جمعه 8 شوال 1447
۷ فروردین ۱۴۰۵
27 مارس 2026

(۱۴۵۵) لطفا برخی از احکام مسح بر خف را بیان کنید.

(۱۴۵۵) سوال: شیخ بزرگوار! لطفا برخی از احکام مسح بر خف را بیان کنید.

جواب:

مسح بر خف از احکام و تشریعاتی است که در دین اسلام آمده است و از جمله احکام بسیاری است که بیانگر آسان بودن دین اسلام است و دلالت بر این دارد که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با این دین آسان بر ما منت نهاد و لطف فرمود. گاهی انسان برای در امان ماندن از سرما، گرد و غبار و… که اهداف مردم در این باره متنوع است، نیاز به پوشیدن جوراب و خُفّ پیدا می‌کند. از این ‌رو فرصتی برای بندگان فراهم شده و به آنان اجازه داده شده است که بر جوراب و کفش، مسح نمایند و با بیرون آوردن کفش و جوراب و شستن پاها خود را دچار سختی و مشقت نکنند.

مسح کردن بر خف، شروطی دارد که باید رعایت شود:

شرط اول: آن‌ را با وضو بپوشد؛ اگر قبل از پوشیدن، وضو نداشته باشد، مسح بر آن درست نیست. زیرا وقتی مغیره رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ خواست خفّ‌های رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را بیرون بیاورد، ایشان فرمود: دَعْهُما فَإنّی أدْخَلْتُهُما طاهِرَتینِ»[۱] : (آن ‌دو را رها کن زیرا آن‌ها را با پاکی و طهارت پوشیده‌ام). اگر خُف‌ را بدون داشتن وضو ‌پوشید و از روی فراموشی بر آن‌ مسح کرد، واجب است دوباره وضو بگیرد و پاهایش را بشوید و اگر با آن وضو نماز خوانده باشد، واجب است نمازش را دوباره بخواند.

شرط دوم: مسح بر خفّ باید در وضو گرفتن (حَدث اصغر) باشد، نه در غسل کردن (حدث اکبر)؛ اگر فردی دچار جنابت شود در حالی که قبل از آن با داشتن وضو، جوراب پوشیده باشد، واجب است که آن‌ها را بیرون آورده و پاهایش را بشوید زیرا طهارت حدث اکبر سخت‌تر از طهارت حدث اصغر است لذا آب باید تمام بدن را فرا بگیرد و در غسل، هیچ عضوی مسح نمی‌شود مگر این که مثلا آتل بر وی باشد که بنا بر ضرورت مسح گردد. همچنین در غسل واجب است که آب به زیر موها نیز برسد، حتی اگر موها انبوه و پر پشت باشد نیز سخت‌تر و مهم‌تر می‌شود.

به همین دلیل در سنت بیان شده است که در طهارت بزرگ (غسل) نمی‌توان بر خُف یا جوراب مسح کرد؛ به دلیل حدیث صفوان بن عسَّال رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ که می‌گوید: «کان رسولُ الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم يأمرنا إذا کُنّا سَفرَا أن لا نَنزِعَ خِفَافَنَا ثَلاثَةَ أيّام وَلَيَالِيَهُنَّ، إلا مِن جَنَابَة، وَلکِن مِن غَائط وَبَول وَنَوم»[۲] : (رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به ما فرمان داد که هرگاه در سفر بودم، خُفّ‌های خود را تا سه شبانه‌روز به خاطر (باطل شدن وضو با) ادرار، مدفوع و خواب، بیرون نیاوریم؛ مگر به خاطر جنابت).

شرط سوم: مسح بر خف باید در مدت زمانی باشد که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم تعیین نموده است: «ثَلاثَةَ أيّام وَلَيَالِيَهُنَّ لِلمُسَافِرِ وَيَومَاً وَلَيلَةً لِلمُقِيمِ»[۳] : (سه شبانه ‌روز برای شخص مسافر و یک شبانه ‌روز برای شخص مقیم). این مدت از اولین مسح بعد از وضو شروع می‌شود، نه از زمانی که شخص خف را می‌پوشد یا زمانی که وضویش باطل می‌شود؛ بلکه این مدت زمان از مسح در وضو بعد از باطل شدن وضویش شروع می‌شود تا این که یک شخص مسافر، سه شبانه روز و شخص مقیم، یک شبانه روز را کامل کند.

برای مثال: اگر فردی برای نماز صبح وضو گرفت و خف پوشید سپس ساعت ده در وقت چاشت وضویش باطل شد اما وضو نگرفت سپس در ساعت دوازده وضو گرفت و بر خف، مسح نمود. آغاز مدت مسح بر خف از ساعت دوازده شروع می‌شود، نه از نماز صبح و نه از ساعت ده؛ زیرا مسح کردن را در این ساعت شروع کرده است.

شایان ذکر است که اگر شخصی در حالی که مقیم است مسح بر خف انجام دهد سپس قبل از پایان مدت مسح بر خف (یک شبانه ‌روز) به سفر برود، مدت زمان مسح بر خف برای وی همان مدت شخص مسافر (سه شبانه ‌روز) می‌باشد؛ برای مثال: فردی خف را پوشید و برای نماز ظهر وضو گرفت و بر آن‌ مسح نمود سپس بعد از ظهر یا عصر به مسافرت رفت، وی در این حالت همان مدت مسافر (سه شبانه ‌روز) را مسح می‌کند اما در صورتی که قبل از رفتن به سفر، مدت وی تمام شود، نمی‌تواند بر مدتی که تمام شده بنا کند بلکه واجب است هرگاه وضو گرفت پاهایش را بشوید.

عکس این حالت نیز رخ می‌دهد که حکمش نیز عکس این حالت است؛ یعنی اگر در سفر بر خف، مسح نمود سپس به شهر و سرزمینش رسید، به اندازه‌ی یک مقیم (یک شبانه ‌روز) مهلت دارد؛ اگر یک شبانه روز در سفر گذشته باشد، باید خف را در آورده و پاهایش را هنگام وضو بشوید اما اگر مقداری از یک شبانه ‌روز مانده بود، فقط همان یک شبانه ‌روز را تکمیل می‌کند.

 باید دانست که اگر مدت مسح بر خف تمام شد و شخص وضو داشت، وضویش باطل نمی‌شود بلکه همچنان وضو دارد تا این‌ که وضویش با یکی از نواقض وضو که معروف است باطل گردد؛ مثلا اگر شخصی در ساعت دوازده روز یک شنبه در حالی که مقیم است بر خف، مسح نمود، سپس در ساعت یازده و نیم روز دوشنبه (یعنی نیم ساعت قبل از تمام شدن مدت یک شبانه روز) وضو گرفت و بر خف، مسح کرد و وی تا ساعت دوازده، یک و دو همچنان وضو داشت، وضو دارد و با پایان مدت، باطل نشده است؛ اما اگر وضویش بعد از پایان مدت با یکی از باطل‌کننده‌ها باطل شد، واجب است که برای وضوی دوباره، خف را بیرون آورده و پاهایش را بشوید زیرا مدت به پایان رسیده است. بنابراین مسح کردن بر خف و جوراب، اگر انسان آن را پوشیده باشد، سنت است اما سه شرط دارد:

شرط اول: خف یا جوراب را در حالی بپوشد که وضو دارد.

شرط دوم: مسح بر خف یا جوراب برای وضو (حدث اصغر) باشد، نه برای غسل (حدث اکبر).

شرط سوم: مسح کردن در مدت زمان مشخص شده انجام شود؛ این مدت زمان برای شخص مقیم، یک شبانه ‌روز و برای شخص مسافر، سه شبانه ‌روز است که بعد از اولین مسح بعد از بی‌وضویی شروع می‌شود.


[۱] تخریج آن گذشت.

[۲] تخریج آن گذشت.

[۳] تخریج آن گذشت.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: نرجو من فضيلتكم بيان شيء عن أحكام المسح على الخفين.

فأجاب رحمه الله تعالى: المسح على الخفين من الشرائع التي جاء الإسلام بها، وهي فريضة من فرائض كثيرة تدل على يسر الإسلام وسهولته، وأن الله – سبحانه وتعالى – منَّ علينا بدين مُيسّر. فالإنسان قد يحتاج إلى لبس الخفين أو الجوارب أو الشراب؛ اتقاء للبرد أو اتقاء للغبار، أو ما أشبه ذلك، مما تختلف فيه أغراض الناس، فمِن ثُمَّ رُخص للعباد أن يمسحوا على الجوارب، أو على الكنادر، وألا يشقوا على أنفسهم بنزعها وغسل الرجل.

ولكن للمسح على ذلك شروط لا بد منها:

الشرط الأول: أن يلبسها على طهارة، فإن لبسها على غير طهارة لم يجز المسح عليها؛ لقول النبي صلى الله عليه وسلم للمغيرة رضي الله عنه حين أهوى لينزع خفيه – أي: خفي النبي – صلى الله عليه وآله وسلم- قال: «دَعْهُمَا فَإِنِّي أَدْخَلْتُهُمَا طَاهِرَتَيْنِ». فإن لبسهما على غير طهارة، ونسي فمسح وجب عليه أن يعيد الوضوء، ويغسل رجليه مرة أخرى، ويُعيد الصلاة إن كان صلى بالوضوء الذي مسح فيه ما لبسه على غير طهارة.

الشرط الثاني: أن يكون ذلك في الحدث الأصغر، أما الحدث الأكبر فإنه إذا أجنب الرجل، وعليه جوارب لبسها على طهارة، وجب عليه خلعهما، وغسل قدميه؛ لأن طهارة الحدث الأكبر أشقّ من طهارة الحدث الأصغر، ولذلك تعم جميع البدن، وليس فيها شيء ممسوح إلا الجبيرة للضرورة، ويجب إيصال الماء في الطهارة الكبرى إلى ما تحت الشعر، ولو كان كثيفًا، فهي أشد وأغلظ.

ولهذا جاءت السُّنة بأن لا يمسح في الطهارة الكبرى على الجوارب أو الخفين، ودليل ذلك حديث صفوان بن عسال رضي الله عنه قال: «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يَأْمُرُنَا إِذَا كُنَّا سَفَرًا أَنْ لَا نَنْزِعَ خِفَافَنَا ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ وَلَيَالِيهِنَّ، إِلَّا مِنْ جَنَابَةِ، وَلَكِنْ مِنْ غَائِطِ وَبَوْلٍ وَنَوْمٍ».

الشرط الثالث: أن يكون المسح في المدة التي حددها النبي -صلى الله عليه وآله وسلم، وهي: «ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ وَلَيَالِيَهُنَّ لِلْمُسَافِرِ، وَيَوْمًا وَلَيْلَةٌ لِلْمُقِيمِ»، تبتدئ هذه المدة من أول مرة مسح بعد الحدث، لا من اللبس، ولا من الحدث، بل من المسح في وضوء بعد الحدث، حتى يتم ثلاثة أيام إن كان مسافرا، أو يوما وليلة إن كان مقيما.

مثال ذلك: إذا تطهر لصلاة الفجر، ولبس ، ثم أحدث في الساعة العاشرة ضُحى، ثم لم يتوضأ، ثم تطهر في الساعة الثانية عشرة ومسح، فإن ابتداء المدة يكون من الساعة الثانية عشرة، لا من الفجر، ولا من الساعة العاشرة، بل من الساعة الثانية عشرة؛ لأنها الساعة التي ابتدأ المسح فيها. وليعلم أن الرجل إذا مسح وهو مقيم، ثم سافر قبل تمام مدة مسح المقيم، فإنه يتم مسح ،مسافر، مثال ذلك: رجل لبس خفيه، ثم مسح عليهما لصلاة الظهر مثلا، ثم سافر بعد الظهر، أو بعد العصر، فإنه يتم مسح مسافر، أما إن تمت مدة مسح المقيم قبل أن يسافر، فإنه لا يبني على مدةٍ تمت، بل يجب عليه أن يغسل قدميه إذا توضأ.

وكذلك العكس بالعكس؛ لو مَسَح وهو مسافر، ثم وصل البلد فإن مَسْحَهُ مسح المقيم، فإن كان مضى له يوم وليلة للسفر، فعليه أن يخلع، ويغسل قدميه عند الوضوء، وإن بقي من اليوم والليلة شيء أتمه يوما وليلة فقط.

وليُعلم كذلك أن مدة المسح إذا تمت، وهو على طهارة، فإن طهارته لا تنتقض، بل يبقى طاهرًا حتى تبطل طهارته بناقض من النواقض المعروفة، فإذا قدر أن شخصا ما مسح أول مرة في الساعة الثانية عشرة من يوم ا الأحد وهو مقيم، ثم مسح من يوم الاثنين الساعة الحادية عشرة والنصف، أي: بقي عليه نصف ساعة، ويتم يوما وليلة، ثم مضت عليه الثانية عشرة والواحدة والثانية، وهو لا يزال على طهارته، فإن طهارته باقية لم تنتقض بانتهاء المدة، لكنه إذا انتقض وضوؤه بعد اكتمال المدة وجب عليه أن يغسل قدميه إذا توضأ؛ لأن المدة قد تمت.

إذا فالمسح على الخفين أو الجوارب سنة، إذا كان الإنسان لابسا لهما لكن بشروط ثلاثة:

الشرط الأول: أن يلبسها على طهارة.

الشرط الثاني: أن يكون ذلك في الحدث الأصغر دون الأكبر.

الشرط الثالث: أن يكون ذلك في المدة المحددة، وهي: يوم وليلة للمقيم، وثلاثة أيام بلياليها للمسافر، تبتدئ هذه المدة من أول مرة مسح بعد الحدث.

مطالب مرتبط:

(۱۴۵۹) آیا مسافر می‌تواند یک هفته بر خفین مسح کند؟

آن چه از سنت ثابت است همین می‌باشد که مسافر، سه شبانه ‌روز فرصت مسح بر خف دارد...

ادامه مطلب …

(۱۴۶۹) روش مسح بر جوراب چگونه است؟

روش مسح بر جوراب بدین صورت است که فرد ابتدا دو دستش را خیس نماید سپس از سر انگشتان تا ابتدای ساق پایش را یک بار دست بکشد...

ادامه مطلب …

(۱۴۷۶) آیا می‌توان بر جورابی که روی جوراب دیگر پوشیده شده مسح کرد؟

این شخص برای وضوی نماز عشا، فقط بر جوراب دوم مسح می‌کند و نیازی به مسح جوراب زیر نیست؛ اما این مسح، مبنی بر مسح بر جوراب اول است...

ادامه مطلب …

(۱۴۸۳) حکم مسح بر آتل یا پانسمان چیست؟

بنا بر دیدگاه راجح، مسح بر آتل یا پانسمان، جایز است...

ادامه مطلب …

(۱۴۸۰) جوراب پوشیدم اما هنگام وضو گرفتن، فراموش کردم که آیا قبل از پوشیدن جوراب‌، وضو داشته‌ام یا خیر؟

واجب است جوراب را بیرون آورده و پاهای خود را بشویی؛ زیرا در وجود یک شرط، تردید داری و اصل بر عدم وجود شرط است لذا اگر شک و تردید داری که هنگام پوشیدن جوراب، وضو داشته‌ای یا خیر، جایز نیست که بر آن مسح کنی...

ادامه مطلب …

(۱۴۶۱) پس از پایان زمان مسح آیا باید همه وضو را تکرار کنم؟

هرگاه وقت مسح بر خف تمام شد، واجب است هنگام وضو گرفتن خف یا جوراب را در آورده و برای نماز وضوی کامل بگیرد. این که فقط پاها را بشوید و دوباره جوراب بپوشد کافی نیست...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه