(۵۳۶۲) سوال: زنم از انجام چیزی نهی کردم و به او گفتم: اگر کسی از خانوادهام (منظورم پدر یا مادرم بوده) به تو گفتند: این کار را انجام بده، بگو: شوهرم مرا از آن به طلاق نهی کرده است و وقتی من از منزل رفتهام فهمیدم که آن کار را انجام داده است و بسیار عصبانی شدم و به او دوبار گفتم: تو طلاق هستی و قصدم از گفتن آن این بوده که او را به آنچه قبلا در مورد آن کار گفتهام یادآوری کنم، لذا حکم آن چیست؟
جواب:
حکم آن در مورد آنچه که آخر گفتی: تو طلاق هستی، اگر در عصبانیت شدید بودی که نمیدانستی چه میگویی پس طلاق واقع نمیشود اما اگر در حالتی بودی کنترل نفس خود را داشتی و امکان تصرف سالم را داشتی و به او گفتهای: تو طلاق هستی و ادعا نمودی که آن برای یادآوری آنچه گذشته بوده است، این به دادگاه برمیگردد چون ادعای تو خلاف ظاهر است و ظاهر در این عبارت این است که او را به خاطر مخالفتی که ذکر کردی طلاق دادی و از جهتی که ادعای خلاف ظاهر را کردی باید به دادگاه مراجعه کنی مگر این که همسرت نیز را در آنچه گفتهای تصدیق کند که در این صورت از تو پذیرفته میشود.
اما در حقیقت کلام تو خلاف واقع است و ادعای تو که برای یادآوری آنچه گذشته بوده است، خلاف ظاهر کلام و احوال مقترن به آن است لذا ای برادر تقوای الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ را رعایت کن و در این امور بزرگ و خطرناک حیله به کار نبر بلکه در آنچه گفتی صادق باش و نظر من این است که این مسئله باید به دادگاه رجوع داده شود تا در احوال آن نگاه کنند و امکان صدق ادعای که کردی از عدم آن.