دوشنبه 20 صفر 1448
۱۲ مرداد ۱۴۰۵
3 آگوست 2026

(۶۱۴۷) حکم نذر در حال خشم

(۶۱۴۸) سوال: روزی از روزها اتفاقی افتاد که مرا بسیار خشمگین کرد؛ لذا گفتم: اگر فلان چیز محقق شد، هر سال به خاطر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ یک ماه را روزه می‌‌گیرم. الحمدلله آن امر محق شد و شروع به روزه گرفتن نمودم اما شنیده‌‌ام که نذر از جانب شخص خشمگین واقع نمی‌‌شود. الان پریشانم و درونم به من اجازه‌‌ی ترک روزه را نمی‌‌دهد و یک سال بر من گذشته و آن ماهی را که نذر نموده‌‌ را روزه‌‌ نگرفته‌‌ام؛ حکم آن چیست؟     

جواب:

حکم این بوده که خشم سه نوع است:  خشم بسیار زیاد به صورتی که انسان احساس نمی‌‌کند و نمی‌‌داند چه می‌‌گوید؛ در این نوع حکمی برای سخن او وجود ندارد، زیرا احساس نمی‌‌کند چه می‌‌گوید و اراده‌‌ی او قفل بوده لذا سخن او بیهوده است. نوع دوم: ابتدای خشم: انسان احساس می‌‌کند چه می‌‌گوید و کنترل خود را دارد و توانایی تصرف کامل را دارد، در این صورت خشم به صورت مطلق در او تأثیری ندارد. نوع سوم: وسط بین دو حالت: به صورتی که احساس می‌‌کند و می‌‌داند چه می‌‌گوید اما کنترل کامل بر تصرفات خود ندارد، در این نوع بین اهل علم اختلاف وجود دارد.

زن، خود می‌‌داند که اگر از نوع اول بوده، نذر او بیهوده است و لازم نیست هر سال یک ماه روزه بگیرد و اگر از نوع دوم یعنی خشم کم بوده نذر او درست است و لازم بوده به نذر خود وفا کند. اما اگر از نوع متوسط بوده در این نوع بین اهل علم اختلاف وجود دارد و آنچه ظاهرتر است -الله اعلم- بر او لازم نیست، زیرا اصل بر برائت ذمه بوده تا اینکه برای ما آشکار گردد که توانایی تصرف و کنترل خود را آن‌‌گونه که می‌‌خواسته داشته است. الله اعلم.

شیخ بزرگوار! اگر فرض کنیم خشم او اندک بوده و می‌‌دانسته چه می‌‌گفته و با توجه به این وفای به نذر برای او واجب است؛ اما اگر می‌‌خواهد از این نذر به خاطر سختی آن یعنی روزه گرفتن یک ماه در هر سال رها شود؛ چگونه است؟

جواب: امکان ندارد از آن رها شود، زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌‌فرماید: «من نذر أن یطیع الله فلیطعه»[۱]: (كسي که نذر نمود از الله اطاعت کند، از الله اطاعت کند)  باید این نذر را اجرا کند و مادامی که آن یک ماه را در سال مشخص نکرده می‌‌تواند آن را در روزهای زمستانی قرار دهد چون روز کوتاه است و دچار سختی نمی‌‌شود.

در این مناسبت دوست دارم او و امثال او را از نذر بر حذر دارم، زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از آن نهی نموده و می-فرماید: «إنه لا یأتي بخير»[۲]: (خیری را نمی‌‌آورد) و همان‌‌طور که می‌‌بینی او الان بدون شک به خاطر نذر پشیمان شده  و می‌‌خواهد از آن رها شود. هرگز شایسته نیست انسانی که در عافیت است نذر کند. بسیاری از مردم – که از الله برای خود و آنها طلب هدایت می‌‌کنیم- هرگاه خود یا یکی از آنها بیمار شد یا اینکه در تحصیل با شکست رو به رو شدند یا شبیه آن، به خاطر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نذر می‌‌کنند اگر موفق شدند یا اینکه از بیماری، خود یا یکی از نزدیکان آنها شفا یافت، نذری می‌‌کنند که گویا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر آنها با قبولی یا شفا و حاصل شدن مطلوب آنها منت نمی‌‌گذارد مگر اینکه برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ شرط قرار دهند! این خطر بزرگی بوده و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ کریم است. آنچه رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از آن نهی نموده حق و درست است. از نذر نهی نموده و می‌‌فرماید: «إنه لا یأتي بخير، وإنما يستخرج به من البخيل»[۳]: (خیری را نمی‌‌آورد و از جانب شخص بخیل صورت می‌‌گیرد) بنابراین نهی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از نذر حق و درست است.


[۱] تخریج آن گذشت.

[۲] تخریج آن گذشت.

[۳] تخریج آن گذشت.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: إنه في يوم من الأيام حدث أمر أغضبني كثيرًا، فقلت: إذا تحقق أمر ما سأصوم الله في كل سنة شهرًا، فتحقق ذلك والحمد لله، فبدأت أصوم، ولكني سمعت أنه لا يقع النذر من الغضبان، فأنا الآن حائرة ولا تطاوعني نفسي بترك الصيام، وقد مرت علي سنة ولم أصم الشهر المنذور فيها، فما الحكم؟

فأجاب رحمه الله تعالى الحكم أن الغضب ينقسم إلى ثلاثة أقسام:

غضب بلغ الغاية، بحيث لا يشعر الإنسان بما يقول ولا يدري ما يقول، فهذا لا حكم لقوله؛ لأنه لا يشعر بما يقول، فالإرادة منغلقة عليه، فيكون قوله لغوّا، وأما القسم الثاني فهو الغضب في ابتدائه، بحيث إن الإنسان يشعر بما يقول ويملك نفسه، ويستطيع أن يتصرف تصرُّفًا تاما، فهذا لا يؤثر إطلاقًا الغضب في حقه والقسم الثالث وسط بين هاتين الحالين، بحيث يكون غضبان يشعر بما يقول ويدري ما يقول، ولكنه فقد السيطرة التامة على تصرفه فهذا محل خلاف بين أهل العلم.

والمرأة تعرف نفسها إن كانت من القسم الأول فإن نذرها هذا لغو ولا يَلْزَمُها أن تصوم شهرًا كل سنة، وإن كان من القسم الثاني، وهو الغضب اليسير، فنذرها ،صحيح، ويَلْزَمُها أن تفي بما نذرت، وأما إذا كان من القسم الوسط ففيه خلاف بين أهل العلم والأظهر – والله أعلم – أنه لا يَلْزَمُها؛ لأن الأصل براءة الذمة حتى يتبيَّن لنا أنها تمكنت من التصرف كما تريد، والله أعلم.

فضيلة الشيخ: لو فرضنا أن غضبها كان يسيرًا بأن كانت تعي ما تقول، وعلى هذا فيَلْزَمُها الوفاء بالنذر، لكن لو أرادت أن تتخلص من هذا النذر لمشقته وهو صيام شهر في كل سنة فكيف تتخلص؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: لا يمكن أن تتخلص؛ لأن النبي -عليه الصلاة والسلام – يقول: «مَن نَذَرَ أَنْ يُطِيعَ اللَّهَ فَلْيُطِعْهُ»، لا بد من تنفيذ هذا النذر، وما دام الشهر غير معين في السنة فيمكنها أن تجعله في أيام الشتاء حيث الأيام القصيرة، وهذا لا يشق عليها.

ثم إنه بهذه المناسبة أود أن أحذرها هي وأمثالها من النذر؛ لأن النبي صلى الله عليه وسلم نهى عنه وقال: «إنه لا يَأْتِي بِخَيْر»، وكما ترى فإنها الآن ندمت على هذا النذر بلا شك، وتحب أن تتخلص منه، فالإنسان في عافية لا ينبغي أن يَنْذر أبدا، وكثير من الناس – نسأل الله لنا ولهم الهداية – إذا مرضوا أو مرض لهم أحد أو فشلوا في دراسة أو ما أشبه ذلك نذروا الله إن نجحوا أو إن شفوا من المرض أو شفي قريبهم من المرض نذرا، كأن الله تعالى لا يمن عليهم بالقبول وبإزالة المرض وبحصول المطلوب إلا إذا شرطوا له شرطا! وهذا خطأ عظيم، فالله – جل وعلا-،كريم فالذي نهى عنه الرسول صلى الله عليه وسلم هو الحق، وهو الصواب فنهى عن النذر وقال: «إِنَّهُ لا يَأْتِي بِخَيْرٍ، وإِنما يُسْتَخْرَجُ بِهِ مِنَ الْبَخِيلِ»، فنهي الرسول عليه الصلاة والسلام عن النذر هو الحق والصواب.

مطالب مرتبط:

(۶۱۵۶) حکم نذر خواندن قرآن و پرداخت پول برای وفای به آن

حکم نذر مکروه یا حرام است، زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از آن نهی نموده و خبر داده خیری نمی‌‌آورد و از جانب شخص بخیل صورت می‌‌گیرد...

ادامه مطلب …

(۶۱۱۶) صیغه‌‌ی نذری که بر انسان وفای به آن را واجب می‌‌کند چیست؟

برای نذر صیغه‌‌ی مشخصی وجود ندارد. بلکه هر گفتاری که دلالت بر ملزم شدن شخص به چیزی به خاطر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌دهد؛ نذر است....

ادامه مطلب …

(۶۱۱۹) هرگاه شخصی در حالت خواب نذر کند آیا وفای به آن نذر برای او واجب است؟

نذر کسی که خواب است چیزی نیست، زیرا اقرار شخص خوابیده چیزی حساب نمی‌‌شود. تمام تصرفات کسی که خوابیده چیزی نیست و به شخصی که خوابیده چیزی نسبت داده نمی‌‌شود....

ادامه مطلب …

(۶۱۵۰) حکم تأخیر در وفای به نذر روزه و لزوم قضای آن

گفته‌‌اش: از الله خواستم؛ احتمال دارد به این معنا باشد که نذر نموده روز دوشنبه و پنجشنبه را روزه بگیرد و احتمال دارد از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ خواسته یعنی از او خواسته  بر این کار او را یاری کند. اگر دومی باشد یعنی از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ خواسته او را بر این کار یاری کند، چیزی بر او او نیست....

ادامه مطلب …

(۶۱۴۸) حکم عدم وفای به نذر روزه

اگر از روی کوتاهی آن را به تأخیر انداخته، به جای او روزه گرفته می‌‌شود و اگر بدون کوتاهی آن را به تأخیر انداخته مانند اینکه هنگامی که نذر بر او واجب شده شروع نموده سپس قبل از اتمام آن فوت کرده به جای او قضا نمی‌‌شود و کفاره داده نمی‌‌شود....

ادامه مطلب …

(۶۱۴۵) حکم تأخیر در وفای نذر روزه و لزوم کفاره

ر تو کفاره‌‌ی قسم لازم است، زیرا نذر تو متضمن دو چیز است: ده روز روزه گرفتن و اینکه این ده روز در ماه مشخصی باشد. بنابراین زمانی که نتوانستی در این ماه معین روزه بگیری، به دلیل از دست دادن این ویژگی، کفاره‌‌ی قسم بر تو واجب است....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه