صحيح مسلم من حديث أبي هريرة – رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ – أن النبي ، ﷺ ، قال: “ما من صاحب ذهب ولا فضة لا يؤدي منها حقها إلا إذا كان يوم القيامة صفحت له صفائح من نار وأحمي عليها في نار جهنم فيكوى بها جنبه، وجبينه ، وظهره ، كلما بردت أعيدت في يوم كان مقداره خمسين ألف سنة حتى يقضى بين العباد” وهذا اليوم الطويل هو يوم عسير على الكافرين كما قال- تعالى –: (وكان يوماً على الكافرين عسيراً) (سورة الفرقان ، الآية “26”) وقال -تعالى-: (فذلك يومئذ يوم عسير.على الكافرين غير يسير) (سورة المدثر ، الآيتان “9-10”) ومفهوم هاتين الآيتين أنه على المؤمن يسير وهو كذلك ، فهذا اليوم الطويل بما فيه من الأهوال والأشياء العظيمة ييسره الله –تعالى – على المؤمن ، ويكون عسيراً على الكافر. وأسأل الله – تعالى – أن يجعلني وإخواني المسلمين ممن يسره الله عليهم يوم القيامة.

والتفكير والتعمق في مثل هذه الأمور الغيبية هو من التنطع الذي قال النبي ، ﷺ ، فيه : “هلك المتنطعون ، هلك المتنطعون ، هلك المتنطعون ” . ووظيفة الإنسان في هذه الأمور الغيبية التسليم وأخذ الأمور على ظاهر معناها دون أن يتعمق أو يحاول القياس بينها وبين الأمور في الدنيا ، فإن أمور الآخرة ليست كأمور الدنيا ، وإن كانت تشبهها في أصل المعنى وتشاركها في ذلك ، لكن بينهما فرق عظيم ، وأضرب لك مثلاً بما ذكره الله – سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ – في الجنة من النخل ، والرمان ، والفاكهة ، ولحم الطير ، والعسل والماء واللبن ، والخمر وما أشبه ذلك مع قوله – عَزَّوَجَلَّ -: (فلا تعلم نفس ما أخفي لهم من قرة أعين جزاء بما كانوا يعملون) (سورة السجدة، الآية “17”) وقوله في الحديث القدسي : “أعددت لعبادي الصالحين ما لا عين رأت ولا أذن سمعت ولا خطر على قلب بشر” فهذه الأسماء التي لها مسميات بها في هذه الدنيا لا تعني أن المسمى كالمسمى وإن اشتركا في الاسم وفي أصل المعنى ، فكل الأمور الغيبية التي تشارك ما يشاهد في الدنيا في أصل المعنى لا تكون مماثلة له في الحقيقة ، فينبغي للإنسان أن ينتبه لهذه القاعدة وأن يأخذ أمور الغيب بالتسليم على ما يقتضيه ظاهرها من المعنى وألا يحاول شيئاً وراء ذلك.

ولهذا لما سئل الإمام مالك – رَحِمَهُ‌الله –عن قول الله تعالى – : (الرحمن على العرش استوى) (سورة طه ، الآية “5”) كيف استوى ؟ أطرق –رَحِمَهُ‌الله-برأسه حتى علاه الرحضاء – أي العرق –وصار يتصبب عرقاً وذلك لعظم السؤال في نفسه ثم رفع رأسه وقال قولته الشهيرة التي كانت ميزاناً لجميع ما وصف الله به نفسه – رَحِمَهُ‌الله -: “الاستواء غير مجهول ، والكيف غير معقول ، والإيمان به واجب والسؤال عنه بدعة” أ هـ .

فالسؤال المتعمق في مثل هذه الأمور بدعة لأن الصحابة –رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم- وهم أشد منا حرصاً على العلم وعلى الخير لم يسألوا النبي ، ﷺ مثل هذه الأسئلة وكفى بهم قدوة، وما قلته الآن بالنسبة لليوم الآخر يجرى بالنسبة لصفات الله –عَزَّوَجَلَّ – التي وصف بها نفسه من العلم ، والقدرة ، والسمع ، والبصر ، والكلام وغير ذلك فإن مسميات هذه الألفاظ بالنسبة إلى الله – عَزَّوَجَلَّ – لا يماثلها شيء مما يشاركها في هذا الاسم بالنسبة للإنسان ، فكل صفة فإنها تابعة لموصوفها فكما أن الله – سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ – لا مثيل له في ذاته فلا مثيل له في صفاته.

وخلاصة الجواب: أن اليوم الآخر يوم واحد وأنه عسير على الكافرين ويسير على المؤمنين، وأن ما ورد فيه من أنواع الثواب والعقاب أمر لا يدرك كنهه في هذه الحياة الدنيا وإن كان أصل المعنى فيه معلوماً لنا في هذه الحياة الدنيا.

مطالب مرتبط:

۱۷۸ – زنان در بهشت با کدام همسر خواهند بود؟

۱۷۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: اگر زنی در دنیا دو شوهر داشته باشد، در بهشت با کدام یک از آنها خواهد بود؟ و چرا الله ذکر کرده که برای مردان، همسرانی در بهشت خواهند بود، اما این را برای زنان ذکر نفرموده؟ جواب دادند: وقتی که زنی دارای دو شوهر در دنیا بوده، […]

ادامه مطلب …

۱۵۵ – اگر میت در قبر دفن نشود، آیا عذاب قبر به او می‌رسد؟

۱۵۵ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا اگر میت دفن نشد، و درندگان او را خوردند، یا باد، او را پخش کرد، عذاب قبر می‌شود؟ جواب دادند: بله، و عذاب بر روح خواهد بود. زیرا جسد ممکن است از بین رفته یا تلف و نابود شود. البته این امر، غیبی بوده و نمی‌توانم با […]

ادامه مطلب …

۱۷۱ – چرا الله جَلَّ‌جَلَالُهُ در روز قیامت عده‌ای را از آتش نجات می‌دهد که «هیچ خیری انجام نداده‌اند»؟

۱۷۱ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد این فرموده‌ی پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم سوال شد: «الله تعالی می‌فرماید: ملائکه و انبیاء و مومنان شفاعت کردند، و کسی جز ارحم الراحمین باقی نماند. پس جماعتی از اهل آتش را گرفته و از آن خارج می‌کند که هیچ خیری انجام نداده‌اند»، روایت مسلم. معنی این قسمت از حدیث چیست: […]

ادامه مطلب …

۱۸۴ – پناه بردن به الله از عذاب جهنم، شامل پناه از گناهان هم هست؟

۱۸۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: وقتی انسان از عذاب جهنم به الله پناه می‌برد، آیا منظور این است که از گناهانی که منجر به جهنمی شدن می‌شوند، پناه می‌برد یا از خود جهنم به الله پناه می‌برد؟ جواب دادند: هر دو را شامل می‌شود. شخص از عذاب جهنم به الله پناه می‌برد؛ یعنی […]

ادامه مطلب …

۱۶۲ – درباره‌ی خلقت مجدد در روز قیامت

توضیحی راجع به فتوای قبلی (شماره‌ی ۱۶۱) که گقته شد وصف جسم انسان‌ها در روز قیامت با جسمی که در دنیا دارد، متفاوت است...

ادامه مطلب …

۱۸۸ – اسم‌های روز قیامت چیست؟

۱۸۸ . از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد اسم‌های روز قیامت سوال شد. جواب دادند: الان نمی‌توانم همه‌ی اسم‌های قیامت را بشمارم. اما سبب تعدد آن، این است که این اسم‌ها دلالت بر اوصافی می‌کنند. قیامت، ساعت است، و کلمه‌ی ساعت در زبان عربی برای وقتی به کار می‌رود که در آن، حادثه‌ی بزرگ و سخت […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه