سه‌شنبه 5 شوال 1447
۴ فروردین ۱۴۰۵
24 مارس 2026

(۵۸۷۳) آیا عقیم بودن درمان دارد؟

(۵۸۷۳) سوال: آیا عقیم بودن درمان دارد؟ آیا اگر شخص عقیم از الله جَلَّ‌جَلَالُهُ درخواست کند، دارای فرزند می‌شود؟ با علم به این‌که پزشکان به او گفته‌اند که هرگز فرزند نخواهد داشت.

جواب:

کسی نمی‌تواند حکم و قضای الله جَلَّ‌جَلَالُهُ را تغییر دهد، الله جَلَّ‌جَلَالُهُ می‌فرماید: {وَاللَّهُ يَحْكُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ} [رعد: ۴۱]. (و الله حکم می‌دهد و هیچ باطل‌کننده‌ای برای آن نیست. ) الله جَلَّ‌جَلَالُهُ تأکید می‌نماید که مالکیت آسمان‌ها و زمین از اوست  و هر چه بخواهد انجام می‌دهد، الله جَلَّ‌جَلَالُهُ می‌فرماید: {لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ يَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ إِنَاثاً وَيَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ الذكور*أو يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَاناً وَإِنَاثاً وَيَجْعَلُ مَنْ يَشَاءُ عَقِيماً إِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِيرٌ} [شوری: ۴۹-۵۰]. (مالکیت آسمان و زمین برای الله است، هرچه بخواهد می‌آفریند، به هر که بخواهد دختر می‌دهد و به هر کس بخواهد پسر می‌دهد یا پسران و دخترانی را با هم به آنان می‌دهد و هر کسی را بخواهد نازا قرار می‌دهد که او بسیار دانای تواناست. ) پس چهار گروه هستند:

اول: الله جَلَّ‌جَلَالُهُ به او پسر می‌دهد و دختر نمی‌دهد.

دوم: الله به او دختر می‌دهد و پسر نمی‌دهد.

سوم: الله هم به او پسر می‌دهد و هم دختر.

چهارم: الله او را عقیم و نازا قرار می‌دهد و نه دختر دارد و نه پسر.

الله جَلَّ‌جَلَالُهُ آفریدگان را این‌گونه تقسیم نمود، پس کسی‌که الله حکم عقیم بودنش را داده، امکان ندارد که فرزند داشته باشد و کسی‌را که الله دیرتر به او فرزند می‌دهد، چه بسا با دعا و دارو فرزند آورده است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: هل يوجد علاج لمرض العقم؟ وهل يمكن أن ينجب العقيم إذا دعا الله عز وجل؟ مع العلم بأن الأطباء قد قالوا له: إنه لن ينجب؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: أما قضاء الله -عز وجل- فلا مغير له؛ كما قال الله تعالى: ﴿وَاللَّهُ يَحْكُمُ لَا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ﴾ [الرعد: ٤١ ]، وقد بين الله سبحانه وتعالى أن له ملك السماوات والأرض، وأنه يفعل ما يشاء؛ فقد قال الله تبارك وتعالى: ﴿لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ يَهَبُ لِمَن يَشَاءُ إِنا وَيَهَبُ لِمَن يَشَاءُ الذُّكُورَ أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَانًا وَإِنَنَا وَيَجْعَلُ مَن يَشَاءُ عَقِيمًا إِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِيرٌ ﴾ [الشورى: ٤٩-٥٠]، فهذه أربعة أصناف:

الأول: أن يهب الله تعالى للرجل الذكور فلا يأتيه إناث، والثاني: أن يهب له إنانا فلا يأتيه ذكور ، والثالث أن يزوجهم أي يصنفهم ذكورًا وإناثًا، فيكون للإنسان ذكور وإناث والرابع: أن يجعل من يشاء عقيما لا يأتيه ذكور ولا إناث.

هكذا قسم الله تبارك وتعالى الخلق، فمن قضى الله عليه أن يكون عقيما لا يمكن أن يكون ذا ولادة، ومن قضى الله عليه أن يتأخر إنجابه فهذا ربما ينجب بالدعاء أو بالعقاقير والأدوية.

مطالب مرتبط:

(۵۸۷۲) حکم استفاده از قرص‌های تقویتی برای بارداری

این موضوع به مشاوره‌ی پزشک بستگی دارد، اگر مصرف این قرص‌ها را برای او زیانبار نمی‌داند، بهتر است برای بارداری استفاده کن...

ادامه مطلب …

(۵۸۶۵) حکم تأخیر در بارداری برای تربیت اسلامی فرزندان

این راه حل، یعنی جلووگیری از بارداری درست نیست...

ادامه مطلب …

(۵۸۶۲) حکم استفاده از وسایل جلوگیری از بارداری در صورت ضعف جسمانی

اگر شوهر مشاهده کند که زن در دوران بارداری به طرز غیرعادیی تحت تأثیر قرار می‌گیرد، باید به او اجازه‌ی استفاده از روش‌های جلوگیری از بارداری بدهد یا خودش از این روش‌ها استفاده کند، این کار به احترام و شفقت نسبت به زن است تا وقتی که قوی شود و بتواند این کار را انجام دهد.....

ادامه مطلب …

(۵۸۶۸) حکم تأخیر در فرزندآوری به دلیل ادامه تحصیل

اگر شرایط و ضرورت موجب شد که زن به خاطر ضعف و ناتوانی قادر به براداری نباشد، اشکالی ندارد که زن و شوهر توافق نمایند که داشتن فرزند را برای مدت مشخصی به تأخیر اندازند...

ادامه مطلب …

(۵۸۷۷) حکم شرعی لقاح مصنوعی

در مورد حالت اول، اگر همسر نتواند فرزند تولید کند و همسرش مایع از فرد دیگری بگیرد و آن را در رحمش تزریق کند، این عمل حرام است و جایز نیست....

ادامه مطلب …

(۵۸۷۱) حکم سقط جنین در ماه‌های اولیه

به نظر من در صورتی که متوجه شویم بارداری است، اجازه‌ی سقط آن‌را نداریم، مگر اینکه دلیل شرعی وجود داشته باشد، مانند اینکه مشخص شود که این جنین ناقص است و زنده نخواهد ماند و به خود و خانواده‌اش آسیب می‌زند، در این صورت می‌توان بنا بر ضرورت و نیاز اجازه‌ی سقط داد...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه