جمعه 4 محرم 1448
۲۹ خرداد ۱۴۰۵
19 ژوئن 2026

۹۴ – جمع بین دو حدیث «یسبّ الدّهر» (زمانه را دشنام می‌دهد) و «الدنيا ملعونة» (دنیا نفرین شده است)

۹۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: چگونه بین این حدیث که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در روایتی که از الله عز و جل دارد، می‌فرماید: «فرزند آدم مرا آزار می‌دهد؛ زمانه را دشنام می‌دهد…»، و بین این حدیث که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌فرماید: «دنیا ملعون است، و هر چه در آن است، نیز ملعون است…»، باید جمع ببندیم؟

جواب دادند: از صحت حدیث «دنیا ملعون است، و هر چه در آن است، نیز ملعون است»، اطلاعی ندارم، و گمان می‌کنم ضعیف است. اما به فرض صحتش، این سخن از باب سبّ و دشنام نیست، بلکه از باب خبر است و می‌گوید که خیری در آن نیست جز عالِم و متعلّم، یا ذکر الله و هر چه به آن مربوط است. اما سبّ زمانه با عیب جویی از آن و سرزنش آن و خشم از چیزهایی است که در آن صورت می‌گیرد، و نسبت دادن این مساله به زمانه است، در حالی که همه چیز به دست الله است، چنان که در همان حدیث آمده است: «و زمانه منم. همه چیز به دست من است. شب و روز را می‌چرخانم».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(94) سئل فضيلة الشيخ : كيف نجمع بين قوله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فيما يرويه عن ربه عز وجل : « يؤذيني ابن آدم ، يسب الدهر » . . ” الحديث ، وبين قول الرسول صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : « الدنيا ملعونة ملعون ما فيها » الحديث ؟

فأجاب قائلا : حديث « الدنيا ملعونة ملعون ما فيها » لا أدري عن صحته ، والذي أظن أنه ضعيف ، ولكن على تقدير صحته فليس هذا من باب السب ، إنما هو من باب الخبر وأنه لا خير فيها إلا عالم ومتعلم ، أو ذكر الله وما والاه ، وأما سب الدهر فهو عيبه ولومه والتسخط مما وقع فيه ، وإضافة هذا الشيء إلى الدهر مع أن الأمر كله بيد الله عز وجل كما جاء في الحديث نفسه : ( وأنا الدهر بيدي الأمر أقلب الليل والنهار.)

مطالب مرتبط:

۵۸ – شخصی که می‌گوید: الله تعالی بر عرشش به روشی رمزی استوا کرده

اگر چنین شخصی در این سخن به خوبی تامل کند در می‌یابد که در قرآنِ مبین چیزی که دارای معانی رمزی باشد، وجود ندارد. زیرا رموز مخالف با روشن بودن قرآن کریم و از دلالت‌های آن به دور است. چگونه می‌شود قرآن، رمزی باشد در حالی که الله تعالی می‌فرماید: {وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى}، (یعنی: و قرآن را بر تو نازل کردیم که بیان کننده‌ی همه چیز، و هدایت است).

ادامه مطلب …

۸۷ – حکم کسی که چیزی از اسماء یا صفات الله تعالی را انکار کند

انکار اسما و صفات الله جَلَّ‌جَلَالُهُ دو نوع است: (۱) انکاری که به معنای تکذیب باشد. که بدون شک کفر است. (۲) انکار به معنی تاویل، که به معنای تکذیب کردن نیست، اما آن را تاویل می‌کند...

ادامه مطلب …

۷۸ – حکم اضافه نمودن حوادث به صفتی از صفات الله جَلَّ‌جَلَالُهُ

اضافه نمودن حوادث به صفتی از صفات الهی به این معنا که این یکی از مقتضیات این صفت است، اشکالی ندارد. اما وقتی حوادث به صفتی از صفات الهی اضافه شوند و چنین بنماید که آن صفت است که آن کار را بدون دخالت موصوف – یعنی الله – انجام می‌دهد، جایز نیست.

ادامه مطلب …

۵۲ – آیا اسماء الله تعالی محصور هستند؟

اسم‌های الله تعالی محصور در عدد معینی نیستند. دلیل آن، فرموده‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در حدیث صحیح است که فرمود: «پروردگارا، من بنده‌ی تو، و پسر بنده‌ی تو، و پسر کنیز تو هستم»، تا آنجا که فرمود: «از تو به وسیله‌ی هر اسمی که متعلق به توست، خود را به آن نامیده‌ای، یا در کتابت نازل کرده‌ای، یا کسی از مخلوقاتت را به آن آگاه نموده‌ای، یا در علم غیبی که نزد خودت است، آن را برای خود برگزیده‌ای، می‌خواهم...» و آنچه که الله در علم غیب برای خود برگزیده است، امکان آگاهی یافتن به آن وجود ندارد، و هر چیزی که معلوم نباشد، محصور نیست.

ادامه مطلب …

۶۲ – آیا کسی قبل از شیخ الاسلام ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم رَحِمَهُمَاالله گفته است که معیّت، حقیقی بوده آن گونه که شایسته‌ی الله باشد؟

نمی‌دانم که کسی چنین تصریحی کرده باشد. اما آنچه اظهر است، این است که سخن گفتن در مورد این صفت، مثل سخن گفتن در مورد دیگر صفات است. آن گونه که حقیقت آن است، فهمیده می‌شود، و الله تعالی را از چیزی که شایسته‌ی او نیست، منزه می‌گرداند، چنان که صفت استواء و نزول و دیگر صفات فهمیده می‌شوند. به همین خاطر تا جایی که می‌دانم، صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم در مورد صفت استواء و نزول، لفظ ذات را به کار نبرده‌اند. یعنی نگفته‌اند او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با ذات خود بر عرش استواء کرده، یا با ذات خود به آسمان دنیا نزول می‌کند.

ادامه مطلب …

۷۶ – معنای حدیث: «الله، آدم را بر صورت خودش خلق کرد»

این حدیث، در صحیحین آمده و به اجماع مسلمانان و عقلا، ظاهرِ آن منظور نیست؛ زیرا فقط کرسیِ – محل قرار دادن دو پای – الله تعالی به وسعت آسمان‌ها و زمین است، و آسمان‌ها و زمین به نسبت کرسی، مانند حلقه‌ای است که در بیابانی وسیع افتاده است، و فضل عرش بر کرسی، مانند فضل این بیابان وسیع بر حلقه است. و هیچ کس به وصف نمودن یا تخیل کردن او احاطه‌ای ندارد، و کسی که چنین وصفی داشته باشد، ممکن نیست که بر صورت آدم باشد که شصت ذراع است. اما حدیث بر یکی از این دو معنی حمل می‌شود...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه