جمعه 18 شعبان 1447
۱۷ بهمن ۱۴۰۴
6 فوریه 2026

(۶۳۱۷) حکم استثنا کردن در دعا با گفتن «إن شاء الله» چیست؟

(۶۳۱۷) سوال: حکم استثنا کردن در دعا با گفتن «إن شاء الله» چیست؟

جواب:

استثنا در دعا دو نوع است: یکی جایز و دیگری ممنوع.
نوع جایز مانند دعای استخاره است: «اللهم إن كنت تعلم أن هذا خير لي في ديني ودنياي، وعاقبة أمري وآجله، فاقدره لي، ويسره لي» : (بار الهی، اگر می‌دانی که این کار برای دینم و دنیایم و سرانجام و عاقبت امرم، چه نزدیک و چه دور، بهتر است، آن را برایم مقدر کن و آن را برایم آسان گردان) این نوع دعای مشروط است.
همچنین در آیه‌ی لعان در سوره‌ی نور وقتی مردی همسرش را به زنا متهم می‌کند (و العیاذ بالله)، اگر شاهد نیاورد باید حد بخورد یا اینکه ملاعنه کند واگر ملاعنه را انتخاب کند، مرد چهار بار بر زنای همسرش شهادت می‌دهد و بار پنجم می‌گوید: {أَنَّ لَعۡنَتَ ٱللَّهِ عَلَیۡهِ إِن كَانَ مِنَ ٱلۡكَـٰذِبِینَ} [سوره النور: ۷]: (که لعنت الله بر او باد اگر دروغگو باشد) و زن نیز چهار بار شهادت می‌دهد که او دروغ می‌گوید و بار پنجم می‌گوید: {إِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلۡكَـٰذِبِینَ* وَٱلۡخَـٰمِسَةَ أَنَّ غَضَبَ ٱللَّهِ عَلَیۡهَاۤ إِن كَانَ مِنَ ٱلصَّـٰدِقِینَ} [سوره النور: ۸-۹]: (که آن مرد قطعاً دروغگوست* و پنجمین بار [بگوید] که خشم الله بر او باد اگر [شوهرش] راست گفته باشد) این هم استثنای جایز است و اشکالی در آن نیست.
و از جمله‌ی آنچه ابن قیم رَحِمَهُ‌الله از شیخ خود، شیخ الإسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله نقل کرده آن است که: برای مردم جنازه‌هایی از اهل بدعت آورده می‌شد که مشخص نبود آیا مسلمان‌اند یا کافر، ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله می‌گوید: رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را در خواب دید و از او درباره‌ی این مسأله پرسید، و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به او فرمود: «بر تو باد به شرط، ای احمد» (یعنی: شرط کن و احمد اسم شیخ الإسلام ابن تیمیه است) و روش شرط‌ کردن این است که بگوید: «اللهم إن كان هذا الميت مسلمًا فاغفر له وارحمه» : (بار الهی اگر این میت مسلمان است او را مورد مغفرت و رحمت خویش قرار بده) و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌داند که او مسلمان هست یا نه، پس اگر مسلمان باشد، دعا مطابق حق است، و اگر نباشد، امر را به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ واگذار کرده‌ای، پس این نوع استثنا در دعا جایز است.
اما نوع دوم استثنا، جایز نیست؛ زیرا معنایی را القا می‌کند که شایسته‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نیست؛ مثل اینکه کسی بگوید: «اللهم اغفر لي إن شئت»، «اللهم ارحمني إن شئت»، «اللهم أجرني من النار إن شئت»، یا «اللهم أدخلني الجنة إن شئت»، این جایز نیست، زیرا این نوع استثنا دو معنای نادرست را القا می‌کند:
نخست: اینکه گویا این امر کار بزرگی است که برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دشوار است، و به همین جهت می‌گویی: «اگر خواستی»، مثل وقتی‌که از کسی چیزی می‌خواهی و در توانایی او تردید داری، پس می‌گویی: «اگر خواستی»، تا او را به زحمت نیندازی.
دوم: معنای فاسد دومی هم دارد، و آن اینکه گویی الله دعای بنده را با اکراه اجابت می‌کند؛ وقتی کسی می‌گوید: «إن شئت»، چنین می‌نماید که گویا کسی هست که می‌تواند مانع تحقق اراده‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ شود درحالی‌که روشن است که هیچ‌کس نمی‌تواند الله را مجبور کند، هیچ چیز او را عاجز نمی‌سازد، و هیچ بخششی برای او بزرگ نیست، به همین دلیل، رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از این کار نهی کرده و فرموده است: «لَا يَقُولَنَّ أَحَدُكُمُ: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي إِنْ شِئْتَ، اللَّهُمَّ ارْحَمْنِي إِنْ شِئْتَ. لِيَعْزِمْ فِي الدُّعَاءِ؛ فَإِنَّ اللَّهَ صَانِعٌ مَا شَاءَ لَا مُكْرِهَ لَهُ» : (هیچ‌یک از شما نگوید: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي إِنْ شِئْتَ (بارالهی، اگر بخواهی مرا بیامرز) یا اللَّهُمَّ ارْحَمْنِي إِنْ شِئْتَ (بارالها! اگر بخواهی بر من رحم کن)، بلکه در دعا جدّی و قاطع باشد؛ زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ هرچه بخواهد انجام می‌دهد و هیچ‌کس او را مجبور نمی‌کند).
علاوه‌بر این، در این کار محظور دیگری نیز هست که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به آن اشاره کرده آنجا که فرمود: «لِيَعْزِمْ فِي الدُّعَاءِ» : (باید در دعا قاطع باشد) یعنی اگر کسی بگوید: «إن شئت»، گویی که از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بی‌نیاز است و برایش فرق نمی‌کند که خواسته‌اش برآورده شود یا نه، گویی می‌گوید: «اگر خواستی بده و اگر نخواستی نده، برایم مهم نیست»، و به همین جهت از چنین استثنایی نهی شده است.
اما عبارت «إن شاء الله»، باید توجه کرد که اگر مقصود گوینده این باشد که این امر بسته به مشیت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است (و نه به معنای «اگر خواستی»)، در این صورت از آن نهی نمی‌شود ولی اگر همان معنای «اگر خواستی» را داشته باشد، پس از آن نهی می‌شود با این حال، جزم به آن نمی‌کنیم که به معنای «اگر خواستی» است چون گوینده الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را با آن مورد خطاب قرار نمی‌دهد، بلکه «إن شاء الله» را در مقام تعظیم الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌گوید اما با این حال، نظر ما این است که بهتر آن است گفته نشود: «غفر الله لك إن شاء الله»، «ردك الله سالما إن شاء الله»، و مانند آن، بلکه می‌گوییم: در دعا قاطع باشد و با جزم دعا کن.
اگر کسی بگوید: آیا در عیادت مریض، این دعا وارد نشده که: «لَا بَأْسَ، طَهُورٌ إِنْ شَاءَ اللَّهُ» : (مشکلی نيست؛ ان شاءالله که اين بيماری پاک کننده (ی گناهان) است)؟ پاسخ آن است: بله، ولی این جمله در مقام خبر است نه در مقام دعا، یعنی: امیدوارم که این بیماری طَهارت و پاکی برای تو باشد، اگر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بخواهد چون بیماری ممکن است کفاره‌ی گناهان باشد، و ممکن هم هست نباشد، اگر انسان در بیماری صبر کند، آنگاه برای او طهور خواهد بود؛ همان‌طور که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «مَا يُصِيبُ الْمُسْلِمَ مِنْ نَصَبٍ، وَلَا وَصَبٍ، وَلَا هَمَّ وَلَا حُزْنٍ، وَلَا أَذًى وَلَا غَمٍ، حَتَّى الشَّوْكَةِ يُشَاكُهَا، إِلَّا كَفَرَ اللَّهُ بِهَا مِنْ خَطَايَاهُ» (هيچ رنج، بيماری، نگرانی، ناراحتی، آزار و غم و اندوهی به مسلمان نمی‌رسد و حتی خاری در پايش فرو نمی‌رود مگر اينکه الله گناهانش را به سبب آن می‌بخشد).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما حكم الاستثناء في الدعاء بقولنا: إن شاء الله؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: الاستثناء في الدعاء نوعان: أحدهما جائز، والثاني ممنوع. أما الجائز فمثل دعاء الاستخارة: اللهم إن كنت تعلم أن هذا خير لي في ديني ودنياي وعاقبة أمري وآجله، فاقدره لي، ويَسِّره لي. فهذا دعاء مُعَلَّق.

كذلك في آية اللعان -في سورة النور – إذا رمى الرجل زوجته بالزنا -والعياذ بالله – قيل له: أقم البَيِّنة، وإلا فَحَد في ظهرك، أو ملاعنة. فإذا اختار الملاعنة فسيشهد على زوجته بأنها زنت أربع مرات، ويقول في الخامسة ﴿ أَنَّ لَعۡنَتَ ٱللَّهِ عَلَیۡهِ إِن كَانَ مِنَ ٱلۡكَـٰذِبِینَ ﴾ [النور: ٧]. وتقول هي: إنه كاذب، وتشهد أربع شهادات بالله ﴿ إِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلۡكَـٰذِبِینَ* وَٱلۡخَـٰمِسَةَ أَنَّ غَضَبَ ٱللَّهِ عَلَیۡهَاۤ إِن كَانَ مِنَ ٱلصَّـٰدِقِینَ ﴾ [النور: ۸-۹]. فهذا استثناء جائز لا بأس به.

ومن ذلك ما ذكره ابن القيم رحمه الله عن شيخه شيخ الإسلام ابن تيمية رحمه الله أنه كان يُقدَّم إلى الناس جنائز من أهل البدع، فيُشكل عليه أهم كفار أم مسلمون، يقول: إنه رأى النبي في المنام فسأله عن هذه المسألة، فقال له: عليك بالشرط يا أحمد وأحمد هو اسم شيخ الإسلام ابن تيمية، وعليك بالشرط، يعني اشترط ، وكيفية الاشتراط أن يقول: اللهم إن كان هذا الميت مسلما فاغفر له وارحمه والله يعلم إن كان مسلما، فقد دعوت بحقِّ، وإن كان غير مسلم، فقد فوَّضت الأمر إلى الله، فهذا الاستثناء في الدعاء جائز.

النوع الثاني: استثناء لا يجوز لما يُوهِمُه مِن معنى لا يليق بالله -عز وجل- مثل أن يقول القائل: اللهم اغفر لي إن شئت، اللهم ارحمني إن شئت، اللهم أجرني من النار إن شئت، اللهم أدخلني الجنة إن شئت. فهذا لا يجوز، لأن هذا الاستثناء يوهم مَعْنَييْنِ فاسدين:

المعنى الأول: أن هذا أمر عظيم، يشُقُّ على الله -عز وجل- فتقول: إن شئت. كما تأمر غيرك بأمر، وتشك في قدرته عليه، فتقول: إن شئت. حتى لا ترهقه.

المعنى الثاني: أن هذا يوهم أن الله -تعالى- يجيب السائل مكرها، فيقول الرجل: إن شئت فكأن وراء الله من يستطيع أن يمنعه، ومعلوم أن الله لا مُكْرِه له، ولا يُعجزه شيء، ولا يتعاظمه شيء أعطاه، فلهذا نهى النبي صلى الله عليه وسلم عن هذا فقال: «لَا يَقُولَنَّ أَحَدُكُمْ: اللهُمَّ اغْفِرْ لِي إِنْ شِئْتَ، اللهُمَّ ارْحَمْنِي إِنْ شِئْتَ، لِيَعْزِمْ فِي الدُّعَاءِ، فَإِنَّ اللَّهَ صَانِعُ مَا شَاءَ، لَا مُكْرِهَ لَهُ».

ثم إن فيه محظورًا آخر أشار إليه النبي صلى الله عليه وسلم في قوله: «ليَعْزِمْ فِي الدُّعَاءِ». وهو أنه إذا قال: إن شئت، فكأن هذا الداعي مُستغن عن الله، فكأنه يقول: إن شئت فافعل، وإن شئت فلا تفعل، فأنا لا يهمني فلذلك يُنهى عن الاستثناء على هذا الوجه.

أما قول إن شاء الله. فهذا يُنظر: إن قصد الإنسان بقوله: إن شاء الله أن هذا الأمر يقع بمشيئة الله، فهذا لا يُنهى عنه، وأما إذا كان بمعنى إن شئت، فهذا يُنهى عنه، ولم نجزم بأنه بمعنى إن شئت لأن الإنسان لم يخاطب الله به، بل قال: إن شاء الله على سبيل تعظيم الله -عز وجل- لكن مع هذا نرى أن الأفضل ألا يقول: غفر الله لك إن شاء الله، ردك الله سالما إن شاء الله. وما أشبه ذلك، بل نقول: اجزم فإن قال قائل: أليس من دعاء عيادة المريض أن يقول العائد للمريض: «لا بَأْسَ، طَهُورٌ إِنْ شَاءَ اللَّهُ». فالجواب: بلى، لكن هذا من باب الخبر، وليس من باب الدعاء، يعني أرجو الله أن يكون طهورا لك إن شاء الله، فهو من باب الرجاء، لأن المرض قد يكون طهورًا للإنسان، وقد لا يكون، فالإنسان إذا صبر صار طهورًا له، كما قال النبي -عليه الصلاة والسلام -: «مَا يُصِيبُ الْمُسْلِمَ مِنْ نَصَبٍ، وَلَا وَصَبٍ، وَلَا هَمَّ وَلَا حُزْنٍ، وَلَا أَذًى وَلَا غَمِّ، حَتَّى الشَّوْكَةِ يُشَاكُهَا، إِلَّا كَفَرَ اللَّهُ بِهَا مِنْ خَطَايَاهُ».

مطالب مرتبط:

(۶۳۵۸) آیا از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم دعای خاصی هنگام افطار و هنگام سحری وارد شده است؟

اما در مورد سحری، دعای خاصی در این‌باره نمی‌شناسم، ولی دعاهای عمومی برای خوردن و نوشیدن در تمام حالات وجود دارد، مانند گفتن «بسم الله» هنگام خوردن یا نوشیدن، و مانند «الحمدلله» گفتن پس از پایان غذا؛...

ادامه مطلب …

(۶۳۰۰) موانع اجابت دعا کدام‌اند؟

موانع اجابت دعا در حقیقت قابل حصر نیستند؛ چون برخی موانع، پنهان‌اند؛ مانند آنچه در دل شکل می‌گیرد از قبیل بعید دانستن اجابت و مانند آن، اما از موانع محسوس، این است که دعا شامل ظلم باشد...

ادامه مطلب …

(۶۳۴۷) آیا مسح صورت با دست‌ها بعد از دعا، سنت است یا بدعت؟

به نظر من کسی که صورتش را مسح می‌کند مورد انکار قرار نمی‌گیرد، و کسی هم که مسح نمی‌کند، نیز به این کار امر نمی‌شود....

ادامه مطلب …

(۶۳۲۰) حکم بالا بردن دست‌ها هنگام دعا و در قنوت

حکم نهائی در این‌باره این است که اصل در آداب دعا آن است که انسان دست‌هایش را مانند فقیرِی که درخواست‌ می‌کند، به سوی پروردگارش بلند کند و این قول رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بدان دلالت دارد....

ادامه مطلب …

(۶۳۲۹) حکم دعا کردن برای معلمی که وظیفه‌ی خود را به‌ طور کامل و شایسته انجام می‌دهد، چیست؟

دعا برای او کار خوبی است؛ زیرا او از نیکوکاران است...

ادامه مطلب …

(۶۳۰۹) آیا دعای بی‌صلوات به آسمان نمی‌رسد؟

صلوات فرستادن بر رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم قبل از دعا، و شروع به حمد و ستایش الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ قبل از دعا، افضل و مشروع‌ است، اگر کسی خواست دعا کند، با حمد الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و ستایش او آغاز کند....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه