یکشنبه 3 شوال 1447
۲ فروردین ۱۴۰۵
22 مارس 2026

۸۶ – انواع تعطیل در اسماء و صفات الله جَلَّ‌جَلَالُهُ

۸۶ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد انواع تعطیل – در اسماء و صفات الله – سوال شد.

جواب دادند: تعطیل دو نوع است:

اول: تعطیل به معنای تکذیب و جحود. این نوع تعطیل، کفر است. مثال آن: شخصی بگوید که الله بر عرش نیست. این جحود و تکذیب است؛ زیرا الله تعالی می‌فرماید: {الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى}[۱]، یعنی: {رحمان – الله – بر عرشش قرار گرفت}، و کسی که خبر الله را تکذیب کند، کافر است.

دوم: تعطیل به معنای تاویل، که محل اختلاف بین علما در این است که آیا کسی که با تاویل، اسم یا صفتی را تاویل کند، تکفیر می‌شود یا خیر؟ مثال آن: شخصی استوای الله بر عرش را اثبات نماید. اما بگوید: معنای آن مستولی شدن است. این تعطیلِ تأویل است، و این نوع، همیشه باعث تکفیر شخص نمی‌شود. به همین خاطر کسی را که استواء را به استیلا تفسیر کند، تکفیر نمی‌کنیم.

در حقیقت این نوع از تعطیل دارای تفصیل است: گاهی انسان را مبتدع کرده و سبب تکفیرش نمی‌شود، و گاهی نیز او را مبتدع کرده و او را از اسلام نیز خارج می‌کند، که این بر حسب نصوص شرعی است که در مسئله وجود دارد.


[۱] – سوره طه، آیه «۵».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(86) وسئل فضيلة الشيخ رعاه الله تعالى: عن أنواع التعطيل؟

فأجاب بقوله: التعطيل نوعان:

الأول: تعطيل تكذيب وجحد، وهذا كفر. ومثاله رجل قال : إن الله لم يستو على العرش. فهذا جحود وتكذيب، لأن الله تعالى يقول : (الرحمن على العرش استوى) (سورة طه، الآية “5”). ومن كذب خبر الله فهو كافر .

الثاني: تعطيل تأويل، وهذا هو معترك الخلاف بين العلماء هل يحكم على من عطل تأويلاً بالكفر أولاً؟ ومثاله رجل أثبت أن الله على العرش استوى، لكن قال : أقول : إن معناه استولى فهذا تعطيل تأويل، وهذا قد لا يكفر به الإنسان، ولهذا لا نكفر من فسر الاستواء بالاستيلاء.

وهذا النوع في الحقيقة فيه تفصيل: فأحياناً يكون الإنسان مبتدعاً غير كافر، وأحياناً يكون مبتدعاُ كافراً حسب ما تقتضيه النصوص الشرعية في ذلك.

مطالب مرتبط:

۶۹ – معنای اسم «جبّار» از اسم‌های الله تعالی

جبار سه معنی دارد: اول: جبر قوت. او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است که با جبروت و عظمت خود، جباران را مقهور می‌گرداند. پس هر جباری هر چقدر هم بزرگ باشد، زیر قهر الله عز و جل و جبروت او و در دست و قبضه‌ی اوست. دوم: جبر رحمت. او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است که ضعیف را با غنا و قوت، توانگر می‌کند، و شكسته را سالم می‌کند، و دل شکستی را با رفع آن و رساندن فرج و طمانینه در آن جبران می‌کند، و اگر به خاطر او بر آن مشکلات صبر کنند، برای آنها ثواب زیاد و سرانجام نیکو قرار می‌دهد. سوم: جبر علوّ. پس او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فوق مخلوقات و بالای آنهاست، و با اینکه بالای آنهاست، نزدیکشان بوده و سخنانشان را شنیده و اعمالشان را دیده و می‌داند چه در دل‌هایشان می‌گذرد.

ادامه مطلب …

۹۳ – حکم کسی که زمان و روزگار را دشنام می‌دهد، چیست؟

دشنام دادن به زمانه، سه قسم است: (۱) منظورش رساندن خبری بدون لوم و سرزنش باشد. یا (۲) زمانه را بر این اساس که فاعل است، دشنام دهد. یا (۳) زمان را دشنام دهد، و معتقد باشد که الله فاعل است. ولی به این خاطر زمانه را دشنام می‌دهد که محل این امور ناخوشایند است...

ادامه مطلب …

۹۴ – جمع بین دو حدیث «یسبّ الدّهر» (زمانه را دشنام می‌دهد) و «الدنيا ملعونة» (دنیا نفرین شده است)

از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: چگونه بین این حدیث که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در روایتی که از الله عز و جل دارد، می‌فرماید: «فرزند آدم مرا آزار می‌دهد؛ زمانه را دشنام می‌دهد...»، و بین این حدیث که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌فرماید: «دنیا ملعون است، و هر چه در آن است، نیز ملعون است...»، باید جمع ببندیم؟

ادامه مطلب …

۷۹ – آیا اهل سنت لفظ «ید» (دست) را در آیه‌ی ﴿يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ﴾ تاویل می‌کنند؟

این فرموده‌ی الله تعالی: «یدالله فوق أیدیهم»، واضح است که در حقیقت دست الله بالای دست آنها نیست، و دستی که هنگام بیعت بالای دست آنها بود، دست پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بود، و پیامبر هم مبلّغ از جانب الله است. همچنین جایز است چنین بگوییم: منظور از «ید الله فوق أیدیهم» بر سبیل علوّ مطلق است. زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بالای همه چیز است.

ادامه مطلب …

۷۷ – درباره‌ی چیزهایی که الله جَلَّ‌جَلَالُهُ به خود نسبت می‌دهد؛ مثل: «وجه الله»، «ید الله»، و امثال آن

انواع چیزهایی که الله تعالی به خود اضافه می‌کند، سه تا است (۱) عینی که قائم به نفس خود است. (۲) عینی که قائم به نفس نیست، بلکه قائم به غیر است. (۳) اینکه وصفی محض باشد که مضاف در آن، صفت الله باشد، و این نوع، غیر مخلوق است.

ادامه مطلب …

۸۵ – آیا باید صفت «مَلل، (ملالت) را برای الله عز و جل اثبات کنیم؟

در حدیث از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آمده است که فرمود: «همانا الله خسته و ملول نمی‌شود تا اینکه شما خسته و ملول شوید». برخی از علما گفته‌اند این حدیث دال بر اثبات ملالت برای الله است، اما ملالت الله مانند ملالت مخلوق نیست، چه اینکه ملالت مخلوق، نقص است؛ زیرا دال بر خستگی و به تنگ آمدن او از این چیز است. اما ملالت الله، صفت کمال بوده و نقصی در آن نیست و این را مانند صفات دیگری که بر وجه کمال، برای الله ثابت می‌کنیم، اجرا می‌نماییم و گر چه در حق مخلوق، کمال به حساب نمی‌آید.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه