یکشنبه 3 شوال 1447
۲ فروردین ۱۴۰۵
22 مارس 2026

۸۰ – آیا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به «مکر» توصیف می‌شود؟

۸۰ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا الله به مکر توصیف می‌شود؟ آیا به آن نامیده می‌شود؟

جواب دادند: الله تعالی به مکر توصیف نمی‌شود مگر به صورت مقیّد. بنا بر این به صورت مطلق به مکر توصیف نمی‌شود. الله تعالی می‌فرماید: {أَفَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ فَلَا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ}[۱]، یعنی: {آیا از مکر الله در امان هستند؟ هیچ کس جز گروه زیانکاران از مکر الله در امان نیست}.

در این آیه دلیل وجود دارد که الله متعال دارای مکر است، و مکر یعنی رسیدن به حیله‌ی بزرگ‌تری برای غلبه بر خصم، طوری که احساس نکند. و در حدیثی که بخاری آورده، آمده است: «الحرب خُدعة»، یعنی: «جنگ، نیرنگ به کار بردن است».

اگر گفته شود: چگونه الله به مکر توصیف می‌شود با اینکه ظاهر این صفت، مذموم است؟

گفته می‌شود: مکر در جای خود، ستودنی و دال بر قدرت صاحبش بوده و نشانگر این است که بر خصم خود غلبه دارد. به همین خاطر است که الله متعال علی الإطلاق به مکر وصف نمی‌شود. پس جایز نیست بگوییم: «الله ماکر است». بلکه این صفت فقط در جایگاهی به کار می‌رود که مدح باشد. مثل این فرموده‌ی الهی: {وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ}[۲]، یعنی: {و مکر می‌کنند، و الله نیز مکر می‌کند}، و این فرموده‌اش: {وَمَكَرُوا مَكْرًا وَمَكَرْنَا مَكْرًا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ}[۳]، یعنی: {و آنها مکری کردند، و ما نیز مکری کردیم، در حالی که خبر نداشتند}، و این فرموده‌ی او تعالی: {أَفَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ}[۴]، یعنی: {آیا از مکر الله در امان هستند؟}، این صفت مطلقا نیز از او نفی نمی‌شود. بلکه در مقامی که مدح است، به آن توصیف می‌شود، و در مقامی که مدح نیست، به آن توصیف نمی‌شود.

همچنین، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با این صفت نامیده نمی‌شود. پس گفته نمی‌شود که یکی از اسم‌های الله، ماکر است. مکر از صفات فعلی است؛ به این خاطر که متعلق به مشیئت الله تعالی است.


[۱] – سوره أعراف، آیه «۹۹».

[۲] – سوره أنفال، آیه «۳۰».

[۳] – سوره نمل، آیه «۵۰».

[۴] – سوره أعراف، آیه «۹۹».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(80) سئل فضيلة الشيخ: هل يوصف الله بالمكر؟ وهل يسمى به؟

فأجاب بقوله: لا يوصف الله تعالى بالمكر إلا مقيداً فلا يوصف الله تعالى به وصفاً مطلقاً، قال الله تعالى: ( أفأمنوا مكر الله فلا يأمن مكر الله إلا القوم الخاسرون‌) (سورة الأعراف، الآية ” 99″).

ففي هذه الآية دليل على أن لله مكراً، والمكر هو التوصل إلى إيقاع الخصم من حيث لا يشعر. ومنه جاء في الحديث الذي أخرجه البخاري ” الحرب خدعة ” .

فإن قيل: كيف يوصف الله بالمكر مع أن ظاهره أنه مذموم؟

قيل: إن المكر في محله محمود يدل على قوة الماكر، وأنه غالب على خصمه ولذلك لا يوصف الله به على الإطلاق، فلا يجوز أن تقول: ” إن الله ماكر” وإنما تذكر هذه الصفة في مقام يكون مدحاً مثل قوله تعالى: ( ويمكرون ويمكر الله) (سورة الأنفال، الآية 30). وقوله: ( ومكروا مكراً ومكرنا مكراً وهم لا يشعرون‌) (سورة النمل، الآية 50). ومثل قوله تعالى: ( أفأمنوا مكر الله) (سورة الأعراف، الآية 99). ولا تنفى عنه هذه الصفة على سبيل الإطلاق، بل إنها في المقام الذي تكون مدحاً يوصف بها، وفي المقام الذي لا تكون فيه مدحاً لا يوصف بها.

وكذلك لا يسمى الله به فلا يقال : إن من أسماء الله الماكر، والمكر من الصفات الفعلية لأنها تتعلق بمشيئة الله سبحانه.

مطالب مرتبط:

۶۶ – اموری که واجب است به مشیئت الله واگذار کرد و اموری که شایسته نیست به مشیئت الله ربط داده شوند، چیستند؟

هر چیزی که در آینده می‌آید، افضل این است که به مشیئت الهی تعلق داده شوند. به دلیل این فرموده‌ی الله تعالی که می‌فرماید: «وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا ۞ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ»، (یعنی: و برای کاری، نگو که آن را فردا حتما انجام خواهم داد، مگر اینکه بگویی: اگر الله بخواهد). اما چیزی که گذشته، به مشیئت تعلق داده نمی‌شود، مگر اینکه بر وجه تعلیل باشد.

ادامه مطلب …

۹۴ – جمع بین دو حدیث «یسبّ الدّهر» (زمانه را دشنام می‌دهد) و «الدنيا ملعونة» (دنیا نفرین شده است)

از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: چگونه بین این حدیث که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در روایتی که از الله عز و جل دارد، می‌فرماید: «فرزند آدم مرا آزار می‌دهد؛ زمانه را دشنام می‌دهد...»، و بین این حدیث که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌فرماید: «دنیا ملعون است، و هر چه در آن است، نیز ملعون است...»، باید جمع ببندیم؟

ادامه مطلب …

۹۵ – حکم گفتن عباراتی چون: «زمانه تاریک است»، یا «زمانه غدار است»، یا «افسوس از زمانی که تو را در آن دیدم»

این عباراتی که در سوال ذکر شد، بر دو وجه اتفاق می‌افتند (۱) سبّ و قدح در زمانه باشد، که این حرام است و جایز نیست. (۲) به عنوان خبر دادن از چیزی بر زبان آورده شود، که این اشکالی ندارد.

ادامه مطلب …

۸۴ – آیا صفت «ملالت» برای الله جَلَّ‌جَلَالُهُ از حدیث، ثابت است؟

قاعده‌ای که نزد اهل سنت وجود دارد این است که ما الله جَلَّ‌جَلَالُهُ را با اوصافی که او خود را بدانها وصف کرده بدون تمثیل و بیان کیفیت، وصف می‌کنیم. وقتی که حدیث دال بر این است که الله دارای ملالت است، پس ملالت او همانند ملالت ما نیست. بلکه ملالتی است که هیچ نوع نقصی در آن راه ندارد.

ادامه مطلب …

۷۶ – معنای حدیث: «الله، آدم را بر صورت خودش خلق کرد»

این حدیث، در صحیحین آمده و به اجماع مسلمانان و عقلا، ظاهرِ آن منظور نیست؛ زیرا فقط کرسیِ – محل قرار دادن دو پای – الله تعالی به وسعت آسمان‌ها و زمین است، و آسمان‌ها و زمین به نسبت کرسی، مانند حلقه‌ای است که در بیابانی وسیع افتاده است، و فضل عرش بر کرسی، مانند فضل این بیابان وسیع بر حلقه است. و هیچ کس به وصف نمودن یا تخیل کردن او احاطه‌ای ندارد، و کسی که چنین وصفی داشته باشد، ممکن نیست که بر صورت آدم باشد که شصت ذراع است. اما حدیث بر یکی از این دو معنی حمل می‌شود...

ادامه مطلب …

رساله‌ای در خصوص تاویل «تقرب» بنده به پروردگارش

چیزهایی که در برخی از کلام شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله در تقریر تقرب بنده با حرکت روح و بدنش به پروردگارش آمده، و اینکه قرب بندگان به او و قرب او به بندگان، نزد جماهیر سلف و اتباعشان ممتنع نیست، مخالف با آن چیزی است که در کتاب "نقض التاسیس" در رد بر رازی نوشته، و بر این اساس، شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد این مسئله دارای دو قول است. اما کدام یک از آنها را می‌شود گفت نزد او ارجح است؟

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه