یکشنبه 20 شعبان 1447
۱۹ بهمن ۱۴۰۴
8 فوریه 2026

(۲۹۹۵) مقدار مسافتی که نماز در آن قصر می‌‌شود چقدر است؟

(۲۹۹۵) سوال: مقدار مسافتی که نماز در آن قصر می‌‌شود چقدر است؟ اسبابی که باعث عدم عدم خشوع در نماز می‌‌شود چیست؟

جواب:

این سؤال دو بخش است:
اول: در مورد مسافتی که در آن نماز قصر می‌‌شود؛ علما از جمله محدثین و فقهاء پیرامون این مسأله اختلاف نموده‌‌اند و بیشتر اهل علم نظرشان این است که مسافت آن شانزده فرسخ یعنی هشتاد و دو کیلومتر است.
برخی از علماء نظرشان این است که سفری که در آن نماز قصر می‌‌شود در شریعت محدودیتی ندارد زیرا از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وارد نشده که آن را برای امتش محدود کند لذا محدود بودن آن توقیفی است یعنی بنابر آن چیزی است که در شریعت وارد شده است و زمانی که در شریعت وارد نشده به عرف بر می‌‌گردد لذا هر آنچه در عرف مردم مسافرت محسوب می‌‌شود آن مسافرت است و هر آنچه در عرف مردم مسافرت محسوب نمی‌‌شود مسافر نیست بنابراین قاعده این است که هر آنچه در شریعت آمده و محدود نشده به عرف بر می‌‌گردد و قول ناظم بر همین دلالت دارد:
“و کل ما أتی و لم یحدد… فی الشرع کالحرز فبالعرف احدد”
(هر آنچه در شریعت آمده و مشخص نشده مانند حرز (جایگاه و ظرف یک چیز در بحث دزدی و سرقت) به وسیله‌‌ی عرف مشخص می‌‌شود‌‌)
این ترجیح شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله است.
بنابراین هنگامی که انسان به اندازه‌‌‌‌ی بیست کیلومتر خارج شد و در آن جا توقف نمود تا اینکه آذوقه و سایل سفر را آماده کند سفر محسوب می‌‌شود.
اما اگر به اندازه‌‌ی این مسافت بیرون رفت و زود برگشت مانند اینکه برای ولیمه (غذای عروسی) دعوت شده بود یا شبیه به این سپس برگشت مسافر محسوب نمی‌‌شود و این چیزی است که نفس انسان به آن تمایل می‌‌کند مگر اینکه اشکال آن این است که دارای انضباظ و قاعده نیست بر خلاف قول اول که مسافت آن مشخص شده است لذا این منظبط و به فهم مردم نزدیک‌‌تر است بنابراین هرکس به این قول عمل کند إن شاء الله اشکالی ندارد.
بخش دوم سؤال: چه چیزی بر خشوع در نماز کمک می‌‌کند؟
بزرگ‌‌ترین چیزی که بر خشوع انسان در نماز کمک می‌‌کند این است که نمازگزار احساس کند که با پروردگارش مناجات می‌‌کند و او را خطاب قرار می‌‌دهد و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ مناجات او را پاسخ می‌‌دهد همان‌‌طور در حدیث صحیحی از ابو هریرة رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت شده که می‌‌فرماید: الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌فرماید: «قسمت الصلاة بینی و بین عبدی نصفین، فإذا قال: {الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}[الفاتحه: ۱]، قال الله: حمدني عبدي، و إذا قال: {الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ}[ الفاتحه: ۲]، قال الله تعالی: أثنی علی عبدی. و إذا قال: {مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ}[ الفاتحه: ۳]، قال الله: مجدنی عبدی. و إذا قال: {إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ}[ الفاتحه: ۴]، قال: هذا بینی و بین عبدی، و إذا قال: {اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}[ الفاتحه: ۵]، قال: هذا لعبدی و لعبدی ما سأل» (نماز را بین خود و بنده‌‌ام به دو قسمت تقسیم نموده‌‌ام لذا هرگاه بنده‌‌ام گفت: {الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ} الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌فرماید: بنده‌‌ام مرا حمد نمود. هرگاه گفت: {الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ} الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌فرماید: بنده‌‌ام مرا ثنا و ستایش نمود. هرگاه گفت: {مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ} الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌فرماید: بنده‌‌ام مرا تعظیم نمود، هرگاه گفت: {إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ} الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌فرماید: این بین من و بنده‌‌ام است و هرگاه گفت: {اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ} الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌فرماید: این برای بنده‌‌ام است و بنده‌‌ام آنچه از من بخواهد برای او اجابت می‌‌کنم) لذا هرگاه انسان چنین احساسی داشته باشد باید هر آن چه را در نماز می‌‌گوید و انجام می‌‌دهد به یاد داشته باشد زیرا در مقابل الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ که از قلبش و آنچه او را وسوسه می‌‌کند آگاه است ایستاده است.
از جمله چیزهایی که بر خشوع انسان کمک می‌‌کند آن چیزی است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به آن راهنمایی نموده است که به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از شر شیطان رانده شده پناه ببرد لذا هرگاه احساس وسواسی نمود سه بار در سمت چپش تف نموده و به الله از شیطان رانده شده پناه ببرد (أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بگوید) این کار به اذن الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باعث برطرف شدن می‌‌شود اما هرگاه انسان در نماز جماعت باشد چه کاری انجام دهد؟ چگونه سه مرتبه به سمت چپش تف کند؟ می‌‌گوییم: کافی است به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از شیطان رانده شده پناه ببری بدون اینکه تف کنی تا اینکه موجب اذیت اطرافیانت نشوی.
از جمله چیزهایی که به خشوع کمک می‌‌کند این است که انسان خود را برای نماز فارغ سازد به طوری مشغله‌‌ای نداشته باشد که او را مشغول سازد مانند حبس ادرار یا مدفوع، اضافه‌‌ی غذا و… به دلیل فرموده‌‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم : «لا صلاة بحضرة الطعام، ولا و هو یدافعه الأخبثان» (هنگام حضور غذا یا هنگامی که انسان قصد دفع ادرار یا مدفوع دارد نماز نخواند).
از جمله چیزهایی که بر خشوع کمک می‌‌کند دوری از چیزهایی که باعث حواس پرتی می‌‌شود لذا از سر و صدا و جاهایی که با صدای بلند صحبت می‌‌کنند و درس می‌‌خوانند و شبیه این‌‌ها دور کند
از این جا وارد مسأله‌‌ی مهمی می‌‌شویم و آن هم این است که برخی از مردم در مسجد قرآن را تلاوت می‌‌کنند در حالی که صدای نرم و بلندی دارند و قرآن را با نوا می‌‌خوانند و اطراف آن‌‌ها کسانی نماز می‌‌خوانند این کار باعث حواس پرتی آ‌‌ن‌‌ها می‌‌شود این از جمله چیزهایی است که رس. ل الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از آن نهی کرده‌‌اند هنگامی که دیدند اصحابش در مسجد با صدای بلند نماز می‌‌خوانند فرمود: «لا یجهر بعضکم علی بعض فی القرآن» أو «فی القراءة» و در حدیثی دیگر: «لا یؤذین بعضکم بعضا» (برخی در هنگام خواندن قرآن صدای خود را بالا نبرند یا با بالا بردن صدای خود هنگام خواندن قرآن دیگران را اذیت نکنند) لذا آن را اذیت قرار داد و راست گفت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم چرا که نمازگزار در این حالت اذیت می‌‌شود و آنچه از برادرش که در حال خواندن است می‌‌شنود باعث حواس پرتی او می‌‌شود لذا بر قاری قرآن واجب است که در این حالت صدای خود را پایین آورد تا باعث حواس پرتی برادران خود نشود و نماز آن‌‌ها را تباه سازد.
همچنین اشاره‌‌ای می‌‌کنیم به آنچه برخی از امامان انجام می‌‌دهند -از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای خود و آن‌‌ها طلب هدایت می‌‌کنیم- صدای بلندگو را در هنگام نماز در مناره‌‌ها بلند می‌‌کنند که با این کار حواس پرتی ایجاد می‌‌شود و بسیاری از مردم گله می‌‌کنند تا جایی که برخی از مساجد که نزدیک به هم هستند و جهت باد به سمت مسجد دیگر است اهل مسجد به جای گوش دادن به تلاوت امام خود به تلاوت امام مسجد دومی مشغول می‌‌شوند به خصوص زمانی که تلاوت و صدایش خوب باشد لذا مردم بسیار مشغول می‌‌شند تا جاییکه شنیدم برخی از مردم در تلاوت سوره‌‌ی فاتحه به امامی غیر از امام خودش اقتدا می‌‌کند و بدون شک باعث حواس پرتی نمازگزاران هنگام سجود و رکوع می‌‌شود در حالی از طریق بلندگوها در مناره به صدای او گوش می‌‌دهند معلوم است که این کار در حقیقت در آن مصلحتی وجود ندارد و باعث اذیت می‌‌شود و انسان عاقل کاری را انجام نمی‌‌دهد مگر در صورتی که مصلحت آن خالص باشد و مفسده‌‌ای در آن نباشد یا مصلحت آن بیشتر باشد اما آنچه در آن مصلحتی وجود ندارد و در آن اذیت است انسان عاقل آن را انجام نمی‌‌دهد به خصوص زمانی که به او رسیده باشد که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم اصحابش را از بالا بردن صدای قرآن نهی نموده است. همچنین بالا بردن صدای بلندگو در مناره باعث اذیت همسایه‌‌های مسجد می‌‌شود چه بسا همسایه‌‌ی مسجد به ذکری خاص، تلاوت، مراجعه‌‌ی مسأله‌‌ای شرعی یا مسأله‌‌ای علمی مشغول باشد که باعث حواس پرتی او می‌‌شود چه بسا بیمار باشد و هنگامی که نماز صبح را خواند نیاز به استراحت و خواب داشته باشد لذا هرگاه خواست بخوابد در حالی که این صدا را بشنود خواب از سرش می‌‌پرد.
بنابراین این مسأله یعنی بالا بردن صدای بلندگو در مناره هنگام نماز صاحب آن بهره‌‌ای نبرده است زیرا آن‌‌طور که می‌‌دانم مصلحتی بر آن مترتب نمی‌‌شود بلکه یا سالم از گناه و یا به خاطر اذیت نمودن برادرانش گناهکار باشد.
لذا نصیحت من به برادرانم این است که حداقل به اقامه نمودن نماز در مناره اکتفا نموده و انتقال نماز را از مناره رها کنند.
هنگامی که من این را می‌‌گویم به معنای انکار استفاده‌‌ی بلندگو در نماز نیست بلکه می‌‌گویم: از اذیت برادرانتان بپرهیزید اما از بلندگو در نماز هرگاه بدون اذیت به آن نیاز بود استفاده شود همانند اینکه مسجد بزرگ باشد و جماعت زیاد باشد اشکالی ندارد بلکه می‌‌گوییم: خوب است اما اگر نیازی نباشد استفاده نکردن آن حتی در داخل مسجد بهتر است چون عادت نمودن مردم به عدم بهره بردن از قرآن مگر به وسیله‌‌ی این صدا که از طریق بلندگو منتقل می‌‌شود خالی از اشکال نیست به همین دلیل شایسته است انسان در این امور و غیر از این امور بیاندیشد و مصالح و مفاسد را بسنجد و آنچه نزد الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ رضایت بخش‌‌تر است و باعث اذیت بندگان الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نمی‌‌شود را انجام دهد.
همچنین چیزهایی که ضرر آن کمتر از این است نزد ما شکایت شده مثل اقامه‌‌ی نماز به وسیله‌‌ی بلندگو در مناره گفتند: فرزندان ما منتظر می‌‌مانند تا اینکه صدای اقامه را بشنوند سپس بلند شده، وضو بگیرند و سریع بروند و چه بسا چیزی از آن نماز یا کل نماز را از دست دهند یا وضو را به صورت کامل نگیرند و شکایت آن‌‌ها به خاطر این است که اقامه به وسیله‌‌ی بلندگو در مناره منع شود اما نفسم به آن تمایل ندارد زیرا شنیدن اقامه از مسجد امری است که در زمان پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وارد شده لذا پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌‌فرماید می‌‌فرماید: «إذا سمعتم الإقامة فامشوا إلی الصلاة و علیکم السکینة والوقار، ولا تسرعوا، فما أدرکتم فصلوا، وما فاتکم فأتموا»(هرگاه صدای اقامه‌‌ی نماز را شنیدید با آرامش و سنگینی سوی نماز بروید و شتابان نروید هر آنچه را درک کردید بخوانید و آنچه از شما فوت شد را تکمیل کنید) و این دلالت می‌‌دهد بر اینکه اشکالی ندارد که صدای اقامه را از خارج مسجد بشنوی.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما مقدار المسافة التي تقصر بها الصلاة؟ وما هي الأسباب التي تجعل المصلي لا يخشع في الصلاة؟

فأجاب -رحمه الله تعالى -: هذا السؤال من فقرتين:

الفقرة الأولى: عن المسافة التي تقصر فيها الصلاة، والمسافة التي تقصر فيها الصلاة اختلف فيها العلماء من محدثين، وفقهاء، وعامة أهل العلم على أنها ستة عشر فرسخًا، أي ما يقارب اثنين وثمانين كيلو.

ومن العلماء من ذهب إلى أن السَّفَرَ الذي تقصر فيه الصلاة ليس له حد في الشرع؛ لأنه لم يرد عن النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم- أنه حدد ذلك لأمته، فتحديده توقيف، أي موقوف على ما ورد الشرع به، و إذا لم يرد الشرع به كان مرجعه إلى الْعُرْفِ، فما تعارف الناس على أنه سفر فهو سفر، وما تعارف الناس على أنه ليس بسفر فليس بسفر، فإن القاعدة أن كل ما جاء بالشرع غير محدد شرعًا فإنه يرجع فيه إلى العرف، وعلى هذا قول الناظم:

وكل ما أتى ولم يحدد في الشرع كالحِرْز فبالعرف احدد وهذا الأخير اختيار شيخ الإسلام ابن تيمية رحمه الله.

وعلى هذا: فإذا خرج الإنسان نحو عشرين كيلو، ومكث هناك مكونا يحمل من أجله الزاد والمزاد وتهيأ الراحلة، فإنه يعتبر سفرًا. وأما إذا خرج إلى مثل هذه المسافة ورجع عن قرب، كأن يكون مدعوا لوليمة أو نحوها ثم يرجع، فإن هذا ليس بمسافر. وهذا هو الذي تميل إليه النفس، إلا أنه يُشْكِل عليه أنه غير منضبط، بخلاف القول الأول الذي يحدد المسافة بشيء معين، فإنه يكون منضبطاً وأقرب إلى فهم الناس، فمن أخذ به فلا حرج عليه إن شاء الله .

الفقرة الثانية في السؤال: ما الذي يُعِينُ على الخشوع في الصلاة؟ أكبر معين على الخشوع في الصلاة أن يشعر الإنسان أنه إذا وقف يصلي أنه يناجي الله -عز وجل- يخاطبه وأن الله -سبحانه وتعالى – يَرِدُ عليه هذه المناجاة، كما ثبت في الصحيح من حديث أبي هريرة رضي الله عنه عن النبي -صلى الله عليه وعلى آله وسلم- أنه قال: قال الله تعالى: «قسمت الصلاة بَيْنِي وَبَيْنَ عَبْدِي نِصْفَيْنِ، فإذا قال: ﴿الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَلَمِينَ ﴾ [الفاتحة: ٢]، قال الله: حَمِدَنِي عَبْدِي، وإذا قال: ﴿ الرحمن الرحيمِ ﴾ [الفاتحة: 1]، قال الله تعالى: أَثْنَى علي عبدي. وإذا قال : ﴿ مَالِكِ يوم الدين ﴾ [الفاتحة: ٤]، قال الله: تجدني عبدي، وإذا قال : ﴿ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ﴾ [الفاتحة: ٥] قال: هذا بيني وبين عبدي، وإذا قال: ﴿ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ ﴾ [الفاتحة: ٦]، قال: هذا لعبدي، ولعبدي ما سأل»، فإذا شعر الإنسان بهذا الشعور فلا بد أن يستحضر ما يقوله ويفعله في صلاته؛ لأنه بين يدي الله -عز وجل- الذي يعلم ما في قلبه، ويعلم ما تُوَسْوِسُ به نفسه.

ومما يعين على ذلك ما أرشد إليه النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم- من الاستعاذة بالله من الشيطان الرجيم، فإذا أحس الوساوس والهواجس تفل عن يساره ثلاث مرات، واستعاذ بالله من الشيطان الرجيم، فإن ذلك يذهب بإذن الله ، ولكن إذا كان الإنسان في جماعة فماذا يصنع ؟ كيف يتفل عن يساره ثلاث مرات؟ نقول: يكفي أن تستعيذ بالله من الشيطان الرجيم دون تَفْلِ، لكي لا تؤذي من حولك.

ومما يعين على ذلك أن يتفرغ الإنسان للصلاة، بحيث لا يكون عنده شاغل يشغله كاحتباس بول أو غائط، أو فضول طعام يشتهيه، أو ما أشبه ذلك؛ لقول النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم -: «لا صلاة بحضرة طعام ولا وهو يدافعه الأخبثان».

ومما يعين على ذلك البعد عما يكون به التَّشْوِيشُ والإشغال، فيبتعد عن الضوضاء، والمتحدثين والدارسين بصوت مرتفع وما أشبه ذلك.

ومن هنا ننطلق إلى مسألة مهمة وهي: إن بعض الناس يكون في المسجد يقرأ القرآن، وله صوت رَخِيمٌ مرتفع يترنم بالقرآن وحوله من يُصَلُّونَ، فيشوش عليهم ويشغلهم عن صلاتهم، وهذا مما نهى عنه الرسول صلى الله عليه وعلى آله وسلم، حيث رأى أصحابه في المسجد يصلون ويجهرون، فقال -صلى الله عليه وعلى آله وسلم: «لا يجهر بعضكم على بعض في القرآن»، أو قال: «في القراءة»، وفي حديث آخر: «لا يؤذين بعضكم بعضا» فجعله أذِيَّة، وصدق رسول الله ، فإن المصلي يتأذى في مثل هذه الحال، ويشوش عليه ما يسمعه من أخيه القارئ، فعلى القارئ أن يخفض صوته في مثل هذه الحال، لكي لا يشوش على إخوانه فيفسد عليهم صلاتهم.

وننطلق أيضًا انطلاقة أخرى إلى ما يفعله بعض الأئمة -نسأل الله لنا ولهم الهداية – من رفع الصلاة في مكبرات الصوت في المآذن، فإن هذا يحصل به من التشويش ما قد شكا منه كثير من الناس حتى إن بعض المساجد إذا كانت قريبة، وكانت الريح منصرفة إلى مسجد آخر، أو متجهة إلى مسجد آخر، ينشغل أهل المسجد الآخر بقراءة إمام المسجد الثاني عن استماعهم لقراءة إمامهم، لا سيما إذا كانت قراءته جيدة وصوته حسنًا، فإن الناس ينشغلون به كثيرا، حتى سمعت أن بعض الناس أَمَّنَ على قراءة الفاتحة دون إمامه، ولا شك أنه يشغل المصلين إذا سجدوا وإذا ركعوا وهم يستمعون إلى قراءته من خلال مكبر الصوت على المآذن، ومن المعلوم أن هذا ليس فيه مصلحة في الحقيقة أصلا، وفيه هذه الأذية، والإنسان العاقل لا يفعل شيئًا إلا إذا كانت مصلحته خالصة لا مفسدة فيها، أو راجحة على مفسدته، أما ما هو لا مصلحة فيه وفيه الأذية فإن العاقل لا يفعله، لاسيما وأنه يبلغه أن النبي -صلى الله عليه وعلى آله وسلم- «نهى أصحابه أن يجهر بعضهم على بعض في القراءة»، ثم إن رفع الصوت من المئذنة بمكبر الصوت قد يؤذي جيران المسجد، قد يكون جار المسجد مشتغلا بورد خاص له، أو بقراءة أو بمراجعة مسألة شرعية، أو أي من مسائل العلم النافع، فيشوش عليه هذا تشويشا بالغا، وقد يكون مريضًا يحتاج إلى الراحة والنوم حينما صلى الفجر، فإذا أخذ في النوم وسمع هذا الصوت طار عنه النوم.

وعلى كل حال فهذه المسألة – أعني: رفع الصوت من المئذنة بالصلاة صاحبها لا يكون غانما، لأنه لا يترتب عليه شيء من المصلحة فيما نعلم، بل هو إما سالم، وإما آثم بما يحصل من أذية إخوانه.

فنصيحتي لإخواني أن يقتصروا على الأقل على إقامة الصلاة في المئذنة، وأن يدعوا نقل الصلاة من فوق رؤوس المآذن.

وأنا حينما أقول هذا لست أنكر استعمال المكبر في الصلاة، لكنني أقول: احذروا الأذية لإخوانكم، أما استعمال المكبر في الصلاة فهذا إذا دعت الحاجة إليه بدون أذية، كما لو كان المسجد كبيرًا والجماعة كبيرة، فهذا لا بأس به، وقد نقول: إنه مستحسن، أما إذا لم يكن له داع فتركه أولى حتى في داخل المسجد؛ لأن اعتياد الإنسان أن لا يتلذذ بالقرآن إلا بواسطة هذا الصوت المنقول على هذا المكبر فيه شيء من النظر، لذلك ينبغي للإنسان في هذه الأمور وغيرها أن يتدبر ويتأمل، ويقارن بين المصالح والمفاسد، ويتبع ما يكون أَرْضَى الله وأبعد عن إيذاء عباد الله.

ثم إنه قد شُكِيَ إلينا شيء أقل من ذلك ضررا، وهو: إقامة الصلاة من على المئذنة بمكبر الصوت فقالوا: إن أولادنا ينتظرون حتى يسمعوا الإقامة ثم يقومون ويتوضؤون ويذهبون بسرعة، وربما يفوتهم شيء من الصلاة أو كل الصلاة، وربما يؤدون الوضوء من غير إسباغ، وشكوا ذلك من أجل القول بمنع نقل الإقامة من على المئذنة ولكن في نفسي من هذا شيء، لأن سماع الإقامة من المسجد أمر وارد في عهد النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم-، فقد قال عليه الصلاة والسلام: «إذا سمعتم الإقامة فامشوا إلى الصلاة وعليكم السكينة والوقار، ولا تُسْرِعُوا، فما أدركتم فَصَلُّوا، وما فاتكم فأتموا»، وهذا يدل على أنه لا حرج من أن تسمع الإقامة من خارج المسجد.

مطالب مرتبط:

(۲۹۹۶) آغاز قصر نماز در سفر و حکم اقتدای مقیم به امام مسافر

برای مسافر جایز نیست مادامی که در شهر است نماز را قصر کند تا اینکه از شهر خارج شود حتی اگر فرض شود تصمیم قطعی گرفته باشد و وسایلش را در ماشین، هواپیما یا کشتی قرار داده باشد مادامی که در شهر است جایز نیست قصر بخواند ...

ادامه مطلب …

(۲۹۸۰) اگر انسان برای تحصیل به خارج از کشور برود آیا می‌‌تواند نماز را قصر کند؟

برخی از علما می‌‌گویند: اگر مسافر قصد ماندن بیش از چهار روز را داشته باشد حکم سفر از او قطع می‌‌شود لذا نمی‌‌تواند از رخصت قصر و جمع همچنین مسح بر خف یا جوراب بیش از یک شبانه روز استفاده کند....

ادامه مطلب …

(۲۹۵۵) آیا رخصت‌های سفر برای مسافرت‌های راحت امروز هم جاری است؟

رخصت‌‌هایی که برای سفر ثابت شده به صورت اطلاق آمده و قید مشقت در آن نیست...

ادامه مطلب …

(۳۰۱۰) ادای نماز در سفر هوایی: در هواپیما، هنگام فرود یا پس از آن؟

هرگاه وقت نماز فرا رسید و از جمله نمازهایی بود که با نماز بعدی جمع می‌‌شود در حالی که در هواپیما بودی آن را به تأخیر بینداز تا اینکه به فرودگاه برسی و پیاده شوی سپس جمع تأخیر بخوانی....

ادامه مطلب …

(۲۹۵۲) آیا قصر و جمع نمودن نمازها در سفر جایز است؟

قصر نمودن نماز برای مسافر در نماز مشروع است و تأکید شده است و بر انسان مکروه است که در هنگام سفر نمازش را کامل بخواند...

ادامه مطلب …

(۲۹۸۲) حکم قصر و جمع نماز برای مسافری با نیت اقامت دو یا سه روزه

اگر قصد داری در مکانی به مدت دو یا سه روز بمانی در حالی که در سفر هستی اشکالی ندارد که نمازها را به صورت قصر بخوانی...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه