دوشنبه 4 شوال 1447
۳ فروردین ۱۴۰۵
23 مارس 2026

(۳۲۴۹) آیا صحیح است که ناله‌ی بیمار تسبیح است؟

(۳۲۴۹) سوال: آیا صحیح است که ناله‌ی بیمار تسبیح است، فریادش تکبیر است و جابه جا شدن وی از پهلویی به پهلوی دیگر جهاد در راه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است؟

جواب:

این صحیح نیست بلکه ناله‌ی بیمار اگر از روی شکایت باشد حرام است لذا مردی بر امام احمد رَحِمَهُ‌الله در حالی که ایشان بیمار بود و ناله می‌کرد وارد شد و به ایشان گفت؛ فلانی از تابعین که گمان می‌کنم طاووس است می‌گوید: همانا ناله‌ی بیمار برایش نوشته می‌شود به دلیل فرموده‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ: {مَا يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ} [ق: ١٨]: (هیچ سخنی را بر زبان نمی‌آورد مگر اینکه نزدش مراقبی حاضر و آماده‌ی نوشتن است) لذا امام احمد رَحِمَهُ‌الله از ناله کردن دست کشید[۱]؛ بنابراین اگر ناله، تعبیری از شکایت باشد حرام است اما در صورتی که به اقتضای طبیعت و شدت بیماری باشد، شخص در مقابل آن مؤاخذه نمی‌شود اما اجری نیز ندارد همچنین جابه جا شدن وی از پهلویی به پهلوی دیگر اجری ندارد بلکه اگر بدین وسیله بدنش راحتی می‌یابد انسان به خاطر راحت کردن بدنش اجر داده می‌شود زیرا تلاش انسان برای راحت ساختن بدنش امری است که در مقابل آن ثواب داده می‌شود تا جایی که از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم روایت شده که شخص اگر از مالش برای رضایت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بخورد، اجر داده شده و خوردن وی از مالش صدقه محسوب می‌شود[۲].


[۱] داستان را ابن کثیر در تفسیرش ذکر کرده است (۳۹۹/۷).

[۲] صحیح بخاري: كتاب الوصايا، باب أن يترك ورثته أغنياء خير من أن يتكففوا الناس، رقم (٢٧٤٢) و مسلم: كتاب الهبات، باب الوصية بالثلث، رقم (١٦٢٨).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: هل صَحَّ أن أنين المريض تسبيح، وصياحه تكبير، وتَقَلُّبَهُ من جانب إلى جانب جهاد في سبيل الله؟

فأجاب رحمه الله تعالى: هذا ليس بصحيح، بل أنين المريض إذا كان يعبر عن الشكوى فهو حرام، ولهذا دخل رجلٌ على الإمام أحمد رحمه الله وهو في مرضه فوجده بین، فقال له: إن فلانًا من التابعين وأظنه طاوسًا يقول: إن أنين المريض يُكتب عليه ؛ لقوله -تعالى-: ﴿ مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ ﴾ [ق: ١٨]. فأمسك الإمام أحمد رحمه الله عن الأنين، فإذا كان الأنين يعبر عن الشكوى فهو حرام، وإذا كان بمقتضى الطبيعة وشدة المرض فإنه لا يؤاخذ عليه الإنسان، لكنه لا يُؤجر عليه. وكذلك تَقَلُّبه من جنب إلى جنب، فإنه ليس فيه أجر، نَعَمْ إذا كان فيه راحةً لبدنه فإن الإنسان يُؤجر عليه؛ من أجل طلب الراحة لبدنه؛ لأن طلب الإنسان الراحة لبدنه أمرٌ يُثاب عليه، حتى جاء عن النبي صلى الله عليه وسلم أن الرجل إذا أكل من ماله يبتغي بذلك وجه الله فإنه يُؤجر، ويكون أكله هو من ماله صدقة .

مطالب مرتبط:

(۳۲۵۶) نقش روح در حیات انسان

دانستن کیفیت روح برای ما ممکن نیست زیرا کیفیت چیزی را فقط زمانی می‌دانیم که آن چیز یا نظیر آن را مشاهده کنیم یا خبر راستینی پیرامون آن به ما برسد که به نسبت روح، هیچ کدام از این امور سه‌گانه برایمان حاصل نشده است....

ادامه مطلب …

(۳۲۵۷) آیا مؤمن هنگام کشیده شدن روح، دچار درد می‌شود؟

همچنین کشیده شدن روح از بدن سخت است اما بر شخصی تخفیف یافته و بر دیگری شدت می‌یابد همچنین گاهی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ کشیده شدن روح را بر میت به خاطر گناهانی که مرتکب شده سخت می‌کند....

ادامه مطلب …

(۳۲۳۹) حکم اهدای خون از مسلمان به کافر و عکس آن

شخصی که خون اهدا می‌کند اگر گرفتن خون از وی آسیبی به او نمی‌رساند، گناهی بر او نیست و اگر کسی که خون به او اهدا می‌شود، مسلمان باشد این کار از جمله نیکوکاری به مسلمانان است و اگر مسلمان نباشد از جمله کسانی است که صدقه بر آنان جایز است...

ادامه مطلب …

(۳۲۱۹) حکم خوردن قرص جلوگیری از بارداری توسط زنان

نظر ما این است که استفاده از قرص جلوگیری ممنوع است؛ زیرا دچار آسیب‌های جسمی‌ می‌شود که حتی به جنین نیز سرایت می‌کند و دچار آسیب‌های شرعی نیز می‌شود ...

ادامه مطلب …

(۳۲۶۲) حکم توبه در لحظات آخر عمر و گفتن «لا اله الا الله»

هنگامی که انسان از قبل در نزدش ایمان و گناه بوده است سپس در هنگام مرگ این را می‌گوید و آن را نیز فقط از روی اخلاص می‌گوید، پس قطعاً آن گناهان قبلش را محو می‌سازد.....

ادامه مطلب …

(۳۲۶۳) روش رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در زیارت کردن از مریض

رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از بیماران عیادت می‌نمودند و به آنها آرامش می‌دادند و با عیادت کردن، آنها را خوشحال‌ می‌ساخت....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه