یکشنبه 28 جمادی‌الاول 1448
۱۷ آبان ۱۴۰۵
8 نوامبر 2026

(۳۲۴۳) حکم برداشت جزئی از کالبد بیمار یا میّت برای اهداف علمی

(۳۲۴۳) سوال: من پزشک هستم و مشکلی که پزشکان زیاد با آن برخورد می‌کنند این است که گاهی بیمار می‌میرد در حالی که بیماری‌اش دانسته نمی‌شود یا بیماری دانسته می‌شود اما لازم می‌شود جزئی از کالبد بیمار یا کالبد میّت برای اهداف علمی و پیشرفت درمان برداشته شود که این با فرو کردن سوزنی در جسم یا انجام عمل جراحی برای برداشتن قطعه یا عضوی برای تحقیقات پیرامون آن، صورت می‌پذیرد سپس این تکه از بدن در مقبره دفن می‌شود؛ حکم این کار چیست؟ اگر جایز است آیا واجب است قبل از این کار از خانواده‌ی میّت اجازه گرفته شود یا خیر؟

جواب:

اگر قضیه همان طور که سؤال کننده گفت فرو کردن سوزن یا مانند آن باشد که به سبب آن جراحتی در جسم یا قطع عضوی صورت نمی‌پذیرد، جایز است برای مصلحتی که در بردارد و ضرری به میت نمی‌رسد اما اگر مسئله نیازمند قطع کردن عضوی از میّت است، جایز نیست مگر این‌ که به خاطر مصلحتی باشد که به خود میت تعلق می‌گیرد مثل این که هدف، آگاهی یافتن از سبب مرگش باشد که آیا مرگش طبیعی بوده یا به سبب چیزی که به او داده شده یا غیره بوده است، یعنی هنگام وجود شک در سبب مرگش که آیا به طور طبیعی بوده یا کسی به او تعدی کرده که باعث مرگ او شده است که در این حالت اشکالی ندارد جزئی از بدنش برای انجام آزمایش برداشته شود سپس بعد از آن به بدن میّت برگردانده شده و همراهش دفن شود اما اگر هدف از این کار مصلحتی خارجی باشد که تعلقی به میت ندارد، جایز نیست زیرا میّت احترام دارد همان‌گونه که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «كسر عظم الميّت ككسره حيّا» : (شکستن استخوان میت همانند شکستنش در حال زندگانی است) و این مصلحتی است که به شخص وی تعلقی ندارد؛ بنابراین جایز نیست برای مصلحت دیگران به وی تعدی کنیم.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: أنا أعمل طبيبا، وهناك مشكلة تواجه الأطباء كثيرا، و هي أنه قد يموت المريض ولم يُعْرَفْ مَرَضُهُ، أو يكون قد عُرِفَ ولكن قد يستلزم الأمر أخذ عينة من جثة المريض أو من جثة الميت للأغراض العلمية وتطوير العلاج، ويكون ذلك إما بوخز إبرة في جسمه، أو إجراء عملية جراحية لاستئصال قطعة أو عضو لدراسته، ثم يُدْفَنُ هذا الجزء في المقبرة، فما حكم ذلك العمل؟ وإن كان جائزا فهل يجب استئذان أهل الميت قبل ذلك أم لا؟

فأجاب -رحمه الله تعالى -: إذا كانت القضية كما قال السائل: وخز إبرة أو شبهها مما لا يحصل به جَرْح الجسم ولا قطع شيء منه، فإن هذا جائز؛ لما فيه من المصلحة وعدم الضرر على هذا الميت. أما إذا كانت المسألة تحتاج إلى قطع شيء من الميت فإن ذلك لا يجوز إلا لمصلحة تتعلق بذلك الميت نفسه؛ مثل أن يكون الغرض الاطلاع على سبب موته هل هو موت طبيعي أو بسبب شيء أعطيه أو ما أشبه ذلك، يعني عند الشكٍّ في موته هل هو بسبب طبيعي أو أن أحدًا اعتدى عليه بما يقتضي موته، فمثل هذا لا بأس أن يُؤْخَذَ منه جزء يُجرى عليه اختبار، ثم بعد ذلك يُعَادُ إلى بدن الميت ويُدْفَنُ معه.

وأما إذا كان الغرض من ذلك مصلحة خارجية عن الميت ولا تَعلُّق للميت بها فإنه لا يجوز؛ لأن الميت مُحترَم كما قال النبي – عليه الصلاة والسلام-: «كَسْرُ عَظْمِ الْمَيِّتِ كَكَسْرِهِ حَيَّا». وهذه مصلحة لا تتعلق به شخصيا، فلا يجوز أن نَعْتَدِي عليه لمصلحة غيره.

 

مطالب مرتبط:

(۳۲۵۹) وقت تلقین چه زمانی است؟

تلقین فقط در هنگام احتضار یا همان حالت مرگ می‌باشد که با لا اله الا الله تلقین می‌شود همان گونه که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در هنگام مرگ عمویش ابوطالب که در حالت احتضار بود انجام داد ....

ادامه مطلب …

(۳۲۳۸) حکم نگهداری استخوان‌ها برای تحقیقات پزشکی

کالبد انسان: اگر  انسانی محترمی است، مانند: مسلمان، اهل ذمّه، هم‌پیمانان مسلمانان و کسانی که از جانب مسلمانان به آنان امنیت داده شده، جایز نیست آن را مُثله کرده و استخوانش را نگهداری کند اما اگر انسان غیر محترمی باشد جای تأمل دارد و برای صدور فتوای همگانی که مسلمانان از آن بهره‌مند شوند، نیازمند تحقیق و مراجعه است....

ادامه مطلب …

(۳۲۵۵) ثمره و فایده‌ی ذکر گفتن هنگام مرگ چیست؟

ثمره و فایده‌ی ذکر گفتن هنگام مرگ، این است که هر کس آخرین سخنش از دنیا (لا إله إلا الله) باشد که آن را خالصانه از صمیم قلبش گفته باشد از اهل بهشت خواهد بود....

ادامه مطلب …

(۳۲۴۰) آیا کسی که بر اثر خطای پزشکی فوت کند، شهید نامیده می‌شود؟

شهید شمرده نمی‌شود زیرا مرگ به اختیار و فعل خودش رخ داده هر چند که قصد آن را نداشته است اما وی مانند کسی که دچار آتش‌سوزی و غرق شدن شده یا زیر آوار وفات یافته و غیره، نیست زیرا کسانی که بدین اسباب وفات یافته‌اند مرگشان ناشی از فعل خودشان نبوده است....

ادامه مطلب …

(۳۲۵۳) حکم شرعی استفاده از آب چاه‌ها و چشمه‌ها برای شفای بیماری‌ها

نظر ما در این مسئله این است که اگر از نظر حسی ثابت شود که این آب در از بین بردن بیماری‌ها تأثیر دارد، اشکالی ندارد به آنجا رفته و با آن مداوا کنند زیرا طبابت و پزشکی دو نوع است:....

ادامه مطلب …

(۳۲۳۰) حکم آشکار ساختن عورت زن برای شناخت علایم بیماری چیست؟

آشکار ساختن آنچه بر زن واجب است که آن را بپوشاند برای مصلحت معالجه و شناخت و تشخیص بیماری اشکالی ندارد؛ زیرا حاجت است و نیاز این‌گونه حرام‌ها را مباح می‌گرداند....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه